Le prime 200 righe.
.تمامی اتفاقات به تصویر کشیده شده در این فیلم حقیقت دارند .نامها، نامهای واقعی افراد و سازمانها میباشد
یــونیدا تجهیزات پزشکی
سوم جولای، 1984 5:30بعد از ظهر. روشنایی روز به وقت شرق
.هی، فرانک! بیا سریع تمومش کنیم و بریم خونه نظرت چیه؟
.خب، من یه ساعت دیگه کار دارم .این بچه باید پیشم بمونه تا روال کارُ نشونش بدم
.خیلیخب، پس قبل رفتن بجای من درُ قفل کنید
.آخر هفتهی چهارم جولایه رفیق .باید بِجُنبی
.اوه، آره. چهارم بهت خوش بگذره .شنبه توی مهمونیِ باربیکیو میبینمت
.بهتره باور کنی .از خدامه بیام
،بچه، میخوام یه چیزی بهت بگم و برادرانه هم میگم
،مهم نیست چه اتفاقی بیوفته .اسمشُ بعد من نیار
.سخت نگیر، فرنک
.این "بِرت" خیلی شوخه
.خیلیخب "فِردی"، دنبالم بیا و یه چیز یاد بگیر - .باشه -
ما اینجا یه سفارش از دانشکده .پزشکی سَنت لوئیز داریم
.اونا دو تا اسکلت بالغ زنونه با دندونهای سالم میخوان
.این شد 2-اِیاف-پیتی
."پس تو میای اینجا به بخش "اِی اون "اِی" یعنی بالغ، میبینی؟
.بعدش این بخش به دو بخش جداگانه تقسیم شده
...اِم" برای مرد و "اِف" برای"
زن - آ باریکلا -
"حالا "پیتی" حتما فکر میکنی یعنی "پِرِتی تاف ...ولی نه، این یعنی
پرفکت تیث - خیلی خوبه -
حالا یه خرده از اونجا کاه بردار و بزارش توی جعبه
یه رخت خواب قشنگ واسه .این خانم کوچولو درست کن
.باشه
.کارت خوب بود .ما میخوایم اون راحت باشه
.حالا کمکم بزارمش توش. پاهاشُ بگیر
.خیلیخب
،حالا یه خرده از اون فومهای پاپکرنی بردار .و تو تمام جعبه بخشش کن
.خسیس بازی درنیار .عمو برت پولشُ میده
.بیشتر فردی. خیلیخب، بسه
.حالا پخشش کن. درسته
.داری خوب انجامش میدی - مرسی -
.تو کارِ بستهبندی، اوضاعت روبراهه
ما این همه اسکلت رو از کجا میاریم؟ - .از هند میآن -
هند؟ - .قرارداد بینالمللیه -
.همهی اسکلتها از هند میآن
بیشوخی. چطور؟ - .من از کدوم گورستونی بدونم چطور -
سؤال مهم اینه که، این همه اسکلت با دندونهای سالمُ از کجا میآرن؟
.میخوام یه سوال جدی ازت بپرسم
...چند نفر رو میشناختی که مُرده باشن
در حالی که یه ست دندونِ خوشگلِ و سالم و تیز تو دهنشون بوده؟
.هیچکس، فکر کنم
.نه. من فکر میکنم یه مزرعهی اسکلت تو هنده
!خدایا
.بیخیال بچه. دنبال عموت از اینوَر بیا
برو که رفتیم. اینا که نیازی به گفتن .نداره چی هستن
.اینجا هم جای عضوهای مصنوعیه
.زیر اونجا رو ببین. ویلچرها - .درسته. عالیه -
.اینجا هم چیزیه که کمتر جایی میبینی .تو یه عضو ویژهای
اینا سگهای دو نیمه شده هستن .برای دانشکدههای دامپزشکی
.ما یه عالمه سفارش سگ دو نیمه شده میگیریم - واقعا خفنه -
.احمق بازی درنیار، خیر سرت داری یاد میگیری
،اینجا فردی .جاییه که ما جسدهای تازه رو نگه میداریم
ما اینا رو میفروشیم به دانشکدههای پزشکی و ارتش .ایالات متحده برای آزمایشهای نظامی
.سلام کن بهش
...ما معمولاً بیشتر از این موجودی داریم
.ولی فعلا تا دوشنبه انتظار محموله نداریم
معمولاً چند تا جسد اینجا هستن؟
...دلت نمیخواد اینجا زیادی ذخیره کنی
...مثل کارُ کاسبی رستورانها
دلت نمیخواد موجودیهات تازهگیشونُ .از دست بدن
