Le prime 200 righe.
«کارخانهی هیچ»
الو...؟
ولي، خودت اونجايي؟
چيکار دارن ميکنن؟
!لعنتي
.باشه، خودمو ميرسونم
چه خبره؟
چي شده؟
بر اساس طرحي از خورخه سيلوا ملو
شما اينجا کار ميکنيد؟ - .آره، ما خدمات ارائه ميديم به شرکت -
چي داخلِ ونه؟ - .به خودمون مربوطه -
اصلاً اينجا چه خبره؟ - .من که نبايد به شما جواب پس بدم -
!ما اينجا کار ميکنيم، مرد حسابي - !منم فقط دارم کارمو انجام ميدم -
کليد درو از کجا آوردين؟
کليد اينجا رو از کجا آوردين؟ کي بهتون کليد داده؟
.گوش کن داداش، من دارم کارمو ميکنم .به من دستور داده شده، کليد هم دارم، دارم کار ميکنم
!اگه شک داري، از يه نفر ديگه بپرس - !اصلاً باورم نميشه اين چيزها -
.بريم
.شما هيچ جايي نميرين .ميخوام بدونم اون تو چيه
.همه ميخوايم بدونيم اون تو چيه
مشکلي داري با اين قضيه؟ - معلومه که دارم. مگه اين ماشين شماست؟ -
.نه - ...من دارم کارمو ميکنم -
ولي ما هم اينجا کار ميکنيم .و ميخوايم بدونيم قضيه چيه
...نصف شبي بلند شدیم اومديم اينجا
.بايد زودتر مياومدين
.اين ماشين منه .و منم نميخوام بازش کنم
!امکان نداره درشو باز کنم
.فقط بذار ببينيم قضيه چيه
.من هيچ توضيحي ندارم به شما بدم .مأمورم و معذور، دارم کارمو انجام ميدم
.پس بذار ببينيم چه کوفتي اون توئه
!نميذارم ببينيد - !بکش کنار بينم بابا -
!باز کنيد اون درو ببينم
.وگرنه ميزنم اون لگنو داغون ميکنم
.آروم باشيد! اون آشغالو بيار پايين - ...وايسا کنار! دخالت نکن -
پس دارين دستگاهها رو ميدزدين، آره؟
!اي بيپدرها. پس داشتين اينو قايم ميکردين
!زود گورتونو گم کنيد - ...اگه دوباره اينجا ببينمتون -
.اون يکي ماشين رفتش .تنها بودم. نتونستم جلوشو بگيرم
!اوضاع خيلي بيريخته !اين بيشرفا بدجوري دارن کونمون ميذارن
.اون حرومزادهها ميخوان سرمونو ببرن .ميخوان از همه چي دست بکشيم، تسليم بشيم
.دارن همه چي رو از ما قايم ميکنن - !ولي نبايد بهشون اجازه بديم -
.تا صبح ميمونيم اينجا بعدش وقتي بقيهي کارگرها
،و مديرها اومدن .ميذاريمشون تحت فشار
بهشون ميگيم حق ندارن .دستگاهها رو ببرن
دلت خوشه ها! يه آخر هفته، وقتي همه .خونهشونن، همهي دستگاهها رو ميبرن
،بعدش وقتي ملت پيداشون ميشه .ميبينن جا تره و بچه نيست
!تف تو اين شانس
اين فندک مال کي بود؟
،اگه اين آشغالو ميبردن .هيچ کاري از دستمون ساخته نبود
.برو لباس بپوش !زود باش
.من هيچوقت لباس نميپوشم !هيچوقت
زي» کجاست؟»
.امروز خبري از موتور سواري نيست - .موتور نباشه. مدرسه هم نيست -
!بيا بيرون ببینم
!بلند شو
!نه
،قطار حومهاي ليسبون «از مبدأ «آلکاتنا ترا
،به سمت آزامبوژا در حال ورود به خط شماره 3 ميباشد
.اين قطار در همهي ايستگاهها توقف ميکند
!صبح بخير، آقايون
اين شلوغ کاريها براي چيه؟ اين دستگاه اين بيرون چيکار ميکنه؟
از ما ميپرسي چرا؟ - آره. ضمناً شماها اينجا چيکار ميکنيد؟ -
يعني شما نميدوني چه خبره؟ - ...نه -
فقط اينو ميدونم که دستگاه بايد .توي کارخونه باشه و شماها بايد مشغول کار باشيد
منم فقط اينو ميدونم که ما .کل شبو اينجا بوديم و يه ذره هم نخوابيديم
