Informazioni sulla release

Kaiko Sareta Ankoku Heishi - E01 [P R]
Un commento di PR84529016
مترجم : P R

Tag

other
Pubblicato il: 2023-01-11
Download: 13
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 176 righe.

من اخراجم؟

درسته

سرباز تاریکی، داریل

یعنی من دیگه دستیار چهار پادشاه شیاطین نیستم باشبارز ساما؟

نه

تو خیلی بدرد نخوری، احمق

نه به عنوان دستیار چهار پادشاه شیاطین

بلکه تو کلا از ارتش پادشاه شیاطین اخراج شدی

تو واقعا آدم بدرد نخوری هستی به خاطر همین هم اخراج شدی

به خاطر همین به نژاد های پست علاقه ای ندارم

داریل

تو پایین ترین رده تو رده های پایین ارتش پادشاه شیاطین هستی

از اول هم عجیب بود که کسی مثل تو اینجا باشه

...تازشم

تو نمی تونی از جادو استفاده کنی

از همون بچه گیت هم

نمیتونستی همچین کاری بکنی

تو مثل یه آشغال بین شیاطین هستی

...ولی

!پادشاه سابق گرانورزا به من ماموریت دادن

بابا دیگه بازنشسته شده

توی مدل جدید ارتش پادشاه شیاطین

کسی که نتونه از جادو استفاده کنه به درد نمیخوره

متوجه شدم

من، سرباز تاریکی، داریل

از محضرتون مرخص میشم

هرچیزی که چهار پادشاه شیاطین گفتن درسته

مدت ها پیش

شیاطین همیشه با انسان ها درگیر بودن

هر دو طرف از نظر ظاهری خیلی شبیه هم هستن

...تنها فرقی که دارن

... اینه که یکی شون میتونه از جادو استفاده کنه

...و من

... نمی تونم از جادو استفاده کنم با وجود اینکه یه شیطانم

ساده بخوام بگم من بدرد نخورم

سلام، سرباز تاریکی، داریل کون

اومدی گشت زنی؟

فک کنم پایین ترین رتبه بودن باید سخت باشه نه؟

اشتباه میکنی ریزت

هان؟

من الان فقط داریل هستم

چی؟

قسمت 1 داریل اخراج می شود

حالا از این به بعد چیکار کنم؟

من 32 سال از عمرم رو به ارتش پادشاه شیاطین خدمت کردم

...مطمعن نیستم که بتونم به یه شیوه زندگی دیگه عادت کنم

...اما هنوز

من کجام؟

چند وقت شده که دارم الکی اینور اونور میرم؟

قبل اینکه شیوه جدید زندگی کردنم رو پیدا کنم میمیرم

سفید بود نه؟

افتادن دنبالش؟

!از اینجا فرار کن

با اینکه قدرتی ندارم

این وظیفه یه سربازه که به یه خانم توی خطر کمک کنه

...یه شیطان میتونه با جادوش اون هیولا رو توی یه لحظه خاکستر کنه

ولی من حتی از یه جادوی ساده هم نمیتونم استفاده کنم

پس باید حداقل با زور تا میتونم معطلش کنم

...ولی من خیلی گرسنه ام

این سلاح انسان هاست؟

...اینکه از سلاح انسان ها استفاده کنم

... برام به عنوان یه سرباز شیاطین شرم آوره

ولی فعلا لازم نیست نگران اینجور چیزا باشم

اوه... باید اینجوری نگهش دارم؟

یا اینجوری؟

صبر کن شاید اینجوری؟

...من فقط کار قهرمانی که قبلا دیده بودم رو تقلید کردم

ولی هیچ وقت فکر نمی کردم که انقدر خوب جواب بده

به هر حال یک میمون ضعیف بود

یه خورده از خونش ریخته روی صورتم

!میگم

!واقعا ازتون ممنونم

تو خیلی شبیه قهرمان قبلی بودی که ازش به عنوان قویترین در تاریخ یاد میشه

شیطان شبیه قهرمان؟ منظورت چیه؟

...پس واقعا این دختر

...با توجه به سلاحی که همراهش داره میشه فهمید که

درگیر شدن با انسان ها برام خطرناکه

فقط باید قبل اینکه بهم گیر بده فرار کنم

!لطفا صبر کن

اوم، دوست داری به روستای من بیایی؟

!من می خوام به درستی از شما تشکر کنم

