Le prime 200 righe.
یادداشت نهایی
قسمت 19
چاقالو
عمو پانما هنوز برنگشته ؟
نه
بیا بریم بفهمیم
هنوز نیومده
من تازه از خونه پانما اومدم
منظورم اینه که
من به طور خاص به اونجا رفتم
از طرف شما سوال کنم
البته
همونطور که گفتم
هر وقت می خواهیم کسی رو ببینیم
جلسه هرگز طبق برنامه پیش نمیره
آقای چاقالو
من این کار رو به عنوان برنامه ریزی نشده انجام نمیدم
به عنوان ساکنین شهر ، شاید ندونی
کاملاً طبیعیه
برای شکارچیان چند روز در کوهستان بمونن
پس شما بچه ها باید صبورتر باشند
سخت نگیرید
آقای چاقالو
برای بهبودی وقت بذار
من یه دارو برای تقویت تو آماده می کنم
عالیه
عمو گوی
شما کوهنوردان ممکنه این رو ندونید
پسری که دست توی لونه زنبور کرده به مکمل های بدن احتیاج نداره
اون نیاز به تقویت مغز داره
وو زی ، تو یه قلدر شدی
داری مسخرم میکنی
خیلی خوب
آقایان ، من با پسر پانما صحبت کردم
وقتی پدرش برگرده به شما اطلاع میده
باشه
من میرم
خیلی خوب
فقط صبر کنیم
من اسید سولفوریک گرفتم
ژانگ رو بیار
امتحانش میکنیم
این دوست صمیمی منه
راک
بشین
اجازه بدید شما رو معرفی کنم
این دونفر ارباب برجسته خوا و خانم هوو هستند
دلیل اومدن امروز تو به اینجا
اینه که بپرسیم چوری معمولاً با استاد سان در ارتباط هستی
استاد سان کسی نیست که بتونم به راحتی باهاش تماس بگیرم
معمولاً اون به من زنگ میزنه
من کارهایی دارم که باید انجام بدم
ببخشید
یک دقیقه صبر کن. کار من تموم نشده
بعدا حرف میزنیم
وو زی ، تو باید این کار رو انجام بدی
انجام این کار با یک چشم سخته
اگه نشت کنه ، خراب میشه
بریزمش؟ آره
بریزش
بیا
جوجه
تیغه ذوب شد
اما صفحه فلزی هیچ واکنشی نشون نداد
این تخته فلزی واقعاً عجیبه
آقای جاقالو ، وقتشه که پانسمانت رو عوض کنی
درد داره؟
نه
چاقالو ، برای من
خیلی بدتر اتفاق افتاده
در طول ماجراهای من توی سراسر جهان
این یه ذره زخم چیزی نیست
مثل پیاده روی توی پارکه
وقتی جوانتر بودم زنبور عسل من رو گاز گرفت
موقع درمان خیلی آزار دهنده بود
آقای چاق
تو خیلی شجاعی
فقط درد کشیدن رو تحمل میکنه
یون کای ، نیازی نیست مراقب چاقالو باشی
ما اینجا هستیم
میتونی برگردی سر کار خودت
متشکرم ، یون کای
ممنونم
اگه درد داری داد بزن
فکر میکنم میخوام بمیرم
ببخشید دوست من
من زندگی خودم رو مدیون این دو نفر هستم
اونها افراد خوبی هستند
اونها بهت صدمه نمیزنند
چرا مشکوک رفتار کردی؟
کی این کار رو کرد؟
پس چرا داشتی فرار میکردی ؟
سعی داشتی به من صدمه بزنی
بیا مودب باشیم
چرا من رو بستی؟
نگران نباش
ما فقط چند سوال داریم
بهشون جواب بده و بعدش میتونی بری
ما کار رو به سختی انجام نمیدیم
چجوری با استاد سان ارتباط برقرار کردی؟
این تماس یک طرفه بود
وقتی استاد سان نیاز به استخدام داره
اون ازم خواست توی غرفه چون تنگ چای خونه چو یون ببینمش
زیو ، حواست بهش باشه
بررسی می کنم
ارباب خوا
من چای خونه چو یون رو می شناسم
میبرمت
بیا بریم
بیا
آقای چاقالو
تو رئیس هستی
تو نباید آشپزی کنی
بذار من انجامش بدم
کدوم رئیس؟
من بهت گفتم
من برادرت هستم
درسته که برادر بزرگتر برای خواهر کوچکتر غذا درست میکنه
علاوه بر این ، من یک آشپز عالی هستم
من این هیکل سالم رو از هیچ جا نیاوردم
پس بهت کمک میکنم حتما
مرغ رو بیار
آقای چاقالو
به سرعت خوب شدی
با تشکر از مراقبت های دقیق تو
روزانه پانسمان منو عوض کردی
راستی
به نظر میرسه عمو پانما هنوز برنگشته
اهالی روستا همیشه اینقدر توی کوه میمونند؟
بیشتر اوقات ، اونها دو یا سه روز رو توی کوه میمونند
افرادی هستند که یکی دو هفته میمونند
اینقدر طولانی؟
اونا زمان نیاز دارن تا طعمه رو پیدا کنن
پس، اونا باید تله بذارن
برای همین دلیل مدتی طول می کشه
بو کن . بوش خوبه؟
تو میتونی به مهارت های آشپزی من اعتماد کنی
آقای گوی اتفاقی افتاده
اتفاقی برای پانما افتاده
مراقب باش
کجا میری؟
من میرم دنبال پدرم
آروم باش
روستاییان رو مجبور می کنم که بگردند
علاوه بر این ، وقتی که پدرت برگشت
یه نفر باید مراقب اون باشه
شما دو نفر
سریع ، اون رو ببرید داخل
برید
عمو گوی
چرا نمیذاری بره؟
شما نمی دونید
پیراهن خونی که توی دستش بود
توی سنگر بوفالو پیدا شد
اونجا مکان خطرناکیه
تو اون رو دیدی
در وضعیت فعلی - ش
چطور میتونستم بذارم بره؟
عمو پانما
عمو پانما
عمو پانما
عمو پانما عمو پانما
عمو پانما
عمو پانما
ژانگ
چیه؟
خون
خون هست
اینجا
و اینجا
جلوتر سنگر بوفالو هست ، درسته ؟
آره
پس بیا بریم
بیا بریم نه
قربان
شما نباید برید
به من گوش کن
شما نباید به اونجا برید
عمو پانما احتمالاً اونجاست
ما باید بهش کمک کنیم
اگه واقعاً اونجا بود
هیچ کمکی نمیخواد
سنگر بوفالو قلمرو ممنوعه هست
افسانه میگه هیولاهای انسان خوار وجود داره
هرکسی که داخل بشه
نمیتونه برگرده
عمو گوی
حدس می زنم تو به اندازه کافی ما رو نمی شناسی
ما به مکانهای بی شماری رفتیم که ظاهراً فقط یک طرفه هستند
قربان
این موضوعی برای شوخی نیست
نگران نباش عمو گوی
عمو پانما رو پیدا میکنیم
آقایون
مراقب باشید
چای خونه چو یون
غرفه چون تنگ همینه ؟
دوست دارید در غرفه چون تنگ چای بخورید؟
آره
از این طرف
No comments yet. Be the first to leave one.