The Hidden Dungeon Only I Can Enter

The Hidden Dungeon Only I Can Enter

俺だけ入れる隠しダンジョン ~こっそり鍛えて世界最強~

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Specials

Informazioni sulla release

Ore dake Haireru Kakushi Dungeon - 05
Un commento di OtaKurd
OtaKurd :ارائه‌ای از انجمن دنیای انیمه و مانگا || مترجم || Telegram channel: @AWSub || Manga: @AwManga

Tag

other
Pubblicato il: 2021-02-14
Download: 67
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 197 righe.

‫ماریا، برات دارو آوردم...

‫ماریا!

‫حالت خوبه!؟

‫سینم...

‫نفرین تا این حد پیشرفت کرده.

‫ لطفا یکی... ماریا رو نجات بده.

#05 آینده این حرمسرا

‫مراسم غرور حرمسرا شروع میشود!

‫یالا شروعش کنید!

‫خودمون قضاوتش میکنیم!

‫دهنتون رو سرویس میکنیم!

‫این دیگه چیه؟

‫درحالی که جمعیت به شرکت کننده‌ها توهین میکنن...

‫به حرمسرای فرد هم امتیاز میدن.

‫همونطور که میبینید، مراسم عجیب غریبیه!

‫چه سلیقه مضخرفی دارن.

‫مشکلی نیست، من به این دخترا ایمان دارم.

‫چیزی برای ترس—

‫یالا بیاید بیرون!

‫دهنتون رو سرویس میکنم!

‫اون زشت‌ها کجان؟

‫نفرینت میکنم!

‫چیزی برای ترس نیست... فک کنم!

‫خب وقت اون رسیده استرس خودمون رو خالی کنیم!

‫شرکت کننده اول! ‫مالک حرمسرای اول بفرمایید!

‫میرا هستم، توی رستوران کار میکنم.

‫بووس!

‫چی شد یهویی؟

‫استفراغ!

‫دارم استفراغ میکنم، استفراغ!

‫بیخیال! راجب اون سوراخ‌های دماغت یکاری بکن!

‫زشت برای یک لحظشه!

‫چرا نمیری دنیای دیگه تناسخ پیدا کنی ‫ و از اول شروع کنی!

‫تنها زیبایش موهاشه، ‫بقیه موارد ریده! آب هم قطعه!

‫اشتهام رو کور میکنه!

‫خدایی اون بوسه که فرستادی ‫ انگار زباله پرت میکردی!

‫چییی!؟؟

‫دقیقا همینطور که گفتی!!!

‫از قرار معلوم حسابی سخت خواهد بود!

‫خیلی بدجنسی...!

‫لعنتی‌ها، تمومش کنید! ‫برای همینه هیچ دختری...

‫اصلا نخواستیم!!!

‫اگه قرار باشه با چنین دختری بگردیم...

‫همون بهتر بریم جنده خونه!

‫گم شید! گم شید! گم شید! گم شید!

‫عمرا کسی بتونه تحملش کنه...

‫صبر بفرمایید!

‫قبل اینکه بروند اجازه دهید بهشون امتیاز بدم.

‫خب حالا امتیازشون...

‫از 1000...

‫30!

‫26!

‫5!

‫جمع امیتاز میشود 61 از 3000 امتیاز!

‫اینجا از هر سیاهچالی سختتره!

‫دلم میخواد برگردم خونه!

‫عما...

‫هروقت خواستی میتونی برگردی!

‫آخه نویر-سان هنوز منو داره!

‫اصلا هم برنمیگردم! ‫در این حد هم میتونم تحمل کنم!

‫ایول لولا! در یک لحظه ‫عما رو به بازی برگردوند!

‫گم شید! گم شید! گم شید! گم شید!

‫در ادامه، بقیه تیم‌ها هم ‫ با توفانی از توهین‌ها روبرو شدند!

‫این دیگه خیلی مضخرف بود!

‫اون زشت خانوم قبلی به مراتب بهتر بود!

‫هر بخش که جلو میرفتیم ‫توهین جمعیت هم شدیدتر میشد!

‫و فحش‌های عمیق‌تری روانه میکردن!

‫آخ، چشمام گندید!

‫اصلا به آینه نگاه میکنی؟

‫کی اجازه داده بیای بین مردم؟

‫و بلاخره تیم شماره 9 ‫ورق بازی را برگردوند!

‫این...

‫چی شده؟

‫اونها از رقیب گیلد ما... ‫ماجراجوهای تیم لاهمو هستن.

‫یجورایی خوشکلا اطرافشو گرفتن!

‫از دست تو... نویر!

‫وقت این نیست تحسینشون کنی که!

‫درسته، هرچی نباشه باید شکستشون بدیم!

‫جمعا... 2700 امتیاز!

‫عه؟ پس خوشکلا واقعا نمره میگیرن.

‫کاریش نمیشه کرد!

‫تا دور بعدی باید تحمل کنیم!

‫ناامیدی جمعیت درحال افزایشه!

‫چکار کنیم؟ اگه این دخترا...

‫اینجوری تحقیر بشن...

‫نخیرم! من نباید اعتماد به نفسم رو از دست بدم!

‫خب... تیم نهایی بیرون وارد شوند!

‫لعنتی... اینجور مواقع باید ‫نقطه ضعف عما رو تحریک کنم.

‫عما... خیالت راحت باشه. ‫مشکلی پیش نمیاد!

‫هر اتفاقی بیوفته من پشتت میمونم!

‫نویر!

‫یالا... خودتون رو نشون بدید!

‫چشم!

‫خب... بریم تو کارش!