،اگه ميبيني اين دستگاه هنوز اينجاست .براي اينه که ما نذاشتيم ببرنش
.دو تا ماشين اومده بودن براي بردن دستگاهها - .يکيشون از دستمون در رفت -
.ميگفتن دارن دستورات رو اجرا ميکنن يعني شما خبر نداري؟
!روحم هم خبر نداره ...فرنداندو، همه رو جمع کن
.من که حرف اين بابا رو باور نميکنم - .تا 20 دقيقه ديگه تو دفتر من باشيد... -
!هيچکس نميفهمه اينجا چه خبره
...درو روي ما بستن - .آخرش کار به تعطيلي ميکشه -
!آقاي آرليندو، زود باشيد بيايد .همه چيزو بردن. کامپوترها، همه چي
شيوع باکتري لژيونلا ممکن است... .تاکنون همه گير شده باشد
بعد از ساعت 22 ميزبان .شهردارِ «ويلا فرانکا د شيرا» هستيم
.چند لحظه صبر کنيد .آقاي آرليدو دارن تلفن صحبت ميکنن
يکم ديگه خودم خبرتون ميکنم، باشه؟
،اِپيدميولوژيست فيليپ فرايس ... .امروز صبح مصاحبهاي با راديو 1 انجام داده
اين متخصص ميگويد که ممکن است .فاجعهاي عظيم در پرتغال روي دهد
،خب من اطلاعات کافي دربارهي موضوع ندارم ولي کسايي که بايد اين اطلاعات حساس رو
منتشر کنند .مقامات ذي صلاح هستن
ولي به واسطهي چيزي که ديروز در بيمارستانِ ويلا فرانکا د شيرا
...طي بازديدي که همراه وزير بهداشت داشتم ديدم
امروز شاهد بارندگيهاي متعددي .به ويژه در خط ساحلي شمالي خواهيم بود
که در مناطق بالاي 1500 متر ...به صورت برف خواهد بود
دماي هواي پرتغال .به تدريج افزايش خواهد يافت
.من واقعاً متأسفم، آقايون. متأسفم
چه شد؟
.شايد بهتره يه دور ديگه اين اطراف بزنيم .شايد بازم غالفگير شديم
خب؟ - .هيچي -
.يارو با عجله فلنگو بست !معلوم نشد اصلا چشه
حيووني چيزي گازش گرفت؟ - .نه، چيزي نگفت -
نونو، برو ليفتراک رو بيار .دستگاه رو بيار تو
.بايد بفهميم چيها کم شدن - .بچهها، بياين ببينيم چيها کمن، بجنبيد -
.سنباده زن
.سنگ فرز
.به نظرم بايد يه ليست تهيه کنيم
اون دو تا نيمه اتوماتيک رو هم .به نظر ميرسه بردن
مارتين، نميتونم اون ورق نوردِ .10ميليمتري رو پيدا کنم، بُردهن
گفتي کدوم يکي نيست؟ - .تقريباً همهي 5 ميليمتريها رفته -
اون ورقهاي فولادي ضد زنگ .با طرح پوستِ فيل هم نيستن
...ورق نوردها - .قفسهها تقريباً خالي شدن -
اوضاع روبهراهه، لوييس؟ - .همه چي خوبه -
.الو! سلام، ماريا هلنا .آره، اينجاييم
.از اينجا بود که اولين قدمها رو برداشتيم
واي، يادش بخير! حيرت انگيزه، نه؟
خوبه، همه اينجان! همهشون اومدن؟ - .بله، همونطور که خواسته بوديد -
!واي، بذار ببينم
فرناندو، حالت چطوره؟
خوب هستي؟ - .آره، خيلي ممنون -
.بذار ببينم ديگه کيها هستن اينجا آهان، اونو ميشناسم، اون هرمينيوئه! حالت چطوره؟
زانوت بهتر شد؟ آره؟ !عاليه
!ساندرا کجاست؟ بذاريد ببينمش حالت چطوره، عزيزم؟
ميخوام بدونم کِي بايد برم ديدنِ کنسرت دخترت. خب، کِي هست؟
...هنوز مشخص نيست، مطمئن نيستم - بايد حتماً دعوتم کني، باشه؟ -
!ميخوام حتماً بيام !آدم که هر روز استعدادي مثل اون پيدا نميکنه
!صبح بخير
خب، ما اينجاييم تا قبل از .از سير گيري کارمون کمي باهاتون حرف بزنيم
در ضمن ما از اتفاقاتي که طي اين .چند ساعت گذشته افتاده خبر داريم
و همينطور مايلم شما رو با دو نفر از .افرادي که به جمع ما پيوستن آشنا کنم
