Le prime 200 righe.
یاهراجـا رتـخـد تسـود
>
!قراره از دست دادن باکرگیت رو جشن بگیریم
هــــــــا؟
این دختره داره دم در خونهام چی میگه؟
.اذیتم نکن، لازم نیست خجالت بکشی
!رها کردن اولین شکوفههات رویداد بیاد موندنیایه !تولدی دوباره برای مردها حساب میشه
این کیسهها خیلی سنگینهان !میشه بیام داخل؟ تولدت هم مبارک
.وقت کره خاکشیر خوردنته، شیشو
در سمت توئم دلم باران
پسر خوب مامان کیه؟
!دستت رو بکش
خودمونیما، عجب تیکهای هم برای .بار اولت انتخاب کردی
حالا که با میزوهارا - ریختی روهم .فکر نکنم بقیه خانمها به چشمت بیان
نگران روابط زناشوییت در آیندهام
. . .آ - آهـــــــ
،میخواستم همین که اومدی جشن بگیریم .ولی خودم هم سفر بودم
با دوستام بودم
به یه ورم
عـــه. . .نه بابا؟
.خب، دیگه، بریم تو
رفتیم تو برام تعریف کن
این کیسهها خیلی سنگینن
!از جات تکون نخور
!هــــــــــــــــــــــــه؟! باهاش نخوابیدی؟
ببند تالار اندیشه رو
ایچینوسه
!اگه میزوهارا بشنوه چی؟
!دستم انداختی؟
!توی هتل موندید !کنار سبزهزارهای تابستونی
!اونم خودتون دوتا
،یه زن و مرد 21 و 20 ساله !توی هتل با چشمه آبگرم و غذاهای رنگین
!شب رو هم که تو یه اتاق بودید
!یوکاتا چی؟! پوشید یا نه؟
!از لباس زیرش بهش نزدیکتر بودی
!گمـ. . .گمونم؟
.باورم نمیشه
. . .چندشم شد
این دختره طرف خاکیه !جاده رو میره
اصلاً مردونگیای داری شیشو؟
.فیلمرداری الویت داشت
.بعدشم، میزوهارا همچین تمایلاتی نداشت
!ای لعنت به شلغم جماعت
چار شونه قلدر
!خوب شد یادم اومد
میدونی روکا - چان چه دهنی ازم !آسفالت کرد؟
آه، دو تا هم پسِ من زد .پس تو این مورد برابریم
کلهم مثِ کارتونا شده بود
!برابر و مرگ
حقت بود
فکر میکردم اگه بریزید رو هم .اونم بیخیالتون بشه
فکرشم نمیکردم هر جفتتون دوتا باکره مفلوک باشید
!نمیشه که هرکاری بخوای با زندگیم کنی
ولی یه پیشرفتهایی کردید دیگه؟
!اوهـــ، شبیه ایموجیها شدی
خیلی تابلوئی
.خوشحال شدم، وگرنه سفرتون هیچ فایدهای نداشت
!فایدهاش برای فیلم بود
.ولی خیلی خبر بدیه
تو ویتیوب دیدم
اکثر اونایی که شب رو بدون هیچ .شیطنتی صبح میکنن دوستای معمولی میمونن
جـ. . .جون من؟
،میزوهارا - سان که خیلی محتاطه .خیلی این اخلاقش رو مخه
باید چیکارش کنیم؟ شاید بعضیا بگن محجوب . . .و باحیاست ولی
.هوی، سر و صداتون ترسوندم
!میزوهارا - سان
!میــ. . .میزوهارا - سان
در جریانید که آدمای دیگه هم اینجان، نه؟
اصن درباره چی حرف میزدید؟
بعدشم اولین بار کی بو میگفت نباید مزاحم همسایهها بشیم؟
!شـ. . .شکر دهنم
چرا عذر خواهی کردم؟
خیرهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حتماً بهت سخت گذشته
.در ضمن، میبینم که مریضیت بهتر شده
!آ - آره، چیز خاصی نبود .مثِ گابلین کشی راحت بود
همراه شیشو
.داشتیم درباره فیلم حرف میزدیم
هه؟ مشکلی پیش اومده؟
.ابداً. همه چی رواله
.امیدوارم همینطور باشه
آه، راستی. اکران توی سینمای ایتاباشیه، نه؟
ویلچر هم آماده کردیم
.مادربزرگ رو برمیدارم و میام اونجا
.باشه. از قبل خبرش رو به حامیان دادیم
.دیگه فقط مونده هدایا و بلیتها رو بفرستیم
.خوبه. دست خودت رو میبوسه
چه گرمه
.حـ. . .حتماً
،وقتی اینطوری باهم حرف میزنیم .این حس رو میده که تو یه تیمیم
.حس خیلی خوبیه
.اِهِم اِهِم
خیــــــــــــره
نگاه مرگبار
!هــــــــــــــــــآ؟ روکا - چان؟
!ایـ. . .اینجا چیکار میکنی؟
.همین نزدیکیا بودم
چیز عجیبی نیست که دوست دخترت بهت سر بزنه، نه؟
!آره، چیز عجیبی نیست
خیره
. . .ای مادرتُ! قشنگ معلومه قراره چی بشه
قراره رعدش هممون رو بگیره
کازویا - کون، اگه یه لحظه دورت !در و داف نباشه میمیری؟
تازه قضیه سفر هم هست
!بد بخت شدیم رفت. . .
