Le prime 200 righe.
همه سوار شید، دخترا
!خدافظ
« .خدایا میشنوی؟ منم مارگارت »
!به خونه خوش اومدی، عزیزم - سلام، بابایی -
!سلام، مامان
!مامان - سلام -
سلام
صبرکن ببینم، قدت بلندتر شده؟
آره، شده
خیلی هم خوب، باشه، اینم از چمدونت
بیا چمدونت رو ببریم - آره -
ماشین رو دوبل پارک کردم الان همه از دستم شاکیان
کدوم ماشین؟ - ما یه ماشین خریدیم -
ماشین خریدیم؟ - آره -
واسه چه کاری؟ - بعدا بهت توضیح میدم -
اون ماشین آبی بزرگه اونجاست
که وسط راه پارک شده
هی، خانوم مسخره کردی؟ - ببخشید -
ببخشید، الان راه میفتیم، یه ثانیه دیگه - این دختر منه -
مادربزرگ
اوه
خدای من چهقدر دلم برات تنگ شده بود - منم همینطور -
خانوم نباید ماشینت رو وسط خیابون بذاری و بری، برو
خیلی ببخشید، قول میدم تا دو ثانیه دیگه - یالا، خانوم -
هدیه خوشآمدگویی برای برگشتت به خونه
خودت این رو درست کردی؟ - از صفر تا صدش رو -
از جنس پشم کشمیریه
تموم کارهاش
بهجز زدن پشمهای آقا بزه با خودم بوده
...مارگارت! میتونی - بریم، خانوما -
خیلی متاسفم، آره پایینش رو بلند کن
باشه، شما میتونین - آفرین همینه، خیلیخب -
ماشالا، دخترا - خیلیخب، برو بریم -
خدای من - خیلی سنگینه -
...حواست باشه به
حواست به دوچرخه باشه - خدای من -
همینه، ماشالا
هی، من انجامش میدادم
اوه، سلام
میگفتین براتون بیارم، لطفا
خدای من، عالی - خودمون تونستیم -
!بابا - سلام، خدای من -
خیلی از دیدنت خوشحالم - منم همینطور -
نگاش کن، چی شد؟
کمپ چهطور بود؟ - عالی بود -
خب، تو توی اجرایی هم بودی؟ - آره -
خدای من، عالیه
این جعبهها برای چیه؟ - نگرانشون نباش -
دوست دارم بیشتر از کمپ برام بگی
دیگه چی یادگرفتی؟
دیگه چی کار کردی؟ - دارین از اینجا میرین -
چی؟ - واقعا، مامان؟ -
سیلویا، قول دادی
داریم از اینجا میریم؟
...ببین ...ببین، ما
جعبهها رو دید
داشت خودش به این نتیجه میرسید - فکر نمیکنم میرسید -
داریم میریم؟ - باشه -
...فقط
ببین، میخواستیم خستگی در کنی
قبل از اینکه این خبر رو بهت بگیم
ولی، بابات ترفیع گرفته
آره، این عالی نیست؟ - ...و ما -
یه خونه عالی پیدا کردیم - خونهش حرف نداره -
بهترینه - کجا؟ -
خب، مسئله همینه ...ما خیلی شانس آوردیم و
نیوجرسی
نیوجرسی؟ - خیلی متاسفم -
گفتم توی این کار دخالت نمیکنم
از نیویورک میریم؟
یهخورده فقط از نیویورک دور میشیم
فقط اون طرف رودخونهست
...ولی
ولی اینجا خیلی خوشحال و راضیایم نیازی نیست از اینجا بریم
نه، نیازی نیست ولی خودمون میخوایم بریم درسته؟
من نمیخوام
باید همهی دوستهام رو ترک کنم
و مدرسهم رو عوض کنم
و دیگه هیچوقت مادربزرگ رو نمیبینم
این واقعیت نداره
ببین، تموم دوستای اینجات رو نگه میداری
و اونجا دوستای بیشتری پیدا میکنی و این رو گوش کن
من دیگه سر کار نمیرم
میدونی این یعنی چی؟
یعنی دیگه قرار نیست همیشه خدا نباشم
و از این کلاس به اون کلاس برم
خدای من، میدونی چهقدر احساس بدی درموردش داشتم
ولی تو عاشق تدریس هنری
...اره، هستم، درسته، ولی
ولی این فرصت بزرگیه واسه ما
الان دیگه توی خونه میمونم
هر روز میتونم باهات توی خونه باشم
دیگه توی فعالیتهای مدرسهت شرکت میکنم
مثل تموم مامانهای دوستهات
