Mad Men

Mad Men

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

S01Mad Men S01 Complete 1080p BluRay Remux
Un commento di Prolator
💣Prolator💣 قسمت یک تا شش ویرایش مجدد شد

Tag

BluRay
1080
REMUX
Pubblicato il: 2022-03-09
Download: 139
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫سفارش و پیشنهاد ترجمه ‫تلگرام Prolator@

‫[مَدمِن: اصطلاحی که در اواخر دهۀ پنجاه میلادی برای ‫توصیف مدیران شرکت‌های تبلیغاتیِ خیابان مَدیسون ساخته شد]

‫قربان، جمع کنم؟

‫بله، آتیش داری؟

‫سیگار «اولد گولد»، آره؟

‫من «لاکی استرایک» می‌کشم

‫یه سوالی می‌تونم ازت بپرسم؟ ‫چرا «اولد گلد» می‌کشی؟

‫متاسفم قربان ‫سَم که مزاحمتون نیست؟

‫یه وقتایی زیادی پرحرفی می‌کنه

‫نه، راستش فقط داشتیم ‫اختلاط می‌کردیم

‫مشکلی که نیست؟

‫یه نوشیدنی دیگه واستون بیارم؟

‫آره، یکی دیگه از همین ‫اولد-فَشِن لطفا ‫

‫پس کاملا مشخصه بعد از یه شیفت کار کردن ‫توی اینجا، به آرامش نیاز داری

‫فکر کنم. نمی‌دونم

‫خب مزیتش چیه؟ قطران کمتر؟ ‫

‫از این فیلترهای جدید داره؟

‫چرا... واقعا چرا «اولد گلد»؟

‫توی خدمت که بودیم...

‫هر هفته یه کارتن مجانی بهمون میدادن

‫پس بهشون عادت کردی ‫درسته؟

‫اره، عادت شده

‫یعنی امکان نداره بتونم راضیت کنم ‫یه مارک دیگه بکشی...

‫مثلا، «لاکی استرایک»

‫عاشق همین «اولد گولد»م

‫خب، بذار فرض کنیم همین فردا ‫یه آفت تنباکو میاد...

‫و تمام «اولد گولد»هایی که تو دنیا ‫هست رو از بین میبره

‫داستان غم‌انگیزیه

‫فاجعه‌ست

‫بعدش دیگه سیگار رو ترک می‌کنی؟

‫فکر کنم می‌تونم با یه برند دیگه کنار بیام

‫عاشق سیگار کشیدنم

‫«عاشق سیگار کشیدنم» ‫جمله خوبی بود

‫زنم ازش متنفره

‫توی مجله «ریدرز دایجست» نوشته سیگار ‫آدم رو میکُشه

‫آره، منم شنیدم

‫زن‌ها عاشق این مجله‌هان

‫آره، همینطوره

‫واست مهم نبود من خوابم یا نه، مگه نه؟

‫مزاحم که نیستم؟

‫امم. نه

‫شانس آوردی هنوز مشغول کارم و تنهام

‫کار چطوره؟

‫یه روز جدید نام‌گذاری کردن به اسم ‫«روز مادربزرگ»

‫احتمالا تا چند ماه منو با کشیدن ‫عکس توله سگا، سرگرم می‌کنه

‫میشه چند تا ایده رو باهات در میون بذارم؟

‫منظورت همونه که من دارم فکر می‌کنم؟

‫چون من با بیشترِ ایده‌هات آشنام

‫یه مشکلی با پروژۀ سیگار دارم

‫عجب، واقعا اومدی برای حرف زدن

‫کمیسیون تجارت همۀ ادعاهای ما ‫مبنی بر بی‌ضرر بودن سیگار رو ممنوع کرده

‫منم مجله «ریدرز دایجست» رو می‌خونم

‫اینم مثل همون نگرانی‌ِ پنج سال پیشـته

‫از پس اونم بر اومدی

‫من که از وقتی فهمیدم دکترا هم سیگار می‌کشن ‫شبا بهتر می‌خوابم

‫خب، همینه دیگه

‫کل بحث «سیگار کم‌خطرتر» منتفیـه

‫نه هیئت پزشکی ‫نه گواهی‌نامه‌ای

‫نه بحث بدون سرفه بودن ‫یا تسکین سینوس‌ها

‫قطران کمتر، نیکوتین کمتر، فیلتر اضافه

‫هیچی

‫تنها چیزی که دارم ‫یه جعبۀ ضد ضربه‌س

‫و این جمله که «از هر پنج نفری که فوت می‌کنن ‫چهارنفرشون از برند شما استفاده می‌کردن»

‫الان همون موقع‌ست که قراره من بگم...

