Le prime 200 righe.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
دولت مکزیک ارتش و نیروی دریایی را در سرتاسر کشور مستقر کرده،
تا جلوی موج رو به افزایش خشونت را بگیرد.
این فقط بخشی از جنایتهای زیادیست که به ایوان گاستلوم نسبت داده شده،
مشهور به ال چولو.
ضربهای به کارتل،
با دستگیری یکی از نزدیکترین افراد ال چاپو.
امروز صبح، مراسمی برای ادای احترام به افسرهای پلیس برگزار شد
که حین انجام وظیفه جانشان را از دست دادند.
درگیری بزرگ دیگری رخ داده
بین پلیس فدرال و کارتل سینالوآ.
بر اساس مقالهای " از هکتور دِ مائولئون "
دستات رو بذار روی پیشخون! هی! زرنگبازی درنیار!
بر اساس داستانی واقعی
ژانویه ۲۰۱۶، ساعت ۷ صبح لوس موچیس، سینالوآ
وایسا!
الیزابت! تا سه میشمرم، همین الانشم رسیدم به دو.
آروم باش، باشه؟
- بیا عزیزم. لباسه اتو شده. قهوهات. - مرسی. عالیه.
هی، چرا براشون اسباببازیهای مناسبتری نمیخری؟
مثلاً بارنی یا باربی.
من هیچ کوفتی نخریدم، مخصوصاً اینو.
کارلیتوس داده، بابا.
کارلیتوس، کارلوس... برو بابا، عوضی. هی!
بسه دیگه. دست از تیراندازی به همهچی بردار و بشین.
- تکون نخور! - الیزابت.
- تخممرغ و لوبیاتو بخور. - بابا، کِی برامون کامپیوتر میخری؟
با کامپیوتر، بالاخره آروم میشیم، همونطور که مامان میگه.
لعنتی.
میخوای بری یا من برم؟
جوانا خیلی دختر باهوشیه.
مگه چی بهتون گفتم؟
بابات هر وقت بتونه اون کامپیوتر رو براتون میخره.
یه سؤال ازتون دارم. فکر میکنید لیاقت داشتن کامپیوتر رو دارید؟
تو که خواهرت رو اذیت میکنی، و تو هم که الان مشغول تکالیفتی؟
- خب، نه. - آره!
یعنی چی آره؟
خب، نه.
بابا، ولی من نمرههام خوبه!
- نمرههات رو بهتر کن، بعداً میبینیم. - سلام! میتونم بیام تو؟
بیا تو. چی برات بیارم؟ قهوه؟
نه بابا. دیرمون شده.
راه بیفتید بچهها. انقدر مشغول شیطنت بودید که صبحونهتون رو هم نخوردید.
- مامان! - خب که چی؟
- بچههای خوبی باشید. - خوش بگذره، رفیق!
بریم! زود باشید!
ببخشید عزیزم. دعای خیرت.
- دعای خیر مجازی! داریم میریم، خداحافظ. - باشه.
- مرسی دختر! خداحافظ! - خداحافظ.
هی، لیز یه دختر خیلی شر و شوریه.
باید حواسمون بهش باشه. خیلی آتیشیه.
میدونم.
بشین عزیزم. بیا صبحونه بخوریم.
گرسنه نیستم.
خب، چته؟
یه مدتیه حال خوبی ندارم.
خب، چته؟ نکنه...
مریضی؟ سرت درد میکنه؟ دلدرد داری؟ چی شده؟
باردارم.
باردارم، آرتورو.
- داری سر به سرم میذاری؟ - مگه واسه همچین چیزی باهات شوخی میکنم؟
بازم یه دختر.
یا پسر.
وای خدا!
ولی مگه مواظب نبودی؟
چرا، مواظب بودم.
حواسم به روزها نبود، لعنتی. اشتباه کردم.
حساب و کتاب کردم، با حقوق من از پس هزینههاش برمیایم.
قسط خونه رو میدیم.
قسط ماشین رو میدیم. خرج همهچی برای دخترا رو هم میدیم.
تا خرخره زیر بار خرجیم، عزیزم!
نه، منظورم اینه که...
اگه خیلی دردسره، بچهدار نمیشیم.
بحث این نیست.
بحث اینه که با هم از پسش بربیایم. بچهمون رو نگه میداریم.
- از والادارس میخوام شیفت شب بهم بده. - شیفت شب نه.
- خیلی خطرناکه، آرتورو. - پس من چه غلطی بکنم؟
شیفت شب خیلی سخته. باید بهش عادت کنم.
ولی چیزی که هیچوقت بهش عادت نمیکنی، گرسنه موندنه.
خب، من ترجیح میدم فقیر باشم تا بیوه.
آخ، عزیزم...
رئیس، میتونم دو دقیقه وقتتون رو بگیرم؟
بیا تو، کارمونا.
چی شده؟
میخواستم ببینم امکانش هست منو منتقل کنید شیفت شب.
من توی شیفت روز بهت نیاز دارم.
فقط اینکه...