و باهم شام خانوادگی میخوریم و من غذا پختن یاد میگیرم
میدونم هضمش خیلی سخته
میشه سعی کنی بهمون باور داشته باشی؟
آره
اوه
خیلی دوستت دارم، بیا اینجا
بیا توی بغلم، تو هم همینطور و تو سیلویا
سیلویا، پاشو بیا - یالا، مامان -
یالا دیگه خودت میدونی که دلت میخواد
سریعتر
باشه، الان میام
ایناهاش - اوه، عزیزای دلم -
دیگه هیچوقت نمیبینمتون
خدای من
همیشه خدا خیلی شلوغش میکنی
..چرا اون رو
به یه خونه قوطی کبریت آپارتمانی و محلهای پر از اراذل و اوباش
اون طرف شهر هادسن میبرین؟
ولی قرار نیست توی مجتمع آپارتمانی بریم
و اون رستورانهای مافیایشون
که مردم بهم تیراندازی میکنن
...خدا
خدا؟
خدایا، میشنوی؟
منم... مارگارت سایمون
...اوه
...فقط میخواستم... خب
اول، از همه میخواستم بگم چیزهای خیلی خوبی درموردت شنیدم
نمیخوام از اینجا نقل مکان کنم
تا حالا هیچجا غیر از این شهر زندگی نکردم
نمیخوام این کار رو بکنم
لطفا، بهت التماس میکنم
لطفا، جلوی این جابهجا شدن رو بگیر
...اگه اگه نمیتونی این کار رو بکنی
لطفا نذار نیو جرسی خیلی افتضاح باشه
باید عجله کنی، باشه؟ - باشه، بابا -
خیلیخب، به یهکم نور نیاز داری
اوه، خدا
بوی بدی میده؟
اوه، بوی خوبی که نمیده، عزیزم
خودت به زودی به این مرحله میرسی باور کن
من در رو باز میکنم
از قبل میدونم اسمت مارگارته
و کلاس ششمی
کارگزار مشاوره املاک
یه بروشور کوچیک درمورد تو برای کل محله فرستاده
اندازهش اینقدر بود و عکست روش بود
اوه، باشه
من نانسیام منم کلاس ششم
دوست داری بیای خونهمون
و باهام زیر آبپاش بدویی؟
نمیدونم
نمیدونی؟
نه، منظورم اینه باید اجازه بگیرم
یه لحظه وایستا
مامان؟ - بله -
یکی از دخترای محلهمون اومده
میخواد ببینه من میتونم باهاش برم زیر آپپاش؟
اوه، این عالیه، آره
لباس شنام رو نیاز دارم
اگه تونستی از میون اینها پیداش کن
اشکالی نداره میتونه یکی از لباس شناهای من رو قرض بگیره
اوه، سلام
نانسی ویلر. من توی اون خونه بزرگتره بالای خیابون زندگی میکنم
یالا، بیا بریم
توی دلانو توی کلاس کی هستی؟
...اوه
توی نامه نوشته شد بود، کلاس 18
منم توی کلاس 18ـم
قرار بود خانوم فیپز معلممون باشه
ولی با یه یارویی ول کرد و رفت کالیفرنیا
پس حالا یه معلم جدید قراره برامون بیاد
بیا، اتاقم طبقه بالاست
بفرمایید
لباس شنام اینجاست
...اوم
بیا تمیزه - ممنون -
کجا باید عوض کنم؟ - مگه اینجا چشه؟ -
هیچی، اگه نظرت اشکال نداره منم مشکلی ندارم
چرا باید مشکلی داشته باشم؟
هنوز ممههات در نیومده
...اوه
خب، از من قبلا در اومده، ببین
قراره ممههای خیلی بزرگی داشته باشم
میدونی با توجه به اینکه از نیویورک اومدی
فکر میکردم خیلی بالغتر باشی
تا حالا یه پسر رو بوسیدی؟
منظورت بوسه واقعیه؟ از لب؟
آره، تا حالا بوسیدی؟
نه دقیقا
منم همینطور، ولی خیلی تمرین کردم
میخوای ببینی؟
چیه؟
ببخشید - باید تمرین کنی -
وگرنه خوب نمیتونی لب بگیری
آمادهای بریم؟
چرا که نه
حرکات سر دسته گروه رو دنبال کن
آره، من رو ببین
من یه سوپرمدلم - باشه -
اِوان، احمق حیوون - ببخشید -
راستی خیلی مدل خوشگلی هستی
اینها کیان؟
داداش گاوم
و دوست احمقشه - هی -
!مامان - حرفش خیلی نابهجا بود -
No comments yet. Be the first to leave one.