Le prime 200 righe.
قسمت بیست و هفتم
نمی تونم بفهمم
...چطور زنی مثل تو...
.می تونه یه بچه رو به فرزندی بگیره و دوسش داشته باشه
....پس احتمالا اینُ نشنیدید که
...من...
.هرچی دارمُ می ذارم تا جلوتونُ بگیرم
مراقبت از سیل آخرین کاری .نیست که با این سهام می کنم
با اونها تو رو پایین می کشم
به همون وحشتناکی ای که تو این .کارُ با رییس آه و مونه کردی
...این آخرین هشدارمه
.رییس بک می نیو
اون چرا داره دنبالمون میاد؟
میخواید ماشینُ نگه داریم؟
.نه، فقط بریم
...مادر
...مادر
!مادر
...واسه همین
بهم گفتی متاسفی؟...
چرا این کارُ کردی؟
.قول دادی این کارُ نمی کنی
.بهم بگو داداش
چرا این کارُ با مادرم کردی؟
...تو
...می دونستی...
...که اون...
مادر منه؟...
می دونستی؟
از اولش؟
پس چرا؟
باید زودتر بهم می گفتی؟
این کارُ به خاطر من و مادرم کردی؟
...به خاطر تو نبود
.به خاطر مادر هم نبود...
.به خاطر خودم بود
...نمی خواستم
.مادرُ به تو ببازم...
.لی جوهان
...تو تا حالا بی خبر
.خیلی خوب زندگی کرده بودی
.لطفا همینطوری به زندگیت ادامه بده
چطور می تونید بعد از همه ی اینها مادر و پسر باشید؟
.درست نیست
.تو هم اینُ خوب می دونی
در مورد مادر چی کار می کنی؟
می خوای بذاری همینطوری دستگیر شه؟
!داداش
.فهمیدم
.این زمین بدیمنی میاره
.اولین رییس فوت کرد
...دومین رییس خدمتکار شد...
.و حالا سومین رییس دستگیر شده
...نمی دونم چه بلایی سر رییس بعدی میاد
.باید زنگ بزنیم یه جن گیر بیاد اینجا جن گیری کنه...
.اگه نه نمی دونم چه بلایی سر رییس بعدی نازل می شه
.نمی تونم تصور کنم
.می دونم
.به هر حال همه ی اینها اتفاق می افتاد
هممون می دونستیم رییس بک مشکوک می زد
.فقط رییس بک نیست. مدیر ارشد هم عجیب رفتار میکنه
چرا عین دیوونه ها دنبالش دوید؟
.فکر می کردم اون بوده که باعث شده دستگیر بشه
چطورید؟
...معاون سابق
...شنیدم که
.پسرم بک می نیو رو به پلیس تحویل داده
حقیقت داره؟
.درسته که رییس دستگیر شدن
...فکر می کنم به احتمال %97
.مدیر ارشد مسئول بودن...
.اوه این خیلی بده
.من نمی تونم نگران سیل نباشم
.شما بعد از اینکه مرتکب جرم شدید از سیل اخراج شدید
.فکر نمی کنم این چیزی باشه که باعث نگرانی شما بشه
چی گفتی؟
.کاملا مشخصه پسر کی هستی
بابات چطوره؟
.چا جه وان
.متاسفم
...واقعا باید زودتر بهت می گفتم
.اما نتونستم...
.متاسفم
.واقعا متاسفم
...زنی که اینقدر سخت سعی می کردی پایین بکشی
.مادرته...
...زنی که خیلی ازت متنفره
...و سعی کرد تو تصادف ماشین بکشتت...
.مادرته
چطور می تونستی اینُ بگی؟
.منم بودم، نمی تونستم بگم
.باشه. بذار دوباره ازت بپرسم
.با مناقصه ی عمومی ساخت و ساز هتل شروع می کنیم
…شما به عنوان نزدیک ترین مدیر به رییس آه سونگ وون
.شرکت ساخت و ساز ته جینُ کنار گذاشتید…
درسته؟
...حداقل 100هزار دلار
.برای ساخت و ساز ضعیف رشوه دادید...