‫«دان دریپر بهترین آدم توی دنیای تبلیغاته»

‫«و اون مغز بزرگ و تواناش یه راهی پیدا می‌کنه...»

‫«تا گوسفندا رو به کشتارگاه هدایت کنه؟»

‫قرار نیست فردا برم مدرسه

‫می‌خوای ایده‌ت رو واسم بگی یا نه؟

‫میج. جدی میگم. هیچ ایده‌ای ندارم

‫کارم تمومه. و بالاخره قراره ‫شرکت اینو بفهمه

‫دفعه بعدی که منو می‌بینی

‫چند تا مدیر جوان دارن...

‫گوشت دنده‌هامو می‌خورن

‫چه تصویر قشنگی

‫راز تو چیه؟

‫9 روش مختلف برای گفتن...

‫«عاشقتم مامان بزرگ»

‫باید باهم ازدواج کنیم

‫فکر می‌کنی بتونم «همسر سابق» خوب واست بشم؟

‫جدی میگم

‫کاروکسب خودتو داری

‫واست مهم نیست کی میام

‫دوست داری ماشین کادیلاکت چه اندازه‌ای باشه؟

‫تو که قانون منو می‌دونی

‫نه اهل برنامه‌ریزی واسه آینده هستم

‫نه اهل صبحونه درست کردن

‫استرلینگ با نماینده‌های تنباکو واسه 9 ساعت دیگه ‫جلسه گذاشته. ولی من هنوز هیچ ایده‌ی ندارم

‫مردم عاشق سیگار کشیدنن

‫چیزی نیست که تو ‫یا کمیسیون تجارت

‫یا مجله ریدرز دایجست ‫بتونه عوضش کنه

‫یه پسره‌ست که هر روز میاد ‫تو دفتر من سَرَک می‌کشه

‫می‌خواد ببینه گلدوناش رو کجا می‌تونه بذاره

‫خوشگله؟

‫طبقه 23

‫نه با این عجله

‫رفیق، میشه یکم لفتش بدیم؟

‫منظره اینجا واقعا دیدنیه

‫داری میری مهمونی‌ِ پایان مجردیه کمبل؟

‫آره، دوست دارم قبل اینکه...

‫یه لنگر به گردنش ببندن ‫و به طرف دریا خرکِشش کنن، اونجا باشم

‫شنیدم دختر خوبیه

‫کی دیگه دنبال «دختر خوبه»!؟

‫چرا اینکارو کردی؟

‫شاید زیردست یکی از خودمون بشه

‫در اون صورت می‌دونه با کی طرفه

‫درضمن باید بهشون نشون بدی ‫چه جور مردی هستی

‫اینجوری دستشون میاد چجور دختری باید باشن

‫یه چیزی بهم میگه، به این زودیا به ‫جشن پایان مجردیِ تو نمیاییم

‫آره، من که در مقایسه با کمبل ‫بچه مثبتم

‫ببخشید، ایشون اطلاع دارن؟

‫ایشون از هیچی اطلاعی نداره

‫عزیزم. نگران نباش ‫صحیح و سالم میام خونه

‫الان یه قرار ملاقات مهم دارم

‫چرا نمیری خریدی، چیزی؟

‫مامانت رو برای ناهار ببر بیرون

‫بهش بگو ایدۀ من بود

‫خوبه. کارشو بلده

‫فقط یه مهمونی پایان مجردیه، عزیزم

‫نه، واقعا نمی‌دونم چه برنامه‌ای واسم چیدن

‫اما با این ذهن‌های خلاقی که دور من هست،...

‫احتمالا نهایتش بریم فیلم «بانوی زیبای من» رو ببینیم.

‫خب این چطوره...

