Le prime 200 righe.
... آنچه در « انقلاب » گذشت
برج جاییه که از اونجا میشه ،برق رو برای همه وصل کرد
که یعنی من تنها عامل برتری در این جنگ رو از دست میدم
" فقط کاری کن آسانسور راه بیفته " گریس - منو بفرست طبقه 12 -
باور کن، دلت میخواد وارد اونجا بشی - چرا ؟ -
چون وصل شدن دوباره برق فقط یه چشمه از کارهای "برج"ـه
.دارم در مورد قدرت حرف میزنم قدرت واقعی
نمیفهمم. باید کار میکرد یه مشکلی هست
.وقتمون داره تموم میشه ریچل " توی خطره "
مونرو " میدونه که " اون رفته به سمت برج
یه ارتش با خودش برده - باید ما رو ببری اونجا -
" کتابچه دکتر " وارن همه چی رو در مورد برج گفته
برو داخل و برق رو دوباره وصل کن
میخوام برم اونجا و مونرو " رو بکشم "
آمار کشته ها رو بگیرین - چند نفر زخمی شدن ؟ -
! اطراف رو خوب بگردین
ممنون
... زنها درست میگم ؟
حالت چطوره ؟
داغونم. ولی آمادهم
خیلیخب، برج 6 کیلومتر جلوتره
،احتمالاً یه ارتش کامل منتظرمونه
" و مهم تر از همه خودِ " مونرو
! ولی به درک
امروزم مثل بقیه روزهاست، مگه نه ؟
بریم مامانتو نجات بدیم
میدونی چطور میشه این درو باز کرد ؟ - نه -
درسته، چون تو همیشه باهام رو راست بودی
" خب، چطوره تو و آقای " فلین این اطراف رو بهم نشون بدین ؟
این چیه آقای " فلین " ؟
این یه ابَر شتابدهنده است قربان
و شما فقط بخش کوچیکی از اونو میبینین
چطور تونستی " مونرو " رو بیاری اینجا ؟
،کار احمقانهای بود حتی برای کسی مثل تو
،ببین " ریچل "، برعکس تو
من خیلی به سلامت و زنده بودن خودم اهمیت میدم
از یه چیزی تعجب میکنم
تو دسترسی امنیتی نداشتی
چطور اون درو باز کردی ؟
خودمم نمیدونم
پس باید کار " گریس " باشه - منظورت چیه ؟ -
اینجا تحت مراقبت شدیدی نگهش داشتم
وقتی برگشتم، من نمیتونستم وارد بشم ولی تو میتونستی
باید خودشون آزاد کرده باشه
با کامپیوترها ور میره و بازی میکنه
چرا باید همچین کاری بکنه ؟
منم میخوام همینو بفهمم
واقعاً فکر میکنی " گریس " میتونه دخل یکی از افراد تو رو بیاره ؟
غیر از اون دیگه کی میتونه باشه ؟
داره اون پایین چه غلطی میکنه ؟
تو قضاوت ژنرال رو زیرسوال میبری، سروان ؟
نه، البته که نه
! هی
! هی ! درو باز کن
! شما، این درو باز کنین
یه راهی پیدا کنین
خب ... بریم سلامی عرض کنیم
ایلیا با افتخار تقدیم میکند تیم ترجمه فیلم باران
اوضاع چطوره ؟ - خوب نیست -
ریچل " رو میبینی ؟ "
... پسر
خیلی خاص در مورد اون زن حرف میزنی
عاشقش شدی یا چی ؟
واقعگرا باش
احتمالاً حتی نتونسته از " اوماها " عبور کنه
اونجا رو
دیدهبانها
" ارون پیتمن "
وای خدای من. تویی ؟
! " ارون "
! " مایلز "
! ایول
گریس " تعمیرش کرده "
اینا همه پخش زنده است ؟
ماهوارهها هنوز کار میکنن ؟
.همهشون هرچی که دلتون بخواد رو میتونین ببینین
" دروغ نمیگفتی آقای " فلین
این ساختمون شگفتانگیزه
اینجا تاج سر ارتش آمریکا بود
در مقابل همه چی غیرقابل نفوذ بود " از جمله " خاموشی
.کاملاً مجهز بود از اینجا همه کاری میتونیم بکنیم
مثلاً ؟
میتونیم جاسوسی همه آدمای دنیا رو بکنیم
حرفاشون رو بشنویم، یا بکشیمشون
فقط با فشار دادن یک دکمه
البته برای انجام دادنش به کمک من نیاز دارین
و همه این کارها رو از اینجا میتونی انجام بدی ؟
خب ... نه
اول باید بریم به طبقه 12
" رندال "
داره حقیقت رو میگه، مگه نه ؟
خیلیخب، پس طبقه 12
بریم پایین
فکر میکردم دیگه هیچوقت نمیبینمت
منم همینطور
نظرتون چیه برگردیم خونه ؟
،خب اگه نتونیم برق رو وصل کنیم
شورشیها و " جورجیا " نابود میشن
خب ببین هیچ اجباری نیست
