Le prime 176 righe.
گروه اسکرین چنل تقدیم میکند
«دیگر شبی وجود نخواهد داشت»
در حال پرواز، از هر چیزی که .خلبانها مشاهده میکنن فیلم گرفته میشه
هرچیزی که ضبط میشه .بعداً تحتبایگانی قرار میگیره
،در صحنهی عملیات میدانی
حذف کردن موارد ضبط شده .تخلف یا حتی جرم محسوب میشه
.در هر هلیکوپتر دو خلبان وجود داره
،یه خلبان هلیکوپتر رو به پرواز درمیاره
و اون یکی خلبان، تیراندازیه .که روی عملیات نظارت داره
فرمانده یه کلاهایمنی روی سرشه .که دوربین هلیکوپتر رو کنترل میکنه
اگه برای دیدن اتفاقات سمت چپش ،سرش رو برگردونه
،یا سرش رو به راست یا پایین بچرخونه
.دوربین هم به همون جهات حرکت میکنه
حرکتهای سرش تیربار رو .هم هدایت میکنه
.باهمدیگه، یک واحد رو تشکیل میدن
،من چندین بار با پیِر وی برخورد داشتم
.یه خلبان در ارتش فرانسهس
،زمانی که داره هلیکوپترش رو کنترل میکنه
یه دوربین صحرایی به چشمش میزنه .که شدت نور رو تشدید میکنه
اگه سرش رو برای دیدن ستارهها ،به سمت بالا نگهداره
.تعداد اونا ضرب در صد میشه
،پیِر وی میگه یه تجربهی منحصر به فرده
اینکه ستارهها رو صدبرابر بیشتر از .حد معمول ببینی
...در منظرهیاب دوربین ترموگرافی اون
،هر چیزی که تولید گرما میکنه میدرخشه
.مثل موجودات زنده و چراغهای ماشین
پیِر وی میگه به خاطر اون بازتابهای نور .اغلب مبهوت میشه
خلبانها در طول آموزش خود :این تمرینات رو انجام میدن
یه ماشین رو دنبال میکنن ،و ازش چشم برنمیدارن
.به شدت روش تمرکز میکنن
،و بعد از یه مدتی
یه نفر ازشون میپرسه مسیری که ماشین طی کرده رو به خاطر دارن؟
.اونموقع متوجه میشن بیاطلاعن
.یادشون نمیاد
به طورکامل، مسیر، ناهمواری .و پیچها رو فراموش کردند
،برای خلبانان ،اینگونه از دست دادن آگاهی بصری
.از هر چیزی ناراحتکنندهتره
.از دست دادن آگاهی بصری
در این مواقع سربازان ...به لحظهای اشاره میکنن
.که دشمن از دید اونا خارج میشه
...یا هدف رو گُم میکنن
یا مسیری که هدف طی کرده .از خاطرشون میره
.هر دو مورد باعث ناراحتی اونا میشه
،برای یه لحظه مردی ناپدید میشه
.و دیگه از چیزی مطمئن نیستیم
.شاید یکی جاش رو گرفته باشه
یا وقت پیدا کرده باشه .اسلحهش رو مخفی کنه
...هلیکوپترها صدها متر
و گاهی صدها کیلومتر .از هدفشون فاصله دارن
و خلبان از اتفاقات روی زمین .هیچی نمیتونه بشنوه
.ارتباطشون قطعه
نه باد رو حس میکنن ،نه گرما رو و نه سرما رو
نمیتونن تشخیص بدن دشمنانشون .دارن با هم حرف میزنن یا سر هم داد میکشن
تنها صدایی که گاهیاوقات ،به گوششون میرسه
.صدای تیراندازی از جنگافزار خودشونه
،علیرغم قدرتی که دوربینها دارند
پیِر وی شکایت میکنه .که نمیتونه به خوبی ببینه
یا بهتره بگیم: هم زیاد از حد قوی هستن .و هم بعضیمواقع در حدکفایت قوی نیستن
دوربینها ناگهان روی چیزی که .در حال فیلمبرداری از اون هستن زوم میکنن
