Le prime 200 righe.
...آنچه گذشت
دیشب وقتی سیدی افتاد پایین تو با اون پلیس سابق
که قبلا به ملاقات هارتسفیلد میومد، اونجا واستاده بودی
اون دوستمه- اوه، دوست چیز خوبیه-
ولی شغل بهتره
پلیس حکم به خودکشی داده
تو فکر نمیکنی خودکشی کرده باشه؟
مهم نیست من چه فکری میکنم
میشه بپرسم دقیقا اینجا چیکار میکنی؟
بیل فکر میکنه اون یه نقشههایی تو سر داره
راستش من فکر میکنم این فقط یه بهانهای دستش میده
تا به وسواس فکریش در مورد بریدی هارتسفیلد ادامه بده
اگه میخوای وارد ذهن سیدی مکدونالد بشی
احتمالا بهتره تلاش کنی وارد موبایلش بشی
دیگه نمیتونم ببینم به خودت صدمه میزنی
استف، میدونم که هنوز به من اهمیت میدی
اهمیت دادن به کسی با
مراقب کسی بودن فرق داره
مایلم تلفن دخترتون رو ببینم، لطفا
چرا؟- چون منم مثل شما به قضیه مشکوکم-
میخوام ببینم اون تو توضیحی برای اتفاق افتاده هست یا نه
درد چه حسی برات داره؟
قدر اون لحظه رو بدون
(قدر لحظه رو بدون (به زبون لاتین هرزهی کوچولو
چه غلطی داری میکنی؟
ارتباط بین این و این چیه؟
به نظرم اون یه راهی برای ارتباط با سیدی مکدونالد پیدا کرده
!وارد شدم متیو کیه؟
دوست پسرش- اون توی ذهن منه"-
"نمیدونم دیگه چجوری توضیحش بدم
به خاطر بازی زپیته، احمق خان
ملت رو هیپنوتیزم میکنه
زپیت فقط در ورودیه
باید واردش بشی- وارد شدم-
بیا از اینجا بریم، باشه؟
میدونستم
-| آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما |- .:. @OfficialCinama .:.
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
سیدی از کلمهی "ارتباط برقرار کردن" استفاده کرده
...آره،اون داروهاش رو هم مصرف نمیکرده، پس
ببین، رفتارش رو بی خیال
خودم به اندازهی کافی نحوهی رفتار رو وارد این ماجرا کردم
لازم نکرده این وظیفه رو به تو واگذار کنم
ارتباط برقرار کردن" دیگه چه معنیای میتونه داشته باشه؟"
فکر میکنی بریدی هارتسفیلد
روی تختش نشسته بوده و کسی نگاه نمیکرده
و اون با کارکنان صحبت میکرده؟
گفتم همچین فکری میکنم؟
درسته، پس ما اینجا چیکار میکنیم؟ جدی میگم
حقیقتا باید بگم هیچ کدوم از اینا با عقل جور درنمیاد
اما؟
نمیتونم بی خیال این ایده که حقیقت درست همون جایه بشم
سیدی مکدونالد حامله بود
اون دارو هاش رو مصرف نمیکرد ،و علاوه بر تمام اینا
اون با دوست پسرش دعوا میکرد کسی که سیدی رو
به عنوان "برج زهره مار" توصیف کرده بود
من آدمها رو درک میکنم
اون از اون دستهای نبود که بخواد خودکشی کنه
فکر میکنی خودکشی دوره راه میفته و یه علامت روی پیشونیشه؟
یا اون داشته اطراف رو طِی میکشیده تا همه فکر کنن
اوه، امروز اون میخواد کرهی زمین رو ترک کنه"؟"
روال کار اینجوری نیست، هاجز
خوب چجوریه؟
،بیدار میشی، صبحونه درست میکنی ،یه یادداشت مسخره مینویسی
،توی ظرف ناهار میذاریش ،قبض هاتو پرداخت میکنی
دوش میگیری، یه دست لباس تمیز میپوشی
...بعدش یه یادداشت دیگه میذاری این دفعه روی میز ناهارخوری
،با ماشین میری جای دریاچه ،یه قوطی قرص میخوری
شنا میکنی میری وسط دریاچه، و غرق میشی
مادرت یادداشت گذاشته بود؟
فکر میکردم یادداشتی نذاشته
...آره، من میدونم چه فکری میکردی
میدونم همه چه فکری میکنن ایده همین بود
...ولی اگه من بتونم مادرم رو توصیف کنم
میگم "اغلب اوقات خوشحال" بود
متاسفم
پنج سال پیش بود
...بازم
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
بدون اینکه بهم بپری؟
میتونی بپرسی... ولی تضمینی نمیکنم
فکر نمیکنی یه بخشی از تو میخواد که این پرونده رو بی خیال بشی؟
که بخواد بریدی هارتسفیلد رو بی خیال بشی؟
چرا همچین چیزی بخوام؟
چیزی نگو هدفم واسه این کار چیه، ها؟
میخوام یه قاتل سریالی و بستنی فروش دیوث
چهرهی واقعی خودش رو نشون بده
چون این واقعا از بازیِ اسکربل خیلی بهتره
هدفم همینه؟
باهات موافقم
کل ماجرا دیوونگی محضه
ولی نمیتونی بی خیالش بشی؟
نه
بزن بریم یه سری کار داریم که باید انجام بدیم
