Le prime 200 righe.
سفارش و پیشنهاد ترجمه تلگرام Prolator@
[مَدمِن: اصطلاحی که در اواخر دهۀ پنجاه میلادی برای توصیف مدیران شرکتهای تبلیغاتیِ خیابان مَدیسون ساخته شد]
قربان، جمع کنم؟
بله، آتیش داری؟
سیگار «اولد گولد»، آره؟
من «لاکی استرایک» میکشم
یه سوالی میتونم ازت بپرسم؟ چرا «اولد گلد» میکشی؟
متاسفم قربان سَم که مزاحمتون نیست؟
یه وقتایی زیادی پرحرفی میکنه
نه، راستش فقط داشتیم اختلاط میکردیم
مشکلی که نیست؟
یه نوشیدنی دیگه واستون بیارم؟
آره، یکی دیگه از همین اولد-فَشِن لطفا
پس کاملا مشخصه بعد از یه شیفت کار کردن توی اینجا، به آرامش نیاز داری
فکر کنم. نمیدونم
خب مزیتش چیه؟ قطران کمتر؟
از این فیلترهای جدید داره؟
چرا... واقعا چرا «اولد گلد»؟
توی خدمت که بودیم...
هر هفته یه کارتن مجانی بهمون میدادن
پس بهشون عادت کردی درسته؟
اره، عادت شده
یعنی امکان نداره بتونم راضیت کنم یه مارک دیگه بکشی...
مثلا، «لاکی استرایک»
عاشق همین «اولد گولد»م
خب، بذار فرض کنیم همین فردا یه آفت تنباکو میاد...
و تمام «اولد گولد»هایی که تو دنیا هست رو از بین میبره
داستان غمانگیزیه
فاجعهست
بعدش دیگه سیگار رو ترک میکنی؟
فکر کنم میتونم با یه برند دیگه کنار بیام
عاشق سیگار کشیدنم
«عاشق سیگار کشیدنم» جمله خوبی بود
زنم ازش متنفره
توی مجله «ریدرز دایجست» نوشته سیگار آدم رو میکُشه
آره، منم شنیدم
زنها عاشق این مجلههان
آره، همینطوره
واست مهم نبود من خوابم یا نه، مگه نه؟
مزاحم که نیستم؟
امم. نه
شانس آوردی هنوز مشغول کارم و تنهام
کار چطوره؟
یه روز جدید نامگذاری کردن به اسم «روز مادربزرگ»
احتمالا تا چند ماه منو با کشیدن عکس توله سگا، سرگرم میکنه
میشه چند تا ایده رو باهات در میون بذارم؟
منظورت همونه که من دارم فکر میکنم؟
چون من با بیشترِ ایدههات آشنام
یه مشکلی با پروژۀ سیگار دارم
عجب، واقعا اومدی برای حرف زدن
کمیسیون تجارت همۀ ادعاهای ما مبنی بر بیضرر بودن سیگار رو ممنوع کرده
منم مجله «ریدرز دایجست» رو میخونم
اینم مثل همون نگرانیِ پنج سال پیشـته
از پس اونم بر اومدی
من که از وقتی فهمیدم دکترا هم سیگار میکشن شبا بهتر میخوابم
خب، همینه دیگه
کل بحث «سیگار کمخطرتر» منتفیـه
نه هیئت پزشکی نه گواهینامهای
نه بحث بدون سرفه بودن یا تسکین سینوسها
قطران کمتر، نیکوتین کمتر، فیلتر اضافه
هیچی
تنها چیزی که دارم یه جعبۀ ضد ضربهس
و این جمله که «از هر پنج نفری که فوت میکنن چهارنفرشون از برند شما استفاده میکردن»
الان همون موقعست که قراره من بگم...
«دان دریپر بهترین آدم توی دنیای تبلیغاته»
«و اون مغز بزرگ و تواناش یه راهی پیدا میکنه...»
«تا گوسفندا رو به کشتارگاه هدایت کنه؟»
قرار نیست فردا برم مدرسه
میخوای ایدهت رو واسم بگی یا نه؟
میج. جدی میگم. هیچ ایدهای ندارم
کارم تمومه. و بالاخره قراره شرکت اینو بفهمه
دفعه بعدی که منو میبینی
چند تا مدیر جوان دارن...
گوشت دندههامو میخورن
چه تصویر قشنگی
راز تو چیه؟
9 روش مختلف برای گفتن...
«عاشقتم مامان بزرگ»
باید باهم ازدواج کنیم
فکر میکنی بتونم «همسر سابق» خوب واست بشم؟
جدی میگم
کاروکسب خودتو داری
واست مهم نیست کی میام
دوست داری ماشین کادیلاکت چه اندازهای باشه؟
تو که قانون منو میدونی
نه اهل برنامهریزی واسه آینده هستم
نه اهل صبحونه درست کردن
استرلینگ با نمایندههای تنباکو واسه 9 ساعت دیگه جلسه گذاشته. ولی من هنوز هیچ ایدهی ندارم
مردم عاشق سیگار کشیدنن
چیزی نیست که تو یا کمیسیون تجارت
یا مجله ریدرز دایجست بتونه عوضش کنه
یه پسرهست که هر روز میاد تو دفتر من سَرَک میکشه
میخواد ببینه گلدوناش رو کجا میتونه بذاره
خوشگله؟
طبقه 23
نه با این عجله
رفیق، میشه یکم لفتش بدیم؟
منظره اینجا واقعا دیدنیه
داری میری مهمونیِ پایان مجردیه کمبل؟
آره، دوست دارم قبل اینکه...
