Le prime 200 righe.
خیلهخب، کجا بودیم؟
اوه، آره. بچهی تازه به دنیا اومدهی جین و رافائل
توسط سین روستروی شرور دزدیده شد
سین روسترو
که بعنوان نامادری رافائل میشناسیمش
و داشت عملیات جراحی پلاستیک رو انجام میداد
تا دکور صورت مجرما رو تغییر بده
...اما با حرکت قهرمانانهای که مایکل انجام داد
میدونم متئو کجاست و میدونم چطوری نجاتش بدیم
متئو رو برگردوندن - اوه، خدای من -
و همه خیلی قدردان بودن
دیگه کی قدردان بود؟
پترا، چون کلینیک باروری
آخرین نمونهی اسپرم رافائل رو کشف کرد
و با تشکر از چند کلام حکیمانه
...از خواهر رافائل، لوئیسا
!اون باید بچهی تو میشد
و چند تا نوشیدنی
...و قلم تزریق غذا
خب، خودتون دیگه فکر کنید
اما نتونست از دست اسکات در بره
فقط میخواستم راجب این موضوع حرف بزنم
که اسپرم آقای سولانو رو دزدیدی
و بیاین فراموش نکنیم
روهلیو و سیومارا رو - !کاملاً قبول میکنم -
!منم کاملاً قبول میکنم - یادتونه که هنوز به خاطر ازدواجی که -
در حالت مستی توی وگاس انجام دادن، متاهلن
اما برنامشون اینه که فسخش کنن
و البته جین، یه تصمیم بزرگ واسه گرفتن داره
این که عاشقه کیه
مایکل یا رافائل؟
باشه، باشه، حدس زدن دیگه بسه
!بیاین شروع کنیم
وقتی جین ویلنووا شروع کرد به قرار گذاشتن با مایکل کوردرو جونیور
سعی کرد به چیزایی علاقهمند بشه
که مورد علاقهی مایکل بود
...کتابایی که دوست داشت بخونه
مغز آدم منفجر میشه، درسته؟
...فیلمایی که دوست داشت ببینه
چقدر دیوونه کنندهاس
خیلی دیوونه کنندس
...و جاهایی که دوست داشت بره
سه سال قبل جین و مایکل 2 ماه بود که با هم دوست شده بودن
که باعث شد برسیم اینجا
اردوگاهی در فلوریدای مرکزی
که دماش 100 درجه بود - 104درجه، در واقع -
اشتباه از من بود - واو، میگن رکورد گرما رو شکسته -
خب دیگه - آها؟ -
دیگه بسمه
... برای اینکه گرما و
حشرات
جوشای ناشی از حشرهکش رو جبران کنم
یه زرافه برات ساختم
ممنون
خیلی.... اتفاقی بود
میدونم
اما از همه بیشتر به این چوبه میخوره که زرافه باشه
...خب
چه دوستداشتنی
خودتم دوستداشتنیای
...و منم خوبم
!راستش، نه نیستم
نیستم.. نمیتونم این کارو بکنم
چی؟ - از اردو متنفرم -
و میدونم تو عاشقشی به خاطر همین گفتم یه امتحانی کنم
اما باید اینو بدونی که
دیگه از اردو خبری نیست
و امیدوارم که به خاطر این موضوع رابطمون بهم نخوره
نه، نمیخوره
راستش فکر نکنم هیچ چیزی باعث بهم خوردن رابطمون بشه
اگه راستشو بخوای
واو - چیه؟ -
خدایا.. ببخشید
...یه جوری بو میدی که - چی؟ -
...توی چشمام آب جمع شد. در این حد بده - !نه -
گفتی هیچی رابطمونو بهم نمیزنه - !نه. نه -
اگه راستشو بخواین
...چرکترین جین، توی همون زمان بود
تا زمان حال
اوه اوه
شاید چهارشنبه؟
نه، چون اون موقع همسایههای جدیدمون
تمرین موسیقیشونو شروع کردن
به خاطر همین کل روز و شب رو بیدار بود
یکشنبه؟ - نه -
چون توی کلیسا دعا کردم و هیچ اتفاقی نیافتاد
دارم بهتون میگم
شنبه بود
آخرین باری که دوش گرفت شنبه بود
واو
پس یعنی هفت روز کامله که دوش نگرفته
تموم شد. بیاین بریم
..هی
وقتشه بابایی بیاد! سلام، متئو
وقت مامانیه
