Transatlantic - First Season

Transatlantic - First Season

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Transatlantic S01E02 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-WDYM
Transatlantic S01E02 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Transatlantic S01E02 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-CAKES
Transatlantic S01E02 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-WDYM
Transatlantic S01E02 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Transatlantic S01E02 1080p WEBRip x265-RARBG
Transatlantic S01E02 WEBRip x265-ION265
Un commento di Mohammad_Alpha
🟢 محمد آلفا و مینا طلابیگی | Anime-List.Net 🟢

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
HD
webrip
x264
720p
720
BRip
HEVC
2CH
Pubblicato il: 2023-04-07
Download: 32
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

«سریال «آن سوی اطلس فصل اول - قسمت دو

‫- یکی دیگه؟ ‫- نه، ممنون.

‫یه قهوه، لطفاً.

‫من متاهلم.

‫اعتماد به نفست رو تحسین می‌کنم، ‫اما سعی ندارم اغوات کنم.

‫شایعه شده راه خروج پیدا کردی.

‫خیلی از بریتانیایی‌ها بعد از عقب‌نشینی ‫توی بندر دنکرک، توی فرانسه گیر افتادن.

‫خیلی‌هاشون.

‫به کمک نیاز دارن.

‫تو ازم می‌خوای که اسرای جنگی بریتانیایی رو ‫قاچاق کنم و از فرانسه بیرون ببرم؟

‫من آمریکاییم.

‫دقیقاً.

‫بریتانیا توی جنگه و محاصره شده.

‫ما به متفقینی نیاز داریم ‫که توی فرانسه بتونن آزادانه کار کنن.

‫- خانم... ‫- مارگو صدام بزن.

‫مارگو، کشور من رسماً توی این جنگ، بی‌طرفه.

‫آقای فرای، مقاله‌هایی که توی نیویورک تایمز ‫از برلین نوشتین رو خوندم.

‫دقیقاً می‌دونم ‫راجع به بی‌طرفی آمریکا چه حسی دارین.

‫چیزی که دارین پیشنهاد میدین،

‫پیمان شکنیه.

‫آقای بنجامین.

‫ببخشید. ‫امیدوارم ناراحت نشین. من...

‫فقط یه سوال راجع به کارتون دارم.

‫چی شما رو به اینجا آورد؟

‫اوه، کنجکاوی.

‫بفرما. اه...

‫اگه عطر اشیاء منحصر به فرد ‫وقتی به تولید انبوه میرسن از بین بره،

‫کجا میره؟

‫سوال جالب‌تر اینه که،

‫چه بلایی سر عطر اشیاء منحصر به فرد میاد

‫وقتی توسط قدرت‌های شیطانی ریز ریز بشن

‫و وقتی دنیایی که می‌شناسیم داره نابود

‫و تیکه تیکه میشه؟

‫اما یه روزی،

‫دوباره تیکه‌ها رو کنار همدیگه قرار میدیم، ‫درست مثل یه پازل.

‫و در یهودیت به این «تیکون عولم» میگن. ‫(معنا: وظیفه انسان‌ها، ترمیم دنیا می‌باشد)

‫تیکون عولم.

‫تیکون عولم.

‫تیکون عولم.

‫تیکون عولم.

‫تیکون عولم.

‫دقیقاً.

‫داریم سعی می‌کنیم سلول‌های مقاومتی دیگه ‫مثل خودتون رو پیدا کنیم.

‫کمیته نجات فوری یه سازمان کمک‌دهیه.

‫اومدم اینجا که به مردم برای فرار از خشونت ‫کمک کنم نه اینکه خودم توش دخیل بشم.

‫- پس کمک کنین پسرامون فرار کنن. ‫- نمی‌تونم بهتون کمکی کنم.

‫اون مرده که اون سمته رو می‌بینین؟ ‫اور کت پوشیده، همینطوری رد میشه؟

‫فرمانده پلیس مارسیه. ‫داره آماده میشه که به اسپندید حمله کنه.

‫- کی؟ ‫- اوه...

‫- پنج دقیقه، ده دقیقه دیگه. ‫- چی؟

‫اون مردی که داره روزنامه ایتالیایی می‌خونه، ‫اون هم یکی از آدم‌هاشه.

‫و همینطور اون دو تا که شال گردن انداختن ‫و پیش میز دارن حرف میزنن،

‫و اون مردی که داره کفشش رو برق میندازه ‫و داره سیگار برگ میکشه.

‫هر چهار تاشون فقط منتظر سیگنال فرمانده‌ـن.

‫ممکن نیست این رو بدونی.

‫همین جا صبر کن و ببین چی میشه.

‫لاربی بن‌برک، پیروزی‌های اخیرش رو دیدی؟

‫- کی؟ ‫- لاربی بن‌برک.

‫- مروارید سیاه مارسی. ‫- پال.