تا حدی زوم میکنن که خلبان میتونه ...لباسی که مرد پوشیده و
.طراحی و رنگ بافتش رو تشخیص بده
.ولی این نزدیکی خلبان رو نگران میکنه
و وقتی روی تصویر زوم میکنه .فقط یه لحظه دووم میاره
،دیدش دست و پاگیره
مثل باز کردن دری میمونه .که باید بسته باقی میمونده
همچنین پیِر وی میگه ،زومها حال به هم زن هستن
.خیلی نمیتونن دووم بیارن
خلبانها یاد میگیرن هرگز .اون چیزی که دیدن رو باور نکنن
اسمش رو گذاشتن "پرورش شک"
،هر چه مشاهداتشون بیشتر میشه
.چیزی که مشاهده کردند رو کمتر باور میکنن
شبهنگام به سختی میتونن .فرق بین رودخانه و جاده رو تشخیص بدن
،تنها چیزی که بهشون کمک میکنه ...در مواقعی که باد نمیوزه
.انعکاس ستارههای روی آبه
همچنین به سختی میتونن ،آدمها رو از هم تشخیص بدن
برای اینکه بتونن یه فردنظامی رو .از یه فرد غیرنظامی تشخیص بدن
.ولی مسئله فقط دید خوب یا بد نیست
...سربازها فقط موقعی اجازهی شلیک دارند
.که از مقاصد خصومتآمیز دشمنانشون باخبر بشن
حداقل در قوانین درگیری نظامی آنها .همچین قانونی ذکر شده
وقتی سربازها در مورد جنگ حرف میزنن :این مسائل همیشه مطرحن
.شک، اجازهی شلیک
...عدمتعادل نیروها غیرقابل بازگشته
.و خلبانها اکنون دور از دسترس هستن
پیِر وی میگه تنها چیزی ...که روش خطر میکنن
اینه که خودشون رو .در برابر دادگاه قانون ببینن
ترس از مرتکب اشتباه شدن .اونا رو نگران و مضطرب میکنه
ولی درواقع دیگه نمیدونن .چه چیزی اشتباهه و چه چیزی درسته
.تعاریفشون مبهم شده
،و پای هیچ خلبانی به دادگاه کشیده نمیشه
.یا خیلی به ندرت اتفاق میفته
،برطبق گفتههای پیِر وی
،تیرانداز باید خودداری کردن رو یاد بگیره
.چون همهچیز خیلی آسونه
و وقتی تیربار رو ،تحتکنترل داره
باید به طور مداوم خودش رو .نیشگون بگیره که مبادا در حال خواب دیدن باشه
،وقتی اونا صدای یه هلیکوپتر رو میشنون
مبارزان عراقی یا افغانی سریعاً ،سلاحهاشون رو پشت یه دیوار قایم میکنند
.یا پرتابشون میکنن وسط ناکجاآباد
و همین وظایف خلبانها رو .پیچیدهتر هم میکنه
وقتی بدنها شروع به درخشیدن میکنن .دچار مشکل میشن
باید تشخیص بدن طرف یه کشاورزه ،که چنگک کشاورزی روی دوششه
.یا یه سربازه که کلاشینکف همراهشه
،در افغانستان
روستاییانی که نیمهشب در حال آبیاری ...مزارع خودشون بودند
.با حملات هوایی کُشته شدند
،به خاطر این سردرگمی احتمالی
کشاورزان وقتی صدای نزدیک شدن یه هلیکوپتر رو ،میشنون، ابزار کشاورزی خودشون رو قایم میکنن
.چون میترسن با تفنگ اشتباه گرفته بشه
.پیِر وی این صحنه رو چندینبار دیده
،حس کرده این مردها مشکوک هستند
پیش خودش فکر کرده که .در حال آمادهسازی چیز ناخوشایندی هستند
.مثل روز براش روشن بوده
،تردیدها ،رفت و آمدها
.بحث و گفتگوها
،نصفه شبه
پیِر وی میگه دلیلی نداشته .روی زمین کشاورزی باشن
.و صلحآمیز به نظر نمیرسیدن
