Le prime 159 righe.
،هیچکس نمیتونه یه ارتش رو شکست بده
.ولی یه موجود میتونه
همچین موجودی چطور به وجود میاد؟
خیلی قبل از اینکه شوگان بزرگ ما ...به خورشید دستور طلوع بده
رونینی زندگی میکرد...
...روزی از همین روزها بود که اربابش
توسط قبیله رقیب کشته شد...
که تاجش ققنوس بود
،در آن روز
او احساس کردی که چیزی در او برخاسته
طوفانی در روحش
همه رو بکشید اینجا رو هم بسوزونید
نفرتی که از اعماق قلبش ریشه داشت
و در نوک شمشیرش متلبور میشد
استاد
همه رو ببر سرداب
همه مون رو به کشتن دادی
رینگو، حواست بهشون باشه
من سلاح ندارم
با چاقوی آشپزخونه شروع کن
!زودباشید! از این طرف، از این طرف
رونین به روستای زادگاهش برگشت
جایی که والدینش به او اصرار کردند که زندگی جدیدی رو شروع کنه
اما نفرت مثل یه طوفانه
...با نسیمی بر فراز دریا شروع میشه
.مامان
کسی نمیتونه پیدامون کنه
که توسط تاریکی بلعیده میشه ...
آدم بدا دنبالتن میزو
دنبال یه دختر
باید پسر باشی، همیشه یه پسر باش
بعد عمیق تر میشه. نیرو می گیره
من انتقاممون رو می گیرم مامان. قسم میخورم
و رشد میکنه و قویتر میشه
میچرخه و خشمگین تر میشه
!تا وقتی که آماده حمله باشه
،رونین جستجوش رو قبول کرد
قسم خورد که زمین رو از لکه کسانی که تاج ققنوس بر سر داشتن
یا خونشون با اون یکی بود پاک کنه
ولی به زودی خواهد آموخت که
،که مسیر شیطان با سنگ های تیز، سنگفرش شده
میخوای بمیری؟
حالا باید از جفتمون رد شن
تو شجاع ترین پرنسسی هستی که تا حالا دیدم
من شجاع نیستم
کل زندگیم زندانی بودم
اگه امروز بمیرم، لااقل آزاد مردم
ببخشید
شنیدم که تریاک غربی اینجا فروخته میشه
میخوام مرد سفیدپوستی که تامین میکنتش رو ببینم
دنبال دردسر نیستم، فقط اطلاعات میخوام
ولی انگار دنبال دردسری
...نه، من فقط میخوام
ای دورگه ی گهِ سگ
روح رونین خسته و تنش رنجور شد
،از مرگ نمی ترسید
فقط از این می ترسید که قبل از به اتمام رسوندن قَسَمِش بمیره
کمک کنید
خواهش میکنم. دکنر نیاز دارم
کاملاً ناامید
..تا وقتی که
رونین چیزی رو دید که گویی خدایان فرستاده بودن
کمکم کنید
آقا، با من بیا
چندتا سکه بده تا بهشت رو نشونت بدم
میتونی کمکم کنی؟
مامان، تو... تو زنده ای
میزو
زن زیبا رونین رو با خودش به خونه برد
،و برای اولین بار در طی ماه ها
.رونین استراحت کرد
مامان، زنده ای
چطوری؟
دارو برای سردردم
اوه
بخور، بعدش باید برگردم سر کار
.دیگه نباید اینکارو کنی ،من پول درآوردم، بیشتر از میزان کافی
آه. چه باشرف بزرگ شدی
،میدونستم سختت میشه ،فکر مرگ من
ولی میدونستم که به صلاحه
،تنها که می بودی میتونستی مثل آب باشی
غیر قابل گرفتن
حالا خدایان تو رو به من پس دادن
،رونین قدرتش رو بازپس گرفت
آماده برگشتن به سفر مملو از نفرتش بود
زن التماس کرد که بمونه
،رونین در مورد قسمش گفت قسمی که نمی تونست بشکنه
در نهایت ناامیدی، زن یادِ چیزی افتاد که سالهای سال پیش بهش آموخته شده بود
پولا نیستن
.نگران پول نباش نگران هیچی نباش
من جواب تمام دعاهامون رو دارم
یه شوهر برات پیدا کردم
،اون یه طردشده ست در نتیجه ظاهر براش مهم نیست
داره پیر میشه و یه زن قوی نیاز داره که کارای خونه شو انجام بده
اما و اگر در کار نیست. من قسم خوردم
کدوم زنی دلش نمیخواد یه مرد ازش محافظت کنه؟
از مادرش
مردایی که وقتی بچه بودی دنبالت بودن فکر میکنن توی آتیش سوزی مردی
،اگه کسی بفهمه زنده ای ممکنه با یه پاداش بزرگتر برگردن
.بذار برگردن من زن کسی نیستم
میرم سر کار و زندگیم
ما پول لازمیم
ببین، من هرکاری برات میکنم
!عاشق کوهستان میشی
هیچ احدالناس دیگه ای نمی بینتت
البته که باید کار کنی
،آشپزی تمیزکاری ،کمک کردن به تیمار اسب ها
.لباساتو عوض کن اون واسه لرد اسب بزرگ میکنه
،میکیو تا زمان تخطی سامورایی بزرگی بود
تخطی؟
اوه، اگه یه تسمه رو اشتباه ببندن لرد اعدامشون میکنه
نکته اینه که جفتتون طردشده این
هم پول داره هم شرایطش طوری نیست که در مورد ظاهرت شکایتی کنه
آرایش
هوممم
اونقدری که فکر میکردم نفرت انگیز نیستی
از چیزی که فکر میکردم پیرتری
پس بهتره کارو یه سره کنیم
وفاداری او نه دیگر به ارباب کشته شده اش ...بود، و نه به انتقامش
بلکه... به عروسش بود
خیلی خب، برگردم سر کار
بیا برای امشب آماده ات کنیم
امکان نداره میزو بتونه جلوی همه شونو بگیره
من آدم بی رحمی نیستم
اینجا چی داریم؟
سامورایی طبقه بالا رو گیر انداختن
بیا یه کم خوش بگذرونیم
!این حرومزاده
همینجا بمون. نگهبانی بده
.وای
.آروم. آروم
چیزی نیست. چیزی نیست
میتونی بهم اعتماد کنی
شش
از اسب ها دور بمون
هومم
خب، برگردم سر کار
این کیه؟
اسمش کایه
خوشگله، ولی هیولاست
ماه هاست که سعی میکنم اراده اش رو بشکنم
هومم
کای در موردم همچین فکری میکنه
،از وقتی لرد طردم کرد به این فانتزی... رو آوردم
،که اگه کامل ترین اسب رو براش ببرم دوباره ازم استقبال میکنه
هومم. احمقانه ست
آره همینطوره
هومم
میشه به کای غذا بدم؟
اوه
میتونی اسب سواری کنی؟
!بیدار شو! بیدار شو
!زودباش! زود باش
!برو... سریع
!زیادی سریعه! داری زیادی تند میری
یه رسیده شو برات میارم
تاثیرگذاره
سعیتو کردی
.بیا بهت نشون بدم دستاتو عقب نگه دار
No comments yet. Be the first to leave one.