Le prime 200 righe.
آنچه گذشت
چه غلطی کردی ؟ به بچه شلیک کردی
باید به عموم زنگ بزنم اون درستش میکنه
یکی هست که باید باهاش حرف بزنی
کی و راجب چی ؟
به عکس این اعلامیه ها نگاه کن
اینا همشون دختران گمشده هستن
... آخه کدوم هیولائی میخاد اینهمه درد و غم رو
در یک محل نگهداری کنه ؟
موضوع همینه , نه ؟
تو بدبختی های زنان رو جمع آوری میکنی ؟
تندی من در ذهنت بودم خودت میدونی که هیچ ارزشی نداری
میدونی که کسی رو نداری
میخام یه نگاهی به داخل بندازم
بله خانم
تا نگفتم کسی نیاد داخل - بله خانم -
تو گفتی احتمالا چیزی نیست
این بنظر هیچی نمیاد
4مرد گنده بگ کتک خوردن
اونجا , اونجا و اونجا
تو گفتی همزادم دیگه در دسترس نیست
و نمیتونه به کسی صدمه ای بزنه
اون یکی نسخه من
درسته
یکی از اون 4 نفر میتونست حرف بزنه
و گفت یه خانم لاغراندام دهن اونارو سرویس کرده
یه زن لاغراندام اونارو زده
هی , نباید بدون دستکش بهش دست بزنی
این بریدگی رو میبینی ؟
آره , تو روحت , تندی
انگاری خودشه
بنظر میرسه منتظر خبرش بودی
فکر کردم از هم جدا شدین
بعضی وقتا جدایی به آدم صدمه میزنه
زود بلند شو
مگه اینکه بخای کل روز سرت از درد بسوزه
چه غلطی با من کردی ؟
فقط یه نگاهی به بخش هایی از زندگیت انداختم
تو راننده بودی و من فقط بهت نقشه راه رو دادم
نقشه ؟ گور بابات
اینا مثل خاطراتی بودن که مثل یه قطار سریع السیر میگذشتن
. هیچکدوم متعلق به من نبودن
ولی خیلی اونارو میخاستی , درسته ؟
و تمام حس و طعمی که میخاستی داشتن , درسته ؟
همین الان که داریم حرف میزنیم هم همشون در ذهنت جریان دارن
. این گیجیت هم بخشی از دلیل سردردته
آخرین بار کِی دیدیش ؟
اون دنبال یه کلاهبردار میگشت
مربوط به زنی میشد که گروهش رو اداره میکرد
چجور کلاهبرداری ؟
سعی داشت بهش برسه
یه دوست پسر سابق عوضی
پس چرا تو رو با خودش نیاورد ؟
احتمالا چون بهش گفتم بدون اون اوضام بهتره
هی , تندی سرسخته
پیداش میشه , حالا ببین
... اون
باشه
تایرون کجاست ؟
احتمالش هست که قلبت هم مغشوش شده باشه
اون رفیقت ؟
از زندگیت بیرون رفته , یادته ؟
بهش شلیک کردم و مُرد - نه -
نه ... تو فقط ذهنم رو دستکاری کردی
درست مثل میکلا , نه ؟
چون کارت همینه
وارد ذهن افراد میشی و باعث درد اونا میشی ؟
من باعث درد کسی نمیشم
درکش میکنم
حسش میکنم
باهاش همدردی میکنم
تنها راه تسکین میگرن ـه
پس با این دلیل هرکاری میخای میکنی ؟
اینجوری بقا پیدا میکنم
دنیا باعث شد متحمل درد زیادی بشم
تنها راهیه که میتونم هراز گاهی اونا با دیگران به اشتراک بزارم
تو مریضی
آمریکا همینه , تندی بون
من یه واژه دیگه براش دارم
این
نمیتونی اونکارو باهام بکنی
با هیچکس , دیگه نمیتونی
برای انجامش به امید نیاز داری
و اینجا امیدی وجود نداره
دختره حاضره ؟ - الان میفهمیم -
میشه برم توالت ؟ - الان نه -
باشه , خوب الان چیکار میکنیم ؟
میخای باهام چیکار کنی ؟ - بعضی وقتا آشپزی میکنم -
تا ذهنم درگیر بشه
... شبی که بیلی گم شد
... یادم میاد با کمک یه دستورالعمل آشپزی
خودمُ مشغول کردم و یه کیک درست کردم
یادمه تمام جزئیات پختش رو با دقت خوندم
یادمه کارمُ درست انجام دادم
انگاری واقعی نبود , باهام همراه میشی ؟
. مطمئن نیستم برای جواب دادن شخص درستی باشم
