Warehouse 13

Warehouse 13

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 5

Informazioni sulla release

Warehouse 13-S05E04- HDTV
Un commento di Mostafa-p
IMDB-DL.COM تیم ترجمه

Tag

HDTV
hdtv
HD
Pubblicato il: 2014-05-07
Download: 33
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

. آنچه گذشت

. من دوست دارم خواهر کوچولو

. و روت حساب میکنم که منو دوباره برگردونی

من تو رو دوست دارم و تو منو دوست داری . خیلی ساده ست

، زندگی تو پر از هیجانات ـه

، و خطر

. و این چیزیه که من نمیخوام

خدافظ ، پیت

.... ولی این زن کی بود و چرا اون

هی ، هی چی ؟ چی ، چی

چی ؟ داری کتاب مینویسی ؟

نه ، بله

نه ، میشه دیگه دست از پرسش برداری ؟

نه ، من فکر میکنم باحال ـه کِی شروع کردی ؟

. از حدود یکسال پیش

. تو که تازه صفحه ی 6 هستی

فکرم مشغول بوده

آهای ؟ سلام

بیخیال آرتی ، من همین الان نشستم

. خدارو شکر که اینجائی

راحت باش ، من بخاطر تو نیومدم

! استیو ! استیو

چیه ؟ تو حالت خوبه ؟ مشکل چیه ؟

. یه ماموریت برای تو و کلودیا دارم

برای همین داری جوری فریاد میزنی که انگار اتفاق بدی افتاده ؟

... پس میخوای مارو خونه نشین کنی یا اینکه

چرا این ماموریت برای ما نیست ؟

. من نگران کلودیا هستم

. اون 2 روزه که تو انبار خودشو زندانی کرده

. اون داره روی خواهرش کلر تحقیقات میکنه

. براش خوب نیست

. پس تو میخوای اونو سرگرم یه کاری بکنی

... آره ، چون تو ! انگار یه ماموریت داری

آره ، بازم اشیاء دردسر ساز ، برید

برو ، برو ، برو

اوه ، اون ساندویج ـه ؟

. منم دلم ساندویج میخوام

. نشد یه چیزی بخورم و اون دلش نخواد

سلام ، پیت - کلی -

اوه ... سلام

شرمنده که سرزده مزاحم شدم . ولی تو دردسر افتادم

! اوه خدای من

ببینم تو ... اون مال منه ؟

... ولی ما . اوه خدای من

. میدونی چیه ؟ من شما دوتا رو تنها میزارم

. مایکا لطفا بمون

. پیت ، راحت باش این راجب بچه نیست

بچه مال تو نیست . من ازدواج کردم

. بعلاوه، ما حدود 2 سال پیش با هم بهم زدیم

تو که میدونی بچه چطوری درست میشه ، درسته ؟

پیت ، راحت باش

ممنون

این .. وای . این معرکه ست

. تبریک میگم

گوش کن ، من به کمک هردوی شما نیاز دارم

. تلویزیون مادربزرگ من تسخیر شده

، خوبی اگه نتونم خشم اونو مهار کنم

. شاید باید روی قدرت حرکت اجسام کار کنم

کلود

من میتونم دوباره جعبه موزیک رو بسازم و ... یه اسکن مغزی بگیرم

کلود

... ولی بعدش اون بیدار میشه و

. این ساختمون رو منفجر میکنه

کلود - چیه ؟ -

. اینجوری مثل دزدها بهم نزدیک نشو

من خیلی وقته اینجام

خوب یه صدائی از خودت در بیار

. تو عصبی هستی

اوضات چطوره ؟

. میخوام به در و دیوار مشت بزنم

باشه تو به استراحت نیاز داری . ما یه ماموریت داریم

چی ، نه ، نه

من خیلی کار دارم

من اینجا کارهای مهمتری برای انجام دارم ... پس

جدی ؟ چی هست ؟ - خوب -

... خودت میدونی

. نمیشه تو رو دک کرد

از دوستی با تو منتفرم

چارلی بتس " دانش آموز کالج "