بهت میگم چیکار میکنم بچه. بهت یاد میدم .چجوری این فرمهای تحویل بارُ پر کنی
.به زندههه نگاه کن
میخوایم امشب پارتی بگیریم یا چی؟ - .میخوایم پارتی بگیریم -
کجا قراره پارتی بگیریم؟ - .نمیدونم. یه جایی -
.میتونیم بریم پارک
نه، نمیتونیم. پلیسا بهمون شلیک .اگه این دفعه برگردیم پارک
.آره، و منم رو مودِ اینکه امشب بمیرم نیستم - .من یکی که از مرگ خوشم میاد -
من از مرگ و سکس خوشم میاد. تو چطور کیسی؟ - .آره، پس گمشو و بمیر -
خب امشب قراره کجا پارتی بگیریم، تینا؟
اوه، بچهها خیلی خفن میشه، ولی من مجبورم برم .پیش فردی، وقتی کارش تموم شد
کجا قراره ببینیش؟ - .توی شرکت بستهبندی تجهیزات پزشکی. همون جا که کار میکنه -
اوه، نه، کار گیرش اومده؟ عجب لاشیایه
اوه، لعنتی، پس چرا زودتر نگفتی؟ چرا همهمون نریم دنبال فردی؟
اون همیشه جاهایی که .پارتی هست رو میشناسه
فرانک؟
جونم بچه؟
عجیب غریبترین چیزی که تاحالا اینجا دیدی چی بوده؟
،بچه، من دیدم که چیزهای عجیب غریب میآن .و دیدم که چیزهای عجیب غریب میرن
،ولی عجیب غریبترین چیزی که تاحالا دیدم .در تمام زندگیم
آره؟ چیه؟
.بزار ازت یه سوال بپرسم، بچه جون
،اون فیلمه رو دیدی شبِ مردگان زنده"؟"
آره آره، همون که ارتش مردگان شروع میکنه به خوردن مردم، درسته؟
آره بابا، دیدم. چطور مگه؟
میدونستی اون فیلم بر اساس یه پروندهی واقعی بود؟
بیخیال، داری اسکلم میکنی، آره؟
.هیچوقت تا حالا تو زندگی انقدر جدی نبودم
امکان نداره. اونجا نشون داد که زامبیها .کل جهان رو تصرف کردن
.خب، یه تغییراتی توش دادن ...ولی چیزی که واقعا اتفاق افتاد
توی سال 1996، در "پیتزبرگ" توی ..."بیمارستان "ویاِی
...یه نشت شیمیایی پیش میاد
...و کل اون چیزا نشت میکنن پایین توی مرده خونه
و کاری میکنه تمام اون میّتها چنان .به جنبش بیافتن که انگار زندهان
چه مواد شیمیایی؟ - صداش میکنن، 245-تریاکزین -
.واسهی پاشیدن رو ماریجوانایی-چیزی بوده
و "دارو"، شرکت تولید کننده مواده شیمیاییه .داشت سعی میکرد اونو برای ارتش توسعه بده
و به اون یارو که داشت فیلم ...رو درست میکرد گفتن
،که اگه داستان واقعی رو بگه .ازش شکایت میکنن
.پس اونم مجبور شد تمام حقایق رو عوض کنه
پس واقعا چه اتفاقی افتاد؟
...کل ماجرا رو جمع کردن
...و ارتش هم تمام اون کثافتهای آلوده و
.و تمام اون جسدهای مرده رو جمعآوری کرد بیرون
.و یه راز نگهاش داشتن
پس تو چطور دربارهاش میدونی؟
.سر یه گند کاری ارتش
دایرهی حمل نقل مجبور بود ...از شر جنازهها خلاصشه
.و تمام اون جسدها رو اینجا آوردن
."بجای اینکه ببرن شرکت شیمیایی "دارو
الو؟
.اوه، سلام عسلم .نه، تقریباً تا یه ساعت دیگه میام خونه
اون دیگ غذا رو داغ نگه دار، باشه؟
.حتماً، منم دوستت دارم عسلم .آره. بوس، بوس
میخوای ببینیشون؟
ببینمشون؟ - جنازهها رو -
درباره چی داری صحبت میکنی؟
.اونا پایین توی زیر زمینن - .نه -
بیا - .امکان نداره -
حواست به پله سومی باشه. هرزهاس
اونا فقط جنازهها رو آوردن اینجا و ولشون کردن؟
.خودت که ارتشُ میشناسی
و تمام مدت اینجا بودن؟ - 14سال، همونطور که خاطرمه -
شوخی نکن؟
