俺だけ入れる隠しダンジョン ~こっそり鍛えて世界最強~
Le prime 197 righe.
ماریا، برات دارو آوردم...
ماریا!
حالت خوبه!؟
سینم...
نفرین تا این حد پیشرفت کرده.
لطفا یکی... ماریا رو نجات بده.
#05 آینده این حرمسرا
مراسم غرور حرمسرا شروع میشود!
یالا شروعش کنید!
خودمون قضاوتش میکنیم!
دهنتون رو سرویس میکنیم!
این دیگه چیه؟
درحالی که جمعیت به شرکت کنندهها توهین میکنن...
به حرمسرای فرد هم امتیاز میدن.
همونطور که میبینید، مراسم عجیب غریبیه!
چه سلیقه مضخرفی دارن.
مشکلی نیست، من به این دخترا ایمان دارم.
چیزی برای ترس—
یالا بیاید بیرون!
دهنتون رو سرویس میکنم!
اون زشتها کجان؟
نفرینت میکنم!
چیزی برای ترس نیست... فک کنم!
خب وقت اون رسیده استرس خودمون رو خالی کنیم!
شرکت کننده اول! مالک حرمسرای اول بفرمایید!
میرا هستم، توی رستوران کار میکنم.
بووس!
چی شد یهویی؟
استفراغ!
دارم استفراغ میکنم، استفراغ!
بیخیال! راجب اون سوراخهای دماغت یکاری بکن!
زشت برای یک لحظشه!
چرا نمیری دنیای دیگه تناسخ پیدا کنی و از اول شروع کنی!
تنها زیبایش موهاشه، بقیه موارد ریده! آب هم قطعه!
اشتهام رو کور میکنه!
خدایی اون بوسه که فرستادی انگار زباله پرت میکردی!
چییی!؟؟
دقیقا همینطور که گفتی!!!
از قرار معلوم حسابی سخت خواهد بود!
خیلی بدجنسی...!
لعنتیها، تمومش کنید! برای همینه هیچ دختری...
اصلا نخواستیم!!!
اگه قرار باشه با چنین دختری بگردیم...
همون بهتر بریم جنده خونه!
گم شید! گم شید! گم شید! گم شید!
عمرا کسی بتونه تحملش کنه...
صبر بفرمایید!
قبل اینکه بروند اجازه دهید بهشون امتیاز بدم.
خب حالا امتیازشون...
از 1000...
30!
26!
5!
جمع امیتاز میشود 61 از 3000 امتیاز!
اینجا از هر سیاهچالی سختتره!
دلم میخواد برگردم خونه!
عما...
هروقت خواستی میتونی برگردی!
آخه نویر-سان هنوز منو داره!
اصلا هم برنمیگردم! در این حد هم میتونم تحمل کنم!
ایول لولا! در یک لحظه عما رو به بازی برگردوند!
گم شید! گم شید! گم شید! گم شید!
در ادامه، بقیه تیمها هم با توفانی از توهینها روبرو شدند!
این دیگه خیلی مضخرف بود!
اون زشت خانوم قبلی به مراتب بهتر بود!
هر بخش که جلو میرفتیم توهین جمعیت هم شدیدتر میشد!
و فحشهای عمیقتری روانه میکردن!
آخ، چشمام گندید!
اصلا به آینه نگاه میکنی؟
کی اجازه داده بیای بین مردم؟
و بلاخره تیم شماره 9 ورق بازی را برگردوند!
این...
چی شده؟
اونها از رقیب گیلد ما... ماجراجوهای تیم لاهمو هستن.
یجورایی خوشکلا اطرافشو گرفتن!
از دست تو... نویر!
وقت این نیست تحسینشون کنی که!
درسته، هرچی نباشه باید شکستشون بدیم!
جمعا... 2700 امتیاز!
عه؟ پس خوشکلا واقعا نمره میگیرن.
کاریش نمیشه کرد!
تا دور بعدی باید تحمل کنیم!
ناامیدی جمعیت درحال افزایشه!
چکار کنیم؟ اگه این دخترا...
اینجوری تحقیر بشن...
نخیرم! من نباید اعتماد به نفسم رو از دست بدم!
خب... تیم نهایی بیرون وارد شوند!
لعنتی... اینجور مواقع باید نقطه ضعف عما رو تحریک کنم.
عما... خیالت راحت باشه. مشکلی پیش نمیاد!
هر اتفاقی بیوفته من پشتت میمونم!
نویر!
یالا... خودتون رو نشون بدید!
چشم!
خب... بریم تو کارش!
خوبه تونست با اشتیاق بپره!
خدایی اشتیاقش از یجا دیگه داره میپره!
عما هستم، به تازگی وارد آکادمی قهرمانان شدم.