میشه این بحث رو بذاریم برای بعد ؟
چیزایی که به من گفتی به بقیه هم بگو
ریچل " با " مونرو " توی برجه "
چطور این اتفاق افتاد ؟ - ... اون -
رفت تا " مونرو " رو بکشه
میخواست خودشو منفجر کنه - و تو هم گذاشتی هرکاری میخواد بکنه -
تو میتونی جلوی " ریچل " رو بگیری ؟
چون من نمیتونم
! بحث خیلی جذابیه رفقا
کسی میتونه ما رو ببره داخل یا نه ؟
! با این کتاب میتونم، عوضی
ولی چطور میخوایم از اون سربازا رد بشیم ؟
کار نمیکنه
چی شده ؟
ببین مهم نیست
... اونطرف ساختمون یه راه پله هست
رندل " این دیگه چیه ؟ "
چی شده ؟ - ! وای -
! بخواب
از کجا میاد ؟
! نه
! " بذار بیام تو " ریچل
! نه - بذار بیام تو -
! بس کن
! فقط یه لحظه بس کن
یه دفعه چی شد ؟ اونا کی بودن ؟
اونا کی بودن ؟
این دیگه چیه ؟ همین جا وایسین
برین ببینین چی شده - ! برو برو برو -
ارون " چرا انقدر لفتش میدی ؟ "
باید یه کد 62 حرفی رو وارد کنم
یه دقیقه طول میکشه - اینقدر وقت نداریم -
زود باش
! " درو باز کن " ارون
! اگه هولم کنی نمیتونم کارمو انجام بدم
! مهماتم داره تموم میشه
! خیلی خب ! تونستم ! تونستم
! تموم شد
! برو برو برو برو
تیرام تموم شده
! جیسون " زودباش " ! برو برو برو
! گیرشون انداختیم
! بزنینشون ! نذارین فرار کنه
! زودباشین ! زودباشین
! شلیک کنین ! یالا
" درو ببند " ارون
! نه نه نه ! صبر کنین جیسون " هنوز اون بیرونه "
! زود باش
! صبر کن ! بخواب زمین پسر
! نه
یعنی داری میگی اصلاً نمیدونی این آدما کی هستن ؟
نه - اونا با " رندال " هستن ؟ -
نمیدونم اگه خوششانس باشیم، " رندل " مرده
چطوره بریم بیرون ؟
نمیدونم
اصلاً تفنگی این طرفا هست ؟ - نمیدونم -
واقعاً ؟ نمیدونی ؟
... مستقیم فرار کردی به طرف این ... این پناهگاه
،یا هرچی که هست ولی هیچی نمیدونی ؟
ریچل " تنها شانست " ،و تنها شانسمون
اینه که به همدیگه کمک کنیم
چرا باید همچین کاری بکنم ؟
من میخوام تو بمیری
حتی اگه به قیمت جون خودت تموم بشه ؟
تازه اینو فهمیدی ؟
داری دروغ میگی
" باور کن "ریچل من یه چیزایی میفهمم
،هر از چند گاهی ... یه بدبخت بیچاره
،از یه پل میپره، تا خودش رو خلاص کنه
ولی زنده میمونه
و وقتی بعد از یه مدت ... باهاشون حرف میزنی
... همهشون یه چیز میگن
،همون لحظه ای که پریدن ،پشیمون شدن
اونایی هم که مردن به همین فکر میکردن
،همون لحظهای که رگشون رو میزنن ،یا خودشونو حلق آویز میکنن
آخرین فکری از ذهنشون ،عبور میکنه اینه که
" اشتباه کردم "
یعنی تو هم، اونجا توی چادر ،وقتی یه نارنجک دستت بود
به همین چیزا فکر نمیکردی ؟
پس چطوره از اینجا زنده بریم بیرون؟
بعدش دوباره میتونی سعی کنی منو بکشی
میدونی چطور میشه اینو باز کرد ؟
« یک هفته قبل از خاموشی »
نگران نباش، هیچ وقت قرار نیست از اونا استفاده کنیم
پس " گریس " چرا به خودش زحمت داد تا اینا رو درست کنه ؟
برای احتیاط
روند اجرای عملیات کاملاً کنترل شده است
هنوزم ممکنه از مسیرش منحرف بشه
باید کارمو تموم کنم
" بن "
بن " نگاهم کن. یالا " - چی میخوای بگم ؟ -
باید عملیات رو متوقف کنیم
باید به " رندال " بگیم متوقفش کنه
چطور باید اینکارو بکنیم
زنگ بزنیم به رئیسجمهور ؟ خودمون رو
به درِ ورودی پنتاگون زنجیر کنیم ؟
.اینطوری با من حرف نزن خیلی توهین آمیزه
! باور کردنی نیست تو داری توی یه دنیای خیالی زندگی میکنی
.نمیخوام اینطور دعوا کنیم هرچی میگیم به دعوا ختم میشه
فعلاً نمیخوام در این مورد حرف بزنم
میشه این هفته در موردش هیچی نگیم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.