Le prime 108 righe.
فکر میکنم بعضی وقتها بازیگرها خیلی حساسن
.و همهشون کنجکاون
مثل کارآگاهها، در مورد زندگی کنجکاون
.و درمورد فیلمی که توش بازی میکنن، کنجکاون
بازیگر باید درک کافی داشته باشه
تا بتونه از درون بهش واقعیت ببخشه
بنابراین شما باید چیزی که قراره توی یه صحنه خاص اتفاق بیافته رو
.شرح بدید
وقتی به یه صحنه نگاه میکنین
یا دارین تمرین میکنین یا شروع به اجراش میکنین
و اگر حس کنید درست نیست
.اینجاست که بینش وارد عمل میشه
به نظر بدیهی میاد ولی
از کجا میدونین درست نیست
و فراتر از اون، از کجا میدونین
برای درست کردنش چی باید بگین؟
.این یه سوال دشواره
یه چیزی باید قضاوت کنه و ببینه
و یه چیزی باید وجود داشته باشه که به شما بگه که
.این جواب نمیده
ممکنه طرز ایستادن اونها باشه
ممکنه بلندی یا آرومی لحن صدای اونها باشه
ممکنه در مورد سرعت باشه، مثلاً اونها
وقت کافی برای فکر کردن در مورد چیزی رو صرف نمیکنن
کلی موارد مختلف وجود داره
شما یه جورایی آنالیزش میکنین
و بعد راهحل رو پیدا میکنین و .میرین باهاشون حرف میزنین
بعضیوقتها نتیجه بینقص میشه
اونها از لحظه شروع، متوجه قضیه شدهان
گاهاً اولین قضیهها خیلی دورتر از جایی هستن
.که باید باشن
کلی حرف میزنین و توی چشمهاشون نگاه میکنین
و متوجه میشین که یه درکی از کلماتی که دارین میگین
.وجود داره
.تا طعم پودینگ رو نچشی نمیتونی قضاوت کنی
بنابراین توی تمرین بعدی، دفعه بعدی که امتحان میکنین
.اگر موضوع رو درست گفته باشین، نزدیکتر میشه
من همیشه یه موضوع رو بارها و بارها تکرار میکنم
ولی توی یه نقطه خاص، بعد از این گفتنها
.وارد اونها میشه و یه لامپ درونشون میترکه
و میگن: گرفتم
.و بقیهاش حله
.بعد از این، اونها به نوعی نقش رو تصاحب میکنن
اگر بازیگر به درستی انتخاب شده باشه
احتمالاً یه گپ دوستانه میزنین
شاید تمرینی چیزی وجود داشته باشه و
بعدش اولین برداشت فیلم، همه چیز رو مشخص میکنه
اولین تمرینی که دارین
یا دقیقاً چیزیه که میخواین یا نزدیکشه
.وگرنه کار زیادی دارین که باید انجام بدین
این یکی از اون کارهاست
ایده بهشون میگه چه کار کنن
.ایده، یه کاراکتر خاص رو تعریف میکنه
.حالتهای اون کاراکتر رو
اون بازیگرها چون حس میکنن بهترین کسی هستن که اون نقش رو میفهمه،
.انتخاب شدهان
با حرف زدن با بازیگرها، اونها نقش رو
همون میزانی که شما اون کاراکتر رو درک کردین، درک میکنن
.و میگن: آه، باشه
راهش اینه که تمرین کنین
من همیشه میگم اولین تمرین خیلی دور از چیزیه که مدنظرته
و بعدش، صحبت میکنین
وقتی از یه چیزی حرف میزنین
ممکنه فلان معنی رو بده یا
.یه معنی دیگه بده
نه، نه، نه
.فلان معنی مدنظرم بود
.آها، حله
.متوجه شدم
و بعدش دوباره تمرین میکنین
حالا، به جای اینکه اینجا باشه، .اینجاست
هنوز این یکی مورد هم هست
اوه
آره، آره، آره
.باشه
.دوباره تمرین
.تقریباً رسیده
.و درآخر، تنظیمات جزئی، این و این
.لامپ میترکه
.اونها قضیه رو گرفتن
اونها قضیه رو توی این صحنه و احتمالاً صحنههای دیگه متوجه شدن
.شاید کل کار رو
.تصاحبش میکنن
حالا اونها تمام استعدادشون رو توی این راه به کار میگیرن
اونها نقش رو میگیرن
.و شما کارتون رو انجام دادین
:ما همه انسانیم، پس کار درستی نیست که بگی
.عوضی
این احمقانهترین روشیه که به کار ببری
این راه درستش نیست
پس باید مهربون باشی و بازیگر رو شرمسار نکنی
به هرحال شما که نمیخواین این کار رو بکنین
شما میخواین وارد بشین و یه چیزی رو توضیح بدین
و برای این کار، از کلمات استفاده میکنین، از چشمهاتون استفاده میکنین
.و از خودتون یه چیزی به سمت اونها میفرستین
از دستهاتون استفاده میکنین
.و اونها متوجه منظورتون میشن
خیلی وقتها این جواب نمیده
از کوره در میرین، میترسین یا
بازیگر رو آزاد نمیذارین یا
اجازه نمیدین بازیگر آزادی عمل داشته باشه
.یا بفهمه
پس باید به اونها احساس راحتی بدین تا
بتونن با شخصیت خودشون خداحافظی کنن و
.یه شخصیت جدید (نقششون) رو جایگزین کنن
باید بهشون این حس رو بدین که
.ایرادی نداره سعی و خطا کنن
.میدونی، عیبی نداره
No comments yet. Be the first to leave one.