Judex

Judex

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Judex Bluray 720p Criterion
Un commento di PSF
ترجمه و زيرنويس پـيـمان صالـحـي فـرد

Tag

BluRay
720p
720
Pubblicato il: 2020-05-05
Download: 39
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

ترجمه و زيرنويس پـيـمان صالـحـي فـرد

کارگردان: ژرژ فـرانـژو

"ژودکس"

يه کلمه ي لاتينه

"يعني "دادرس" و "انتقام جو

مي دونم، ممنون

اين "انتقام جو" بيش تر شبيه يه اخاذ ميمونه

فکر نمي کردم کسي جرأت کنه دوباره برام نامه ي تهديدآميز برسته

نفهميدم اين ژودکس چي مي خواد

براي خودش هم هيچي نخواسته ...چون معمولا

انقدر ساده لوح نباش والي يِر

اگه کوچک ترين ترسي از خودم نشون بدم

اون وقتِ که تهديد واقعي شروع ميشه

.به زودي قضيه رو مي فهميم خب ديگه، بريم سر کارمون

بانک براي قيمت سهام امروز نيويورک زنگ زد؟

بله آقا همون طور بود که قبلا پيش بيني کرديد

بيا داخل

قربان، آقاي کوکانتين اومدن اين جا شما رو ببينن

گفتن که شما منتظرشون هستيد

بله بگو بياد

موقع خوبيه

آقاي کوکانتين

اجازه بديد خودم رو معرفي کنم

آلفرد کوکانتين هستم کارآگاه خصوصي

يه شعبه هم به نام کِلِريتاس داير کردم

که البته از عمويم تحويل گرفتمش مرحوم آقاي رگوده

با وسيله و همه ي اثاث براي خدمات آموزشي

البته ايشون، نه بنده

بفرماييد بشينيد

ممنون جناب

ايشون کي هستن؟ - آقاي والي ير، منشي بنده -

قبلا يک موقعيتي برام پيش اومد

که به خدمات همکارهاي قبلي شما نياز پيدا کردم

و خيلي هم ازشون راضي بودم

اميدوارم که شما هم همون اندازه بنده رو راضي کنيد خاطرتون جمع قربان -

وضعيت ما از اين قراره که

فردا ما دو تا جشن داريم بيستمين سالگرد بانک فاورو

و هم چنين جشن نامزدي دخترم ژاکلين

با وايکانت آموري دِلاروش فانتيه

داخل شَتو، پر از مهمون ميشه

منم روي شما حساب مي کنم که هيچ بي احتياطي اي رخ نده

حواستون بايد به قسمت کارکنان باشه

حالا خودتون با کار آشنا ميشيد

مجبور شدم دعوتتون کنم

شما قراره به عنوان يکي از مهمون ها معرفي بشي

آقاي والي ير همه ي جزئيات رو بهتون ميگه

و شما هم مي توني شرايطتون رو بهش بگي

هر چه زودتر شما رو به دخترم معرفي مي کنم

تا بتونيد با خيال راحت مقدمات کارِتون رو انجام بديد

در ضمن تا اين جا هستيد

ببينيد مي تونيد متوجه بشيد که چه کسي اين نامه رو نوشته

شکي نيست که يه جور شوخيه

والي ير، يه دقيقه بيا اين جا

آقاي فاورو بهت دستور ميدم که جنايت هات رو جبران کني

بايد نيمي از داراييتو به قرباني هات بدي

تا فردا 6 عصر وقت داري

که اين کارو انجام بدي

امضاء: ژودکـس

زنگ بزن مارکـو و بهش بگو دارايي هاي ريوپينتومون رو بفروشه

و مطمئن شو که مردم بفهمن اين فروش، مالِ بانک فاورو بوده

تا سه روز ديگه همه شون رو مفت مي خرم

فکر مي کنم کادوي تولد خوبي برام باشه

بيايد کوکانتين عزيز

از اين هواي بهاري لذت ببريم

بايد با آقاي فاورو صحبت کنم

بنده وقت صدقه دادن ندارم

کسي صدقه نخواست

منو نشناختي، نه؟

بيست سال زندان، آدمو به کلي عوض ميکنه بايدم نشناسي

من پي ير کِرژينم - نمي شناسمت -

توي جلسه ي محاکمه انقدر مغرور نبودي

تو به من قول دادي که اگه ساکت بمونم و ضمانتت رو بکنم

منو پول دار و ثروتمند مي کني

بهم وعده دادي تا وقتي که برات خدمت کنم مواظب خونواده م هستي

ولي زن بيچاره ي من مُرد پسرم هم ناپديد شد

و تو هيچ کاري برامون نکردي

حالا فاورو خان

بايد کمکم کني پسرمو پيدا کنم

اگه کمکم نکني، دهنمو باز مي کنم هنوزم دير نشده

اين يارو ديوانه س

يه پولي بذاريد کف دستش بره پي کارش

بريم آقاي عزيز

ژاکـلين عزيزم ايشون آقاي کوکانتين هستن

فردا مهمونمون هستن

بذاريد دخترم رو معرفي کنم بانو اوبري

آقاي فاورو خبر نامزديتون رو بهم گفتن

مفتخرم که جزء اولين افرادي هستم که بهتون تبريک ميگم

ممنون آقا

اينم نوه مه، آليس

به آقا سلام کن عزيزم سلام -

سلام خانوم خوشگله

يه دختر کوچولو مي شناسم،اونم اسمش آليسه

مثل من؟ - آره -

يه روز که توي باغ بود