خب... شاید تازه کار باشم و نتونم کمک زیادی بکنم...
ولی حداقل میتونم یه مشکلاتتون گوش بدم...
هرچی میخواید منو صدا کنید!
...فجر شو!
ها؟
منفجر شو!
اگه صورتم رو توی سینههاش بذارم مشکلات چیه داشته باشم؟
تازه دانشجوی نخبه آکادمی قهرمانانه؟
شخصیتش هم عالیه! محشره!
خداروشکر.
من لونا... ماجراجو و قدیسه هستم.
اگه کسی زخمیه بهم بگه!
خودم شفاش میدم!
این که لونا-ساما هستش...
دوست پسر داره؟
قلب زخمی منو شفا بده!
لولا هستم!
متصدی گیلد اودین هستم...
به همه شما ماجراجویان آینده...
لطفا پیش ما تشریف بیارید!
به من اشاره کرد!
چرت نگو! منظورش من بودم!
من هستم! اگه قراره زیردست تو باشم من حتما ثبت نام میکنم!
حالا نتیجه...
چی؟ جمعا 2,925 امتیاز!
بیشترین امتیاز تاریخ این مراسم؟
ای...
ایول!
نویر-دونو! برنده شدیم!
بله!
نه، هنوز نه!
شروع مراسم از حالا هستش!
صحیح!
هنوز برای شادی زوده!
مراسم واقعی... از حالا است!
فقط در صورتی میتونید برنده بشید که رضایت تمامی افراد حاضر رو جلب کنید!
یعنی چی؟ عادلانه نیست!
سکوت کن! این قوانین ثابته!
اکنون از اعضای حرمسرا به یک سناریو دعوت میشود که...
عشق خودشون رو به اربابشون ثابت کنند!
سناریو شامل سه بخش میباشد.
1. شب سردی است و ارباب شما احساس سرما میکند، چکار میکنید؟
2. اگه ارباب شما سرما بخورد، چکار میکنید!؟
3. ثابت کنید حرمسرای شما واقعی است.
چه موارد عجیبی!
میشه فرصت یک جلسه کوچک بدید؟
بسیار خب، 30 ثانیه وقت دارید!
خب، چکار کنیم؟
چون به واکنش جمعیت بستگی داره پس باید از نویر هم مخفی نگه داریمش!
اوکی!
پچ پچ... پچ پچ... پچ پچ...
پچ پچ... پچ پچ... پچ پچ...
چی؟ باید اینکارو بکنیم؟
حالا سناریو نخست!
شب سردی است و ارباب شما احساس سرما میکند، چکار میکنید؟
شروع!
آخ ننه... چقدر سرده! حس میکنم قراره بمیرم!
آخی، سردته؟
لازم نیست نگران باشی!
الان گرمت میکنیم!
اوف، مثل اینکه که بخوای کودکی رو آروم کنی.
این...
بدنهای خودشون رو به همدیگه مالش میدن تا گرما منتقل بشه....
لعنتی...
اگه اینو توی سرمای شب روی من انجام بدن...
به دلایلی دیگری جز سرما میمیرم!
کافیه! سناریوی بعدی!
اگه ارباب شما سرما بخورد، چکار میکنید!؟
این دفعه از این استفاده میکنید.
مثل همیشه خسته نباشی.
وقتی سرما میخوری باید خوب استراحت کنی.
نویر-دونو.... بگو آااااان.
داره سردش میکنه! مگه نون سرد نیست؟
با اینکه اصلا داغ نیست؟
این واکنشش یعنی...
همیشه نون داغ تنوری به خوردش میدن؟
اصلا با سرماخوردگی بشر فرق داره... چخبره اصلا؟
منم قبلا با دخترم و همسرم...
سناریوی بعدی!
سناریوی بعدی نشان از حقانیت حرمسرای شماست.
باید ثابت کنید که بهترین حرمسرای ممکن هستید!
این مورد به شدت مبهم و کلی هستش.
اینا میخوام چکار کنن؟
ها؟
آماده و...
چشمام... چشمام عرق میکنه!
تمومش کنید! یاد دختر و همسرم میوفتم!
گذشته غیرقابل بازگشت رو به یادم نیاورید!
اینم جایزتون!
شما دیگه برنده مسابقه شدید، حالا از جلوی چشمم گم شید!
ایول!
برنده شدیم!
اره!
و اینگونه بود که یک میلیون ریل بدست آوردیم!
جدا از اینکه احساس داشتن حرمسرا داشتم و توی مسابقه مراسم هم برنده شدیم!
نویر استاردیا
هر کاری تونستم انجام دادم!
... ترسناک بود
سیاهچال مخفی که تنها من میتوانم وارد شوم.
باید اینجا باشه...
No comments yet. Be the first to leave one.