Kung Fu

Kung Fu

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

kung fu 2021 s01e08 720p web x264 rmteam
Kung Fu 2021 S01E08 720p WEB h264-GOSSIP
Kung Fu S01E08 WEBRip x264-ION10
Kung Fu 2021 S01E08 720p WEB H264-CAKES
Kung Fu 2021 S01E08 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
kung fu 2021 s01e08 1080p web x264 rmteam
Un commento di MATIN78124
🔲► Matin78124 | UPTV.co ◄🔲

Tag

web
x264
720p
720
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
BRip
Pubblicato il: 2021-06-13
Download: 55
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫آنچه در "کونگ فو"گذشت..

‫میراث خانواده ما..

‫بعنوان نوادگان لیانگ دایو

‫ما صاحبان به حق شمشیرش هستیم

‫من تمام عمرم رو سعی کردم بفهمم که

‫مسیر حقیقیم چیه..

‫و تو توی تموم این مدت میدونستی؟

‫تو به من دروغ گفتی!

‫چیکار کردی؟

‫دارم میام بالا

‫تو کسی بودی که گفتی به ‫زمان نیاز داری سابین

‫بعد از همه مشکلاتی که پشت سر گذاشتیم..

‫نباید حداقل تلاشمون رو بکنیم و ‫این رابطه رو عملی کنیم؟

‫آره،من اینجا خواهم بود

‫ممنون،الان راه میوفتم

‫توی این ساعت نباید زیاد طولی بکشه

‫به زودی میبینمت

‫هی

‫تو گفتی که اینجا خواهی بود

‫و من نمیدونستم دیگه باید کجا برم

‫وای.

‫آره،معلوم شد که مادرم

‫توی تموم این مدت سرنوشتم رو ‫از من دور میکرد

‫میگه که این کار رو برای ‫محافظت از من انجام داده

‫همون حرفاي هميشگی که میگن ‫"واسه خاطر خودت اینکار رو کردیم"

‫خب یجورایی الان مشخص میشه که چرا مادرت

‫همیشه اینجوری بوده

‫میدونی،وقتی که رفتم به صومعه

‫فکر کردم که آزادم..

‫دیگه آزاد شدم تا خودم سرنوشتِ ‫خودم رو انتخاب کنم

‫ولی اگه حتی اونم انتخاب من نبوده باشه چی؟

‫اگه سرنوشت من رو بُرد اونجا چی؟

‫این سرنوشت منه که از شمشیر ‫استفاده کنم

‫من درست رو به روی شمشیر بودم و

‫اصلاً روحمم خبر نداشت..

‫منظورم اینه،کی میدونه که شرایط ‫چجوری پیش میرفت اگه..

‫اگه من حقیقت رو میدونستم..

‫اگه اون بهم دروغ نمیگفت..

‫اون حتی من رو از تو دور کرد..

‫اگه میموندم چی؟

‫نیکی،سابین داره میاد به کابین

‫به زودی میرسه

‫اوه خوبه

‫عالیه،عالیه

‫میدونم الان تو با کُلی مشکل ‫دست و پنجه نرم میکنی

‫و میدونی که من همیشه پیشت هستم

‫البته،ممنون.. ‫ولی باید برم

‫مشکلی که واست پیش نمیاد؟ ‫جایی رو داری که بری؟

‫آره آره، ‫مشکلی پیش نمیاد

‫غافلگیرم کردی..

‫اگه میدونستم..

‫اونوقت میتونستم پدرِ بهتری باشم..

‫درک میکردم..

‫تو به اعتماد من خیانت کردی

‫متاسفم.

‫جین..

‫رایان،ساعت 5 صبحه ‫همه چی خوبه؟

‫راستش نه.. ‫نیکی،بابایی رفته

ترجمه و تنظیم @ Matin78124

‫بابا نمیتونه خیلی دور شده باشه

‫حالش خوبه

‫نه،میخوام دوباره بهش زنگ بزنم

‫مامان،چند ساعته که جواب ‫تلفنش رو نداده

‫فکر نکنم الانم جواب بده

‫اومدی..

