Le prime 191 righe.
پایین بیا.
مامان، دیدیش؟
تمام کشور تولدم را جشن میگیرند!
تو تنها کسی هستی که به من هدیه ندادهای.
ببخشید عزیزم. امشب یه چیزی برات میارم ، باشه؟
برو دیگه.
شکلاتها رو به همه بده. - باشه.
ساراسواتی. - فهمیدم.
مراقب باش. همین، باشه؟
شما هم مواظب باشید.
صبح بخیر خانم. - صبح بخیر.
من بهت یه آمپول میزنم. - نه.
به من آمپول نزن.
اگر یکی به من بدهی، میمیرم و به بهشت میروم!
صبح بخیر.
لاکشمی، اینجایی؟ - مراقب خودت باش.
چرا برای یه تزریق ساده انقدر شلوغش میکنی ، مثل بچهها؟
من از آمپول نمیترسم عزیزم.
ازش میترسم!
طوری رفتار میکند که انگار من دشمن قسمخوردهاش هستم!
دردی که او ایجاد میکند باعث میشود که مجبور شوم بعداً یک قرص دیگر مصرف کنم.
تزریق را انجام دهید.
آنجا، کار تمام است.
قبلاً انجام شده؟ دیدیش؟
اینجوری باید تزریق بشه.
فقط در یک چشم به هم زدن اتفاق افتاد!
اگه این کارو بکنی، کارم تمومه.
ما هم پرستار هستیم!
ما هم آموزش دیدهایم. - آره، آره!
چرا امروز دیر کردی؟
امروز تولد ساراسواتی است. به همین دلیل است.
آیا اینطور است؟
لطفا خواستههای من را به او منتقل کنید.
باشه.
آیا امروز تولد ساراسواتی است؟ - بله.
خداحافظ.
خداحافظ.
باشه خداحافظ!
چه کسی را میخواهید؟
ساراسواتی
کدام کلاس؟
ببخشید. ۷ب.
من او را میفرستم. میتوانید صبر کنید.
باشه. ممنون.
روز استقلال مبارک. - برای تو هم همینطور.
خانم؟ لطفا تشریف بیاورید داخل.
این دختر کیست؟
دخترم ساراسواتی کجاست؟
او تنها دانشآموز ساراسواتی در کلاس هفتم ب مدرسه ماست.
نه، دارم درباره دخترم ساراسواتی میپرسم.
شما برید. - باشه، خانم.
او تنها فرزندی است که در منطقه 7B به نام ساراسواتی شناخته میشود.
انگار گیج شدی.
چرا باید گیج شوم؟
امروز صبح دخترم را به مدرسه رساندم.
مامور امنیتی شما من را دید.
حراست. بیا اینجا.
بله خانم. - زود بیا.
چیه خانم؟ (چی شده خانم؟)
دیدی که امروز صبح دخترش را رساند؟
هر روز بچههای زیادی میآیند.
چطور ممکنه یادم باشه، خانم؟
من به یاد دارم.
چطور ممکن است فرزند من همینطوری گم شده باشد؟
ساراسواتی..
چه بلایی سرش اومده؟ - خانم...
ساراسواتی
بس کن خانم.
خانم... - ساراسواتی.
خانم، بس کن.
خانم، یک ثانیه! - ساراسواتی؟
انگار اینجا رو با یه مدرسه دیگه اشتباه گرفتی.
ساراسواتی؟
فوراً به معاون مدیر زنگ بزن. - اصلاً چی داری میگی؟
مگر من نمیدانم دخترم به کدام مدرسه میرود؟ خانم، به حرف من گوش کن!
ساراسواتی؟
دخترت اینجا نیست!
ساراسواتی؟
به من گوش کن، خانم ساراسواتی؟ ساراسواتی؟
خانم، لطفا گوش کنید
آرومتر، خانم ساراسواتی؟
همه دارند تو را تماشا میکنند.
ساراسواتی، به حرف ما گوش نمیده ؟
دخترتان اینجا نیست، خانم! لطفاً درک کنید!
چند بار باید به شما بگویم خانم؟ - ساراسواتی؟
ساراسواتی؟ - او به من گوش نمی دهد، قربان
او به ما گوش نمیدهد
اینقدر داد نزن، همه دارن نگاهمون میکنن!
دخترم ساراسواتی کجاست؟
خانم، اینجا هیچ ساراسواتی دیگهای نیست ، چرا اینجوری داد میزنید؟
اینجا مدرسه است.
همه دارند ما را تماشا میکنند!
دخترم ساراسواتی گم شده خانم!
دخترم..
نمیفهمی؟ دخترت به این مدرسه نمیرود!
مزاحم نشو، لطفا برو!
