Le prime 200 righe.
...آنچه گذشت
یکی سعی کرد من رو مسموم کنـه
بفرمایید واسه شما، مدونـا
در مجاورت سم، رنگـش تغییر پیدا میکنه
،اگه سنت ژرمن پشت این ماجرا باشه
،باید به اون گروه ارتباطش بدی
حواریون
چیزی اینجا نیست - بازم نگاه کنین، مدونـا -
چجوری اینکار رو کردی؟ - یه کوچولو تردستی -
قاشق های حواریون. هدیهی تعمید واسه بچه
موسیو فوره به من گفتن که دارن واسه
چنتا اعدام خودشون رو آماده میکنن
شما در خطرین، استاد ریموند
نمیتونی رندال رو بکشی
انگار داری فرانک رو هم باهاش میکشی
فقط یه سال، حتی یه روز بیشتر هم نه
ارباب با یه افسر انگلیسی شروع به جنگ کرد
قول داده بود
!جیمـی
!کلیـر
ارائــهای از IranFilm - TvWorld
ایمان
ترجمه از ســارا و مهــرداد Miss Harley & Mehrdadss
نگاه کن، مامان. چه پرندهی خوشگلی
بذار ببینم
پرندهی خوشگلی هست، مگه نه؟
چه نوع پرندهایه؟
حواصیلـه
تاحالا تو واقعیت یکیش رو دیدی؟
آره، دیدم
کجا؟ - تو اسکاتلند -
کی اسکاتلند بودی، مامان؟
خیلی وقت پیش
کلیر؟
تکون نخور، فرزندم
بچهام
من اینجام
ما بهت میرسیم
جیمـی
موسیو فوره درحال کارـه
...بچهام
باید ساکت بمونی، باید
من اینجام
بچهام کجاست؟
بـ... بچهام کجاست؟
،خانم عزیز
خودت رو اذیت نکن
باید توانـت رو حفظ کنی
بچهام کجاست؟
...آب نمیخوام. من
بچهام رو میخوام
متاسفم، مادام
به فرشتهها پیوسته
...مرده
به دنیا اومد
نه. نه
غیرممکنـه
حضرت مریم، بهتون آرامش میبخشه، مادام
مریم هم بچهاش رو از دست داده
بچهام رو میخوام
بچهام... بچهام رو بیارین
بچهام رو واسم بیارین
!بچهام رو واسم بیارین
!بچهام رو میخوام! بچهام رو
حالا کجاست؟
من غسل تعمیدش دادم
و یه اسم واسش انتخاب کردم
فیث
،باید اینو بدونی
غیرقانونیـه مگر اینکه بچه زنده باشه
ولی میخواستم تو زمین مقدس دفن بشه
این موضوع، عزیزم
بین من، تو، و خداوند میمونه
...مادر هیلدگارد
سریع خودم رو رسوندم
ممنون، پدر
ایشون پدر لارنتین هستن
مرسوم هست که مراسمِ
مرهمگذاری انجام بشه، فرزندم
الآن چند روز میشه که گذشته
تبـت خیلی بالا هست
عاقلانهست که روح رو آماده کنیم
شوهرم رو میخوام
،متاسفم عزیزم خبری ازش نشده
...میخوای آخرین اعترافاتـت رو بکنی
تا بار گناهان از دوشِت برداشته بشه؟
گناهانم تنها چیزایی هستن که واسم موندن
آمین - آمین -
...بوتون
کنارش بمون
بیا پایین، سگ کوچولو
تکون نخور
...جیمی
هیس، مدونا
اگه اینجا گیرم بیارن، کارم تمومه
استاد ریموند
بگین چی میبینین مدونا
اوه، بال
بالهای آبی
آبی به رنگِ التیام
بالها اگه بهشون اجازه بدین دردتون رو با خودشون میبرن
یه حرارتِ خالی درون استخونهام میسوزوند
میدونستم چیه
تب نفاسی