‫خبری چیزی نیست؟

‫نه،اون جواب تلفنش رو نمیده ولی..

‫اون یه ساک جمع کرد

‫به آلثیا گفتی؟

‫نه هنوز،اون داشت مهمونی مجردیش رو میگرفت، ‫منم فکر کردم.. ‫*مهمونی که مرد یا زن با دوستاش شبِ قبل از عروسی میگیرن*

‫آره خوب کردی،اون به ‫اندازه کافی سختی کشیده

‫باور کن،اون لایق یه شب سرگرم کننده و خوبه

‫اون میتونه تا فردا صبر کنه تا بفهمه که مامان

‫ازدواجش رو خراب کرد..

‫نیکی

‫میشه حداقل یکی بهم بگه بین شما دوتا

‫چخبره؟ ‫و بین تو و بابا؟

‫مامان بهش دروغ گفته بود،به هممون دروغ گفته بود

‫سال هاست که دروغ گفته

‫راجب چی؟

‫توی ماشین صحبت میکنیم.

‫بیا بریم.

‫کجا میری؟

‫فکر کنم بدونم بابا کجا رفته

‫بیا

‫اینا رو یه بار باید برای ‫مراسم خاکسپاری بپوشم!

‫خیلی عالی ان

‫اوکی،حالا دیگه داری منو میترسونی عزیزم

‫تب داری؟ ‫زنگ بزنم دکتر؟

‫لحظه ای که شنیدم مادرت قراره

‫به مهمونی مجردیم بیاد

‫تمام برنامه هام تغییر کرد

‫خیلی خب،بهش میگم نیاد

‫به هیچ وجه.

‫همین الانشم من درگیر مسائل ‫مادر شوهری ام

‫اونم بعد از بحثی که سره شام کردم

‫خب،اون فقط داره میاد تا حواسش

‫به کلوئی باشه

‫درسته،خواهر بی عیب و نقص و عالیه تو

‫کسی که از هونگ کونگ اومده به این مهمونی

‫اینم یه دلیل دیگه برا مضطرب بودنم!

‫نه،نمیخوایم بحث درست کنیم

‫مادرت باید بیاد

‫وقتِ جبران و پشیمونیه

‫"ایده خفنِ آلثیا"مگه نه؟

‫فقط یه سری چیزِ که قبلاً یاد گرفتم

‫"ناش نینجا"؟

‫برنامه وعده غذایی که بر اساسِ

‫اون چیزایی که توی یخچال یا انبار داری

‫این دستورالعمل های جمع ‫آوری شده از اینترنت با استفاده

‫از یه سری فیلترها،آلرژی ها رو هم ‫در نظر میگیره

‫اوه،فکرِ بِکریه

‫آره،نمای کاربریش هم قرار ‫بود خیلی خفن باشه

‫حالا هرچی،بازار خیلی شلوغه

‫الان همه توی کار تحویل غذا هستن

‫"اون کشتی حرکت کرده" ‫*یعنی کار از کار گذشته*

‫نظرت چیه؟

‫لباس یقه دار یا یقه پایونری؟

‫مطمعنی که اونجاست؟

‫بهترین حدسیه که میتونم بزنم

‫خب،برگردیم به اون قسمتی که

‫که ما نوادگان یه سلسله از جنگجویان ‫باستانی بودیم

‫آره،ما خونِ لیانگ دایو

‫توی رگ هامونه

‫برترین مبارزِ تانگ دایناستی

‫از روستای خودش در مقابل ‫مهاجم ها دفاع کرد

‫ ملکه رو نجات داد

‫بنیان گذار "شائولینِ بانو" بود

‫میدونی،یه دختر نرمال و عادی بود!

‫آره،اما تو خودشی..

‫تو همون برگزیده هستی

‫نمیدونم

‫طبق افسانه ها،توی هر نسل فقط ‫یه زن وجود داره

‫نه نیکی،منظورم اینه که تو ‫همون برگزیده ای

‫اون مبارزه توی پشت بام..

