It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Its My Life E93(@Mehdi Rain)
Un commento di Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tag

TS
HD
Pubblicato il: 2019-04-30
Download: 10
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت نود و سوم

‫هذیان گویی؟ ‫ قسمت نود و چهارم

‫هذیان گویی؟

‫واقعا وقتی حالش کاملا خوب بشه ‫این حالت از بین میره؟

‫مادر منم بعد از جراحی سرطانش...

‫همین حالت رو داشت

‫اما بعد از اینکه مرخص شد ‫این حالت کاملا برطرف شد

‫بخاطر اینه که الان از نظر جسمی و روحی ضعیفه

‫به شی وو که نگفتی؟

‫معلومه که نه. بهش نگفتم

‫خیلی خب. خوب مواظبش باش

‫اگه اتفاقی افتاد، فورا بهم زنگ بزن

‫باشه

‫بیا

‫مادر مادر مادر. وایسین ‫چی؟

‫بهتون گفتم که من امروز ترتیب همه چی رو میدم

‫شما فقط باید بشینین و راحت باشین

‫خدای من. باورم نمیشه

‫باهام مثل یه ملکه رفتار میشه

‫بهتون حسودیم میشه، خانم یانگ

‫اول باید چیکار کنم، بانو؟

‫حصیرِ تفریح و جعبه خنک کننده داری، نه؟

‫چندتا صندلیِ سفری هم بیار ‫باشه. حتما

‫اما، این کیمباپی که درست میکنی ‫قابل خوردنه؟

‫چی داری میگی؟ ‫من خیلی خوب بلدم کیمباپ درست کنم

‫واقعا؟

‫پس آخرین لقمه رو بده به من

‫میخوام ببینم خوبه یا نه

‫آیگو. برای بزرگترت احترام قائل نیستی؟

‫اول مادر باید بخوره ‫بفرمایین

‫خیلی خوبه

‫سونگ جو، معلومه که بعدا نمیذاری ‫نام جین گشنگی بکشه

‫یه لقمه هم به من بده

‫خیلی خوبه ‫واقعا؟

‫آره

‫چرا کیمباپ درست میکنین؟

‫دارین میرین جایی؟

‫داریم میریم پیکنیک یا هر چی که اسمش هس

‫سونگ جو پیشنهاد داد که باید کیمباپ درست کنیم ‫و بریم بیرون

‫میخواد منو ببره بیرون که بتونم ‫یه هوایی بخورم

‫که اینطور

‫نام جین، زود باش برو طبقه بالا ‫و وسایلایی که لازم داریم رو جمع کن و بیا

‫مادر، حتما یه کت گرم بپوشین

‫باشه. باشه

‫راستی، تو هم میخوای باهامون بیای، گوم سون؟

‫احساس بدی دارم چون انگار ‫فقط با من اینجوری رفتار میشه

‫مادر، برین کُت ـتون رو بردارین و بیاین

‫یه تقریح چیزی نست که میگین ‫باهاتون یه جور خاص رفتار میشه

‫وقتی هوا گرم تر بشه، ‫نام جین و من...