‫سر راه رفتن به خونه، یه سر هم میام دیدن تو

‫که مامانت زیر ناخن‌هامو چک کنه

‫البته که عاشقتم

‫دارم از زندگی خودم دست می‌کشم ‫تا با تو باشم، درسته؟

‫چه دختر فوق‌العاده‌ای

‫باید اعتراف کنم بچه‌ها

‫دلم رو بدجوری قاپیده

‫و باباش پولداره

‫خب، این طبقۀ مدیرانـه

‫باید مرتب باشه، ولی نیست

‫اینجا مدیران پروژه و مدیران نوآوری ‫همه باهم قاطی هستن

‫پس لطفا تفاوتشون رو از من نپرس

‫عالی

‫اگر به حرفای من گوش بدی، امیدوارم شاید...

‫بعضی اشتباهاتی که من اینجا کردم ‫انجام ندی

‫- سلام. جوآن ‫- مثل این یکی

‫خب چند تا قطار سوار شدی تا بیای اینجا؟

‫فقط یکی. اما خیلی زود از خواب بیدار شدم

‫ظرف چند سال ‫با تصمیمات درست

‫تو هم مثل باقیه ما می‌تونی تو شهر ‫خونه بگیری

‫البته اگر واقعا تصمیمات درستی بگیری...

‫می‌تونی خارج از کشور بری

‫و دیگه لازم هم نیست کار کنی

‫جای تو اینجاست، درست روبروی خودم

‫درحال حاضر ‫دوتامون منشی آقای دریپر هستیم

‫من نمی‌دونم اهدافت چیه ‫اما تو زدن عطر و ادکلن زیاده روی نکن

‫یه مقدار نوشیدنی توی کشوت بذار

‫آقای دریپر ویسکیِ چاودار می‌خوره

‫درضمن، چند تا آسپرین، چسب زخم

‫و نخ و سوزن همیشه داشته باش

‫ویسکی چاودار کاناداییه. درسته؟

‫بهتره ته توش رو دربیاری

‫شاید اینجوری وانمود کنه که منشی لازم داره

‫اما بیشتر اوقات...

‫دنبال یه کسی مثل مادر یا پیشخدمت می‌گردن

‫و باقیه اوقات هم، خب...

‫برو خونه، یه پاکت بردار

‫جای چشمات رو روی پاکت قیچی کن

‫و بذارش روی سرت و لخت شو

‫و جلوی آینه به خودت نگاه کن

‫و حسابی نقاط ضعف و قوتت رو ‫ارزیابی کن

‫و با خودت صادق باش

‫من همیشه صادقم

‫خوش به حالت

‫سعی کن از دیدن اینهمه وسایل ‫پیشرفته شوکه نشی

‫پیچیده بنظر میاد

‫اما مردهایی که اینو طراحی کردن ‫اونقدر، ساده‌ش کردن که یه زن هم بتونه ازش استفاده کنه

‫امیدوارم

‫وقت ناهار، یه جعبه شکلات...

‫چند تا گل میخک و نمک حمام بگیر

‫بعد واست توضیح میدم

‫ممنونم، خانم هالووی

‫خیلی فوق العاده هستی که ‫اینجوری هوای منو دارین

‫صدام کن جوآن

‫و گوش کن

‫سو تفاهم نشه واست...

‫اما دختری مثل تو با اون پاهای ناز و ظریف

‫من جای تو باشم سعی می‌کنم ‫نمایششون بدم

‫درضمن، مردها از شال گردن خوششون میاد

‫صبح بخیر، آقای دریپر

‫و آقای استرلینگ. حالتون چطوره؟

‫صبح بخیر دخترا

‫داغون بنظر میایی ‫شب‌کاری داشتی مگه؟

‫نکنه درگیر این قضیه تنباکو هستی، آره؟

‫ذهنمو مشغول کرده

‫آره خب، امیدوارم اینطور باشه

‫لی گارنر، پدرش

‫و کل خانواده «لاکی استرایک» ساعت چهار ‫میان اینجا

‫نگرانی؟

‫نه

‫اگه نگران بودم، ازت می‌پرسیدم ‫نقشه‌ت چیه

‫اما نیستم. درنتیجه فرض می‌کنم ‫حتما یه نقشه‌ای داری

‫که معنیش اینه تو باید نگران باشی

‫خب پس فقط اومدی اینجا ‫لباس پوشیدن منو تماشا کنی؟

‫نه می‌خواستم مطمئن بشم ‫که اومدی سرکار

‫جسمم آره. واسه بقیه‌ش یه نیم ساعتی ‫بهم وقت بده

‫آها، چطور بگم؟

More Farsi Persian subtitles for Mad Men

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left