Le prime 200 righe.
-= قسمت 42 =- نوش جون ، اگه همچین شخصی رو دیدین
لطفا با ما تماس بگیرین نوش جونتون
ما دنبال شخصی به اسم کیم دای هون هستیم که لهجه کره شمالی داره
بفرما
ما دنبال شخصی به اسم کیم دای هون هستیم که
لهجه کره شمالی داره
یوجین همه اینها مال تو باشه
این هدیه من به تو
وای تو خیلی خوبی خیلی ممنون
آقای کیم
!یوجین
چرا این همه کارت بازی اینجاست
یوسونگ همه اینهار داد به من
تو اینها رو درست کردی یوسونگ؟ - بله -
تو دوست یو جینی؟
سلام من کیم یوسونگ هستم
من دای هونم ... کیم دای هون
از ملاقاتت خوشبختم
پدر چی شده؟
اوه هیچی نیست
حس کردم انگار قبلا دیدمش
ولی من اولین باره شمارو می بینم آقا
واقعا؟
حتما یکی رو شبیه اون دیدین
شاید
یوسونگ امروز بیا بریم خونه ما بازی کنیم
آره یوسونگ بیا بریم خونه ما
بیا بریم خونه ما داگچی بازی کنیم
خونه یو جین؟ - آره -
الان بر میگردم - باشه مراقب باش -
باشه
نوش جان - خیلی ممنون -
خوش اومدین ، بفرمایین بشینین
مشترک مورد نظر در دسترس نیست
لطفا پیام بگذارید
عمه و مادر بزرگ یوسونگ جواب نمیدن
بله متوجه شدم
یوجین مادر بزرگ و عمه یوسونگ جواب نمیدن
بخاطر همین فکر نکنم امروز بتونه باما بیاد
یوسونگ دفعه دیگه بیا خونه با هم بازی کنید
نه نمی شه
ما نمی خوایم اینطوری از هم جدا شیم
حالا که مادر بزرگش جواب نمیده وقتی رفتیم خونه بهش زنگ میزنیم
باشه یوسونگ بیا بریم خونه ما ، باشه؟
بیا بریم خونه ما غذای خوشمزه بخوریم و دیداکچی بازی کنیم باشه؟
باشه دوست دارم
خیلی خوشحالم
بیاین با کف دست بازی کنیم - باشه -
پس خانم معلم ما یوسونگ میبریم خونه
میاد خونه ما بازی کنه لطفا شما به مادر بزرگش خبر بدین
باشه وقتی مادر بزرگش تماس گرفت من بهشون میگم
محکمتر بزن
اوه آره
حالا نوبت شماست آقا - باشه -
الان میزنم
بازم ما بردیم
پدر من تسلیم شدم، تسلیم
یو جین ببخشید دفعه بعد بیشتر برات دیداکچی بیشتری برات درست میکنم
نه نیازی نیست همه اینها مال شما
من خونه خیلی از اینها دارم
ممنون یوسونگ
ولی من کارت نمی خوام چون دخترم
آقای کیم همه اینها مال شما
همش مال من؟ راست میگی؟ همه رو میدی به من
خیلی ممنون یو جین
یه خروار کارت دیداکچی دارم
پدر من میرم بالا شما با بچه ها یه چیزی بخورین
باشه
سلام
آجوما چی میخوای برامون درست کنی؟
کیک برنجی تند
وااااو عالیه کیک برنجی تند
کیک برنجی تند
.خدا نگهدار - .خدا نگهدار -
.خدا نگهدار .دوباره تشریف بیارین - .خدا نگهدار -
وای خدا
چرا امروز این همه مشتری داشتیم؟
نفهمیدم چطوری گذشت
بیرون خیلی سرده می پونگ؟
نه ...خیلی هم خوبه که مشتری زیاد داریم
اصلا خسته که نشدم هیچ نفهمیدم چطوری وقت گذشت
واقعا خوشحالم
منم همینطور
اوه راستی ...برم دنبال یوسونگ
وای نه تلفنم خاموش شده
ایوای معلم یوسونگ به منم زنگ زده مامان
حتما چون دیر شده بهمون زنگ زده
زود باش بهش زنگ بزن
باشه
سلام خانم معلم من مادر بزرگ یوسونگم
ببخشید که دیر شد
چی؟
یوسونگ رفته خونه یوجین؟
کیک برنجیش خیلی خوش مزه است
مامان بزرگ منم خیلی خوشمزه درست میکنه
با مادر بزرگت زندگی میکنی؟
بله با مادر بزرگ و عمه ام زندگی میکنم
