Mrs. Davis

Mrs. Davis

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Mrs Davis S01E07 720p WEB h264-ETHEL
Mrs Davis S01E07 HDR 2160p WEB H265-CAKES
Mrs Davis S01E07 PROPER 2160p WEB h265-ETHEL
Mrs Davis S01E07 WEBRip x264-ION10
Mrs Davis S01E07 WEBRip x264-XEN0N
Mrs Davis S01E07 WEB x264-PHOENiX
Mrs Davis S01E07 XviD-AFG
Mrs Davis S01E07 WEBRip XviD-RMX
Mrs Davis S01E07 WEB x264-TORRENTGALAXY
Mrs Davis S01E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Un commento di Ali99
🔲⫸ Cardinal علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ⫷

Tag

web
720p
720
HD
webrip
x264
BRip
XviD
x265
HEVC
2CH
Pubblicato il: 2023-05-12
Download: 56
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫یعنی تنها دلیلی که ‫پام به اینجا باز شده

اینه که کبدِ آغشته به نوشیدنیِ داخل جامش ‫تو بدنمه؟

‫« آنچه گذشت… » پس می‌خوای جام مقدس رو

‫- از دل یه نهنگ بکشیم بیرون؟ ‫- یه ردیاب به اون نهنگ وصلـه

‫می‌تونیم پیداش کنیم و ‫من بالاخره می‌تونم جام مقدس رو نابود کنم

‫کفن لازاروس رو می‌خوای

‫- بهم بگو بابات کجاست ‫- بابا مُرده

‫خب، پس گمونم کارمون اینجا تمومه

‫بیاید نقشه‌ی سرقت بکِشیم

نقشه‌ی سرقت بکِشیم

‫- نقشه‌ی سرقت بکِشیم ‫- تو هم بگو، راهبه

‫- نقشه‌ی سرقت بکِشیم! ‫- باید بگی

‫نقشه‌ی سرقت بکِشیم!

‫نقشه‌ی سرقت بکِشیم!

‫الان کجایی؟

‫پیش وایلی

‫اعتراف کن همدستِ پدرت بودی

‫- تو می‌دونی پدرم کجاست ‫- معلومه که می‌دونم، سیمون

‫- پس بهم بگو ‫- نیومدم باهات بحث کنم

‫من همدست بابا بودم

‫حال نوبت توئـه که کفن رو بهم بدی

‫خودم می‌برمت پیش بابا

‫عتیقه‌ای که دست شماست بدلیـه

‫خوشبختانه من می‌دونم اصلیه کجاست

‫یه قایق لازم داریم

‫« اسپانیا »

‫آهای، آهای! ‫اون طناب رو بده من!

‫کدوم طناب، داداش؟

‫اونی یکی! لعنتی!

‫آهای، ببینیم جیگرش رو داری یا نه

‫آماده‌ای؟

‫تا وقتی که جیگرم نیاد تو حلقم

‫آماده‌ی آماده‌ام

‫یا خدا، مواظب باش!

‫ببخشید

‫از دست تو

‫گندش بزنن!

‫وقت زیادی واسه رسیدن به پی‌سی۲۲۰ نداریم!

‫هیولا

‫پی‌سی۲۲۰ دیگه چیه؟

‫نهنگه رو میگم، گل‌پسر، نهنگ

‫همگی گوش کنید

‫اگه قراره قبل از

‫پی‌سی۲۲۰ به گذرگاه مهاجرت آبزیان برسیم

‫باید همین الان راه بیفتیم

‫پس دست بجنبونید!

‫هیولا

‫خب، چی میگن اینها؟

‫به اسپانیایی میگن هیولا

‫- عالیه ‫- عرضم به حضورتون…

‫بعد از اینکه جام رو ‫به خوردِ پی‌سی۲۲۰ دادم،

‫بگی نگی… رد داد

‫و از اون موقع،

‫احتمالاً به یک یا دو جین کشتی دیگه

‫- حمله کرده ‫- دو جین؟

‫واسه همین با کلی زحمت تونستم ‫گروهی رو پیدا کنم که

‫جرئت کنن برن دنبالش

‫پس بیاید تا پشیمون نشدن راه بیفتیم

‫گوش کنید، رفقا. باید راه بیفتیم!