این یکی طعمش دقیقا مثل "سینمن توست کرانچ" میمونه
مطمئنی سیگار الکترونیکی کالری نداره؟
میشه یه کاری بکنیم؟
جنده خانوم؟
یه لحظه صبر کن تا حالا به اینجا نرسیدم
هی، تا حالا بهم نگفتی دوست پسرت همچین ماشین دافی رو میرونه
!نگاش کن
اوه، باربارا
!هی وای من
چقدر بزرگ شدی
اون خیلی چندشه
هنوز زنگ دوم نشده و این سومیه که گرفتم
مثل ملخ میمونن
درسته اینا دانش آموزایی هستن که تابستون درس میخونن
و حواسشون سر کلاس حسابی جمع نیست... ولی واو
اونا اصلا تمرکز نمیکنن
گوش کن، وقتی ما دانش آموز بودیم حداقل یادداشت رد و بدل میکردیم
این بچه ها فقط اونجا مینشینن و به این چیزا خیره میشن
راستی، من آیدا سیلور هستم
الیوت لی
منم داوطلب شدم- اوه، انگلیسی درس میدی؟-
زبون مادریمون، اونم تو این عصر ایموجی ها
باورم نمیشه این چیزا رو بهشون دادیم که کمکی برای یادگیری باشه
گند زدیم به هر چی پیشرفته
از دیدنت خوشحال شدم، آیدا
همچنین
قشر جلویی مغزش شبیه به
قشر جلویی یه انسان سالم میمونه
پس داری میگی اون نباید
مثل یه هویج اینجا تو تخت خوابیده باشه؟
فرضیهی کاریم اینه که
این یه حالت ابراز لالیِ غیر قابل توضیحه
تصور میکنی ۲۵ سال دیگه
به عنوان رئیس بخش جراحی اعصاب بیمارستان مرسی جنرال
در بریجتونِ اُهایو بازنشست بشی؟
نه، نمیکنم
تو بیشتر از این میخوای، درسته؟
رویاپردازی آمریکایی؟
منم همینطور
میدونی، بعد از مدیریت واحد جنایی دادستانی
...فقط دو راه وجود داره
یا خود دادستان بشی
یا مستقیم خودتو از صخره پرت کنی پایین
خب، من که میخوام دادستان بشم
،شغل رئیسم رو بگیرم چه خودش بگه چه نگه
ولی به یه پرونده نیاز دارم، فلیکس
و اخیرا هیچ کس اونقدر به فکر نبوده که
یه خانواده رو سلاخی کنه یا محض هیجان یه مشت زن سفید پوست رو بکشه
پس من سوزنم گیر کرده و دنبال پروندهام
و این مادر قحبه پروندهی منه
نمیتونم کاری کنم بشینه و حرف بزنه
ولی کاری کردی که باور کنم میتونی
و من رئیست رو سر جاش نشوندم که این خبر جدیدی واسه رئیس خودم بود
من دارم کمکت میکنم، فلیکس
تو هم باید کمکم کنی
وگرنه؟
...وگرنه
راهمو میکشم میرم
و دنبال یکی دیگه میگردم تا
محاکمهی قرن رو واسش راه بندازم و تو باز متوجه میشی
که تنها بودن چه حسی داره
خیلی زود از اون خونهی گنده توی شوگر هایتس
اساس کشی میکنی و میای سیکامور پیش خودم
خب، سیکامور که عیبی نداره
سیکامور و اسپرینگ
کیرم دهنت، رفیق اونجا بد نیست
یه خونهی مدرن هم واسه خودم خریدم
تازه دادم رنگ خاکستری بزنن
زنم عاشقش شده
ولی ۵ سال دیگه عاشق نیست
درک میکنم
من زن تو رو دیدم
مطمئنم که درک میکنی
دست بجنبون، دکتر
کاری کن جادوی کسشعر پزشکیت اثر کنه
خونهی تخمی مدرن
بینگو
خب،گروه خوبه؟
اوه، گروه عالیه
مایک بی الان دیگه باهام ارتباط چشمی برقرار میکنه
عجب
بگذریم، خوشحالم که زندهای
داشتیم از فضولی میمردیم
اوه، تیکه انداختی
داری تیکه میندازی
!یاد گرفتی ها- همکارم سر کار، اونم تیکه میندازه-
خب یه جورایی نسبتا عادت کردم
خوش شانسی که کار داری
بعد از اینکه پارانورمال ساینس مقالهام
راجع به کنترل ذهن رو منتشر کرد من شغلم رو از دست دادم
کلی ادعا کرده بودم ولی مدرک کافی نداشتم
حرومزاده ها اونا خیلی کوته فکرن
خب، من کاملا ازش خوشم اومد
یعنی میگم، اکثر قسمت هاش رو باور نکردم
ولی به نظرم اون جاهایی که به روانشناسی غیر عادی
،اشارهی مختصری داشتی خیلی جالب بود
تو مقالهام رو خوندی؟
اوه، دو بار
راستش، میخوام بفهمم
چطور بعضیا یه عده رو مجاب میکنن ...که یه سری کار ها رو انجام بدن
کار های دیوانه وار، مثل
مثل "جیم جونز" و قتل عام جونزتون رهبر فرقهای مذهبی در آمریکا که] [منجر به خودکشی عدهای کثیر در شهر جونزتون شد
و پایان نامهت دربارهی نحوهی
متقاعد کردن اون افراد به خودکشی بود، درسته؟
بله... درسته
خب اون چطور این کارو کرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.