‫وقتی رفتی روی هوا!

‫تو شکسته نفسی کردی ولی من ‫میدونستم که

‫قضیه بیشتر از فقط سه سال آموزشه

‫و همه کارایی که از اون موقع کردی؟

‫مثل چی؟این که ژِیلان ‫کونمو پاره کرد؟

‫ببین،من فقط..

‫من فقط میخوام بابا رو پیدا کنم

‫مطمعن بشم که حالش خوبه

‫سرنوشت و اجداد و شمشیر و..

‫الان نمیتونم باهاشون سر و کله بزنم،اوکی؟

‫باشه

‫سلام بابا

‫پس پیدام کردی

‫مسافرخونه پنهونیِ کنی؟

‫منظورم اینه که تو رو خیلی ‫راحت میشه پیدات کرد

‫تو فقط ما رو هر تابستون میاوردی اینجا

‫من خونه نمیرم

‫سعی کردی با مامان حرف بزنی؟

‫حداقل بدونه که حالت خوبه؟

‫خودمون بهش میگیم

‫ما فقط اومدیم که ببینیمت

‫نیومدیم که بحث کنیم

‫اگه میخوای یه هفته استراحت کنی، ‫خب استراحت کن

‫اگه یه ماه زمان لازم داری، ‫خب باشه

‫-نیکی! ‫-چیه؟

‫بهرحال،فکر میکنم نیکی ‫باید بره

‫ما که تازه رسیدیم

‫اون قراره امشب بره مهمونی مجردیِ آلثیا

‫اوه آره،خب مهمه

‫خب،برو و مطمعن شو که بهش خوش میگذره

‫تو چی؟مگه نباید بیمارهات رو ببینی؟

‫امروزو مرخصی گرفتم

‫با یه تاکسی برمیگردم به شهر

‫باشه،بابایی مطمعنی که حالت خوبه؟

‫آره،از دیدنت خوشحال شدم

‫باشه

‫غذا بخور

‫آخه اتوبوس پارتی؟؟ ‫حالا خانم سونگ فکر میکنه

‫که ما از اون دختراییم

‫خب،هفته پیش تو به طور واضح ‫خواستی که اتوبوس پارتی بگیریم

‫و منم تا یه ساعت پیش نمیدونسم که ‫اون قراره بیاد

‫میدونم.. ‫فقط استرس دارم

‫درباره خانم سونگ؟

‫واقعاً میخوام که امشب بی نقص پیش بره

‫میخوام بهش نشون بدم که ‫میتونم عالی و کامل باشم

‫عالی باشی؟ ‫بنظر یه هدف واقع بینانه اس

‫هاها! من احتمالاً 300اُمین انتخابش بودم که

‫فامیلیم بشه خانم دنیس سونگ

‫راستش من فکر نکنم که یه دختر ‫بد دهنی مثل من

‫که حتی توی وطن خودش هم نیست ‫بتونه توی اون لیست باشه

‫پس آره،میخوام که خودم رو عالی نشون بدم

‫ولی دنیس فکر میکنه که تو عالی هستی

‫فقط همین مهمه،درسته؟

‫حرفِ دنیس شد..

‫مطمعنی که این همه استرسی که داری بخاطر این ‫نیست که

‫راجب اون قرارداد ‫عدم افشای حقیقت بهش چیزی نگفتی؟

‫راجب اتفاقی که افتاده؟

‫حالا نه نیکی

‫من سعی نمیکنم که یجورایی ‫تو رو تحت فشار قرار بدم..

‫ولی مخفی کاری چیز خوبی نیست

‫بهم اعتماد کن،هرکسی که ‫این همه موضوع رو توی خودش بریزه

‫قطعاً استرس میگیرتش

‫این که داریم راجب این موضوع ‫جلوی در ورودی خانواده سونگ حرف میزنیم،

More Farsi Persian subtitles for Kung Fu

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left