‫خوبه تونست با اشتیاق بپره!

‫خدایی اشتیاقش از یجا دیگه داره میپره!

‫عما هستم، به تازگی وارد آکادمی قهرمانان شدم.

‫خب... شاید تازه کار باشم و نتونم کمک زیادی بکنم...

‫ولی حداقل میتونم یه مشکلاتتون گوش بدم...

‫هرچی میخواید منو صدا کنید!

‫...فجر شو!

‫ها؟

‫منفجر شو!

‫اگه صورتم رو توی سینه‌هاش بذارم ‫مشکلات چیه داشته باشم؟

‫تازه دانشجوی نخبه آکادمی قهرمانانه؟

‫شخصیتش هم عالیه! محشره!

‫خداروشکر.

‫من لونا... ماجراجو و قدیسه هستم.

‫اگه کسی زخمیه بهم بگه!

‫خودم شفاش میدم!

‫این که لونا-ساما هستش...

‫دوست پسر داره؟

‫قلب زخمی منو شفا بده!

‫لولا هستم!

‫متصدی گیلد اودین هستم...

‫به همه شما ماجراجویان آینده...

‫لطفا پیش ما تشریف بیارید!

‫به من اشاره کرد!

‫چرت نگو! منظورش من بودم!

‫من هستم! اگه قراره زیردست تو ‫باشم من حتما ثبت نام میکنم!

‫حالا نتیجه...

‫چی؟ جمعا 2,925 امتیاز!

‫بیشترین امتیاز تاریخ این مراسم؟

‫ای...

‫ایول!

‫نویر-دونو! ‫برنده شدیم!

‫بله!

‫نه، هنوز نه!

‫شروع مراسم از حالا هستش!

‫صحیح!

‫هنوز برای شادی زوده!

‫مراسم واقعی... از حالا است!

‫فقط در صورتی میتونید برنده بشید ‫ که رضایت تمامی افراد حاضر رو جلب کنید!

‫یعنی چی؟ عادلانه نیست!

‫سکوت کن! این قوانین ثابته!

‫اکنون از اعضای حرمسرا به ‫یک سناریو دعوت میشود که...

‫عشق خودشون رو به اربابشون ثابت کنند!

‫سناریو شامل سه بخش می‌باشد.

‫1. شب سردی است و ارباب شما احساس سرما میکند، چکار میکنید؟

‫2. اگه ارباب شما سرما بخورد، چکار میکنید!؟

‫3. ثابت کنید حرمسرای شما واقعی است.

‫چه موارد عجیبی!

‫میشه فرصت یک جلسه کوچک بدید؟

‫بسیار خب، 30 ثانیه وقت دارید!

‫خب، چکار کنیم؟

‫چون به واکنش جمعیت بستگی داره ‫ پس باید از نویر هم مخفی نگه داریمش!

‫اوکی!

‫پچ پچ... پچ پچ... پچ پچ...

‫پچ پچ... پچ پچ... پچ پچ...

‫چی؟ باید اینکارو بکنیم؟

‫حالا سناریو نخست!

‫شب سردی است و ارباب شما احساس سرما میکند، چکار میکنید؟

‫شروع!

‫آخ ننه... چقدر سرده! ‫حس میکنم قراره بمیرم!

‫آخی، سردته؟

‫لازم نیست نگران باشی!

‫الان گرمت میکنیم!

‫اوف، مثل اینکه که بخوای کودکی رو آروم کنی.

‫این...

‫بدن‌های خودشون رو به همدیگه ‫مالش میدن تا گرما منتقل بشه....

‫لعنتی...

‫اگه اینو توی سرمای شب روی من انجام بدن...

‫به دلایلی دیگری جز سرما میمیرم!

‫کافیه! سناریوی بعدی!

‫اگه ارباب شما سرما بخورد، چکار میکنید!؟

‫این دفعه از این استفاده میکنید.

‫مثل همیشه خسته نباشی.

‫وقتی سرما میخوری باید خوب استراحت کنی.

‫نویر-دونو.... بگو آااااان.

‫داره سردش میکنه! ‫مگه نون سرد نیست؟

‫با اینکه اصلا داغ نیست؟

‫این واکنشش یعنی...

‫همیشه نون داغ تنوری به خوردش میدن؟

‫اصلا با سرماخوردگی بشر فرق داره... چخبره اصلا؟

‫منم قبلا با دخترم و همسرم...

‫سناریوی بعدی!

‫سناریوی بعدی نشان از حقانیت حرمسرای شماست.

‫باید ثابت کنید که بهترین حرمسرای ممکن هستید!

‫این مورد به شدت مبهم و کلی هستش.

‫اینا میخوام چکار کنن؟

‫ها؟

‫آماده و...

‫چشمام... چشمام عرق میکنه!

‫تمومش کنید! یاد دختر و همسرم میوفتم!

‫گذشته غیرقابل بازگشت رو به یادم نیاورید!

‫اینم جایزتون!

‫شما دیگه برنده مسابقه شدید، ‫حالا از جلوی چشمم گم شید!

‫ایول!

‫برنده شدیم!

‫اره!

‫و اینگونه بود که یک میلیون ریل بدست آوردیم!

‫جدا از اینکه احساس داشتن حرمسرا داشتم ‫و توی مسابقه مراسم هم برنده شدیم!

‫نویر استاردیا

‫هر کاری تونستم انجام دادم!

... ترسناک بود

‫سیاهچال مخفی که تنها من میتوانم وارد شوم.

‫باید اینجا باشه...

The Hidden Dungeon Only I Can Enter subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Hidden Dungeon Only I Can Enter

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left