Blood & Treasure

Blood & Treasure

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 2

Informazioni sulla release

Blood and Treasure S02E08 1080p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E08 720p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E08 1080p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E08 720p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E08 WEBRip x264-ION10
Un commento di thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tag

web
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
Pubblicato il: 2022-12-26
Download: 43
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫من دنی مک‌نامارا هستم

‫قبلاً برای اف‌بی‌آی کار می‌کردم

‫منم لکسی وزیری هستم

‫قبلاً دزد بودم

‫ببخشید، یه شاه‌دزد

‫بعد از حمله به واتیکان توسط...

‫گروهی اسرارآمیز به رهبری...

‫کسی که به خودش میگه خان بزرگ، ‫به شکار گنج برگشتیم

‫دنبال یه عتیقه‌ی باستانی مغول...

‫به اسم درفش روح می‌گرده

‫که به اسم روح چنگیز خان هم می‌شناسنش

‫و در راه رسیدن به اون...

‫از خودشون نابودی به جا می‌ذارن

‫پس به نظر میاد به عهده‌ی ماست ‫که جلوشونو بگیریم...

‫با پیدا کردن درفش...

‫قبل از اونا

‫آنچه گذشت...

‫بچه

‫این ساعتمه

‫اسم گردان هواییم توی ویتنام بود

‫توی یه پایگاه هوایی سِری به اسم ‫شانگری‌لا کار می‌کردیم

‫درفش پیش تو بوده؟

‫چندتا مأمور سی‌آی‌ای...

‫یه محموله از اونجا برداشتن که همین بود

‫بعدش گفتن برگردونیمشون...

‫به یه دهکده‌ی کوچیک به اسم سانا

‫اون پدر آلونسوئه

‫عملاً سازمان اطلاعات واتیکان ‫وجود خارجی نداره...

‫ولی اتفاقاً وجود داره و اونم عضوشه

‫به یه سری پرونده برخوردیم...

‫که مهر واتیکان و دو حرف ا.گ توش بود

‫فکر می‌کنیم یه ارتباطی به خان داشته باشه

‫آرکینوم گلادیو

‫استاد سابق من با آرکینوم گلادیو ‫قاطی شده بوده

‫می‌تونید بفهمید چی می‌دونه

‫شما الان با قدرتمندترین...

‫کارتل مواد مخدر توی مثلث طلایی ‫وارد جنگ شدید

‫حتماً قبل از اینکه بلند بشیم، ‫موتور رو زدن

‫ژنرال، گزارشی از یه هلیکوپتر سقوط‌کرده اومده. ‫به نظر آمریکایی میان

‫می‌خوام پیداشون کنید. همین الان

‫فکر کنم یه مشکلی داریم

‫لکسی

‫بیدار بمون. لکس... بابا

‫دارم میام. باید همین الان از این خارج بشیم

‫بیا بکشیمش بیرون

‫یالا

‫مراقب باش

‫همینجا خوبه. آره

‫داره دچار شوک میشه

‫یه کیت کمک‌های اولیه توی هلیکوپتر هست

‫دنی، حق نداری بری اون داخل

‫الان منفجر میشه

‫ایشالا مورفینش خراب نشه

‫می‌تونم جلوی خونریزی رو بگیرم

‫ولی اگه هرچه سریع‌تر ‫نرسونیمش به بیمارستان...

‫خیلی سریع همه‌چی می‌تونه خراب بشه

‫رودخونه

‫62 گره، 48 برث

‫- بابا، چیکار می‌کنی؟ ‫- صبر کن، صبر کن

‫به سمت چپ، 17 درجه

‫ببین، به من نگاه کن

‫همینه

‫17 درجه، 32 برث

‫قله‌ی کوه، تک‌درخت

‫سانا

‫گندش بزنن

‫دوبار گندش بزنن. این دود داره ‫جای ما رو لو میده

‫لکس، به من نگاه کن

‫چی دیدی؟

‫نیروهای خان...

‫دارن از یه طرف میان...

‫سربازان راسا هم از یه طرف دیگه

‫ظاهراً قراره صلح رو به مثلث طلایی بیاریم

‫تمام آدم بدای این منطقه...

‫با هم متحد شدن که ما رو بکشن

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫هنوز نمی‌تونم با دنی تماس بگیرم

‫یه جورایی آرزو می‌کنم که ای کاش ‫تا الان درفش روح رو پیدا کرده بود...

‫که مجبور به این کار نباشیم

‫داری دل و جرئتتو از دست میدی؟

‫نه خیرم

‫خیلی بابت مخفی کردن کشیش بودنم ‫هیجان‌زده نیستم

‫در ضمن ای کاش یه داستان ساختگی بهتر ‫واسه من جور می‌کردیم

‫مثلاً می‌گفتیم پرتاب‌کننده‌ی تیم رد ساکس

‫چاک، اولین چیزی که توی سی‌آی‌ای ‫به ما یاد دادن...

‫این بود که یه داستان ساختگی انتخاب کنید ‫که به حقیقت نزدیک باشه

‫حق با توئه

‫پرتاب‌کننده‌ی تعویضی. نمی‌خواد خیلی خاص باشه

‫با ای‌.آر‌.اِی نمره‌ی دو

‫- نمره‌ی 2.5؟ ‫- چاک

‫- نمره‌ی 3 ‫- می‌چسبیم به نقشه

‫خیلی‌خب. بریم تو کارش

‫کیت ریس...

‫با من ازدواج می‌کنی؟

‫چی؟ نمی‌خوای زانو بزنی؟

‫می‌دونی، من معمولاً بقیه رو عقد می‌کنم...