خب، شیفت شب مزایای بیشتری داره، پول بیشتری هم میده و...
دوباره قراره بابا بشم.
با این همه خرجی که قراره داشته باشیم... خودتون میدونید دیگه.
یه بچه دیگه؟
آره.
لباسها رو از خونه ویکی گرفتم.
همهچی خوبه؟
آره، همهچی خوبه.
اگه بخوای، میتونم پیش خودم نگهشون دارم تا به شوهرت بگی.
نه، بهش گفتم.
چی گفت؟
آخرش گفت همهچی درست میشه.
میخواد درخواست شیفت شب بده.
با این اوضاعی که این روزها خیلی خطرناکه.
"پلیس فدرال"
بله، رئیس.
یه افسری به من معرفی شده که تازه از آرتئاگا منتقل شده.
- از نوئوو لئون؟ - میچوآکان.
- اونجا اوضاع خیلی خرابه، مگه نه؟ - خودت میدونی.
فامیلیش روسالسه.
گذاشتمش شیفت شب،
ولی نمیدونستم توی کدوم ماشین گشت لعنتی بذارمش.
چه تصادف جالبی.
فکر کنم این پسره شگون داره.
خب، امیدوارم همینطور باشه.
حواست بهش باشه.
چشم ازش برندار. نمیدونیم چه گذشتهای با خودش آورده.
- حتماً. حواسمون جمعه. - خیلی خب.
خب، برو سر کار. امروز باید دو شیفت کار کنی.
- ممنون! - باشه.
پسر لخت یا پسر کاملاً لخت؟
پسر کاملاً لخت.
- پسر کاملاً لخت؟ - آره.
- بفرمایید. - ممنون.
خداحافظ.
هی، من باید برم. خداحافظ.
تنها راه دووم آوردن توی این شیفت، یه عالمه قهوه هست.
پس باید لعنتی حسابی قوی و درستوحسابی باشه.
مگه اهل میچوآکان نیستی؟
آروم باش بابا. دارم لهجهم رو تمرین میکنم.
به نظرت این قویه؟
شیفتمون شروع شد.
خب، به موچیس خوش اومدی.
بریم!
اونو میبینی؟
- چندتا پلیس شهری هستن. - اگه شلوغش کنن، حالشون رو میگیره.
نه، فکر کنم خودش اوضاع رو کنترل میکنه.
لعنت بهش!
عصر بخیر.
- همهچی مرتبه؟ - همهچی مرتبه، افسر.
بلندشون کنید. ببریدشون، زود باشید! ببریدشون.
عصر بخیر، افسر. پشتیبانی لازم دارید؟
نه، چیزی لازم نداریم. همهچی تحت کنترله.
بریم.
ببخشید.
زود باش.
بریم.
بلند شو.
انگار خودت نمیدونستی، عوضی.
معلومه که نمیدونستی، عوضی.
حرومزاده.
فرض میکنم داری همه چیزایی که ضبط شده رو ثبت میکنی.
نگران نباش، افسر.
هی، شما!
هی، شما یعنی چی؟
صداتو سر من بلند نکن.
این دیگه کوکائین زیادیه.
اگه بخواید، با کمال میل تا دفتر دادستان همراهیتون میکنیم.
گزارش این محموله رو به مافوقهام میدم. نظرتون چیه؟
خیلی خب، افسر.
بریم آهومه.
بریم!
شب بخیر.
همهچی خوبه؟
همهچی ردیفه.
رد شید.
دنبالتون میایم.
از این خرابشده بریم! بریم، عوضی!
مرکز.
تو کار اون افسر رو خراب کردی.
خداحافظ. مرسی، اریک.
امشب، نظرت چیه؟
هتل موتل دل پوئرتو میبینمت.
راستی، یونیفرمت رو درنیار.
خب، اینم از این.
این قهوه خوبته؟
بهترین قهوه موچیسه.
هی، روسالس.
با اون اراذل چی کار کردی؟
منظورت چیه؟
داشتی توی گوشیت چی بهشون نشون میدادی؟
روش کارت یه کم عجیبه.
لعنتی.
حالا باید برات توضیح بدم چطوری کارم رو انجام میدم؟
مشکلت چیه؟
مشکلی ندارم.
عوضیِ لعنتی.
صبح بخیر، عزیزم!
- صبح بخیر. - سلام عشقم.
خوبی عزیزم؟ صبحونه میخوری؟
بیشتر خستهام تا گرسنه.
- ولی هرچی تو بخوای. - ماچاکا داریم.
مگه میشه بعد از دو شیفت کار کردن خسته نباشی؟
ببین چقدر قشنگه. کی اینو درست کرده؟
- جوانا. هنرمند خودمون دیگه. - خیلی قشنگه.
بیا عشقم، یه کم آبمیوه.
باشه.
خب، تعریف کن ببینم.
با همکار جدیدت چطور پیش رفت؟ ازش خوشت اومد؟
هنوز درست نمیتونم بفهمم چه جور آدمیه.
چرا؟ چی شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.