Le prime 192 righe.
انگليسي بلدي؟
کرو پو" مربي توئه، آره؟"
!گوش کن، من ميخوام با "کرو پو" تمرين کنم
.پول نقد دارم
.من فقط ميخوام تمرين کنم
مشکلت چيه مرد؟
اگه مهارت نداشته باشي .نميتونم پيش کرو پو ببرمت
!هي! ثابت کن مهارت داري
.کاوي" وقتي مسته بهتر بازي ميکنه"
.آره، الان خيلي مسته .تقريبا مبارزه عادلانه ايه
.اون خيلي سريعه - .نه، تو خيلي کندي -
Por favor.
.ممنون .همين الان شغلم رو به عنوان دربارن از دست دادم
.تو شروع کردي
چي؟ .تو به من حمله کردي
.من از راه دوري ميام .ميخوام با "تونگ پو" تمرين کنم
.ميخوام با استاد پو تمرين کنم
.بذار سر جاش
.پول رو هم همينطور
.اصلا ميدوني چيه؟ نگهش دار
همشو؟ - آره -
.تو بيشتر از من بهش نياز داري
شما مبارزان از سراسر جهان .دعوت شدهايد تا با استاد پو تمرين کنيد
.و شاهد ناممکن ها باشيد
ممکنه فکر کنيد که روش استاد پو براي تمرين قديمي شده .و ايدهي جديدي نداره
.اما اون دوست داره خودش رو به چالش بکشه و خلاق بمونه
.و با تصوري نامحدود به شما الهام بده
!خودتون نگاه کنيد
.جهان از ذرات زيادي بوجود اومده
.که تحت کنترل قدرت تمرکز هستند
ذهن آرام
!دوباره ميگم !خودتون نگاه کنيد
ميتونيد آمين بگيد؟ - آمين -
.اين چيزيه که دارم دربارش حرف ميزنم .مبارزه شروع خواهد شد
.مگر اينکه، يکي استاد پو رو به مبارزه دعوت کنه
يعني ميخوايد بگيد هيچکس اونقدر احمق نيست
که با استاد پو مبارزه کنه؟
ميتونيد دوباره آمين بگيد؟ - !آمين -
.بيايد مبارزه کنيم
.راند بعدي با سلاح مبارزه ميکنيم
اومدي اينجا منو بکشي؟
"اسلون"
،برادرت شجاع بود .اون يه مبارز بود
...برعکس تو
.تو يه ترسويي
...با يه تفنگ اومدي خونم
.تا منو توي خواب بکشي
"خانمها و آقايون، برادرم "اريک اسلون قهرمان جهان
.زود باش، تو هم بيا
ميخواي انجامش بدي؟ - معلومه -
خيلي خب
.يه بار ديگه. يه بار ديگه آمادهاي؟
.نوشيدني ميخوام
.من يکم شراب ميخورم - .ببين کي اينجاس -
چي تو رو به اينجا کشونده؟ - .اومدم اريک اسلون افسانهاي رو ببينم -
خوشگل شدي - ممنون -
.خوب اسمت رو سر زبونا انداختي - .دارم روش کار ميکنم -
.تقريبا يه مبارز مدرن هستي - تقريبا؟ -
.شنيدم مدال طلا گرفتي
.آره گرفتم
خب، قدم بعدي چيه؟
.نميدونم. احتمالا باشگاه رو توسعه ميدم .چندتا وسيله جديد ميارم
.خب، من يه نظر دارم - .مطمئنم همينطوره عزيزم
.بايد با "کِرت" صحبت کني .چون تازگيها هم مشاورمه هم مربيم
،هميشه مراقب برادر کوچيکه اي .عاشق اين اخلاقتم
من مراقب اونم؟ شوخي ميکني؟ اون مراقب منه
،اين بچه هميشه منو توي مسير درست قرار ميده و برعکس بقيه تو اين بازي
.در ازاي لطفش چيزي ازم نميخواد
درسته. خب، کي ميخواد تايلند بره؟
خدايا، ميشه يه لحظه پيروزي رو جشن بگيريم؟ .ناسلامتي داريم جشن ميگيريم
دارم درباره جاودانگي حرف ميزنم - جاودانگي -
بدون قانون. بدون داور
.فقط هوش و مهارت تا زنده بموني - منظورت چيه "بدون قانون"؟
،صبر کن، من درباره اينجور مسابقات زيرزميني شنيدم اما چي به ما ميرسه؟
دويست هزارتا الان
.دويستا هم وقتي رسيدي اونجا
.همچنين يه شانس براي اينکه تا آخر عمر در يادها بموني
.خيلي خب، اين شد يه چيزي .ادامه بده
.يه مبارز به نام "تونگ پو" هست
.اون يه قهرمان "تاي بوکس" شکست ناپذيره من فکر ميکنم تو ميتوني شکستش بدي
.و کاري کني که همگي کلي پول به جيب بزنيم
کِرت، ميخواي بري تايلند؟
.ميدوني چيه، بذار بعدا دربارش حرف بزنيم !بذار نوشيدني بخوريم. ناسلامتي جشنه
اجازه نده وارد مغزت بشه
،مسئله اون نيست تا حالا اينقدر پول از نزديک ديدي؟
.ميتونيم اينجا رو بخريم و تا آخر عمر تامين باشيم
.اريک، اگه نميخواي بري مشکلي نيست
.اونجا رفتن کار هرکسي نيست
.اومد داخل، نگاهت کرد و بهت لبخند زد !و تو هم گولشو خوردي؟ اون کلاه برداره
.اون مروج مبارزه ست .همهي اونا کلاه بردارن
.بايد تا وقتي معروفم کلي پول بدست بياريم
.تو نميدوني قراره وارد چه بازياي بشي - !محض رضاي خدا کرت، ديگه داري ديوونم ميکني -
