Le prime 200 righe.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
NightMile زمانبندي مجدد از
تــرجــمــه از اشــکـان و نـــوژن Chandler Bing & NOjAN
.نورافکن ها
.نورافکن ها رو بزنيد
.ممنون
.خيلي ممنون. متشکرم
الزاما باهاتون موافق نيستم .اما خيلي ممنونم
.خب، اينجا جاي قشنگيه
اين به سادگي قشنگ ترين مکان
.شهر تا کيلومترهاست
اين جوري از يه ساختمان تعريف ميکني
.و در عين حال ميريني به شهر
،اينجا خيلي عجيب غريبه .داشتم اينجا رانندگي ميکردم
به نظر نمياد اينجا بين پياده رو با
.خيابون براي عابرها تفاوتي وجود داشته باشه
.ملت يه جورايي وسط خيابون دارن راه ميرن
من عاشق مسافرت کردن
.و ديدن تمام قسمت هاي مختلف کشور هستم
.من تو نيويورک زندگي ميکنم ...من تو يه
.کاري که الان ميکنيد هيچ ارزشي نداره
...من تو .من تو نيويورک زندگي ميکنم
...هميشه
،يه پيرزني تو همسايگي ام زندگي ميکنه
.و هميشه داره با سگش قدم ميزنه
...هميشه فقط .خيلـــي پيره
،اونجا مثل پيرزن ها مي ايست ـه
...و سگه هر روز با جاذبه کلانجار ميره، فقط
...دوتاييشون، واقعا
،سگه اب مرواريد داره ،زنه هم اب مرواريد داره
و دوتايي تو خيابون تو دو بعد
...با هم ايستادن، و
.و هميشه يه ژاکت بلند پوشيده
فکر ميکنم وقتي قدش چيزي حدود ،يه متر و نيم بوده، براش يه ژاکت معمولي بوده
،اما الان فقط ...اين ژاکت
...و پاهاش .پاهاش کابوسه
پاهاش سفيدن با رگه هاي سبز .و استخوان هاش زدن بيرون
.پاهاش افتضاح ان
يه مردَ رو ديدم که پا نداشت ،و با ويلچر داشت رد ميشد
،پيش خودش فکر ميکرد .اخ، نه ممنون"
.اينا رو نميخوام"
ترجيح ميدم مثل الان هوا به جاي " پا داشته باشم
".تا به اون گه نگاه کنم
،هميشه اين دوتا رو ميبينم ،و هميشه بهشون نگاه ميکنم
،و هميشه فکر ميکنم ".اي خدا، اميدوارم که زنه اول بميره"
.جدا ميگم
،اميدوارم که اول زنه بميره ،براي خودش ميگم
بخاطر اينکه نميخوام سگش .رو از دست بده
فکر نميکنم که قادر به تحمل .کردنش باشه
...اگه زنه بميره
،اگه اول پيرزنه اول بميره نگران سگه نيستم
.چونکه سگه حتي پيرزنه رو نميشناسه
.سگه فقط از 10 سانتي متري اطرافش باخبره
.تو يه زندگي دو ثانيه اي زندگي ميکنه
ثانيه اي که درش هست و ثانيه اي که پشت سر گذاشته
،تمام چيزي که ميدونه همينه
،اما اگه اول سگه بميره، اين خانم به فنا ميره
به خاطر اينکه سگه تنها ،چيزيه که داره
و ميدونم که تنها سگه رو داره .به خاطر اينکه زنه دارتش
...هيچ
،اگه يه نفر رو تو زندگي اش داشت
.اين سگ بدرد نخور رو نگه نميداشت
حتي اگه يه روزي يه زن جووني تو اپارتمان بهش
"بگه "صبح بخير گلديس
"ميگه "ايول
...و بعدش سيفون رو ميکشه رو سگه، فقط
!بوم! بوم
سگه همين جوري به .کاسه توالت ميخوره
!بوم
.بي خيال ميشه
اخرش هم ميشينه و تا اخر عمرش .روي سگش ميرينه
!پ...پ...پ
!بوم
تا به حال روي حيوون خونگي تون سيفون کشيديد؟
من مجبور بودم ماهي دخترم رو بندازم .تو توالت
.امدم خونه، ديدم ماهيه مرده
،هنوز از مدرسه نيومده بود ،به خاطر همين انداختمش تو توالت
،و لحظه ي عجيبي هم هست .به خاطر اينکه ماهي تو ابه
،ميندازيش تو توالت ،ميره ته اب
"فکر ميکني "اره، مرده
،و وقتي که سيفون رو ميزني ،به نظر مياد که داره شنا ميکنه
!صبر کن ببينم، اه، تو روحت "
!خوابيده بودم! اي بابا"
بايد همه اش در حال حرکت
".باشي تا تو اين خونه بهت احترام بذارن
.و بعد دخترم رسيد خونه
"چرا مرد بابا؟ "
بي خيال، چي بايد بگم؟ چرا مرد؟
به خاطر اينکه کي براش مهمه؟ .دليلش اينه
،دليل واقعيش اينه به خاطر اينکه مهم نيست
.که زنده بوده
.به خاطر اينکه مرده
،اسم خودش رو نميدونست .و تورو هم دوست نداشت
اينا حقيقت هايي درباره ي زندگي .ماهي ـه
.دخترم ماهي ها رو دوست داره .به خاطر همين برديمش اکواريوم
هر جفت دخترهام رو بردم ،به اکواريومِ شهر بوستون
و داشتيم به اين خوک ابي، يا .شيردريايي نگاه ميکرديم
.نميدونم کدوم يکي شون .برام مهم نيست
فکر نميکنم که نياز باشه اسم هاي .مختلفي داشته باشن
.واقعا ميگم