... گمونم نه , ولی تنها کسی هستی که میتونم راجب
. معمای حل نشدم ازت بپرسم
پس یه کم اینجا گرفتارم
بین دو نیرو گیر کردم
خیر و شر ؟
بیلی و تایرون
... میدونم بهترین تلاشت رو میکنی که تایرون
. هرگز مجبور نباشه باری رو بر دوش بکشه
منم فقط همینو میخام
عدالت
میخای اعتراف کنی ؟
که پسر بزرگم رو با خونسردی تمام کشتی ؟
بله خانم
اونم یکی از اشتباهات تون بود
بله
میخام دو تا فکر رو در سرم نگهدارم , هوم ؟
و بعدش با هم تطبیق بدم و آشپزی کنم
و باهم حرف میزنیم
و میبینیم
که وجودت برای تایرون ارزشی داره
... یا بخاطر کاری که با بیلی کردی
. باید تقاص پس بدی
تندی با " دل " آشنا شو
اون بهت اطرافُ نشون میده
از ملاقاتت خوشبختم
تمام دخترا ساعت 10 بیدار میشن
و تا شب هنگام کار میکنن
لباسشوئی , گرد گیری پنجره ها
تو و دل به اتاق آندره میرید
. دل , باید کف اتاقشُ خوب تمیز کنید
اتاقشُ تمیز کنیم ؟
برای چی ؟
به افتخار اینکه به بردگی گرفته شدیم ؟
فقط باید کار کنی
. و اونام چیزای مورد نیازمون رو بهمون میدن
تو اصلا نمیدونی چی میخای
البته که میدونه
. شما این دخترا رو خلاف خاسته شون نگه داشتید
بفرما , دل
اگه میخای میتونی بری
از در برو بیرون
البته که نمیخام
دوستام پیدام میکنن
کدوم دوستان , تندی ؟
من چندین هفته ست تو رو تحت نظر دارم
در اون جلسات دور هم مینشستیم و حرف میزدیم
اونهمه خشم مهار نشده . و عصبانیتی که میخاستی خالی کنی
فکر نکن منو میشناسی
فکر نکن نمیشناسم
این متل پُر از دخترانی مثل توئه
.. و همشون فکر میکنن که
اون بیرون چیزی در انتظارشونه
بعدش یاد دوستانی می افتن که رهاشون کردن
مادرانی که سرشون داد میزدن
وقتی هیچکس رو نداری
. کسی هم برای نجاتت نمیاد
میتونم کمکی کنم ؟
آره دنبال دوستم میگردم
خوب دوست کیه , رفیق ؟
اسمش تندی بونه
دنبال مشاورش " لیا " میگردم
تندی بعضی وقتا باهاش میرفت تو گروه درمانی
لیا اینجاست ؟ - نه -
میشه شمارش رو بدی ؟ - اصلا و ابدا -
ببین , تندی دوست منه
گمونم تندی رو خیلی خوب بشناسم
گفتگوی طولانی ای باهاش داشتم
... هرگز به دوستی با مشخصات تو
. اشاره ای نکرد
گوش کن , ممکنه تو خطر باشه
پس توصیه میکنم با پلیس تماس بگیری
اگه الان نری مجبورم خودم با پلیس تماس بگیرم
آره
بهش احترام میزارم
.... برای وقتی که گذاشتین ممنون آقای
دی شین
خوبی ؟
... نمیدونم , من
پسرم معلومه بصیرت داری
... میشه برای این دوستی که گفتی
یه نصیحتی بهت بکنم ؟
. تو و تندی در دنیای متفاوتی زندگی میکنید
و برای خودت قوانین متفاوتی داری
نه , منو نمیشناسی
و اینجوری که حرف میزنی تندی رو هم نمیشناسی
... میدونم که یه دختر سفیدپوسته
. که هرچی از دنیا بخاد بدون پشیمونی میگیره
اون خیلی چیزا برای ندامت داره , گرفتی ؟
... اون فقط
. اون با کنار اومدن باهاش خوبه
چون میتونه
ولی تو نمیتونی
تو یه مرد سیاه جوانی که سعی داری راهتُ باز کنی
... اگه نصف کارای اونو کرده بودی
الان اینجا نبودی
به راه مون ربطی نداره
باشه ؟
ما اثتثنا هستیم نه قانون
. شما دوتا فقط در یک دنیا زندگی میکنید
. تا وقتی که تندی اجازه بده
.. لحظه ای که بفهمه براش سودی نداری
. ولت میکنه
و عواقبش پدیدار میشن
با نتیجه عملت تنها میمونی
No comments yet. Be the first to leave one.