.اونــ اونطور که فکر میکنی نیست، کانوجو - سان (دوست دختر خانم)
.نمیخواستم نادیده بگیریمت . . .فقط خیلی یهویی
.آره، روکا - چان .یهویی بهم بر خوردیم
.اوه، نگرانم نباشید
.یه ذره هم ناراحت نشدم
.راحت باشید و بحثتون رو ادامه بدید
،چیزورو - سان، شما یه د.د اجارهای بیشتر نیستی
.یائموری - سان هم که همسایهست
،دوست پسرم باید خیلی خوشحال باشه .همچین دخترای نازی دورش رو گرفتن
نه، کازویا؟
!رو. . .روکا - چان؟
.آخه، من دوست دختر کازویام
.اگه به کازویا خوش میگذره، منم خوشحالم
لرزیدن
گرخیدن
آه، حالا که حرفش شد، دارید .با همسایهها رو با بیرون حرف زدن اذیت میکنید
لرزیدن
گرخیدن
چلوندن
پس بهتر نیست که دیگه برید خونتون؟
ما هم بریم دیگه، کازویا؟
!خیلی گرم شده! بیا با هم دوش بگیریم -
. . .آخ -
!دوش بی دوش. . .آخ -
!با. . .هم. . .دیگه -
. . .عـــــــــا
. . .دهنش وا موند
!لباسات رو در بیار، میزوهارا - سان
چرا آخه؟
!تو هم باید سر قرار وان نایت استندی چیزی بری
اصلاً یه سفر دیگه برو
!آخه چرا؟
.چیزی که صداش کرد به خودشون ربط داره
نمیدونم چی تصوراتت . . .میگذره، ولی
.باهم سر قرار میرن، پس چیزی نیست
مگه مهمه با اسم صداش کنه؟
. . .آره، ولی
.به کل لباس چرکا رو یادم رفت
تِق
میزوهارا - سان مثِ .باس مرحله آخر میمونه که فیزیکال دمیج نمیخوره
تو سرشون چی میگذره؟
.فقط یه اسمه، ولی خیلی بزرگش میکنن
.چیز خاصی نیست. یه ذره هم نیست
. . .کازویا
!چم شده من؟ خلی چیزی شدم؟
!کازویا
!هوی! داری چه غلطی میکنی؟
.اینجایی پس
.صبح بخیر
.بخیر
چقدر خوشتیپتر شدی
.خوشحالم دوباره میبینمت، کازویا - کون
!مــ من هم خوشحالم که میبینمتون
ایـ اینطرو فکر میکنید؟
شرمنده، وقتی گفتم میخوایم بریم .اونجا رو بررسی کنیم، اصرار کرد که بیاد
اجازه خروج هم گرفت
چه حرفیه. نمیشه اطمینان داشت که همه .چیز سر موعد درست پیش بره، پس به نفعمونه
بیا به دید تمرین ببینیمش
.خوشحالم تونستم بیام. خیلی هیجان داشتم
♥بعداً شما قوهای عاشق رو تنها میذارم
.شرمنده مزاحم قرارتون شدم
!اینـ...اینطور نیست
.میزوهارا مثل همیشه ناز شده
گوشیها ابزاری پیشرفته .برای یواشکی چشم چرونی کردن
.بفرما، آب بخور
. . .نوهای که به خوبی از مادربزرگش مراقبت میکنه
.ممنون
مثل تو فیلما شده
!واقعاً که تو هر نقشی میدرخشه
چی شده، نمیای تو؟
!آه؟ درسته، یه لحظه وقت بده
!اوه، اینجا پخش میشه؟
،در مجموع 200 صندلی داریم
.و این جزو سه پرده بزرگ مجموعهست
.روز موعود اتاق با حامیان پر میشه
.سایوری - سان میتونن روی ویلچرشون بمونن
.و همراه چیزورو - سان فیلم رو ببینن
.اجازهش رو ازشون میگیریم
.آها. ممنون
،فعلاً فیلم آماده پخش نیست
ولی تدوین فیلم به سرعت درحال انجامه .و تا سیام به دستمون میرسه
لرزیدن لرزیدن
!مامان جون؟
!واو! خب، 200 نفر آدم؟
،قرار تو همچین پردهای تصویرت پخش بشه !و همه چشمها به تو باشه
چرا تو هیچ ذوقی نداری؟
.خب هر فیلمی اینطوریه دیگه
.چقدر بی ذوقی
.ولی خیلی شوقش رو دارم
.میخوام ببینم که چطور روی صحنه میدرخشی
عه؟
!مامان جون، خوبی
هـــــــه؟
.آه، احساساتی شدم
.بیا دستمال بگیر
No comments yet. Be the first to leave one.