‫خیلی‌خب، رفیق، نفس عمیق بکِش

‫آخه، بدون…

‫نمیریم تا وقتی که…

‫ماشالا، الیزابت

‫دسترسی به هیچ بندری توی مدیترانه ‫اندازه‌ی این یکی

‫سخت نیست

‫سلام، مامان

‫آوردیش؟

‫خیلی‌خب

‫من سر حرفم موندم ‫و کفن لازاروس رو برات آوردم؛

‫تنها لباس دنیا که از آدم درمقابل

‫اسیدِ شکم یه پستاندار دریایی محافظت می‌کنه

‫هرچند باید بگم

‫این احمقانه‌ترین حرفیه که تو عمرم زدم

‫البته اینها جلوی حرف‌های احمقانه‌ی من هیچه

‫آرتور شرودینگر هستم، خوش‌وقتم

‫پس تو همونی که ‫دختر خودش رو کُشته

‫تا جایی که اطلاع دارم، شما هم

‫تو این زمینه بی‌تجربه نیستی

‫صد البته!

‫سلست

‫- یه مبل باید برام بگیری ‫- می‌بینی، بهت گفتم‌ها

‫واقعاً باید راه بیفتیم

‫هر کی میاد سوار شه!

‫خیلی‌خب، زود باشید، رفقا. ‫بریم. زود، تند، سریع

‫ببین، باید… باید یه چیزی بهت بگم

‫میشه تو راه بهم بگی؟

‫نه، خیلی مهمه

‫- خواهش می‌کنم ‫- خیلی‌خب

‫یالا

‫خیلی ظریف و خطرناکه، خب؟

‫پای جونت وسطه

‫اگه بس نکنی، دستمزدت نصف میشه

‫حالا گمشو

‫- چی شده؟ ‫- بشین

‫باید یه چیزی بهت بگم

‫چی؟

‫یه ردیاب تو کفشته

مامانم موقع کفن‌دزدی‌مون متوجه‌ش شد

‫گوه توش

‫دستگاهه این کتونی رو بهم داد

‫نه، نه، من هم همین فکرو می‌کردم؛

‫ولی خانمه همه جا آدم داره

‫چرا باید ما رو تعقیب کنه؟!

‫حدس می‌زنم ‫وقتی توی واتیکان بی‌هوش بودی

‫رفیقت، پدر زیگلر، ‫ردیابه رو تو کفشت گذاشته

‫کشیشه؟

‫- آره ‫- پس از وقتی توی رُم بودیم

‫به تمام حرف‌هامون گوش می‌کرده؟

‫نه. نگران نباش. ‫صدا رو منتقل نمی‌کنه

‫پس چرا داریم درِگوشی حرف می‌زنیم؟

‫تا یه دستبند بهت بزنم

‫تا بتونی…

‫شرمنده

‫لیزی، چه غلطی می‌کنی؟

‫ببخشید. واقعاً شرمنده

‫انصافاً؟ دستبند با خودت آوردی؟

‫آخه چرا باید دستبند بیاری؟

‫چون اگه من سد راهت نمی‌شدم، ‫تو جلوم رو می‌گرفتی

‫چرا قضیه رو برام روشن نمی‌کنی، خواهر؟

‫چون روحم هم از این حرف‌هات خبر نداره

‫برادر، حرفم اینه:

‫لحظه‌ی سرنوشت‌ساز که فرا برسه

‫هر طور شده کفنه رو می‌پوشی

‫و میری تو دهن نهنگه؛ ‫خودت هم خوب می‌دونی

فاز جوون‌مردی برمی‌داری

‫و میگی این کار برای محافظت از منه

‫که البته هیچ ربطی هم به من نداره،

‫چون تو عادتت همینه، وایلی

‫بازم میشه همون ماجرای گاوبازی…

‫و اون شمشیر مسخره و…

‫تاریخ انقضات

‫که تتوشو زدی… یا خدا… ‫روی سینه‌های حجم‌دارت

‫چپ و راست جونت رو به‌خطر میندازی

‫چون به خیالت هیچ ارزشی نداره

‫من هم تحملش رو ندارم… وایلی

‫طاقتش رو ندارم…

تحمل مسخره‌بازی‌های تو رو وسط مأموریت خودم ندارم

‫- واسه همین… ‫- مأموریت تو؟

‫- آره ‫- تو پات به مأموریت من باز شده، خب؟

‫من استخدامت کردم

‫- نه، نه ‫- میشه یه لحظه جدی باشیم؟

‫میشه جدی صحبت کنیم؟

‫می‌دونم چرا دست منو به این نیمکته بستی

‫چون اگه من تو قایقه باشم ‫ممکنه کنترل خودت رو از دست بدی

‫- یا… ‫- آره، همینه

‫باز داری خاطرخواهم میشی

‫بازم همون حکایت همیشگیه

‫هر بار که چشمت به قیافه

‫و سبیلم که عاشقی می‌افته…

‫یادِ خیانتت

‫به پروردگار و مُنجیت می‌افتی

‫- خودش گفت مشکلی نداره ‫- گوه توش. وجداناً؟

‫خب، می‌دونی چیه؟ ‫این کار درست نیست

‫- شرمنده ‫- خواهشاً میشه

‫دستم رو باز کنی تا ‫با هم قال قضیه رو بکَنیم؟

‫سیمون، داری دیوونه‌م می‌کنی‌ها! ‫یا بیا یا دیگه نمیریم!

‫خدافظ، وایلی

‫خودم از پس بقیه‌ش برمیام

‫از پسش برمیای؟

‫از پس بقیه‌ش برمیای؟

‫آهای، خانم‌خانم‌ها از پس بقیه‌ش برمیاد!

‫پس جنابعالی قهرمان این مأموریت کوفتی‌ای؟

‫اون‌وقت نقش من چیه؟

‫معشوقه‌ی قهرمان؟

‫نه خیرا. تو معشوقه‌ی قهرمانی

‫اصلاً بدون من، همه‌تون به چُخ میرید!

‫اگه خیال کردید می‌تونید ‫شاخ به شاخ بشید با خانمِ…

‫« خانم دیویس »

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫الو. خلاصه… ‫راهبه دست اون مرد سبیلوی جذاب رو

‫بست به نیمکت و قالش گذاشت

‫حالا هر چی!

‫منظورت چیه؟ ‫مَرده سوار قایق نشده؟

‫اگه سبیلوئه رو قال گذاشتن

‫پس اونجا کی رئیسه؟

‫یه دانشمند مُسن،

‫شـ… شرودر؟

‫شرودینگر؟

‫یه دختر مو قرمز اونجا نمی‌بینی؟

‫نه. رفتن دیگه

‫رفتن؟ نگو که سوار قایقه نشدی

‫ببین، همون‌طور که خواستی ‫یه فرستنده ‫توی قایق‌شون کار گذاشتم

‫منتها هیچ‌وقت قرار نشد واسه شکار ‫یه هیولای دریایی کوفتی بهشون کمک کنم

‫الان گفت هیولای دریایی؟

‫یالا دیگه

‫یا خدا

‫کشیش مارموز دیوث

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:

‫سلام

‫من سلینا فرناندز دلا کاساسم،

‫نخست‌وزیر اسپانیا

‫سلام

‫میشه بشینم؟

‫بله. بفرمایید

‫بشینید

‫پس گمونم خانم دیویس…

‫شما رو فرستاده؟

‫ما بهش میگیم ماما، ولی آره

‫چه باحال. ماما

‫می‌خواد باهات صحبت کنه

More Farsi Persian subtitles for Mrs. Davis

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left