، وقتی در کلاس درس بوده

. ستون فقراتش خودبخود از 3 ناحیه شکسته

آرتی تو رو فرستاده ؟

نه ، اینو تو اخبار دیدم آره ، آرتی منو فرستاده

باشه میام پسرک پیغام رسون

. ولی بهتره سرکاری نباشه

آره رفیق من عاشق کتابم خیلی طلبه ی کتابم

. در حقیقت ، برای کتابات ایده های محشری هم دارم

... و حدس میزنم این یجور

ـه Sci-Fi داستان جاسوسی شبکه ی

فکر میکنی داخلش چند تا ربات هست ؟

آره پیت ، یه ربات مونث لخت

کلی ، خداروشکر فقط سر پیت رو یجوری گرم کن

مادربزرگم از وقتی که پدربزرگ مرد خونه نشین شده

و گفتی که این مال 2 سال پیش بود ؟

آره من معمولا در هفته 2 بار بهش سر میزدم ... و براش غذا می آوردم

و مجله ، و معمولا در حال تماشای تلویزیون بود

و لی امروز صبح ،فقط اینو دیدم

و از اون موقع که پیداش کردی همینو نشون میداد ؟

آره

، این سریال مورد علاقه ی مادرزبرگمه

اغفال و وحشیگری

ولی کنسل شده بود . دیشب تموم شد

.... درسته ، گذشته از اینکه

. من اونو از پریز کشیدم بیرون ولی خاموش نشد

. و خودتون میبینید که هنوزم روشنه

مادربزرگت الان کجاست ؟

نمیدونم ، به همه زنگ زدم

به پلیس هم زنگ زدم . ولی اونا میگن باید 24 ساعت صبر کنم

ولی نمیتونم

میدونم که یه مشکلی هست

بچه ها - بله -

خودشه ؟

خدای من ، مادربزرگ ؟

... صبر کنید

یعنی میگید مادربزرگم در یک سریال تلویزیونی گیر کرده ؟

ظاهراً

اونم در بالاترینش

. انگار نقش خوبی هم داره

، اون داره نقش " دونا فوستا " رو بازی میکنه

. رئیس خردمند یه خونواده ی سلطنتی

این تلویزیون رو جدید خریده ؟

نه ، اینو یکسال پیش خریده

و گفتی این سریال تموم شده ؟

. آره ولی مادربزرگم خیلی بخاطر این موضوع ناراحت بود

تو گفتی که سریال کنسل شده

. و هنوز در تلویزیون باقی مونده

هیچی - این آخر سریاله -

. این قسمتیه که دونا فوستا به قتل رسید

... این یعنی مادربزرگ منم

نه ، نه ، نه

. فقط خیلی بهش نزدیک نشو

! نه ، گربه

. اینم ممکنه اتفاق بیفته

گربه عزیزم

حداقل الان فهمیدیم اون چطوری رفته داخل تلویزیون ، درسته ؟

درسته

... ببین کلی ، مادربزرگت

، چیز عجیب یا قدیمی ای نخریده

یا مثلا یجور عتیقه ؟

نه ، نمیدونم

شاید ، میرم طبقه بالا و میگردم

. ببین کلی ، همه چیز درست میشه

خوشحالم که تو اینجائی

اوه

چیه ؟

نه ، نه ، نه

من که چیزی نگفتم

مایکا اون ازدواج کرده و شکمش اومده بالا

به من ربطی نداره

. بهتره بیخیال بشیم و دنبال شیء بگردیم

. باید شی رو پیدا کنیم

. و رسیدیم

. من عاشق این ماشینم

مدام داری همینو میگی

. چون هر 2 دقیقه یبار گفتنش برات کافی نیست

نه جدی میگم ، چند تا ماشین سراغ داری که مشخص میکنن

کدوم نقطه برای پارک کردن بهتره ؟

. حتی بهمون میگه که چه ساختمونی مد نظرمونه

، ولی نمیتونه منو مجاب کنه که

. به کالج برم

. اینکار به نظر من هدر دادن 4 سال از عمرته

آموزش و پرورش ، شغل و حرفه

. گرفتم ، فهمیدم و من به کالج نرفتم

. و همچنین برای باقی عمرم بدهی هم ندارم

هی منم قراره تا 5 سال دیگه پولش رو بدم

. پس اگه اینجوری اسم منو هم بنویس

، اگه بخوای میتونی قضیه بیل کلینتون رو فاش کنی

ولی منکه میگم یه کم دیر به مهمونی رسیدی ؟

. پرفسور مولتون

. بله ، شما مامور جینکس هستید

. ممنون که ملاقات با ما رو قبول کردید

ایشون همکارم مامور داناوان ـه

خوشبختم - پروفسور -

... بیمارستان هیچ توضیح پزشکی برای اتفاقی که

برای چارلی افتاده .... و ما امیدوار بودیم که

. شما بتونی در این باب توضیحی بدی

. راستش منم هیچ توضیحی برای این رخداد ندارم

... آقای بتس در حال کنفرانس پروژه اش

. درباره روزنامه نگاری بنام گونزو بود

، و 5 دقیقه بعدش یه سایه بطرفش اومد

... که فقط میتونم در یک واژه توصیفش کنم

. سایه به چارلی برخورد کرد و اونو به دیوار کوبید

. و بعدش اون مُرد

. عجیب ترین چیزی بود که تا حالا دیدم

همیشه هست

و واقعا حیف شد

اون همیشه از زیر مسئولیت شونه خالی میکرد . ولی این گزارشش تحسین برانگیز بود

. پر بینش و بصیرت بود

شایدم بینشی در کار نبوده

. بیمارستان گفته اون مسمومیت الکی داشته

امکان نداره . من دانش آموزان مست و الکی زیاد داشتم

آقای بتس ، کاملا هوشیار بود

حالا میشه منو ببخشید ؟

آره ولی گربه اش نزدیک تلویزیون شد و رفت داخلش

. حالا اونم جزو سریال تلویزیونی شده

تلویزیون میتونه به یه مجرای سیمی متصل باشه . یا مدخل یه شی ء

، ولی هیچکدوم از وسایل این پیر زنه

( جرقه نمیزنن .( منظور اینه که خنثی نمیشن

. شی ء ممکنه همراهش باشه

اوه

More Farsi Persian subtitles for Warehouse 13

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left