It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Specials

Informazioni sulla release

Its My Life E59(@Mehdi Rain)
Un commento di Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tag

TS
HD
Pubblicato il: 2019-03-01
Download: 13
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫ این زندگی منه

‫یونیفرمت رو صاف کن ‫کلاهت رو هم صاف کن ‫ قسمت پنجاه و نهم

‫یونیفرمت رو صاف کن ‫کلاهت رو هم صاف کن

‫ای خدا ‫ای خدا، واقعا که

‫چویی گوم سون

‫یکی از اقوام خانم یانگ رو ‫بهم معرفی کردن...

‫و من به عنوان نگهبان شرکتمون استخدامش کردم

‫چول سانگ اوپا از اقوام خانم یانگه؟

‫تو چویی گوم سونی

‫اما چرا وانمود میکنی که نیستی، ها؟

‫آیگو، داری چیکار میکنی؟

‫سلام، مدیر اجرایی چویی

‫مدیر اجرایی؟

‫منتظر چی هستی؟ سلام کن

‫عجیبه

‫عجب آدمی هستیا

‫حالتون خوبه، خانم؟

‫خوبم. به کارت برس

‫به نظر نمیاد حالتون خوب باشه

‫برم یه کم دارو بگیرم؟ ‫گفتم که خوبم

‫سرو صدا راه ننداز

‫مهم ترین خصوصیت یه نگهبان چی باید باشه؟

‫زودفهم بودن. زود فهمی

‫نتونستی بفهمی که اون یه مافوقه؟

‫پس چویی گوم سون...

‫مدیر اجرایی هیون گانگه، و در واقع اون...

‫صاحب شرکته. اینو میخوای بگی؟

‫چرا همش بهش میگی گوم سون؟

‫اسم مدیر اجرایی، چویی سوهیه

‫فکر نکنم اینطور باشه

‫مطمئنم که اسمش چویی گوم سونه

‫من حافظه خیلی خوبی دارم

‫وای، میخواستم چند روز دیگه استعفا بدم،

‫اما به نظر میاد باید همینجا به کارم ادامه بدم

‫عجب

‫دارین میگین که میخواین بدون تمرین نهایی ‫برین رو استیج؟

‫بله

‫این امکان پذیر نیس

‫امکان پذیر نیس؟

‫میدونم مدل فوق العاده ای هستین،

‫اما هفت سال این کارو انجام ندادین

‫اگه تمرین نکنین و اشتباهی کنین...

‫من به خانم چویی قول دادم...

‫که مدل تیم ـتون بشم، نه چیز بیشتری

‫نمیتونین ازم چیزی بیشتر از قولم ‫انتظار داشته باشین

‫میرا، جریان چیه؟

‫چرا انقدر ازمون ناراحتی؟

‫بخاطر دستمزده؟

‫فکر میکنین من بخاطر پول ناراحت شدم؟

‫پس مشکل چیه؟

‫شما قول دادین که مدل تیم ـمون بشین

‫وقتی باهامون همکاری نمیکنین ‫باید چیکار کنیم؟

‫شما مدیر چویی شی وو هستین، درسته؟ ‫بله

‫و پسر خانم چویی سوهی هستین

‫بله

‫اینو به مادرتون بگین

‫حتی حیوونی که میخواد از بچه ـش ‫محافظت کنه رو، نباید اذیت کرد

‫منظورتون از این حرف چیه؟

‫مستقیما از مادرتون بپرسین

‫چرا اینجوری رفتار میکنه؟

‫به نظر میاد از خانم چویی عصبانیه

‫پس باید عصبانیتشو سر خانم چویی خالی کنه

‫چرا روی ما خالی میکنه؟

‫حتی حیوونی که میخواد از بچه ـش ‫محافظت کنه رو، نباید اذیت کرد؟

‫منظورش از این حرف چی بود؟

‫من اصلا قصد ندارم از یه بچه استفاده کنم ‫تا رضایتِ هان میرا رو بدست بیارم

‫طرز فکرِ من و شما زمین تا آسمون با هم فرق داره

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫میخواد بدون تمرین بره روی استیج؟