‫خودم نامزد نمی‌کنم

‫صبر کن ببینم، اگه سوتی دروغمون ‫در بیاد چی؟

‫فقط اطلاعاتی که خودش نپرسیده رو بهش نده

‫بیش از اندازه توضیح نده

‫بیشتر سعی کن خودت باشی

‫صحیح. یه مرد تقریباً متأهل. وای

‫چاک، قرار نیست ازمون بخواد...

‫روی میزش شب زفاف رو اجرا کنیم

‫چرا چنین تصویری رو توی ذهن من ترسیم کردی؟

‫همینطوری میگم. تظاهر کن

‫عالی شد

‫خیلی‌خب

‫با شمارش سه

‫یک، دو، سه. بلند کن

‫صبر کن ببینم. شانگری‌لا از این طرفه

‫ارتش سربازان راهزنی که...

‫سعی دارن ما رو بکشن هم همونجاست

‫اگه می‌خوای به لکسی کمک برسونی، ‫بهترین شانسمون سانائه

‫توی شانگری‌لا دارو هست

‫- بریم ‫- دنی

‫گفتی یه بیمارستان خیریه توی سانا هست

‫خیلی سریع‌تر می‌تونم همه‌مونو ‫ببرم اونجا

‫ببین، این راهزن‌ها رو نمیشه دور زد

‫با این جنازه‌ای که داریم حمل می‌کنیم نمیشه

‫بچه‌ها، من سالم و سر حالم. خیلی ممنون

‫می‌دونی بابا...

‫من توی چند دهه‌ی اخیر ‫بدون نصیحت‌های پدرانه‌ات...

‫خیلی خوب پیش رفتم

‫دنی، تو یه مرد بالغی

‫صد برابر از من باهوش‌تری

‫ولی اگه یه چیز از دورانی که اینجا بودم ‫یاد گرفته باشم...

‫اینه که اونا همیشه جنگل رو ‫بهتر از ما می‌شناسن

‫حالا هر جای دیگه ‫می‌تونی منو نادیده بگیری...

‫ولی اینجا و در این لحظه...

‫به حرف من گوش میدی

‫باشه

‫باشه، میریم سانا

‫جلوی پاتو بپا

‫این کشور بیشتر از همه‌جا توی دنیا ‫بمباران شده

‫این از اون گنجایی نیست ‫که دلت بخواد پیدا کنی

‫حالت خوب میشه

‫تو...

‫از این طرف رفتن

‫همه‌اش تقصیر توئه

‫سمت رودخونه یه رد خون ریختم...

‫اینطوری میرن جهت مخالف

‫بیا امیدوار باشیم تا به سانا نرسیدیم ‫شستشون خبردار نشه

‫- حالش چطوره؟ ‫- خب داره تب می‌کنه

‫هنوز اونقدری هوشیار هست...

‫که همه‌چیو بندازه گردن من

‫انگار که خیلی وقته که زن و شوهرید

‫تو خوبی؟

‫باید حرکت کنیم

‫حرکت کنیم؟ حرکت؟

‫واسه چی؟ کجا میریم؟ کجا حرکت می‌کنیم؟

‫می‌بریمت یه جا که برات کمک جور کنیم

‫توی قزاقستان شکست خوردی؟

‫خب درفش که اونجا نبود، نه؟

‫آدماتم اون درمانگاه رو منفجر کردن...

‫قبل از اینکه اطلاعات با ارزشی ‫به دست بیارم...

‫و با همین کار خودشونو به کشتن دادن

‫یعنی برعکس زیردست‌های ابلهت...

‫اشتباه برداشت نکنی...

‫من می‌تونم متوجه وضعیت بشم، ‫وفق پیدا می‌کنم

‫می‌تونم بداهه عمل کنم

‫می‌تونم یه مهره توی تشکیلاتت باشم

‫اگه منو در ابهام قرار بدی، نمی‌تونم

‫ببین...

‫تو یه فراری توی میدان اسب‌دوانی داری

‫آزادش کن که وارد میدون بشه، ‫همونجایی که بهش تعلق داره

‫یا اینکه خلاصم کن راحت بشم

‫هر طور مایلی

‫سی‌آی‌ای داره در مورد عملیاتمون ‫اطلاعات جمع می‌کنه

‫باید بفهمم چیا می‌دونن

‫فقط یه نفر تا حالا تونسته...

‫از سیستم مرکزی عبور کنه ‫و به سِرورها دسترسی پیدا کنه

‫مارتینا کازمارک

‫آره، می‌شناسمش

‫به شدت با استعداد. تا جایی که یادمه...

‫سی‌آی‌ای تصمیم گرفت بازداشتش نکنه...

‫و در عوض استعدادش رو برای ‫اهداف خودش به خدمت بگیره

‫من باید استعدادشو در راه اهداف خودم ‫به خدمت بگیرم

‫اون حالا یه هکر کلاه‌سفیده

‫واسه جنایتکارها کار نمی‌کنه

‫ولی شاید یه راهی باشه ‫که بتونم قانعش کنم...

‫که هک کردن سی‌آی‌ای فکر خوبیه

‫72 ساعت وقت داری...

‫که ثابت کنی که به‌دردبخوری

‫- بفرما ‫- ممنون

‫خب، توسکانی خیلی با بوستون فاصله داره

‫چی شده که به اینجا اومدید؟

‫ریک استیوز

‫مارکوس دیوونه‌ی...

‫ماجراجویی‌های داستان‌های عامیانه‌ست

‫ایتالیا هم همیشه رویای من بوده

‫آره. واسه همین خیلی خوب ‫با هم جور میشد

‫- درست مثل خودمون ‫- چقدر قشنگ

‫بعد کارتون چیه؟

‫من نویسنده‌ام

‫دارم روی اولین کتابم کار می‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Blood & Treasure

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left