نوزاد خارج شده بود
ولی بخشی از جفت خارج نشده بود
توی رحمـم عفونت کرده بود
ولی وقتی دستهای ریموند روی بخشهایی از بدنم حرکت میکردن
میتونستم مرگِ ذرات باکتریای رو که توی
،خونـم زندگی میکردن رو حس کنم انفجارهای کوچکی که
هر جرقه از اونها عفونتها رو از بین میبرد
،حرارت استخونهام رو خالی کرده بود
و بدن زجرکشیدهام با قدردانی
،در آتش دستهاش آرام میگرفت
درحال ذوب شدن و شکل گرفتن مثل موم
صداش کن
صداش بزن
!جیمـی
نمیدونم چیکار کرد
...یا چجوری اون کار رو کرد
ولی بهم شفا بخشید
یه بار دیگه، زندگیم رو نجات داد
مادام؟
چه اتفاقی افتاد؟
خوبم
به مادر ارشد بگو
!خدا رو شکر
من باید برم. سلامت باشین، مدونا
من مدونا نیستم
من بچهای ندارم
من چون بچه داشتی
بهت نمیگفتم مدونا، عزیزم
،همه یه رنگی اطرافشون دارن
دور تا دورشون مثل ابر
مالِ تو آبیـه
مثل ردای مریم مقدس
مثل خودم
نباید میومدی
خیلی خطرناکه
درمورد پادشاه راست میگفتی
حالا دیگه میخواد خونریزی راه بندازه
!فقط دعا به درگاه مریم مقدس نیست
چیزایی که واسه دوستات انجام میدی هم هست
دیگه تو رو میبینم؟
همونجوری که قبلاً هم بهت گفتم همدیگه رو خواهیم دید
ایمان داشته باش
!بیا، سگ کوچولو
!برگرد اونجا، سریع
آره
تبـش شکسته
چجوری آخه؟
معجزهست
قطعاً معجزهست
خدا رو شکر
یکم سوپ میاری خواهر؟
مادر، خبری از موسیو فریزر نشده؟
نمیتونن بیان، مادام
،بخاطر دوئل با یه افسر انگلیسی دستگیر شدن
و توی باستیل سنت-آنتوان بازداشت شدن
به چه مدت؟
دوئل اتهام جدیای هست
متاسفانه شوهرتون تا هروقت پادشاه بخوان
تو زندان میمونن
اگه شوهرتون رقیباش رو کشته بود
مجازاتش خیلی بدتر میشد
نمرده؟
کاپیتان انگلیسی؟
،بدجور صدمه دیده
و سفیر انگلیس تقاضا کرده که اجازه بدن
تو انگلستان روند بهبودش رو طی کنه
پس جک رندال هنوز هم زنده بود
گربه با نُه تا جون
و درنتیجه، فرانک هم بود
ولی به چه قیمتی؟
شانس آوردین، درسته؟
بله
شانس آوردیم
ولی شوهرم بهم خیانت کرد، مادر
...انتقام واسش بیشتر از من اهمیت داشت
یا بچهاش
چطور مگه؟
یه سال بخشش
،تنها چیزیـه که من خواستم
که قبول هم کرد
یه سال
مثل این بود که شمشیرش رو در من فرو کنه
خداوند میگه باید از بخشش لذت برد
گناهان رو زیر پا بگذاریم
و بدیها رو به سوی دریا پرتاب کنیم
فک نکنم دریایی به این عمق وجود داشته باشه
هفتهها توی اون تخت خوابیدم
بدنم بهبود یافته بود، ولی روحم نه
یه روز فرگوس اومد
گل آورده بود و ازم خواست که بیام خونه
شوهرم و بچهام رو از دست داده بودم
کجا دیگه میتونستم برم؟
...به خونه خوش اومدین
سرورم
ممنون، مگنوس
ممنون، فرگوس
No comments yet. Be the first to leave one.