.یه نفر که در حال دویدنه
،و مردی که در حال دویدنه .بیشتر از هر چیزی توجه رو جلب میکنه
وقتی پرسیدم: اونا صدای هلیکوپتر رو میشنون؟
،پیِر وی گفت آره .بدونشک
وقتی پرسیدم: پس چرا فرار نمیکنن؟
،اون هم وقتی صدای هلیکوپتر رو میشنون
پیِر وی گفت همین باعث میشه .ما بهشون مشکوکتر بشیم
،طبق حرفای پیِر وی .تظاهر میکنن خونسردن
وقتی به این نکته اشاره کردم که یکی از ،مردها داشت با خوشحالی بالا میپرید
.پیِر وی جوابی نداد
ولی اضافه کرد که همیشه .خطر اشتباه کردن وجود داره
وقتی ازش پرسیدم طبیعیه ...که خلبانها مردی که
زیر کامیون غلتیده رو ول نمیکنن؟
،جواب داد خیلی خوشایند نیست
،ولی به محضاینکه شروع به تیراندازی بکنی
.دیگه متوقف کردنش خیلی سخت میشه
،نقاطی جداگانه روی زمین قابلمشاهدهس
پیِر وی فکر میکنه .ترکیبی از دوچیز مجزا هستند
.که شامل قطعات بمب و مقداری خونه
.پیِر وی میگه شاید یه جنایت باشه
،ولی بلافاصله اضافه میکنه که
خلبان همیشه میتونه بگه که هرگز ،کنوانسیون ژنو رو برای حمایت از مجروحان امضا نکرده
.بنابراین اجراش نمیکنن
،و اون در حال تماشای این صحنه بود
و پیِر وی به آرامش جسورانهی .مرد سفیدپوش اشاره کرد
،وقتی خلبانها به یه نفر شلیک میکنن
بعدش باید فیلم رو .به مقامهای عالیرتبهی خودشون نشون بدن
ارتش بعداً در کمال آرامش .این صحنه رو تماشا میکنه
ازشون میپرسند آیا تیراندازیشون موجه بوده؟
...اونا با بررسی تصاویر تایید خواهند کرد
که مردی که کُشته شده آیا واقعاً .مقاصد خصمانه داشته یا نه
.با هم بحث میکنند .تفسیر میکنند
،وقتی همهچیز به قدرکافی واضح نباشه
به چیزی که قابلدیدن نیست .متوسل میشن، شرایط محیطی
...اگه لازم باشه به
.به اصل دفاع مشروع بهتاخیراُفتاده رجوع میکنن
،بعد خلبان باید به یه روانشناس مراجعه کنه
و دوباره شیش ماه بعد پیش .یه روانشناس دیگه بره
،معلوم نیست کِی اضطراب ظاهر بشه
معلوم نیست کِی احساس عذابوجدان .ظاهر بشه
.ممکن هم هست هیچوقت ظاهر نشن
یا طبق گفتهی پیِر وی ...ممکنه وقتی ظاهر بشن که
،که سرباز با خیال راحت تو اتاق نشیمن نشسته
،موقع تماشای تلویزیون .با خانوادهش هست
میزان استرسش به قدری نامعلومه .که اصلاً انتظارش رو نداره
،به اندازهی این تصاویر، مخفی هست
،این صحنهها در آرشیو نظامی دفن شده بود
هر روز از فاصلهی دور .این فیلمها رو از خونه گرفتن
.یه فیلم بیپایانه
،هر لحظه ثبت میشه
.حتی وقتی که چیزی واسه دیدن وجود نداشته
پیِر وی میگه که قرار نبوده .کسی این تصاویر رو ببینه
،با توجه به حرفهای اون ،این اسناد به شدت عملیاتی بوده
.و موجب فراری دادن من میشن
،مطمئنم یه روزی اینا برملا میشن
،و درست مثل تصاویر ناراحتکنندهی کودکی .ما رو آزار میدن
.این صحنه توسط فرانسویها گرفته شده
،گروه یوزپلنگ در حال جمعآوری نیروهای زمینی هست
No comments yet. Be the first to leave one.