‫می بریمتون جاهای بهتر

‫فقط با شنیدن این حرف باعث میشه حس کنم ‫که انگار ده تا کیمباپ خوردم

‫زود باشین برین کت ـتون رو بیارین

‫باشه باشه

‫خیلی خب. ماموریت انجام شد ‫همه چی رو بسته بندی کردم

‫منم کتم رو برداشتم

‫مادر خیلی خوشگل شدی

‫حالا بریم؟ ‫آره

‫خوش بگذره ‫ممنون

‫خانم چویی، باید صبحونه بخورین

‫اشتها ندارم

‫پس من میرم خواربارفروشی

‫اگه گشنه ـتون شد، تو یخچال همه چی هست

‫واقعا خوشمزه بود

‫آیگو، سونگ جو

‫آیگو، صورت خوشگلی داری سونگ جو

‫خیلی زرنگی،

‫آشپزیت خوبه و مهربونی

‫نام جین تو خیلی خوش شانسی

‫من خوش شانسم

‫با آدم مهربونی مثل نام جین ‫و شما که مثل یه فرشته ـین آشنا شدم

‫همیشه حرفای قشنگ میزنی

‫آیگو، خیلی دوست داشتنی هستی

‫مادر، یه فنجون چایی میخورین؟

‫بیاین یه کم بخوریم که گرم شیم

‫با اینکه آفتاب بهاری گرمه ‫اما هنوزم یه کوچولو سرده، نه؟

‫آره، یه کم سرده

‫من اینجا میشینم ‫شما دوتا برین بگردین

‫اینجا بدون شما برام مشکلی پیش نمیاد

‫سونگ جو، بریم دوچرخه سواری؟

‫بعد از جراحی نباید دوچرخه برونی

‫و من بلد نیستم دوچرخه برونم

‫یه دختر جنگجو چطور میتونه ‫دوچرخه سواری بلد نباشه؟

‫بیا بریم. بهت یاد میدم

‫بابامم خیلی سعی کرد یادم بده، اما بیخیال شد

‫من اصلا ورزشکار نیستم

‫اگه من یادت بدم، در عرض نیم ساعت ‫راحت میتونی برونی

‫بیا بریم ‫برو

‫برمیگردیم ‫باشه باشه

‫خدا جونم. سونگ جو خیلی بشاشه

‫خیلی دوست داشتنیه

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫انقدر بهم خوش گذشت که ‫زمان از دستم در رفت

‫سونگ جو خیلی خوب دوچرخه سواری میکرد

‫خوش گذشت؟ ‫آره معلومه

‫به لطف سونگ جو خیلی بهم خوش گذشت

‫خیلی ممنون

‫منم همینطور، مادر

‫سونگ جو، بیا بریم یه جایی

‫کجا؟

‫وقتی برسیم میفهمی

‫آره. من همه چی رو مرتب میکنم

‫زود باشین برین ‫باشه

‫بریم ‫باشه

‫خیلی خب ‫بعدا می بینمتون مادر. باشه

‫وقتی میخنده، تموم دنیا روشن تر میشه

‫انرژیش و شجاعتش باعث جذابیتش میشه

‫خوشگل، وفادار، و خونگرمه

‫ظرفیت مشروب خوردنش بالاس ‫و خیلی جذابیت زنانگی داره

‫با استعداده و ملاحظه ی بقیه رو میکنه

‫منظورمون کیه؟

‫هان سونگ جو ‫هان سونگ جو

‫سونگ جو، دوستت دارم

‫باهام ازدواج میکنی؟

‫این...

‫یه سوت واقعیه

‫وقتی نیمه دیگه ی من، توش فوت کنه،

‫هر جا که باشه میرم پیداش میکنم

‫بهم اعتماد داری؟

‫بهت اعتماد دارم

‫اما نباید که همین الان جوابت رو بدم، نه؟

‫مجبور نیستی همین الان جوابم رو بدی،

‫اما امیدوارم خیلی طولش ندی

‫و جوابت باید بله باشه

‫منم، خیلی دوستت دارم

‫و...

‫اگه بخوام با یه نفر ازدواج کنم،

‫با تو ازدواج میکنم. اما...

‫میخوام یه کم بیشتر ‫در مورد ازدواج فکر کنیم

‫چرا؟

‫بعد از اینکه همه چی روبراه شد ‫و احساس آرامش کردیم.

‫فکر نکنم الان وقت مناسبی باشه

‫تبریک میگم ‫هی، هی

‫چرا الان ترکوندیشون؟ ‫هنوز جواب نداده

‫ب... ببخشید ‫باید برش گردونم؟

‫آیگو. از دست تو... ‫ببخشید

‫میدونی که...

