Le prime 170 righe.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
زخم چشم و بازو شکسته... کورو-سان اصلا رحم و مروت نداره.
.از اون صدایی که داد شک ندارم بازوش بدجور شکسته
نه چون مفصلش رو انداخت رو ریل احتمالاً فقط از جاش در رفته باشه.
.اگر واقعا میخواست میتونست گردنش رو بشکونه
.خب، پس من میرم اون دخترو ببرم به درمانگاه مدرسه
تو تکنیک فریبکاری بلدی؟
!خیلی عقبی ها
الان اصطلاحش "اپراتور درجه دو در عملیات نفوذی رومانتیک" هست
یامادا -سان... یه صدای جیغ از این بالا شنیدم چیزی شده؟
...اون که صدایه
9 سپتامبر
ایتائه؟
24 جولای
...در آن غروب تابستانی
پسری سردرگم و مبهوت جلوی آپارتمانی ایستاده بود.
چیزی که توجه اش رو جلب کرد .او را در حالت خلسه فرو برده بود
سوتینی که چند روز پیش نتونست بدزدد از دیوار آویزان بود.
.اون پسر میدونست که این یه تله هست
اما همزمان، بلوغ نوجوانیش ذهنش رو پریشون کرده بود.
اگر خانمی که صاحب این ... سینه بند هست خودش این کارو کرده
آیا ممکنه اونطرف پنجره یه خانم بدون سوتین منتظرش باشه؟
!خیلی خوب کار میکنه
.ولی باتریش زود تموم میشه
.به نظر برای استفاده به موقع ازش به مشکل بخورم
LoliHunter :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
"اپیزود 3: "سینه ها: خیلی نزدیک، در عین حال خیلی دور
یدفعه چی شد؟
...اوه، یادمه بعد اینکه سوتین رو برداشتم ، افتادم رو زمین
...اینجا باید یکی از اتاق های همون آپارتمان داغون باشه
.سوال اینجاست که این اتاق مال کیه
!زودباش اون سوتین رو تنم کن
آهای! الان آه کشیدی؟
...تازه بهت خوبی کردم آوردمت اینجا
!وقتی با سوتین تو دستت بیهوش بودی
!الان برام چشم غره رفتی؟
!میدونم که دزد لباس زیری ها
من هیچ حرفی نمیزنم تا وقتی که وکیلم رو خبر نکنید.
.تا اون موقع یه کلمه هم حرف نمیزنم
بیا پایین بچه، حتماً اینو همین دیروز تو مدرسه بهت یاد دادند،نه؟
.بهتره فعلاً بلند نشی
.ممکنه به سرت ضربه خورده باشه
چرا غش کردی؟ زیاد پیش میاد؟
نه... یادم میاد کتف چپم یدفعه درد گرفت و بعد بیهوش شدم.
.به نظر کم خونی داری
فکر کنم قبلا شاید شنیده باشم .که ترشی بادمجون برای کم خونی خوبه
.پس اینو بخور
.حرفت خیلی من درآوردی بود
.خیلی از ترشیجات خوشم نمیاد .بخصوص بادمجون
!درست مثل من
از وقتی چیزایی که مادر اونو-سان براش .میفرسته رو میخورم منم دیگه خوشم نمیاد
!هوی ، احترام خودت نگه دار، کورو-کون
کسی خونه هست؟
.عه، شما هم که دارید مشروب میزنید
!منم اومدم
!آه راستی
بفرما اونو -سان. من برات آبجو گرفتم، پس دیگه بی حسابیم!
اوه، خب راستش یدونه که کافی نیست ولی لازم نبود...
!اوه، اینقدر غر نزن
خب این پسره اینجا چکار میکنه؟
اه خب...اون...
او در واقع...
این سینه بند رو پیدا کرد و براتون تا اینجا آورده.
واقعا؟! دستت درد نکنه!
نه...
اوه، ترشی بادمجون هم که آوردید!
هی بچه
دیگه سوتین رو نمیخوای؟
اوه، نه
دیگه برام کافیه چون امروز نزدیک بود یه مجرم بشم
قدردان شما هم هستم که چیزی نگفتید.
.باشه ولی همین الان هم یه مجرم محسوب میشی ها
تو اصلاً کدوم مدرسه راهنمایی میری؟
.خب راستش من دبیرستانی ام
.تو دبیرستان کودانم
چی؟ یعنی اینقدر سنت بالائه؟
پس عقلت باید به این چیزا برسه شاید بهتره به پلیس زنگ بزنم
!وایسا! لطفا نکن! هر کاری بگی میکنم
دبیرستان شما... کودان. چطوره؟
.مطمئن نیستم از چه لحاظ منظورتونه
بعلاوه من اخیراً دیگه کلاس نمیرم...