برام مهم نیست!
من دخترم ساراسواتی را میخواهم.
کجاست؟ تا وقتی که او را نبینم، از اینجا نمی روم.
به مدیر مدرسه زنگ بزن.
ساراسواتی؟
سلام، خانم - سلام، آقا
ممنون که اینقدر زود اومدی.
من اومدم چون رامبابو بهم زنگ زد.
به نظر میرسد مشکل چیست؟
آقا، من امروز صبح دخترم را به مدرسه رساندم.
من آمدهام او را ببرم، و آنها میگویند که او اینجا نیست.
آقا، من قبلاً او را ندیدهام.
و دخترش اینجا درس نمی خواند.
در صورت تمایل میتوانید از معلم کلاس سوال کنید.
بله، قربان.
من معلم کلاس ب سال هفتم هستم.
فقط یک ساراسواتی در کلاس ما هست.
اما او دختر این خانم نیست، آقا.
کارت شناساییش رو داری؟
شناسنامه پیش دخترم است.
چرا باید داشته باشمش، آقا؟
نکته دقیقاً همین است.
مدرسه دوربین مداربسته داره ، مگه نه؟
اگه فیلم رو بررسی کنیم، میفهمیم. اتاق کنترل کجاست؟
قربان، سیستم دوربین مداربسته چند روزه که کار نمیکنه .
واقعاً؟ - واقعاً، آقا.
این تعجبآور است.
اگر او اینجا درس میخواند، حتماً دوستانی دارد.
میتونیم ازشون بپرسیم. - بله، آقا.
شوتا، رامیا، قربان. - شوتا، رامیا.
کجا هستند، خانم؟
بفرمایید، آقا. لطفاً تشریف بیاورید.
بریم
شوِتا کیه عزیزم؟
رامیا؟
آقا، هیچ دانشآموزی با این نامها در این کلاس نیست.
به خانم هم همینو گفتم!
کسی با این اسمها نیست؟ - وجود دارن!
عکس داری؟
سریع.
کسی این دختر رو دیده؟
چرا وقتی دارم دربارهاش میپرسم، به تو نگاه میکنند ؟
انگار ترسیدهاند، آقا.
وقتی بچهها میترسند، به والدین یا معلمهایشان نگاه میکنند، مگر نه؟
چیزی برای ترسیدن وجود نداره عزیزم.
با دقت نگاه کن و بهم بگو.
آیا او را دیدهای؟
نه، آقا. ما نمیدانیم او کیست.
او در کلاس شما درس میخواند. - نمیدانم، آقا.
آقا، ببخشید.
همانطور که میدانید، مدرسه ما شهرت بسیار خوبی دارد.
یکی عمداً این کار رو میکنه.
این وقت تلف کردنه. - چی داری میگی؟
ساراسواتی کجاست؟
اول از همه، لطفاً بیرون بروید.
از صبح تا حالا درگیر این موضوع هستیم.
خانم لاکشمی، یک لحظه. استراحت کنید.
اگر منطقی فکر کنیم، بیشتر بچهها سالم به خانه برمیگردند.
گفتی تولدشه.
شاید با دوستانش به مرکز خرید یا سینما رفته باشد .
تا عصر برمیگردد. به من اعتماد کن!
آقا، دختر من بدون اینکه به من بگه جایی نمیره.
یه چیزی اینجا خرابه!
خواهش میکنم، آقا. کمکم کنید، آقا.
من اینجام تا بهت کمک کنم، خانم
ما فقط با پرونده شما سروکار نداریم.
همانطور که گفتم، بیایید تا عصر صبر کنیم.
اگر برنگردد، فردا، بعد از ۲۴ ساعت، گزارش مفقودی را ثبت میکنیم!
نگران نباش.
پراساد. خداحافظ، خانم.
آقا.
برو عزیزم.
همیشه جنجال درست میکنی!
لطفا الان دانش آموزان را متفرق کنید. - باشه خانم.
ساراسواتی
مامان
کجایی، ساراسواتی؟
من مدرسه هستم، مامان.
مامان
چرا اینطوری حرف میزنی؟
کجایی؟
من پشت اتاق مدیر هستم
دو نفر با مدیر مدرسه بودند، مامان!
من میترسم، مامان!
نترسید.
مامان داره میاد پیشت، باشه؟
مامان زودتر بیا
ساراسواتی...
ساراسواتی... - مامان...
وحشت نکن، باشه؟
مامان اینجاست، باشه، بریم بیمارستان
نترس.
بیا بریم بیمارستان.
بریم بیمارستان. باشه؟
درد داره مامان! – آروم آروم. سعی کن بلند شی عزیزم.
No comments yet. Be the first to leave one.