.من اینجا ازش مدرک دارم
اینُ می پذیرید؟
...شما حق دارید سکوت کنید
اما خوب به من گوش کنید خانم بک می نیو
...ساخت و ساز ضعیف، دستکاری قیمت سهام و تقلب در حسابداری
.این اتهامات علیه شما خیلی محکمند
.ساکت موندن می تونه به ضررتون تموم بشه
.سلام
.کانگ سون جین هستم
.من مشاور حقوقی آقای رومان لی مدیر سیل هستم
پسرم فرستادتتون؟
.بله
.ایشون ازم خواستن این پرونده رو تیم حقوقی سیل به دست بگیره
.سعی نکنید بگید که اون غیر قانونی بازداشت شده
.و همینطور هم سعی نکنید اتهام ها رو رد کنید
.به جاش بیایید با هم کار کنیم تا بتونیم حکمُ کاهش بدیم
باشه؟
.چا جه وان
می تونم بیام داخل؟
.چا جه وان
اینجا چی کار می کنی؟
.بلند شو
.مونه
...من
.می ترسم...
باید چی کار کنم؟
من حالا چی کار کنم؟
...من
نمی دونم باید چی کار کنم؟
...هیون ووی من
…حتما خیلی درد می کشه…
.و ترسیده...
...متاسفم
.که گذاشتم تنهایی زجر بکشی...
.متاسفم هیون وو
اوپا ووهیون نه، بلکه آقای سون وو هیون
این وقت صبح توی خوابگاه خانم ها چی کار می کنی؟
خانم رفتن سر کار؟
.بوک سون سحر برگشت و یه کم پیش باز رفت بیرون
.نمی دونم چه اتفاقی افتاده اما همش گریه می کرد
.مطمئنم همه توی این طبقه صدای گریه هاشُ شنیدن
.درکش نمی کنم
ووهیون چرا این وقت صبح اینجا بود؟
جین جونگ هان داری چی کار می کنی؟
منظورت چیه؟
در مورد من چه فکری می کنی؟
.بگیرش، بگیرش
.اینُ بخور و برای کار آماده شو
تو که نرفتی بیرون، اینُ برای من بخری، آره؟
.اگه به این کارها ادامه بدی منُ معذب می کنی
...متاسفم اما
میشه اینها رو بدید خانم یون داجونگ؟
.نمی تونم بدون آرایش بشناسمتون
چی؟
الان چی گفت؟
.پوست من بدون آرایش عالی به نظر می رسه
.باید ازم به عنوان مدل لوازم آرایش استفاده کنن
.نمی دونم چی شده اما همش گریه می کرد
.مطمئنم همه توی این طبقه صدای گریه هاشُ شنیدن
...چا جه وان
.قرار نبود این کارُ بکنه...
.متاسفم که بدون اجازه اومدم اتاقت
...رییس بک دستگیر شده
.واسه همین فکرکردم احتمالا الان با چا جه وان جشن گرفتی
این چه قیافه ایه گرفتی؟
...اگه اومدی ازم کمک بخوای که دوباره رییس شی
.تو درست می گفتی
...من نمی تونم فقط با عشقم
.کاری براش بکنم...
فکرکردم اگه دوسش داشته باشم و بهش اعتماد داشته باشم
...با اون می تونم هر کاری بکنم اما...
.اشتباه می کردم...
چی میخوای بگی؟
.کمکم کن
ما با هم دوستیم؟
یا اینقدر به نظرت ساده میام؟
تو دفعه ی قبل پیشنهادمُ رد نکردی؟
...می دونم. می دونم چی گفتم اما
.من الان توی این وضعیتم حیا و عزت نفسی ندارم
اگه این لطفُ بهت بکنم چا جه وانُ ول می کنی؟
...اگه واقعا بتونی این لطفُ بهم بکنی
.هر کاری بهم بگی می کنم
آه مونه، چا جه وانُ ول می کنه؟
.بهم بگو
کنجکاوم بدونم چیه که به خاطرش .اینقدر ناامیدانه بهم دروغ می گی
...رییس بک می نیو
.قبل از محاکمه از زندان درش بیار
تو آدم های زیادی می شناسی
.و از من خیلی باهوش تر و با استعدادتری
...دروغ نیست که هر کاری ازم بخوای می کنم
.اگه که این لطفُ در حقم بکنی- .آه مونه به هوش بیا-
.چا جه وان، بک می نیو رو فرستاد زندان
.واسه همین دارم ازت می خوام بیاریش بیرون
...اگه نه چا جه وان
.می میره...
چا جه وان؟ چرا؟
...رییس بک
.مادر چا جه وانه...
.تحقیقات شروع شده
.سعیمُ می کنم اما آزاد کردنش آسون نیست
.متاسفم
...بهم گفتید بهتون اهمیت ندم
No comments yet. Be the first to leave one.