‫بذار هر کاری دلش میخواد بکنه

‫مامان

‫اون حرفه ایه

‫قرار نیس با مُدلای دیگه راه بره

‫پس نیازی به تمرین نیس

‫همین که هان میرا مدلمون شده،

‫برای برنده شدنمون کافیه

‫بهم بگو، مامان

‫چی رو؟

‫چرا هان میرا اینجوری رفتار میکنه؟

‫نمیدونم

‫ازم خواست که اینو بهت بگم

‫"حتی حیوونی که میخواد از بچه ـش ‫محافظت کنه رو، نباید اذیت کرد"

‫منظورش از این حرف چی بوده؟

‫این ربطی به حرف که مدیر آن نام جین زد داره؟

‫با بچه ـش تهدیدش کردی که مدل تیم ـمون بشه؟

‫آره

‫من به هان میرا گفتم...

‫به رسانه ها میگم که دخترش ‫بچه نامشروع ِاون با یه چهره سیاسیه

‫چرا این کارو کردی؟

‫واقعا باید اینجوری تهدیدش میکردی؟

‫الان این انقدر مهمه؟

‫من هان میرا رو مدل تیم ـمون کردم ‫فقط همین مهمه

‫مامان ‫به خودت بیا، چویی شی وو

‫وقتی رفتم دیدن هان میرا، ‫قبلش آن نام جین رفته بود پیشش

‫اگه بخاطر من نبود،

‫هان میرا مدلِ اون یکی تیم میشد

‫از تمام روابطم استفاده کردم،

‫و بالاخره تونستم پیداش کنم ‫اما نام جین...

‫قبلا به هان میرا و دخترش نزدیک شده بود،

‫و هان میرا دلش رو به روش باز کرده بود

‫موقعی که تو سرگرمِ اون دختره ی نالایق بودی

‫نام جین داشته اعتماد هان میرا رو جلب میکرده

‫با وجود روابطم و سالها تجربه ـم،

‫برام سه روز طول کشید که جاشو پیدا کنم

‫اما وقتی پیداش کردم،

‫نام جین انقدر بهش نزدیک شده بود...

‫که با بچه ـش تنهایی میرفت بیرون

‫هیچ میدونی این چقدر منو ترسوند؟

‫من میتونم بدون کمکت برنده بشم

‫لطفا دیگه از این کارا نکن

‫نه

‫من بخاطر تو، هر کاری از دستم بربیاد میکنم

‫و معنیش اینه که دوباره تو مرحله دوم ‫برنده میشیم

‫خب، فردا برای تمرین چک میکنیم ‫که مدلا باید کجا وایسن

‫باشه، من این کارو میکنم

‫میشه منم کمک کنم؟

‫نه. مدل خیلی خجالتیه

‫میخواد با من تمرین کنه

‫اگه خجالتیه، چطوری مدل شده؟

‫تازه کاره؟ ‫آه، بله

‫پس ارائه چی میشه؟

‫این دفعه تو انجامش میدی؟

‫نه. میشه این دفعه هم تو ارائه بدی، جونگ جو؟

‫من، وای نه ‫خودت باید این دفعه ارائه بدی

‫من باید مواظب سوجی باشم

‫وقتی میرا بره روی استیج، ‫هیچکی نیس که ازش مواظبت کنه

‫وای، این خیلی زیاده رویه

‫حتی ازمون انتظار داره که ‫از بچه ـش پرستاری کنیم؟

‫پس من از سوجی پرستاری کنم؟

‫ای بابا. با اینکه میدونیم احتمالا ‫تیم ـمون می بازه،

‫اما مدیر تیم ـمون چطور میتونه موقع مسابقه ‫از بچه پرستاری کنه؟

‫این خیلی مسخره ـس

‫به هر حال، فردا به محض اینکه ‫مسابقه تموم بشه...

