Sheep Without a Shepherd

Sheep Without a Shepherd (误杀)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Sheep Without A Shepherd 2019 1080p BluRay DTS x264-PbK
Sheep Without A Shepherd 2019 1080p Blu-ray AVC DTS-HD MA 5 1-EvS
Sheep Without a Shepherd 2019 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-NOAH
Sheep Without A Shepherd 2019 1080p Blu-ray DTS x264-EDPH
Sheep Without A Shepherd 2019 720p Blu-ray DD5 1 x264-EDPH
Un commento di 9B0DY
Duration: 1h 52mn / Frame rate: 24.000 fps

Tag

BluRay
x264
1080
TS
Blu-ray
blu-ray
HD
Blu-Ray
REMUX
720p
720
Pubblicato il: 2022-11-18
Download: 17
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫رد شدی؟

‫بدشانسی به موقع نشد

‫بعدی تو رو می‌بریم

‫چیکار میکنید؟

‫زمین رو تمیز کنید

‫ببخشید

‫تمیز کنید

‫بعدی

‫یادت نره

‫میشه ثابت بمونی

‫"برو خونه"

‫تمام شد

‫اوه نه

‫این همه تلاش

‫اوه پسر، توی تابوت مرد

‫چه پایان مضخرفی

‫چرا همه دنبال فرار از زندان موفقیت آمیز هستن

‫عمو سانگ

‫درحالی که اینطوری هیجانش بیشتره

‫اون چیه دیگه

‫به این میگن داستان هیجانی

‫این تکنیک ...

‫بهش میگم مونتاژ

‫به هم وصل کردن سکانس‌های مختلف ‫و اضافه کردن جلوه‌های صوتی

‫"هیجانی" که احساس میکنی، قلابیه

‫درباره "هیچکاک" شنیدی؟ ‫اون هیجان واقعیه

‫این...

‫فیلم "رستگاری در شاوشنگ" رو دیدی، درسته؟

‫اره

‫فیلم مشتی‌ـه

‫خیلی خب...

‫موضوع "رستگاری در شاوشنگ" چیه؟

‫آزادی

‫آزادی، به من آزادی بدهید

‫اون دیالوگ چی بود؟

‫یه چیزی درباره پرنده‌هایی که نباید در قفس باشند.

‫باید به خودم یادآوری کنم که ‫بعضی پرنده ها نباید در قفس باشند

‫پر و بالشون خیلی درخشانه.

‫یه دیالوگ دیگه بود که بیشتر دوست داشتم

‫این دیوارها خنده‌دارن

‫اول ازشون متنفر میشی

‫بعد بهشون عادت میکنی

‫زمان کافی بگذره، بهشون وابسته میشی.

‫میدونی این دیالوگ چه قدر مهمه؟

‫بستن دهنت خیلی مهمه.

‫تمامش کنید

‫برگرد شرکت

‫میگم که ...

‫چرا این سانگ-کان عوضی ‫این روزها اینطرف‌ها پلاسه

‫خبر نداری

‫اون یارو تو خیابون لانها

‫برنده لاتاری شده

‫اما بعد تیغش میزنن

‫سانگ-کان...

‫تظاهر میکنه داره پیگیری میکنه...

‫اما در واقع

‫با مردم اینجا سرو کله میزنه

‫شنیدم...

‫رئیس پلیس لونا پاتوم

‫لائون

‫خودش پرونده رو در دست گرفته

‫من تحصیلات درست و حسابی ندارم

‫اما اگر من رئیس پلیس بودم

‫یک دقیقه‌ای این پرونده رو حل میکردم

‫عمو سانگ

‫بعد از تماشای بیشتر از 1000 فیلم

‫میفهمی که در این دنیا

‫چیز غیرممکنی وجود نداره

‫متاسفم که با این پلیس‌ها حرف میزنم...

‫کدوم پلیس‌ها؟

‫همین‌هایی که تو تلویزیون هستن

‫به لاف زدن ادامه بده

‫مواقب باش که من مالیاتت رو جمع میکنم

‫بزارش به حسابم

‫باشه

‫بنال...

‫چه اتفاقی افتاد

‫سرکار

‫من داستان رو سه بار برای شما تعریف کردم

‫15ام مارچ

‫پراسانگ، به مناسبت برنده شدنش در لاتاری

‫همه رو نوشیدنی دعوت میکنه

‫خودش سیاه مست میکنه

‫و از آنجایی که در یک ساختمان زندگی میکنیم

‫من بردمش خونه

‫بعد از اینکه گذاشتمش روی تخت

‫برگشتم اتاق خودم

‫چندتا از رفقا رو خبر کردم، ‫ورق بازی کنیم

‫اما به خاطر اینکه باید مراقب پراسانگ میبودم

‫تا ساعت 10:30 نتونستیم شروع کنیم

‫تا ساعت 3 صبح بازی کردیم

‫طرف‌های ساعت 9 صبح

‫رفتم برای سرکار رفتن خبرش کنیم

‫اما جواب نداد

‫ترس به دلم افتاد

‫در رو شکستم و وارد شدم

‫به محض اینکه در باز شد

‫دیدم درازکش رو تخت افتاده

‫بلافاصله پلیس رو خبر کردم

‫همین

‫طبق گزارش کالبد شکافی

‫پراسانگ با طنابی خفه شده

‫زمان مرگ حدود ساعت 1 صبح ‫تاریخ 16ام بوده

‫اما اون موقع من داشتم...