‫- طرفدار فوتبال نیستی؟ ‫- نه.

‫معتقدم که قراره به این هتل حمله بشه.

‫- چی؟ ‫- باید مردم رو از اینجا خارج کنیم.

‫آقای بنجامین و چند نفر دیگه ‫امروز با قطار میرن سمت بنیول

‫و شب هم سمت پیرینیس میرن.

‫می‌تونی ببریش پیش لیسا؟

‫من یه ایده دارم ‫که برای یه شب بقیه رو کجا ببریم.

‫به هرحال، مری جین طبقه بالاست؟

‫- اوه! ‫- عالی نیستن؟

‫اگه همه لباس کارگرهای تاکستان رو بپوشن، ‫لیسا همه رو تو روز میبره خونه‌ـشون/

‫و اون‌ها از اون پوتین‌های قدیمی

‫که پای همه هست، راحت‌ترم هست.

‫- از اون‌ها خوشت نمیاد؟ ‫- نه، به اندازه کافی بزرگ نیستن.

‫اوه. انقدر راحتن که ممکنه دیگه درشون نیارم.

‫تا موقعی که این‌ها پاته فرار نکنی

‫نه. من که جایی نمیرم،

‫با اینکه پدرم از دستم عصبانیه.

‫هی هم میگه: «مارسی برای یه زن آمریکایی ‫مثل تو، جای خوبی نیست»

‫یه زن آمریکایی مثل تو یعنی چی؟

‫خودت می‌دونی دیگه.

‫خب، تو گردشگرهای دیگه آمریکایی رو نمی‌بینی.

‫ببخشید، من گردشگر نیستم.

‫- نه. ‫- چرا داری می‌خندی؟

‫خنده‌دار نیست.

‫اینجا مسئولیت‌های واقعی دارم. ‫آدم‌هایی هستن که روم حساب باز میکنن.

‫آره. منم روت حساب باز می‌کنم.

‫داری مسخره‌ـم میکنی؟

‫عمراً مسخره‌ـت کنم.

‫- پلیس داره به هتل حمله میکنه. ‫- چی؟

‫- پلیس! ‫- پلیس!

‫پلیس! بیاین!

‫برگه‌هاتون!

‫چه خبر شده؟

‫- شما مدیر هتلین؟ ‫- نه. واریان فرای.

‫مدیر کمیته نجات فوری آمریکایی.

‫چندین تا از مهمون‌ها تحت محافظت ما هستن.

‫به اندازه کافی بدبختی نکشیدن؟ ‫کسی هیچ قانونی رو نمی‌شکنه.

‫همه‌ـشون مجرمین بیگانه‌ـن، آريالای فرای.

‫- اون‌ها فرارین! ‫- فرقشون چیه؟

‫- آقای بنجامین، لطفاً لباس بپوشین. ‫- چه خبر شده؟

‫عجله کنین. پلیس‌ این جاست.

‫- لطفاً. ‫- باشه.

‫پلیس!

‫پلیس، در رو باز کنین!

‫پلیس! در رو باز کنین!

‫در رو باز کنین! پلیس!

‫در رو باز کنین!

‫برو بیرون! مرتیکه منحرف! ‫گمشو از این جا بیرون!

‫گمشو بیرون!

‫اوه، ببین! ما همزمان فقط سه نفر رو می‌تونیم ‫توی این جا بدیم.

‫می‌تونم ببرمشون پایین توی آسانسور.

‫- مطمئنی این جا می‌تونیم قایم شیم؟ ‫- ما قایم نمیشیم.

‫اه، گندش بزنن!

‫گیوه!

‫درجا بر می‌گردم.

‫باشه. بیاین. این‌‌ها برای اون‌هاست ‫و بقیه‌ـش رو هم مخفی می‌کنه، باشه؟

‫- ازت ممنونم. ‫- من از تو ممنونم.

‫و بعدش؟

‫میام پیدات میکنم. هر جا که باشی.

‫خوبه.

‫- داریم کجا میریم؟ ‫- می‌بینی.

‫نمی‌تونم بقیه‌ـش رو بیام.

‫کارم با کتابم تموم نشده. ‫باید بنویسم.

‫آقای بنجامین، ایده‌هاتون این جاست!

‫زندگیتون از یه دست‌نوشته ‫بیشتر ارزش داره. متوجه‌این؟

‫آره.

‫لعنت بهش.

‫بیاین بریم.

‫- با من بیاین. ‫- نمی‌تونم ببینم.

‫ساکت! بی صدا!

‫ما کجاییم؟

‫به مارسی واقعی خوش اومدین.

‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫بیاین بریم!

‫هی.

‫ممنون.

‫والتر بنجامین، هولیوس برگر. ‫این هم لیسا فیتکو.

‫با من بیاین.

‫تو این رو بگیر ‫و تو این رو.

‫آندره، مکس، جکلین، ‫همه‌ـتون اینجا بمونین،

‫اول من میرم.