‫بازاریابی ویروسی رو شروع میکنیم

‫هر طور شده باید توی فروش ‫شکستشون بدیم

‫اوکی، خوبه

‫سونگ جو ‫بله؟

‫میشه یه لحظه با هم حرف بزنیم؟

‫من؟

‫خب، چی شده؟

‫من کار اشتباهی کردم؟

‫داری یه چیزی رو ازم مخفی میکنی، نه؟ ‫چی؟

‫نه، نمیکنم

‫پس چرا تو چشمام نگاه نمیکنی؟

‫میتونم ببینم که خیلی مضطرب و بی قراری

‫چرا تنهایی باهاش دست و پنجه نرم میکنی، ها؟

‫موقع ناهار هیچی نخوردی ‫همش دور و برت رو نگاه میکردی

‫چه مورد خوب یا بدی باشه ‫بیا با هم دیگه پشت سرش بذاریم

‫تو دوست پسر قابل اعتمادت رو داری

‫چرا تنهایی زجر میکشی؟

‫به هر حال، نمیتونم بهت بگم

‫فردا، فقط تا فردا تحمل کن

‫فردا؟

‫تو بهم اعتماد داری، مگه نه؟

‫معلومه. اگه من نتونم بهت اعتماد کنم ‫کی دیگه باید کنه؟

‫همش بخاطر خودته

‫پس لطفا تا فردا منتظر بمون

‫نمیخوای که بعد از مرحله دوم مسابقه...

‫بهم بگی یه کار جدید پیدا کردی؟

‫عجبا، منو چی فرض کردی؟

‫تا وقتی این نباشه خوبه

‫یه چیز دیگه هم هست ‫دیگه چی؟

‫اینکه ازم خسته شدی و میخوای ولم کنی

‫نباید این حرفُ بزنی

‫وقتی هیچوقت ازت خسته نمیشم ‫چطور میتونم این حرفو بزنم؟

‫آیگو. یه کم موهای تنم سیخ شد اما خوبه

‫اینجا رو نگاه کنین

‫ممنون، منشی کو

‫منشی کو؟ ‫آره

‫خانومم از امروز منشیم میشه

‫منشیم میشه و تو وظایف اداری جزئی ‫کمکمون میکنه

‫اگه بهش نیاز داشتی، ‫دریغ نکن و بهش کار بده

‫چطور میتونم از خانومتون کار بکشم؟

‫اشکال نداره. فراموش کن که من زنشم ‫و فقط صدام بزن منشی کو

‫چرا اونجا وایسادی؟ ‫جواب تلفن رو بده

‫چی؟ من؟

‫اگه منشی جواب نده ‫پس کی دیگه باید این کارو کنه؟

‫آها، باشه

‫بله؟ اینجا شرکت مینهانه

‫بله؟ رئیس هان؟

‫لطفا یه لحظه صبر کنین

‫تماس پشت خطی داری، مان سوک ‫نه، رئیس هان

‫باشه. کیه؟

‫نپرسیدم

‫باید اول بپرسی کیه و چیکار داره

‫بعدش گوشی رو بدی به من

‫آه، باشه

‫شما کی هستین؟

‫سرمایه گذاری تو املاک؟

‫نه، ما این کارو نمیکنیم

‫از این به بعد هیچ تماسی ‫به غیر از مشتری هامون رو نده بهم

‫اما از کجا باید همه مشتری هاتو بشناسم؟

‫باید همه ـشونُ حفظ کنی

‫هر روز صبح ازت امتحان میگیرم

‫ازم امتحان میگیری؟

‫ای وای. نه

‫کار بانگ چول سانگ چطوره؟

‫طرز برخورد بدی داره ‫و نمیتونه روی کار تمرکز کنه

‫همش میگه که ‫نوه ی بنیانگذار هیون گانگ رو بزرگ کرده

‫همش حرف میزنه و خیلی بهونه میاره

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left