Le prime 200 righe.
.نمیخوام بمیرم
.همه رو بکشید
!کمک! بچهام
!فرار کن، زن .اونا سعی دارند همه ما رو بکشند
.سعی دارند؟ فکر کنم که ما پیروز شدیم
!دست نگهدار
.بذار زنده بمونه ...تو پیرزن
.به تموم دنیا بگو که ما اینجا چی کار کردیم
بذار بفهمند که .چه فاجعه در انتظار کسانیه که منو انکار میکنند
تو کی هستی؟
.من "زینا" شاهزاده جنگجو هستم
IMDb-Dl proudly Presents
Translated by : highbury
.صاحببار، شراب لطفا
به نظر میرسه تو بیشتر .از من بهش احتیاج داری
حالت خوبه؟
.نه، اما به خاطر مهربونیت ممنون .اسمم من "ملاس" ــه
."زینا"
زینا"؟ شاهزاده جنگجو؟"
.بعضی اینطوری صدام میکنند
ادامه بده... منو بکش .همونطور که پسرم رو کشتی
چی داری میگی؟
یه زن رو از روستام .پیدا کردم که نیمهجان توی جاده افتاده بود
گفتش که تو و ارتشت ...همه رو به جز اون کشتی
.حتی پسر 6 ساله منو
.این دروغه
پس چرا هر مسافری ..."بین اینجا و "کورنیث
داستانی در مورد ارتشی داره که توسط "زینا" رهبری میشه؟
.درسته
.گابریل" زود باش"
.انتقام مرگ پسرم رو میگیرم .تا زمانی که نمرده باشی آروم نمیگیرم
...هر کاری که فکر میکنی لازمه انجام بده
.اما اشتباهی گرفتی
...میریم به سمت "کورنیث" که ببینیم
.چیزی که اون مرد گفت حقیقت داره یا نه
اون "زینا"ست؟
.فکر کنم باشه
حالت خوبه؟
اون نگاه ترس و تنفر رو تو صورتشون دیدی؟
.آره
.قبلا به این نگاه عادت داشتم
.منظورم وقتی که کارمو خوب انجام میدادم
!"زینا"
بله؟
.جاکسر" قدرمند در خدمت توست"
!برو گمشو
.میدونی یه جنگجو نیاز داره... صبر کن... گوش کن
چون با این گوسفندها .سفر میکنم در موردم قضاوت نکن
میتونم به زنی مثل .تو خدمات باارزشی ارائه کنم
در واقع من .جنگجوی سرشناسی هستم
.هیچوقت در موردت نشنیدم
گوش کن، با تو دختر .کوچولو صحبت نمیکردم
!هی
.من بیرحم و تشنه به خون هستم
...در واقع اگر چند روزی بگذره
...و خونی نریخته باشم
.خیلی افسرده میشم
خون و من مثل .اسب و ارابه هستیم
یکبار در وانی از .خون حمام کردم
.اسم مستعارم "جاکسر" خونیه
اگر همینطور به .حرف زدن ادامه بدی، همه جا خون میبینی
."ازت ناامید شدم "زینا
فکر میکردم وقتی .استعدادی رو ببینی تشخیصش میدی
.حتما ترسیده
میدونم برای .ماهیچههای مردونه من و ابزارم باید بوده باشه
.خیلی دیر یاد میگیری
.مهم نیست که چقدر طول میکشه
.یه روز مرگ تو رو میبینم
میدونی اگر همون هیولایی باشه ...که فکر میکنی
.تا حالا باید تو رو کشته بود
دوست داره ببینه .آدمایی مثل من بیدفاع هستند
حتی اگر به قیمت .جونم هم تموم بشه به شکار کردنت ادامه میدم
میخوام برم دنبال .هر کسی که پشت این حملهها بوده
پس باهوش باش .و از سر راهم برو کنار
"خداحافظ، "ملاس .امیدوارم که آرامش رو پیدا کنی
آرامش پیدا میکنم .وقتی که بفهمم قلب شیطانی اون دیگه نمیزنه
.اینو میخوای؟ بیا و بگیرش
...من هم به خوبی تو ماهرم
و چرا نباشم؟ .تو منو بوجود اوردی
تو بودی که با دارت .به من شلیک کردی
آره.. میبینی بهم ...کمک کرد تا شهرت تو رو دوباره زنده کنم
به عنوان یک قاتل .بیرحم زنها و بچهها
.هرگز زنها و بچهها رو نکشتم
.خب، حالا کشتی
منظورت چی بود وقتی که گفتی من تو رو بوجود اوردم؟
سیرا" رو یادت میاد؟"
جریان خون به سمت .مغزت رو میبندم
در عرض چند ثانیه میمیری .مگر اینکه تو رو آزاد کنم
اون زن کی بود؟
خودتو به زحمت ننداز .فقط اسمشو بگو
.اسمش "کالیستو" ــه
چه ربطی به "سیرا" داره؟
!خونوادهاش اونجا مردند
کالیستو" چی میخواد؟"
به سوال جواب بده .یا همینطوز میذارم میرم
میخواد که دنیا .تو رو به شکل شیطان ببینه
پس، میخواد تو .رو توی جنگ بکشه
به کدوم سمت رفت؟
دلفی" میخواد" !پیشگو رو بکشه و بندازه گردن تو
کی؟
."فردا در مراسم قربانی "آپولو
.حالا، یادت باشه که بهش اینو بگی
اون درست میگه، من بوجودش اوردم .و کسی خواهم بود که نابودش میکنم
،مراقب باش .حالم خیلی بده
.همه چیزو دیدم