چرا نمیری یه دوش بگیری؟
آره، اما اول باید یه کمی
تمیزکاری کنم
!جوک نگو. خودمون تمیزش میکنیم
حالا لباساتو دربیار
اوه، یه دوش آب گرم خوب؟ حسودیم شد
آره، ادامه بده. برو تو - باشه، پس -
فکر کنم باید یه دوشی بگیرم - منم همینطور -
هی، اومدم یه سر بزنم
...قهوه برای - من! واسه منه -
مایکل، جین نزدیکه که
بره یه دوش بگیره
عالیه. قهوه واسه روهلیو
جین، از حمامت لذت ببر
میدونید چیه؟ خیلی خستم
بجاش میرم یه چرت بزنم
قسمت بیست و چهارم
اوه! چه بادگلویی
آره
یه کمم تف کردی. آره
خیلهخب، عزیزم
وقتشه که یه چیزایی رو بهت بگم. اول از همه
بعنوان یه مادر جدید، ترکوندی
ممنون
....آره، بالاخره احساس میکنم
که یه کمی همه چیز داره به روتینش برمیگرده
واقعاً همینطوره
...و دوم اینکه
به نظرم وقتشه که حباب بچهی جدیدو بترکونی
منظورت چیه؟
یه دوش بگیر. یه شونه به موهات بزن
اگه از خونه هم بزنی بیرون خوبه
با متئو؟ اوه، نه، نه
.آمادگی این کارو ندارم
چرا نداری؟ - اگه گرسنش بشه چی؟ -
سینههات همراهته
آره خب، جدیداً خیلی غرغرو شده
آرومش میکنی، عزیزم یا پوشکشو عوض میکنی
شاید باید یه کار ساده بکنی
برو ناهار بخور یکی از دوستپسراتو با خودت ببر
باشه، از این حرفا نزن
نمیتونم. اون بیرون
انگار یه قسمت برنامه شوهریابی میسازن
اینطوریا نیست
...میدونی با اتفاقی که افتاده
اتقاقی که افتاده = بچه دزدیده شده
دردناکتر از اونیه که بشه اسمشو برد
هر کدوممون وضعیت متفاوتی داریم
که محض اطلاع واقعیت هم داشت
البته اولاش
چهارده روز پیش
!هی - !هی -
هفت روز پیش
هی - هی -
دیروز
هی
رابطه عاشقانه، آخرین چیزیه
که تو ذهن هر کدوممون هست
فهمیدم
کسی نمیخواد جینو برای ناهار ببره بیرون؟
من... من میرسونمش - آره. بزن بریم -
باشه، عالیه
پس همگی واسه ناهار میریم بیرون
و...ریلکس باشه
نفس عمیقتو بده داخل
...و بیرون
خوبه. حالا همینطور دراز بکش
و بذار سوزنا جادوی باروری خودشون رو انجام بدن
من 30 دقیقه دیگه برمیگردم
پترا
نمیتونم صورتمو تکون بدم، اسکات
به خاطر همین نمیتونی ببینی که چقدر از دست زمان بندیت عصبانیم
آره. خب، تو صورت منو میبینی؟
منم عصبانیم
سرکارم گذاشتی
سرکارت نذاشتم
مطمئناً سرکارش گذاشته بود
دارم زمینه چینی میکنم
اینکه پیشنهاد کنم دستیارش، تبدیل به مدیر سالن بشه
کار خیلی راحتی نیست
دستیار اجرایی
اوه. خب، این شغلو میتونم بهت بدم
!شغل خودم همینه
باید تا آخر امروز حلش کنی
وگرنه به رافائل میگم که اسپرمشو دزدیدی
مجبورش کن قرارداد جدیدمو
امضا کنه
البته که قراردادو نخوندم
کی قراردادارو میخونه؟ وکیل واسه همین موقع هاست
حداقل این یکیو دارم
اخراجی
!نه، خودت ساعت 2 برو سر جلسه
خیلهخب. چی شده؟
هیچی
تهیهکنندههای برنامه وگاس ازمون شکایت کردن
و نیم میلیون دلار ازمون میخوان
چی؟ - گفتن که چون به خاطر به دنیا اومدن متئو -
برنامه رو ترک کردیم، قرارداد رو نقض کردیم
پس برای جبران این قضیه میخوان که توی یکی از
کشتی های تفریحی... اجرا داشته باشیم
....و
آدمای پیر میرن توی کشتی تفریحی اجرا میکنن
یعنی مگه من کی ام؟
چارو؟
هرچند دوست عزیزمه
No comments yet. Be the first to leave one.