Le prime 65 righe.
کشتی رو ترک کنید، آلمانی ها!
تویی که
سلام، خرگوش
چه خبر، دکتر؟
خودتو احمق نشون نده
دوتامون میدونیم چرا اینجایی.
مالیاتم رو به موقع ندادم؟
چی؟ نه!
وام گرفتم؟ - نه -
قتل انجام دادم؟
نـه!
شاید این حافظه ت رو برگردونه.
نه! نه! این وحشتناکه!
پس حرف بزن! چی میبینی؟
بهت میگم که
چی میبینم.
زشت ترین حیاطی که
تاحالا چشمم مجبور به دیدنش شده.
چی؟ نـه!
این حیاط دوست داشتنی منه
و بنظرت چه چیزی کمه توش؟
مهارت باغبونی؟
نـه!
هویجام! و تو دزدیدیشون، اعتراف کن!
من نبودم
کارت خوبه، خرگوش
خیلی سخت میشکنی.
یک کاری میکنم صحبت کنی.
ببینیم چقدر میتونی
زیر این لامپ پر حرارت دووم بیاری.
لامپی که از صدها خورشید هم بدتره.
خشک میکنه، میسوزونه.
چی داشتی میگفتی، دکتر؟
خـرگوش!
یک کاری میکنم اعتراف کنی که اون هویج هارو دزدیدی.
من هنوزم پای داستانم هستم.
خب، بیا نظر دستگاه من
درمورد داستانت چیه.
نظر چی؟
دستگاهم
دستگاه دروغ سنجه.
اگه دروغ بگی این روشن میشه
و منم میفهمم.
اول برای تست اسمت رو بگو.
آسونه. باگزورث بانی.
میدونی، اون کت و شلوار خیلی بهت میاد.
خنده دار بود
نهف جدی گفتم.
کت و شلوار باعث شده بازوهات بزرگ تر دیده بشه.
شرط میبندم خانوما همیشه دور و برتن.
در حقیقت، همینطوره
راه آسون رو امتحان کردیم
حالا نوبت راه سخته.
چیه؟ - هیچی، ادامه بده -
نه خب، چی شده؟
فقط، دفعه اولته که
داری بازجویی میکنی، نه؟
آره. چرا؟
هیچی. ادامه بده
مطمئنم عالی پیش میری.
نمیدونم درمورد چی حرف میزنی...
بنظرم اگه من بودم، با
پلیس خوب، پلیس بد شروع میکردم.
پلیس خوب، پلیس بد؟
یکم سخته که برای تازه کارا توضیح بدی.
No comments yet. Be the first to leave one.