حالا میدونم که تو .پسرمو نکشتی
.متاسفم - .انرژیتو هدر نده -
.به عذرخواهی تو نیازی ندارم
.بذار باهات سفر کنم .هر کاری میکنم تا در کشتنش کمکت کنم
.نیازی به کمک تو ندارم
ببین، به هر حال .به دنبال اون میرم
چرا با من کار نمیکنی؟
فکر کنم که .بتونم تو رو از کشته شدن نجات بدم
.کافیه
!"کالیستو"
پس دستش به تو رسید؟
.درسته
و همه چیزو بهش گفتی؟
.همه چیزو... درست همنطور که تو خواسته بودی
خوبه و بعد تو ...رو با چندتا پیغام احمقانه
چیزی قهرمانانه در مورد اینکه جلوی منو میگیره، آزاد کرد؟
.آره، در مورد همه چیز راست میگفتی
"زینا" ، "زینا" .هر حرکت تو رو میتونم ببینم
مراقب لباسم باش، باشه؟
این موجود کثیف ...رو پشت ارابهای
غنائمی که از .اون روستای دیگه دزدیده بودیم پیدا کردیم
میگه که چیز .ارزشمندی برای پیشنهاد دادن به تو داره
.ملکه جنگجو، منو به خاطر مزاحمت ببخشید
.ملکه جنگجو این کلمه رو دوست دارم
میدونی خیلی .بهتر از شاهزاده جنگجو ــه
.آره... هست حالا چی داری که به من پیشنهاد بدی؟
.خدماتم رو
خدماتت رو... واقعا؟
و دقیقا چی کار میکنی؟
چی کار میکنم؟ .من یه جنگجو هستم
.تو یه جنگجو هستی .چقدر من احمق هستم
پس مرد عزیزم چرا به نظر شبیه احمقها هستی پس؟
یه رابطه دوستانه .دارم که به نظر منو کمتر خطرناک جلوه میده
میفهمی ...مردم از احمقهای بیارزش نمیترسند
پس برای من آسونه .که اونا رو به زمین بزنم
دیدی؟
پس میخوای کاری انجام بدی تا خودتو به من ثابت کنی؟
.هر کاری باشه
میدونی که "زینا" کیه، مگه نه؟
.با یکی سفر میکنه
.یک دختر بلوند آزار دهنده، میدونم
.آره، اسمش "گابریل" ــه
اونو بیار پیش من .تا به عنوان یک جنگجو به ارتش من ملحق بشی
.ملکه من این کار رو انجام شده فرض کنید
.حالا هممون توی یک تیم هستیم
کی میدونه؟ .شاید بتونه اون بچه شیطونو دستگیر کنه
اما اگر هم نتونه ..."هر دردسری برای "زینا
به من کمک میکنه .تا به نقشهام ادامه بدم
."که تقریبا در حال تموم شدنه "تئودروس
..."فردا در "دلفی" اسلحه "زینا
.در جمجمه پیشگو پیدا میشه
آخرین باری که خوابیدی کی بود "ملاس"؟
.شب قبل از دفن کردن پسرم
چرا دراز نمیکشی و چشمهاتو نمیبندی؟
.شاید آروم آروم خوابت ببره
.خوابم ببره .متوجه نیستی، مگه نه؟ نمیخوام خوابم ببره
.سعی ندارم که از درد فرار کنم
.میخوام که آرومش کنم
.و تنها با خون "کالیستو" میتونم این کار رو انجام بدم
تو هم همین احساس رو داشتی اگر مثل .من همچین چیزی رو از دست میدادی
.شاید
میخوای در موردش صحبت کنی؟
چی؟
."سیرا"
فقط یه دهکده .دیگه بود که باید فتح میشد، چیز غیرعادی نبود
...آتش به همه پخش شد و نمیدونم
که یکی از افرادم این کار رو کرد ...یا یک تصادف بود، اما باد شدیدی میوزید
...و تقریبا اون شعلهها
.مثل یک موج مرگ جلو میرفتند
.اما مردم در خونههاشون جمع شده بودند
.چون از ارتش من خیلی میترسیدند
...تنها باری بود که ارتش من
.مسئول مرگ زنها و بچهها بود
...و تنها چند نفری زنده موندند
.مشخصه که "کالیستو" یکی از اونها بوده
میدونی، اون این .کارها رو برای انتقام انجام میده
.سرزنشش نمیکنم
من میکنم. کی قراره تموم بشه؟ .به "ملاس" نگاه کن
...میدونم که مرد خوبیه اما
این تنفر اونو به .یک قاتل حرفهای تبدیل کرده
یکی باید به این .شهوت انتقام جواب رد بده
.کار سختیه
.تو این کار رو انجام دادی ...وقتی که دهکده رو خراب کردی
.تشنه به خون بودی .اما برش غلبه کردی
.خوششانس بودم .دیدم که به چی تبدیل شدم و تونستم عوض بشم
اما اگر اتفاقی برای ...مادر یا "هرکول" بیافته
.یا تو شاید دوباره همونطوری بشم
.نه، ببین، تو به من قول بده
اگر اتفاقی برای من افتاد .تبدیل به یک هیولا نشی
فقط یک راه برای ...پایان دادن به این چرخه تنفر وجود داره
.و از راه عشق و بخششه
."تغییر نکن "گابریل
.همینطوری که هستی دوستت دارم
.برو یکم بخواب
.نه...،نه بهم قول بده
No comments yet. Be the first to leave one.