Le prime 200 righe.
...آنچه گذشت
مامانم مریضـه و
هنوزم درست با رندال آشتی نکردم
،ولی عیبی نداره چون کُلی ذوق دارم که
چند سال آیندهم رو با این خانواده دیوار به دیوار بشم
...عمو نیکی، تو اینجا تو اینجا چیکار میکنی؟
تو مدرسۀ جک یه کاری هست
با دکتر سالتزمن هم صحبت کردم گفتش که
من خوراکِ این کارم، و بهم پیشنهادش داد
الکس، ضمیر مؤنث نیست
و فقط هم بهتریندوستم نیست
ما با همیم - یعنی تو رابطهاید؟ -
بله مامان، تو رابطهایم
یه دختری هست که چندوقته باهاشـم
یهمدتی هم میشه که میخوام
ازش خواستگاری کنم
،برو از دختره خواستگاری کن
پیرسون
سلام، پسر - سلام -
خب ببین، من هاتچاکلت رو گرفتم
خب - شیرهی ذرت هم گرفتم -
برای آبنبات سیبیها
و هر چی هم چراغ رشتهای تو ابزارفروشی
داشتن، خریدم - ایولا داری -
ببین، لطف میکنی بیای اینو ببینی
یعنی.. این حروف رو میزون نوشتم؟
آره. «کارناوال» رو اشتباه نوشتی
...والا
شوخی کردم بابا، نه نه، عالیه، حاجی
عالی کافی نیست، میگل
این خواستگاری باید بینقص پیش بره
جک، تو داری اولین قرارت با ربکا
تو خونۀ خودشـو بازسازی میکنی
این دقیقاً همون حرکت عشقولانهایـه
که باعث میشه حال بقیۀ مردها ازت متنفر بشن
نه بابا. بقیه مردها که از من متنفر نیستن - چرا هستن -
بگذریم.. ببینم تونستی
با بابای ربکا صحبت کنی؟
نه. جواب تماسهامـو نداد
بالأخره امروز صبح برای منشیش توضیح دادم
سلام دارسی، دوباره جک پیرسون هستم»
میشه لطفاً به آقای مالون اطلاع بدی
،پسری که ازش متنفره میخواد امشب از دخترش
خواستگاری کنه «و فقط دعای خیرش رو میخواد؟
اصلاً بهم زنگ نزد
احتمالاً پیش خودش فکر میکنه من یه بچۀ عیاشام
که هر چقدرم زور بزنه، نمیتونه گلف یاد بگیره
خب، تو واقعاً هم گلف بلد نیستی
ببین میدونی چیه؟
تو خودتم بلد نیستی
ترجمه از: حسـیـن و ســروش SuRouSH AbG | HosseinTL
رسمی شد: نامزدیتون خبر ملی شده
و عروسیتون هم
خبرساز میشه
چون یهکم پارتیبازی کردم
و ویلای «سولتسیس کُو» رو رزرو کردم
جانِ منی؟
از دهنم در رفت بعضیوقتا نمیتونم کنترلش کنم
واقعاً کاریش نمیشه کرد
ما همینو میخواستیم انتخاب اولمون بود
آره. آره - عالیه دیگه، نه؟ -
چیه؟ چی شده؟
نه. نه، نه، هیچی
فقط.. فکر نمیکردم بتونیم رزروش کنیم
میدونی، حرف نداره
زیبا و بزرگـه و فضای باز داره
آره - یه جشن عروسی رؤیایی وسط کرونا -
«خانم «جانِ منی؟
آفرین
ایولا
میدونید، من تا حالا عروسی دعوت نشدم
یهبار چتر انداختم
یهجا دیدم تو حیاطشون باربیکیو گرفته بودن
یه خربار ماکارونی و پنیر گذاشته بودن
عروس، بد قاطی بود
،درمورد دعوتنامهها
لیست مهمونها و اسامی رو دیروز میخواستم
آره، نه. لیست طولانیای نیستش کوچیکه
خودمونی نگهش میداریم میدونی، فقط نزدیکترین
دوستها و اعضای خانواده - آره -
تنها مهمون من تو جشن عروسی کیت، خواهر کوینـه
دیروز بهش گفتم ،جیغ زدیم، گریه کردیم
آهنگ «ما خانوادهایم» از «سیستر اسلج» رو خوندیم
واقعاً.. زیبا بود
شما چی، کوین؟
...آها آره. خب
ساقدوشم که قطعاً برادرمـه
،و هر وقت بهش بگم مطمئنم همونقدر زیبا میشه
هنوز باهاش حرف نزدی؟
...خب والا، میدونی، میخوام
نه. فقط.. میخوام درستوحسابی بهش بگم
برو بهش بگو دیگه - آره میگم -
چون الان رابطهتون خوبه
آره آره. نه، میگم حتماً
فقط میدونی.. میگم
خیلهخب، بیاید درمورد تمرین شام صحبت کنیم میزبان کیه؟
«مادر من و شوهرش «میگل
،همین دیروز برگشتن لسآنجلس
کاملاً واکسینهشده - میگل، ها؟ -
این یارو همونیـه که
ترتیبِ زنداداشمـو میده، آره؟