.اون قهرمان تايلندي بايد از من بترسه .من کله خرم، ميدونستي؟ اينقدر ترسو نباش
.من نگران تو و شغلت هستم
.اينجا بمون و کاري که خوب بلدي رو انجام بده، همش نگران باش
تو واقعا فکر کردي ميتوني اون قهرمان تايلندي رو توي ورزش خودش شکست بدي؟ تا اين حد مغروري؟
.اينو ميدونم که تو مغرور نيستي .پس فکر کنم تنهايي قراره اينکارو انجام بدم
.بابت جشن ممنون
همينجوري ميخواي بري؟
.من به سمت آينده ميرم
!هي، کرت
کرت
.يک بسته از طرف اريک اومده
.هفته ديگه مبارزه ميکنه
مدال طلا؟
.بايد برم تايلند
!بلند شو! زود باش
!اريک! بيا بيرون
!اريک! اريک
خيلي متاسفم
کرت
.تو مغزش رو پر کردي
.ما بهترين مربي رو براش اورديم .کلي تمرين کرد
.اريک ميدونست قراره وارد چه بازياي بشه
.بعضي وقتا از اين اتفاقا ميوفته
!تو اونو کشتي
!تقصير توئه. همش تقصير توئه
.فقط ميخوام خداحافظي کنم و بعدش ميرم
من مراقب اونم؟ شوخي ميکني؟ اون مراقب منه
،اين بچه هميشه منو توي مسير درست قرار ميده .و در ازاي لطفش چيزي ازم نميخواد
اين کيه؟
.به گمونم مربي برادرته
.فکر کنم يه چيزي برات کنار گذاشته
اجازه ميدي؟ دارم بهش درس ميدم
تو "دوراند" هستي؟ - آره خودمم -
.اين برادر اريک ـه
بيا
.اين دستمزد اريک براي مبارزه ست ...ميخواست اگه اتفاقي افتاد
.اينو به تو برسونم
...و قطعا
.اتفاق افتاده
داري شوخي ميکني - به قيافم ميخوره شوخي بکنم؟ -
تو به برادرم "تاي بوکس" آموزش دادي؟ - .آره -
چرا بهش اجازه دادي با اون هيولا مبارزه کنه؟ - من به مردم آموزش ميدم -
.بهشون نميگم چه موقع و با کي مبارزه کنن
به اندازه کافي بهش آموزش ندادي، مگه نه؟
.ما بايد بريم .کرت! بيا بريم
.يک بليط خارج از کشور برات گرفتم
،اگه بموني، يا برگردي .ميري زندان
فهميدي؟
آقاي اسلون
ما معمولا ورود شما رو به خونهي محقر استاد خوش آمد ميگيم
.اما واضحه که شما براي مقاصد مشکوکي اينجا اومديد
...اما وقتي مايکل کورلئون توي رستوران نشسته بود
،روبروي دو نفر که قصد جون پدرشو کرده بودن
با وجدانش خيلي کلنجار رفت
.که آيا ميتونه با خونسردي اونا رو بکشه يا نه
البته من فکر ميکنم همون شبي که به ملاقات پدرش رفت .تصميمش رو گرفته بود
.پدرش رو نيمه جون توي رستوران ديده بود
.اون انتخاب ديگهاي نداشت .بايد ماشه رو ميکشيد
،شما هم همينطور آقاي اسلون
.تنها کاري که بايد ميکرديد، کشيدن ماشه بود
.بايد اينکارو ميکردم
.تو با من مياي
،با اينجوري سراغ تونگ پو رفتن .کارها رو براي خودت سخت کردي
.تحقيقات منو هم سخت کردي تو تنها شاهدي هستي که حاضره شهادت بده
.اما الان اعتبار تو هم زير سوال ميره
اعتبار؟
.فکر کنم بخاطر نجات جونم بايد ازت تشکر کنم
.من باعث اون اتفاق شدم - ميدوني که من دستور دارم تو رو بازداشت کنم؟ -
اونايي که توي خيابون حمله کردن چطور؟ - .سراغ اونا هم ميريم -
.در حال حاضر مربي برادرت قبول کرده اينجا بهت پناه بده
کِي گقتم قبول ميکنم؟ - فقط واسه چند روز -
.بهم ياد بده با تونگ پو مبارزه کنم
.من اريک رو سرافکنده کردم
با تو قراره چيکار کنم؟
.تو بهم کمک ميکني اينکارو انجام بدم
.من بهت تعليم ميدم
.ساعت پنج از خواب بلند ميشيم .وقت استراحت هم نداريم
جريان چيه؟ - فراموش کردم رشتههاي عصبيت رو بيحس کنم -
خداي من - چيه؟ -
اينا چيان؟ - .تمرين -
چجور تمريني داري انجام ميدي؟ - .با دوراند تمرين ميکنم -
چرا اينکارو ميکني؟
وقتي تمرين ميکنم، وقتي توي اون مکان هستم
.درد مغزم رو خاموش ميکنه
.چيزي حس نميکنم
خوبه
چه حسي داري؟
تو ديوونهاي؟ - من ديوونم؟ -
.يه بار ديگه
.يه دقيقه صبر کن نفسم بالا بياد
چرا اينکارو کردي؟
فکر ميکني تونگ پو بهت استراحت ميده؟
پا باز؟
.کاراي بيشتري بايد انجام بديم
بنظر خسته مياي - خستهاي؟ -
.خيلي زود خسته ميشه - چرا استراحت نميکني؟ -
.بهم اجازه نميده
.بيا کنار نارگيلها استراحت کنيم
!نارگيل - !استراحت نارگيلي -
نارگيل دوست داري؟
No comments yet. Be the first to leave one.