پس کلاساتو میپیچونی؟
بله
.پس بیکاری
من دنبال یک خارجی بلوند عینکی با هودی آبی هستم.
اگر برام پیداش کنی این عکس رو برات میفرستم
در آن زمان
اوم آنیچی...
ماریشیایی...
سوواکا.
این باید نینجوتسو باشه...
تکنیک استتاره.
هی، خوش اومدی، پسر پهبادی.
اه؟ این اسمو از کجا آوردی؟
چون تو همیشه پهپادت رو پرواز میدی، پسر پهپادی.
!هی، بهم قرضش بده
.عمراً
راستی دوباره از خونه انداختت بیرون؟
صبر کن...
اگر بتونی یه خارجی بلوند عینکی برام پیدا کنی .پهبادم رو بهت قرض میدم
واقعا؟!
!هعی یه اسکیب برد مفتی
ایول...
.به نظر میاد هنوز سالمه
هی بچه
اون مال منه
.الان از تو آشغال ها برش داشتم، پس مال منه
.حالا تند نرو، نگفتم که همینطوری مجانی بهم پسش بدی
دلت میخواد با این معاوضه کنی؟
مال یه دانشجوئه.
!مـ-ما ابتدایی هستیم !به این چیزا اهمیتی نمیدیم
!آره... راست میگه
!اهمیت نمیدین؟ حرف مفت نزن
دیگه اونقدر بزرگ شدید که ...تو حموم عمومی زنانه راهتون ندن
پس یعنی سینه ها براتون .بسیار نزدیک و در عین حال دور شده
.یک روز، هم باید سوتین دوست دختراتون رو در بیارید
.الان به نفع تونه که این چیزا رو از قبل بدونید
نـ-نظرت چیه؟
!خودت تصمیم بگیر
...میتونی از اون اسکیت برد الان لذت ببری
یا با این سوتین روی آینده خودت سرمایه گذاری کنی.
در دراز مدت کدوم بهتره؟
در همان زمان
خارجی رو پیدا کردم!
آیا شما یک نینجا هستی؟
.اینجا خونه منه
.به نظر مشکلی نیست. اونا رفتن بیرون
.اگر بفهمن عصبانی میشن
.من در واقع نباید تو این اتاق بیام
پس کجا میخوابی؟
اینجا.
.اما این که... حمومه
درسته. چون من دختر واقعیش نیستم باید اینجا بخوابم
کودک آزاری...
اون هم در کشوری به این ثروت؟
جونا -سان، خوابیدن در حمام برات سخت نیست؟
.نه راستش دیگه عادت کردم
شرط می بندم گرسنه ای، نه؟
!بیا! خیار منو بخور
متشکرم.
.خودم زیاد از خیار خوشم نمیاد
چه خبرته؟
چکار داری میکنی؟ کورو-کون تویی؟
کاوادو -سان؟
شما هم میاید بالا؟
!بجنب! بلندم کن
همونطور که فکر میکردم... سنگینید.
اگه از قبل میدونی پس اینقدر غر نزن!
!خب وقت مشروبه
آه الان مهمونم کردید؟
وقتی بازش کردی میپرسی؟
!آره مهمون منی
!مثل اون مشروب خوری های تو فضای بازه !اینطوری بیشتر میچسبه
امروز سرکار نرفتید؟
.آره. چون الان زمان پریودمه
.که اینطور. پس خسته نباشید
اوه راستی تو همیشه فقط تو آپارتمان هستی ، نه؟
بله؛ از وقتی اومدم اینجا، زیاد بیرون نرفتم.
پس منزوی شدی. برای غذا و این چیزا چیکار میکنی؟
اوایل خانم صاحبخونه موقع چک کردن وسایل به من ناهار می داد...
اما حالا که بستری شده ...و مجبورم برای غذام
هیوروگان و علف وحشی بخورم.
.و با بخشی از برنج اونو -سان از خودم پذیرایی میکنم
خب یه کار پیدا کن!
...در این حد نیست که فکر کنم"اگر کار پیدا کنم، باختم" ولی
ترجیح می دهم بمیرم تا اینکه شغلی پیدا کنم.
!اینکه خیلی بدتره
پس برای مخارج و پول اجاره خونه چه میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.