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫داری رویا می‌بینی، مکس.

‫من خواب دیدم که توش چمدون بودم.

‫درواقع، خواب نبود. ‫واقعاً اتفاق افتاد.

‫سلام؟

‫سلام.

‫واریان...

‫نه، اومدم ازت درخواست یه لطفی کنم. ‫این یه وضعیت اضطراریه.

‫تنها نیومدی؟

‫سلام! من مری جین گولدم. ‫با واریان کار می‌کنم.

‫لاوگرُو. توماس لاوگرُو.

‫همین تازه پلیس به هتلمون حمله کرد. ‫نمی‌دونستم فراری‌ها رو کجا ببرم.

‫- این خونه شماست؟ ‫- فعلاً.

‫- و چند نفر اینجا زندگی میکنن؟ ‫- یک.

‫یه نفر؟ چند تا اتاق خواب داره؟

‫چی؟ ده پانزده تا؟

‫- حداقلش. ‫- پس امشب می‌تونیم اینجا بمونیم؟

‫- هر چه قدر دوست دارین، بمونین. ‫- نه. زمانی که لازم داریم یه شبه.

‫- چه قدر ازمون پول می‌گیری؟ ‫- وایسا ببینم.

‫واریان، بهش فکر کن. فکر میکنی ‫که چند نفر رو می‌تونیم اینجا قایم کنیم.

‫برتون‌ها و مکس ارنست ‫که همین الان همراهمونن.

‫می‌تونیم ماهلرها و مان‌ها و حتی لوین‌ها ‫و بچه‌های فرایبرگ هم جا بدیم،

‫و کلاً برامون 20 دقیقه طول کشید ‫که از دروازه تا اینجا بیایم.

‫کمیته نجات فوری به زندگی ما ‫توی یه ویلا خصوصی راضی نمیشه.

‫کمیته توی نیویورکه! ‫لازم نیست بدونن کجا زندگی می‌کنیم.

‫بعضی از افرادمون رو پلیس می‌خواد.

‫تا جایی که می‌دونیم، خودمون هم ممکنه ‫که تبدیل به یه فراری شده باشیم.

‫پس توی ملا عام مخفی میشیم. ‫این ویلا برامون فوق‌العاده‌ـست.

‫انصاف نیست که توماس رو توی خطر بندازیم ‫وقتی حتی درگیر کارمون هم نیست.

‫درواقع، من اصلاً مشکلی با خطر ندارم.

‫- اصرار میکنم بمونین. ‫- پس تصمیم گرفته شد.

‫- می‌خوای ما رو یه تور توی خونه ببری؟ ‫- اول شما.

‫عروسک را در آغوشت بگیر. ‫خارها و تیغ‌هایش رفتن به زیر.

‫گم کرده زره‌اش را در درون ‫کفش‌هایش حلزون،

‫اما صندوق پستی پیدا کرد بعد از اون.

‫از زمین میبارد بر آسمان.

‫مانند روبان در جریان باد میشد جا به جا.

‫ابرها تیره از پوست ساردین‌ها ‫می‌شوند بازتاب.

‫ساردین‌ها هم تحت تاثیر ‫دردهایشان می‌شوند تیرتار.

‫خوبی؟

‫حالت تو خوبه؟

‫- بهت آسیبی زدن؟ ‫- نه. نه. نه.

‫- خالیمون کردن رفت. ‫- کاملاً نه.

‫- همه‌چیز ردیفه؟ ‫- همه رفتن توی تخت خوابشون.

‫ام...

‫- مری جین. ‫- اوهوم؟

‫فکر کنم ما، اه، به پول بیشتری ‫نسبت به چیزی که فکر می‌کردم، لازم داریم.

‫یه دفتر جدید نیاز داریم، ‫حمل و نقل به داخل و بیرون شهر...

‫مشکلی نیست.

‫- مطمئنی؟ ‫- نگران نباش.

‫- من حلش می‌کنم، واریان. ‫- ممنون.

‫اوهوم.

‫اینکه امشب همه رو روی تخت خوابوندیم، ‫واقعاً حس خیل یخوبی داره،

‫پس ممنونم، توماس.

‫بهم یادآوری کن که از کجا می‌دونیم ‫که تو مخبر گشتاپو نیستی؟

‫من؟ من توی یه کیبیوتز بزرگ شدم. ‫(کلمه‌ای عبری که به مزرعه‌های اشتراکی میگن)

‫خب، مادر بزغاله‌ها موقع بحران ‫با یه ویلا خالی بیاد،

‫ممکنه در واقع همون گرگه باشه.

‫نه، توماس هم مثل بقیه وقتی جنگ شروع شد، ‫توی اروپا گیر افتاد.

‫- این مرد مخبر گشتاپو نیستم. ‫- پس شاید پری چیزی هستی.

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left