‫با رفیقام بازی میکردم

‫همشون شهادت میدن

‫میدونم داشتی کارت بازی میکردی

‫اما هم زمان پراسانگ رو هم کشتی

‫شوخی میکنید

‫بیشتر از 20 سال پلیس بودم

‫تا به حال صحنه جرمی رو ندیدم ‫که سرنخی توی اون نباشه

‫مامورها، بر طبق عادت...

‫فقط ساختمان قربانی رو گشتن.

‫اما جایی که در اصل باید میگشتن ‫طبقه پایین بوده

‫باید آپارتمان تو رو میگشتن

‫اره، اونو بردی خونه

‫و زود هم از اونجا رفتی

‫آدم هم زمان نمیتونه در دوجا باشه

‫تو از این موضوع سوء استفاده کردی

‫تا بهانه‌ای بیاری

‫میرم هوایی تازه کنم

‫باشه

‫مشکل این پرونده در بخش زمانی ‫وقوع جرم نیست

‫بلکه در بخش مکانی هست.

‫مدرکی هم دارید

‫گزارش انگشت نگاری به زودی میرسه

‫نمیتونی قسر در بری

‫نمیشه توضیحش داد

‫در عرض یک روز پرونده عجیبی رو حل کردی

‫اگر هزاران پرونده از نزدیک بررسی کرده باشی

‫متوجه میشی که ...

‫هیچ پرونده‌ای غیرممکن نیست

‫اما...

‫اون طناب رو از کجا گیر اوردی

‫وقتی زباله دونی اطراف رو نگاه کردیم

‫اونجا رو خالی کرده بودن.

‫اما با بررسی گلوی مقتول ‫میشد طناب مشابه‌ش رو گیر اورد

‫پی ...

‫مدرک جعلی بود

‫مگه اهمیتی هم داره.

‫سلام

‫تشکر

‫میخواستم صدقه بدم

‫برات آرزوی زندگی طولانی و سالم ‫سرشار از قدرت دارم

‫هنوز روزـه

‫بابایی چیکار میکنی؟

‫اَن

‫گرسنه‌ای؟

‫بخور

‫چه قدر برای تشیع جنازه عمو اِن کمک کنیم؟

‫حتما باید بهشون پول بدیم؟

‫همه چینی هستیم، سنت ماست

‫پس تصمیمش با خودت

‫دیر کردی

‫ولم کن

‫خواهر نگاه

‫بابایی برای ما کیک خریده

‫فقط بچه احمقی مثل تو ‫به این سادگی میشه سرش کلاه گذاشت

‫مامان برگه رو امضا کردی؟

‫امضای چی؟

‫برای کمپ تابستانی

‫یه نگاه بنداز

‫کمپ تابستانی

‫فرصت خیلی خوبیه

‫از کلاس ما فقط دو نفر رو انتخاب کردن

‫معلم گفت فقط به بهترین دانش آموزها ‫این فرصت داده میشه

‫دخترم خیلی کارش درسته

‫جناب خودکار

‫6هزار تا برای سه روز

‫کار و کاسبی مدرسه خوب سودآوره

‫فرصت‌های کلاهبرداری زیادی داره

‫خسیس

‫کی؟

‫یه بی‎سواد خسیسی مثل تو چی حالیشه؟

‫پینگ‌پینگ با پدرت اینطوری صحبت نکن

‫بهترین دانش آموزهای بهترین مدرسه‌ها میان

‫کلی دوست پیدا میکنم

‫برای "دوست پیدا کردن" هنوز بچه ای

‫دوست پسر داره؟

‫خیلی رو اعصابی

‫خیلی خب، نمیرم

‫کل کلاس میفهمن پدر و مادرم ‫چه قدر خسیسن

‫پینگ‌پینگ

‫اول شامت رو بخور

‫دیگه گرسنه نیستم

‫بچه رو لوس کردی

‫عصبانی نباش، مثل انبار باروتی

‫بابایی، من پیانو میخوام

‫تو اصلا نمیدونی پیانو چیه، ‫چرا میخوای؟

‫باشه

‫رفتار خوبی داشته باش

‫مثل خواهرت رفتار نکن

‫اگر نمره خوبی بیاری ‫بابایی برات میخره

‫یه سازدهنی

‫رضایت‌نامه کمپ تابستانی

‫افسانه‌های دور میگن که...

‫پادشاه اینجا پسری داشت

‫جادوگری گفته بود، وقتی پسربچه بزرگ بشه ‫پدرش رو میکشه

‫پادشاه چاره‌ای نداشت ‫تا بزاره پسرش تو جنگل بمیره

‫زن روستایی بچه رو میبره و ...

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left