‫هیچوقت نمیتونم خانم چویی رو ‫به عنوان مادر شوهرم قبول کنم

‫رابطه ی خانم چویی و من...

‫خیلی خراب شده

‫بذار فکر کنم که باید چیکار کنم

‫فقط یه کم دیگه. یه کم دیگه باید فکر کنم

‫شانس بهمون رو کرده، آقای جانگ

‫شانس بهمون رو کرده؟ چی داری میگی؟

‫طراحیِ مرحله ی دومِ یونجی،

‫غوغا به پا کرده

‫چی داری میگی؟

‫بخاطر اون فروشمون پایین اومد

‫یه لباسِ براق و پولکدار چطور میتونه ‫غوغا به پا کنه؟

‫یادتونه جین آه لباس رو ‫برای یه گروه خواننده دخترونه فرستاده بود؟

‫اوناچند روز پیش ‫تو یه برنامه تلویزیونی معروف...

‫اون لباسو پوشیدن ‫که چی؟

‫حالا برای اون لباس ‫بهمون کُلی سفارش دادن

‫جدی میگی؟

‫الان دیگه فایده ای نداره ‫منظورتون چیه؟

‫آقای جانگ، خوشحال نیستین؟

‫مدیر چویی تصمیم گرفته بیخیال ریاست شرکت بشه

‫چی؟ بیخیال بشه؟

‫ما کُلی جون کندیم تا تیم ـمون که...

‫سرپرست یا رهبر نداره رو نگه داریم

‫چطور میتونه بیخیال بشه؟

‫سعی کنین منصرفش کنین، باشه؟

‫اگه این لباس خیلی فروش بره، ‫تیم ـمون خیلی موفق میشه

‫درسته

‫نباید بذارم شغلم به خطر بیفته

‫باشه، بسپرینش به خودم

‫ مشاور ارشد حقوقی، هو چونگ سان

‫بله؟

‫سلام.چی شده اومدین اینجا، آقای جانگ؟

‫بشینید

‫به کمک ـتون نیاز دارم، وکیل هو

‫به کمکم نیاز دارین؟

‫به نظر میاد مدیر چویی شی وو ‫تصمیم گرفته بیخیال ریاست شرکت بشه

‫لطفا منصرفش کنین

‫مدیر چویی مریضه و خانم چویی استعفا داده

‫حتی جین آه و یونجی هم رفتن

‫اما با وجود این شرایط ‫تیمم سخت کار میکنه

‫اینکه سرپرست تیم اینطوری بیخیال بشه...

‫اصلا قابل قبول نیس

‫آه،عجبا

‫دارم میگم رفته بودم مرخصی

‫نمیدونی معنی مرخصی چیه؟

‫هر چی هم بگی بازم جوابم نه هست

‫اگه میخوای برگردی سر کارت،

‫باید اول موافقت رئیس هو رو بگیری

‫باشه. میرم موافقتش رو بگیرم

‫این که کار سختی نیس. عجبا

‫دوباره خیلی زود منو می بینی

‫پاستا خیلی خوب بود، نه؟ ‫آره، خیلی خوب بود

‫امیدوارم قرارتون رو خراب نکرده باشم

‫خراب کردی،

‫اما می بخشیمت

‫گفتی سونگ جو ‫اون رستوران رو بهت معرفی کرده، نه؟

‫فکر کنم سونگ جو خیلی رستورانِ خوب میشناسه

‫فکر کنم مدیر آن خیلی جاهای خوب بردتش

‫تا میتونین با هم قرار بذارین

‫بعد از ازدواجتون به سختی میتونین ‫حتی با همدیگه فیلم نگاه کنین

‫بعدش وقتی که بچه دار شدین... ‫پاستا رو کلا بیخیال میشین

‫حتی به سختی میتونین وقت پیدا کنین ‫که با همدیگه رامیون بخورین

‫یونهی، میخوای امروز بعد از کار...

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left