یه لنگر به گردنش ببندن و به طرف دریا خرکِشش کنن، اونجا باشم
شنیدم دختر خوبیه
کی دیگه دنبال «دختر خوبه»!؟
چرا اینکارو کردی؟
شاید زیردست یکی از خودمون بشه
در اون صورت میدونه با کی طرفه
درضمن باید بهشون نشون بدی چه جور مردی هستی
اینجوری دستشون میاد چجور دختری باید باشن
یه چیزی بهم میگه، به این زودیا به جشن پایان مجردیِ تو نمیاییم
آره، من که در مقایسه با کمبل بچه مثبتم
ببخشید، ایشون اطلاع دارن؟
ایشون از هیچی اطلاعی نداره
عزیزم. نگران نباش صحیح و سالم میام خونه
الان یه قرار ملاقات مهم دارم
چرا نمیری خریدی، چیزی؟
مامانت رو برای ناهار ببر بیرون
بهش بگو ایدۀ من بود
خوبه. کارشو بلده
فقط یه مهمونی پایان مجردیه، عزیزم
نه، واقعا نمیدونم چه برنامهای واسم چیدن
اما با این ذهنهای خلاقی که دور من هست،...
احتمالا نهایتش بریم فیلم «بانوی زیبای من» رو ببینیم.
خب این چطوره...
سر راه رفتن به خونه، یه سر هم میام دیدن تو
که مامانت زیر ناخنهامو چک کنه
البته که عاشقتم
دارم از زندگی خودم دست میکشم تا با تو باشم، درسته؟
چه دختر فوقالعادهای
باید اعتراف کنم بچهها
دلم رو بدجوری قاپیده
و باباش پولداره
خب، این طبقۀ مدیرانـه
باید مرتب باشه، ولی نیست
اینجا مدیران پروژه و مدیران نوآوری همه باهم قاطی هستن
پس لطفا تفاوتشون رو از من نپرس
عالی
اگر به حرفای من گوش بدی، امیدوارم شاید...
بعضی اشتباهاتی که من اینجا کردم انجام ندی
- سلام. جوآن - مثل این یکی
خب چند تا قطار سوار شدی تا بیای اینجا؟
فقط یکی. اما خیلی زود از خواب بیدار شدم
ظرف چند سال با تصمیمات درست
تو هم مثل باقیه ما میتونی تو شهر خونه بگیری
البته اگر واقعا تصمیمات درستی بگیری...
میتونی خارج از کشور بری
و دیگه لازم هم نیست کار کنی
جای تو اینجاست، درست روبروی خودم
درحال حاضر دوتامون منشی آقای دریپر هستیم
من نمیدونم اهدافت چیه اما تو زدن عطر و ادکلن زیاده روی نکن
یه مقدار نوشیدنی توی کشوت بذار
آقای دریپر ویسکیِ چاودار میخوره
درضمن، چند تا آسپرین، چسب زخم
و نخ و سوزن همیشه داشته باش
ویسکی چاودار کاناداییه. درسته؟
بهتره ته توش رو دربیاری
شاید اینجوری وانمود کنه که منشی لازم داره
اما بیشتر اوقات...
دنبال یه کسی مثل مادر یا پیشخدمت میگردن
و باقیه اوقات هم، خب...
برو خونه، یه پاکت بردار
جای چشمات رو روی پاکت قیچی کن
و بذارش روی سرت و لخت شو
و جلوی آینه به خودت نگاه کن
و حسابی نقاط ضعف و قوتت رو ارزیابی کن
و با خودت صادق باش
من همیشه صادقم
خوش به حالت
سعی کن از دیدن اینهمه وسایل پیشرفته شوکه نشی
پیچیده بنظر میاد
اما مردهایی که اینو طراحی کردن اونقدر، سادهش کردن که یه زن هم بتونه ازش استفاده کنه
امیدوارم
وقت ناهار، یه جعبه شکلات...
چند تا گل میخک و نمک حمام بگیر
بعد واست توضیح میدم
ممنونم، خانم هالووی
خیلی فوق العاده هستی که اینجوری هوای منو دارین
صدام کن جوآن
و گوش کن
سو تفاهم نشه واست...
اما دختری مثل تو با اون پاهای ناز و ظریف
من جای تو باشم سعی میکنم نمایششون بدم
درضمن، مردها از شال گردن خوششون میاد
صبح بخیر، آقای دریپر
و آقای استرلینگ. حالتون چطوره؟
صبح بخیر دخترا
داغون بنظر میایی شبکاری داشتی مگه؟
نکنه درگیر این قضیه تنباکو هستی، آره؟
ذهنمو مشغول کرده
آره خب، امیدوارم اینطور باشه
لی گارنر، پدرش
و کل خانواده «لاکی استرایک» ساعت چهار میان اینجا
نگرانی؟
نه
اگه نگران بودم، ازت میپرسیدم نقشهت چیه
اما نیستم. درنتیجه فرض میکنم حتما یه نقشهای داری
که معنیش اینه تو باید نگران باشی
خب پس فقط اومدی اینجا لباس پوشیدن منو تماشا کنی؟
نه میخواستم مطمئن بشم که اومدی سرکار
جسمم آره. واسه بقیهش یه نیم ساعتی بهم وقت بده
آها، چطور بگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.