مي دوني چي ديد؟

يه خرگوشه رو ديد که يه لباس آبي تنش کرده

اومد و بدون اين که آليس رو نگاه کنه وايساد جلوش

بعدش ساعتشو آورد بيرونو گفت خرگوشه ساعت داشت؟ -

آره،يه ساعت طلاي زنجيردار

مثل پدربزرگ؟

ببخشيد مادام

براي تدريس آليس خانوم اومدم

آقاي کوکانتين ايشون خانوم ورديه هستن

پرستار نوه م

برو پيش ماري خانوم دختر خوبي باشي

عزيزم خداحافظ

اتاق اون آقا رو بهش نشون بده

بله آقا

سر در نميارم

همون طور که خواستيد امروز صبح براي پرس و جو رفتم

اون پيرمرد بيکار هوشياريشو به دست نياورد و ديشب مُرد

دو تا رهگـذر برده بودنش بيمارستان

هيچ کسي هم به شما مظنون نشده

تو فقط زندگي مردم رو نابود نکردي

بلکه اونا رو هم عمدا به قتل رسوندي

اگه تا نيمه شب، دستوراتي که گفتمو انجام ندي

به طرز بي رحمانه اي مجازات ميشي

ژودکس

شما کسي رو کُشتي؟ چــي؟ -

منظورم... اين نامه س

يادت باشه، اين جا نيومدي خوش گذروني

اومدي واسه من داستان ساعت و خرگوش تعريف مي کني

ولي من

ساکــت، تا غروب وقت داري بفهمي چه کسي اين نامه ها رو داره مي نويسه

خداحافظ موسيو خيله خب -

ژاکلين خانوم انگار زياد خوشحال نيس

...نه، يه همچين روز بزرگي داره مياد

باباش مجبورش کرده دوباره ازدواج کنه

از همون ازدواج اولش هم بد اقبال بود

دختر بيچاره رو به يه غريبه داد شوهر

حتما از صداي داماده، دلاروش فانتيه خوشش اومده

چه همسري بشه واسه داماد

معلومه هيچ پول و پله اي هم نداره

مطمئنم طاقتش نميکشه که بياد رو اين تخت بخوابه

نه آقاي فاورو

من زن شما نميشم

ماري، من بهت نياز دارم

همسرم ميشي؟

بعد از ازدواج ژاکلين ما هم عروسي مي کنيم

تموم دارايي هام مال تو ميشه

من از اون زن هايي نيستم که بشه با اين چيزها بخريش

ماهي به حلزون گفت: مي توني تندتر راه بري؟

يه گرازماهي پشت سرمونه و داره پا ميذاره روي دمم

حالا ببينيم خرچنگ ها و لاک پشت ها چه طور مي خواستن برن جلو

اونا منتظرن ميايد بريم برقصيم؟

موندم فاورو کدوم ماسک رو زده

يه کله ي کرکس

دوستان عزيز

مي خوام که خبرهاي خوشي رو بهتون بدم

امشب فقط قرار نيست که بيست سال تلاش و کوشش

و بيش ترين اختصاص اموال براي عموم مردم رو

جشن بگيريم

که به بانک فاورو اجازه داد پيشرفت کنه

و فعاليتهاش رو توي هر شاخه اي از صنعت گسترش بده

بلکه جشن ديگري هم خواهيم داشت

جشن نامزديه

دخترم ژاکلين

با وايکانت آموري دِلاروش فانتيه

خوشحالي من اونقدر زياده که

توي اين لحظه، با تموم خوشحالي احساس مي کنم که

بذاريد رد بشم من دکترم

اون مرده

ديانا

شـب بـعـد از تـشـيـيـع جـنازه ي فـاورو

آقاي فاورو، درست بعد از نامه ي دوم ژودکس

فوت کرد

همزمان بودن اين دو اتفاق اوضاع رو آشفته کرده

من حس مي کنم اين همزماني، فقط يه اتفاق بوده به خاطر همين چيزي نگفتم

به هر حال وظيفه م بود که مطلعتون کنم

مادام اوبري خودشون تصميم مي گيرن که چي کار کنن

آقاي کوکانتين

فکر کنم زياد نياز نباشه که خودتو زحمت بندازين

از اين گذشته ما مي دونيم که شما مقيد به رازداري هستيد

مي تونيد روي بنده حساب کنيد

والي ير بايد پليس رو خبر کنيم

نه مادام امکان نداره

چرا؟

مادام، اون نامه ها همه شون حقيقت داشت

يه مدرکي چيزي نشونم بده

من توي کار پدرتون بودم

و تا جايي که اجازه داشتم سعي مي کردم کارها درست پيش بره

توانايي اينو نداشتم که جلوي اون جرم ها رو بگيرم

اموال آقاي فاورو

مثل خيلي هاي ديگه

منشأش برمي گرده به

رسوايي پاناما

پدر شما اون زمان

دلال سهام شرکت ها بود

و بعدش

وضعيت جوري شد که به اين ثروت رسيد

...ترجيح ميدم که نگم چه طور

اينا مدارک مشخصيه که با سياستمدارها

و سرمايه دارهاي درجه بالا توافق شد

با اين مدارک

ديگه براي به دست آوردن سهام و پشتوانه پولي، مشکلي نداشت

تا بتونه اولين معامله ي بزرگ کاريشو انجام بده

از همون اوايل سال 1882

...که اتحاديه عمومي بانک از بين رفت

الان زوده

سه روز وقت مي گيره

More Farsi Persian subtitles for Judex

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left