پدر و مادرت کجان؟
مادر و پدرم من توی آسمون زندگی می کنن
راست میگی؟
یوسونگ زیاد بخور و هر وقت دوست داشتی بیا خونه ما
پدرم گفته من صاحب این خونه ام
پس هر وقت دوست داشتی بیا ...باشه؟
باشه آقای کیم
اما مگه اون خانم ترسناکه صاحب این خونه نیست؟
نخیرم پدرم گفته من صاحب این خونه ام
پس نگران نباش
باشه آقای کیم
کی میتونه باشه؟
کیه؟
سلام من مادر بزرگ یوسونگم
اومدم ببرمش
یوسونگ ؟ بایه لطفا صبر کنید
یوسونگ مادربزرگت اومده
مادر بزرگ من ؟ - بله -
الان میارمش
باشه ممنون
یوسونگ زود باش کاپشنتو بپوش و کوله تو بر دار
ایوای اون مادر می پونگ نیست؟
وای خدای من
اون اینجا چیکار میکنه؟
نکنه فهمیده من مسواک دزدیدم
شایدم اومده به دال هو بگه رفته بودم خونه اش
حالا چیکار کنیم؟
مادر آروم باش الان مشکل این نیست
راست میگی
نکنه فهمیده باشه شوهرش خونه ماست؟
امکان نداره
اگه یه وقت به آقای کیم و پسرش همه چی رو بگه؟
وای خدای من حتی فکر کردن بهش باعث میشه ضعف کنم
اول از همه باید بفهمیم برای چی اینجاست
پس باید ازش بپرسیم چرا اومده
باشه بریم
خانم جو ، اینجا چیکار می کنین؟
تو چرا اینجایی؟ نکنه اومدی دیدن شوهرم؟
با چه رویی اومدی اینجا؟
خیلی دلم میسوزه برا شین یه همچین زن دیوونه ای مادر شوهرشه
چی؟ گفتی زن دیوونه؟
حرف دهنتو بفهم - مادر -
یوسونگ آوردن اینجا ...اومدم ببرمش
یوسونگ؟
چی؟ کی اینجاست؟ چرا همش اینجاست؟
فکر کرده اینجا خونه خاله است؟
باید بدونی جایگاهتون کجاست
برای چی هی بچه رو میفرستی اینجا؟
وجدان نداری؟
من نفرستادمش شوهرت بعد از مدرسه آوردشون
که اینطور
مادر بزرگ یوسونگ
لطفا چند لحظه صبر کنید
الان یوسونگ لباس می پوشه میاد بیرون
من با اجازه میرم داخل
یوسونگ بذار برات ببندم
یوسونگ بازم بیا - باشه -
تو خیلی بانمکی
خدای من
چقدر دستات کوچولوئه
یوسونگ داری میری؟
بله مادر بزرگ اومده دنبالم
بهت خوش گذشت؟
بله - پدر من میبرمش -
نه
من خودم میبرمش
بریم یوسونگ
اوه شین یه اومدی؟
بله بابا
یوسونگ چیزی نیست اون دخترمه
سلام
سلام
بابا داری جایی میری؟
بله مادر بزرگ یوسونگ بیرون منتظره
میخوام تا جلو در ببرمش
من میبرمش
اوه نه نمیخواد
من خودم میخوام ببرمش
بابا بذار مادر شوهرم ببرش
من باید در مورد یه چیز مهم باهاتون صحبت کنم
خیلی خب باشه
یوسونگ میبرم برگشتم بهم بگو
نه نمیشه بابا مثل دفعه پیش میری گم میشی
من باهاشون میرم
من خودم میبرمش
این آجوما چرا اینطوری میکنه؟ - نمیشه بابا بیرون نرو -
شین یه چی شده؟
نمی خوام پدرم با غریبه ها روبه رو بشه
میترسم بازم براش اتفاقی بیفته
مگه خنگم که از جلوی در خونه گم بشم
برای چی مثل احمقها با من رفتار میکنی؟
در ضمن یوسونگ دوست یوجینه چطوری میتونه غریبه باشه
آقای کیم
...شین یه
درک میکنم چه حسی داری ولی فکر نمی کنی داری سخت میگیری؟
من سخت گرفتم؟
بله پدر از پس کارای خودش بر میاد
ولی تو باهاش مثل بچه ها جلو یوجین رفتار میکنی
اینطوری غرورش لطمه میخوره
فکر کنم حق با توئه
باید برم ازش عذر خواهی کنم
چرا نمیاد؟
منم که نمی تونم برم داخل
No comments yet. Be the first to leave one.