.ایناهاشن
اون تو جسده؟
.اوه، گوه توش. نگاهش کن
گفتی این جونور زنده بود؟ - .همونطور که اونا گفتن -
.اوه، خدایا
هی، این چیزا که نشت نمیکنن، میکنن؟ - .نشت؟ معلومه که نه -
این چیزا توسط مهندسین ارتش .ایالات متحده ساخته شدن
.اوه، گاییدمش
«بازگــــشت مـُــردگان زنـــده»
ترجمه و تنظيم : آقای سیَه چُرده
4:00بعد از ظهر روشنایی روز به وقت اقیانوس آرام
سلام عزیزم. روزت چطور بود؟ - .مثل همیشه، مضخرف -
.اوه، متأسفم
شام چیه؟ - .غذای مورد علاقهات، گوشت بره -
.نهار هم از همون خوردم
آره، خودمم. در ساعت 1600 از .ایستگاه 3 دارم چک میکنم
.بکنش ساعت 1601
.تمام عصر خونه میمونم. درسته
قرار نیست همیشه پیش .اون تجهیزات زندگی کنی
اونا باید بتونن در 24 ساعت روزانه بهم .دسترسی داشته باشن، هر کجا که باشم
.خودت که میدونی - .تمام اون موجهای رادیویی روی فر من تأثیر میزارن -
،وقتی پیداشون کردیم .میتونی بزاریشون بیرون
ولی کِی میخوایم پیداش کنیم؟ - تو رو عیسی ولمون کن. نمیدونم -
.شاید هیچوقت پیداشون نکنیم
.قبلاً بحثشو کردیم .میتونن هر جایی باشن
7:30بعد از ظهر روشنایی روز به وقت شرق
کدوم گوری داریم میریم، راستی؟
!به پارتی - .میریم دنبال فردی -
اوه، آره، این روزا فردی چه گوهی میخوره راستی؟
یه کار گیرش اومده - اوه، ناموساً؟ چه کاری؟ -
یه مسئول انبار داریه - .آره؟ کارِ کصشری بنظر میاد -
،خب، رئیسجمهور ایالات متحده نیست
.ولی حداقل پول در میاره وسایلشو میخره
اوه، آره، چطوره یه چیز از من بخره؟
.از مدل وسایل تو خوشش نمیاد، سوسیاید
چرا شماها هر وقت احتیاج به ماشین دارید پیداتون میشه؟
.چون که تو یه مادر به خطای وراجی، سوسیاید
اوه، فکر میکنی من وراجم، ها؟ !گوه نخور
.پسر عجب جای وحشتناکِ زشتی
من خوشم میاد. اداریه - بجنب، بزن بریم سراغش -
.نه - چرا نه؟ -
.شماها ممکنه رئیسشو بترسونین - .خب، این حرفت مؤدبانه نیست -
آره، مثلاً میخواد فکر کنه چی هستیم؟ خل و چلی-چیزی هستیم؟
ساعت چند فردی مرخص میشه؟ - .10:00 -
.من یکی 2ساعتِ کیری اینجا نمیشینم
.میتونیم اینجاها دور دور کنیم
.بنزین ندارم تو میخوای واسم بنزین بخری کصخل؟
.داشتم شوخی میکردم
میتونیم یه مدت بریم اون تو کصخل بازی دربیاریم؟
.منظورت اون قبرستونه؟ اه
.اوه، بیاین بریم تو کارش
چیکار میخوای بکنی، اسکاز؟ سنگ قبرا رو پشتُ رو کنی؟
.نه، فقط میخوام محوطه رو ببینم
.قبلاً تا حالا ندیدم
تا حالا مراسم خاکسپاری نرفتی؟
.هیچوقت کسی رو نمیشناختم که بمیره
.فکر نمیکنم فکر خوبی باشه
اون چیه؟ - .مُنور، کون نشور -
اونا رو میخوای چیکار؟ - .من فقط میخوام برم پارتی -
منور برای چیه؟
.عجب طویلهایه اینجا
.این شبیه بابای توئه، اسکاز
.شنیدمش
فرانک؟
خوبی بچه؟
.نمیدونم. زیاد احساس خوبی ندارم
.خدایا، عجب بو گندی
چه اتفاقی برای جسده افتاد؟
.حتماً وقتی با هوا برخورد کرده ذوب شده
.درِ لعنتیشو ببند
.خدایا، تا حالا یه همچین بویی نشنیده بودم
.فکر میکنم قراره مریضشم
گوش کن، گمونم بهتره به برت .چیزی راجعبه این قضیه نگیم
.فکر میکنه کضخلی-چیزی هستیم
No comments yet. Be the first to leave one.