،خب، من «مامان» صداش میکنم ولی آره
:فکر کنم خودش ترجیح بده بهش بگن
«،همسر ربکا بیش از ده سال»
ولی آره، همون میگل
میدونید، منم دوست دارم تو این
،مراسم تمرین شام کمک بدم هر کوفتی که هست
عه - جدی.. میگی؟ -
آره. چرا که نه؟ هر اُزگلی که یه منوی غذا دیده باشه
میتونه برای شام غذا انتخاب کنه دیگه، نه؟
آره. آره گمونم. باشه، به میگل میگم خیلی خوشحال میشه
مرسی - حله -
بسیارعالی. در ضمن، لیست مهمونها رو هم فوراً به من برسونید
و میشه تو هم لطفاً به برادرت زنگ بزنی؟
سایز کتوشلوارشـو میخوام اسمش چیه؟
رندال پیرسون
«باورم نمیشه بهجای «کدیسون موین» رو انتخاب کردن»
بده ببینم
من این باورم نمیشه که برونو مارز هنوز مثل بقیه
میره لباسهاشـو از خشکشویی تحویل میگیره. پشمام
هی
عزیزم، امروز روز مهمیه هـا
جلسۀ روانکاوی گروهی
خب، یادت باشه، امروز روز اولتـه
میدونی، تند نرو - اوهوم -
بذار بقیه حرف بزنن
تلاشمـو میکنم، بث. چشم
ولی من سخنرانام
کارم سخنرانیـه
در چه حالی؟
اوکیای که
تس داره برای اولینبار الکس رو میاره خونه؟
!آره بابا، خیلی اوکیام
،ببین، نوشابهها رو گذاشتم تو فریزر
بیستتا فلفل هالاپینوی سوخاری هم حاضر و آماده کردم
خب.. فقط میخوام اونا حس کنن که
اینجا خونهی خودشونـه
الان داری ضمیر جنسیتی الکس رو تمرین میکنی، مگه نه؟
آره بابا. میدونی که وقتی اشتباه میگی، تس قاطی میکنه
آره - خب میتونی -
از منم کمک بگیری
من استفاده از ضمیرهای خاص رو خوب بلدم
،ظاهراً جنیفر لوپز هم «فرپوچینو» میخوره عین خودم
آره. عین جنیفر لوپز
اینجا رو داشته باش دایی کوینت
و زندایی مدیسونِ آیندهت رو کاور یه مجلهان
اوه اوه. نگینِ انگشترشـو ببین
میتونی بگی «دیسک کمر»؟
خیلهخب - خدای من -
گویا معلمها خیلی برام جذابن
آره - استرس دارم -
کیت، کاری که توش به جوونهای نابینا کمک کنی
موزیسینِ درونشون رو کشف کنن رسماً برای خودت ساخته شده
ازت ممنونم که تو این تغییر و تحولات
انقدر مردونگی نشون دادی
،مرسی از حسن تعبیرت
ولی من «بازنشستگی اجباری زودهنگام بدون مزایا» رو ترجیح میدم
خندهدار نبود
شوخی کردم. شوخی بود
اتفاقاً خیلی هم دارم از این وقتهای اضافه با
بچههای بهشدت گوگولیمون لذت میبرم
قبل اینکه برم سراغ کار بعدیم
،که فکر میکنم نزدیک هم باشه ،چون، تعریف از خود نباشه
،ولی من تو دنیای تکنولوژی تیکهای هستم واسه خودم
تو توی هر دنیایی تیکهای
خب
دوسِت دارمـا. دوسِت دارم
هنوز هیچی نشده، دلم براتون تنگ شد
خب، لطفاً منو از بچهها بیخبر نذار
نه - نه. درسته -
اوف
آره - اینجا داره قشنگ میشه هـا -
عه، از اینا - خوبه؟ میدونی چیه؟ -
باید یه کسبوکار برگزاریِ کارناوالهای خانگی راه بندازیم
شاید - خب ببینم -
کِی قراره تمرینِ خواستگاری رو شروع کنیم؟
احتیاجی به تمرین نیست همهچی رو از بَرَم
چی؟ جک
نمیشه که بدون تمرینِ قبلی از یکی مثل ربکا
خواستگاری کرد
میخوای تمرین کنیم؟ - آره -
باشه، تمرین میکنیم
مثل یکی از قسمتهای سریال من عاشق لوسی هستم» میشه»
خب، شروع کن - ...آم -
...ربکا - صبر کن. حلقه پیشته؟ -
میخوای... میخوای با حلقه تمرین کنیم؟
آره، جک. اصل کاری همونه
خب - ...خیلهخب. آم -
..ربکا
صبر کن - چیه؟ -
نمیخوای زانو بزنی؟
کلِ داستان رو میخوای پس
جک، اصلاً شوخی نیست
باشه
آم.. ربکا؟
بله، جک
قرار اولمون بد فاجعهای بود
بهزور واسه بلیت کارناوال پول کافی داشتم
و وقتی هم بارون گرفت، میترسیدم که
دو دلارِ آخرم رو خرجِ یه چتر بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.