،خودشون اهميت نميدن .و ما هم اهميت نميديم
يه سه تا دانشمند وجود داره
که اهميت ميدن ما اونا رو .چي صدا کنيم
اين دانشمندها ميتونند برن فردا تو تلويزيون
.و بگن، "خيلي خب دوستان
از الان به بعد، خوک هاي دريايي و" ،شيرهايي دريايي و گرازهاي دريايي
و ميدوني چيه؟ پنگوئن ها همگي "،خوک دريايي صدا زده ميشن
،و ما هم همه ميگيم .اره، باشه. خوبه. اره"
".حالا هرچي مرد
در هر صورت، داشتيم به اين ،شيردريايي/خوک دريايي نگاه ميکرديم
،و از شيشه به ما خيره شده بود
...و اينجوري کرد
.به شخصه واقعا حال بهم زن هستن
بيشتر حيوون ها وقتي دقيق .بهشون نگاه کني اينجوري هستن
تا به حال به مزرعه رفتيد؟
فکر ميکني که الان يه گوسفند ،کوچولو و سفيد ميبيني
که "بعه" ميکنه اما همه شون واقعا ،چاق و رنگ گه هستند
...و اينجوري ميکنند
.خداي من
.افتضاحه
به هر حال، خوک هاي دريايي ...اينجوري نميکنند
...اونا اينجوري ميکنند
،دخترم برگشت پرسيد "چي داره ميگه؟"
!نميدونم
!من يه برده ام"
"!منو بکش "
حتما خيلي بده که ،چيزهاي ديگه اي باشي
ميدوني؟
.خوشحالم که اينم
وقتي که بقيه گزينه ها رو نگاه ميکني .ميبيني که اينم خيلي خوبه
،بقيه چيزها، هر وجود ديگه اي که باشي .تو زنجيره ي غذايي قرار ميگيري
...تو زنجيره ي .ما خارج از زنجيره ي غذايي هستيم
فکر نميکنم که ما کاملا قدردان اين حقيقت باشيم
.که ما خارج از زنجيره ي غذايي هستيم
ترفيع خيلي خرکي ايه
،به خاطر اينکه براي بقيه موجودات زنده
.زندگي با خورده شدن تموم ميشه
...زندگي اينطوري تموم ميشه براشون
،هر زندگي اي به غير از زندگي انسان
.همه ي زندگي ها اينجوري تموم ميشه
!اه! اه! اه
ما تنها موجودات هستيم که ميتونيم ،تو تخت وقتي که پير هستيم بميريم
".فقط "دوست دارم. خدانگهدار
منظورم اينکه تصور کنيد که اگه هنوز تو ،زنجيره ي غذايي بوديم
.بالاي بقيه موجودات زنده
.تصور کنيد اگه هنوز تو زنجيره ي غذايي بوديم
يه مشکل ديگه اي بود که بايد باهاش .سر و کله ميزديم
.همين الانش هم يه روز بد داري
.صبج از خواب بيدار ميشي .صبحونه درست ميکني
،نون تست رو ميسوزوني ،و براي دوباره درست کردنش دير شده
،و بچه ات مياد و ميگه ".به" و تو هم ميگي "خيلي خب "
و چرا اخه؟
يه ايميل دريافت ميکني که
،نوشته خط تلفنت تغيير کرده
.و الان افتاده دست يه کمپاني ديگه
!چي؟ نميفهمم اصن
بعد داري ميري سرکار و پيش خودت فکر ميکني "چرا خودم رو اذيت کنم اصن؟
!تو روحت! خدا لعنتت کنه"
هميشه اين چيتاهاي لعنتي تو ايستگاه" .مترو هستن
"!بس کن
...فکر ميکنيد کوسه ها
فکر ميکنيد کوسه ها اگه ميدونستند ما
باله شون رو که از اب زده بيرون
ميبينم خجالت زده ميشدن؟
فکر ميکنم ضد حال ميخوردن
به خاطر اينکه فکر نميکنم که کوسه ها .اصن خبر داشته باشن
فکر ميکنم کوسه ها فکر ميکنند که .خيلي زرنگ هستن
،شنا ميکنند و ميگن
"هي، هيچ کس خبر نداره که اين زير چه خبره "
،و ما اون بالا ايستاديم
".اونجا صد در صد يه کوسه است "
.شکارچي بودن هم به درد نميخوره
،اگه يه شکارچي باشي ،تصور کن که هر دفعه که گرسنه ات ميشه
بايد يه نفر رو که براي جونش
.فرار ميکنه رو تعقيب کني
!ميگي... "بي خيال رفيق "!تو روحت، بيا اينجا
و ميزنيش زمين و گردنش رو گاز ميگيري
تا وقتي که براي يه دقيقه خفه خون بگيره
تا بتوني بشيني اونجا و قبل از اينکه بري سرکار
.شکمش رو بخوري
.واقعا زور داره
...به خاطر اينکه حيوون ها فقط
،پيش هم ميگن .بيا دوتايي انجامش بديم پسر"
.تو برو والدينش رو فراري بده"
من بچه رو ميخورم و اون وقت" ".دور بزن برگرد
.به خاطر اينکه اينطوري انجام ميدن
.به جهنم. من بچه ها رو ميخورم" ".اين چرت و پرته
".بزرگسال ها ارزش گوشت شون رو ندارن"
.اي بابا، خيلي خب
.چيزي نيست
.لعنتي
.خدا لعنتت کنه
.احمق
.راستي اين صداي "گي" اي نيست
.نيست
.خفه شيد
.اره
من تو نيويورک زندگي ميکنم .و اونجا خوبه
.تو يه ساختمون خوب زندگي ميکنم
تا قبل از اين تو جاي قشنگي .زندگي نکرده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.