اجازه بده با یه غذای خوشمزه برات جبران کنم

حدس می‌زنم که باید این پیشنهادش رو قبول کنم

ترجمه و زیرنویس از P R

لذت بردن از زندگیم اونم وقتی که در 30 سالگی از ارتش پادشاه شیاطین اخراج شدم

این روستای لاکوسه جایی که من به دنیا اومدم

بذار تو رو به خونه خودم ببرم

من پدرش هستم

و من مادرش هستم

...اوم

یادم رفت خودمو معرفی کنم

اسم من ماریکا هست

من-من داریل هستم

اینجا یه دهکده انسان هست

!که یعنی درست وسط خاک دشمن هستم

اگه بفهمن من یه شیطانم منو میکشن

...اینجا باید حواسم خیلی جمع باشه

...اوم

داریل سان

توی جنگل داشتی چیکار میکردی؟

!اومدش وقت سوال پرسیدنه

...آ- آم

راستش من به دستور رئیس جدیدم

... از کارم اخراج شدم

من توی محل کارم زندگی میکرم برای همین مجبور شدم از اونجا بیام بیرون و

بی خانمان شدم

با این دیگه هویت واقعیم در امان خواهد بود

!این خیلی مشکوکه

!چی؟

داریل سان تو آدم خیلی خوبی هستی

تو زندگیت رو برای نجات یه غریبه مثل من توی خطر انداختی تو شگفت انگیزی

اگه اونجا بودم یکی دوتا درس درست حسابی به رئیست میدادم

...نه لازم نیست خودت رو

!داریل سان

بله؟

اگه واقعا این اتفاق افتاده پس تو چرا اینجا توی این روستا نمی مونی؟

هاه؟

!ما یه عالمه اتاق خواب داریم

ن-نه، لازم نیست تا اینقدر پیش بری من به همون یه دفعه غذای خوشمزه رازسم

میتونه اینجا بمونه بابا؟

چرا که نه ما توی روستامون افراد کمی رو داریم

که بتونن هیولا هارو شکست بدن خوش اومدی

این خونواده واقعا کمبود شک کردن دارن

تو جایی برای رفتن نداری، نه؟

...با این حال، من

...من دشمنت هستم

اگه هویتم لو بره کارم تمومه

...پس نمیتونم

همین الان

به این فکر افتادم که زندگیم چقدر برام با ارزشه؟

اگه جایی هست که توش به من نیاز دارن

نباید همه تلاشم رو براشون بکنم؟

متوجه شدم

من از الان تحت مراقبت شما هستم

...داریل سان

...ولی میشه لطفا قبلش بهم غذا بدید

ای وای

!متاسفم! الان یه چیزی برات درست می کنم

...پس از امروز این اتاق منه

...اتاق قبلیم توی قلعه پادشاه شیاطین از این بزرگ تر بود

داریل سان

ماریکا سان؟

...اوم

برای امروز متشکرم

...اوه، لازم نی

...من

...از خیلی وقت پیشا همیشه بقیه به من تکیه میکردن

...برای همین

...این اولین باری بود که یه مرد ازم محافظت کرده

و از این بابت خیلی خوشحالم

!ه- همین! شب بخیر

...شیطانی که یه دختر انسان را نجات می دهد، ها

خیلی عجیبه

یه کار برای من؟

آره

اگه کاری باشه که بتونم توش کمک کنم

اینو یادم رفت بگم

اما من رئیس انجمن روستا هستم

و من می خوام که تو یه ماجراجو بشی

هان؟

یه ماجراجو که توی انجمن ثبت نام شده باشه

کارش توی شکست دادن هیولا ها و جمع کردن دارو یا چیز های دیگه خلاصه میشه

...همچنین

میتونم یه کار دیگه رو امتحان کنم؟

...م- مثل کار کشاورزی

چی میگی تو؟ اونم با وجود این بدن خوبی که داری

تنها کاری که لازمه یه فرم ثبت نام سادست

!این

شایعه شده که فقط انسان ها میتونن این کار رو انجام بدن

!مرحله ثبت نام توی انجمن

کلی از جاسوسامون نتونستن از این مرحله رد بشن

!و باند پیچی شده برگشتن

!اوه، اوه، اوه

!کمرم

داریل سان، خوبید؟

فک کنم از مبارزه با اون میمون صدمه دیده

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left