اونا قراره توي اين وضعيت کمکون کنن ،و همينطور يه مقدار شماها رو آروم کنن
تا بتونيم در کمال آرامش و دوستي .برگرديم سر کارمون و به توليدمون ادامه بديم
...دوست دارم شما با آقاي لوييس آشنا کنم - !عصر بخير -
،ايشون مهندس توليد جديد هستن .از اين به بعد کارها رو مديريت ميکنن
ايشون به خاطر شما اينجان، تا هر سؤالي داشتين ،جواب بدن، اوضاع رو سر و سامون بدن
و با کمک شما مسائلي رو که .بايد بهشون رسيدگي بشه، حل و فصل کنن
،همينطور دوست دارم با خانم مارتا آشنا بشيد ،مدير نيروي انساني
.کسي که ميخواد شماها رو بهتر بشناسه .ايشون هم به ما ملحق ميشن
.از اين به بعد دوشادوش شما کار خواهد کرد
وضعيتهايي مثل اين در نهايت .آدمها رو به هم نزديکتر ميکنه
ما از اين فرصت استفاده خواهيم کرد ،تا گروهمون رو مستحکمتر کنيم
تا همه خوشحال باشن و ما بتونيم توليد رو دوباره شروع کنيم. درسته؟
،همونطور که ميدونيد .از سر گيري توليد براي ما فوقالعاده مهمه
...تعدادي از دستگاهها جابجا شدن
ولي کجا برده شدن؟ - .به واحدهاي ديگه -
مثل دستگاه من؟ - .آره، ولي نگران نباش -
.از اين به بعد با يه دستگاه ديگه کار ميکني
:اين چيزيه که ما نهايتاً بهش ميرسيم ...هر کسي که قراره چه در داخل شرکت کار کنه
...خانم، ببخشيد حرفتون رو قطع ميکنم، ولي
.آقاي آرليندو اينجا بودن ...ما ازشون پرسيدم
.ايشون هم از نبودن دستگاهها تعجب کرده بودن
،آرليندو منتقل شده بود .بنابراين نميتونست خبر داشته باشه
ولي نصف شبي؟ - .نه، فقط خارج از ساعات کاري بود -
...من اصلا نميفهمم چطوري فردا
،کاري به نيت خوب و مهارت آقاي لوييس هم ندارم...
اوضاع قراره خيلي سخت بشه. نميفهمم .اصلا چطوري آخرش به اين ناکجا کشيده شد
!نه، اين بدون شک نگران کنندهست .کل وضعيت بينالمللي نگران کنندهست
ميدونيد که يه بحران بينالمللي .توي مهندسي ساختمان به وجود اومده
،و وقتي اين اتفاق پيش مياد .نميتونيد آسانسورها رو بفروشيد
دو دو تا چهارتاست! اگه ما سر و سامان پيدا نکنيم و مثل يه گروه متحد نشيم
،تا اين مشکل رو با همديگه حل کنيم .اونوقت نميتونيم به جلو حرکت کنيم
اگه نتونيم محصولاتمون رو بفروشيم .هيچ سودي هم به دست نميآريم
الان واقعاً وقت مناسبيه .براي تغيير و نوسازي
.اجازه بديد بشينيم با همديگه دربارهش صحبت کنيم
،ما نميخوايم باعث اذيت و آزار شما بشيم .بلکه برعکس
.ميخوايم ظرفيتهاي بالقوهي شما رو شناسايي کنيم
تا در صورت هرگونه تغييرات آتي در شغل شما
منظورم از «تغيير»، تغييرات جزئي هستن .بتونيم تنظيم مجدد داشته باشيم -
وقتي شما ميگي تنظيم مجدد .من فقط ياد اخراج شدن ميافتم
چون وقتي هيچ دستگاهي نباشه ،که بشه باهاش کار کرد
...وقتي کارمون به تعطيلي ميکشه ،تنظيم مجدد رو ميشنوم
.ولي بلافاصله ياد اخراج شدن ميافتم
!اجازه بديد، لطفاً - ...اين حرفها اصلاً با عقل جور در نمياد -
...گوش کنيد، مديريت جديد از اوضاع خبر داره - .ما ميدونيم قراره چي به سرمون بياد -
،گوش کنيد، ما از مشکلات شما با خبريم .که الان مشکلات ما هم هستن
!درسته
.بنابراين از همهتون ميخوام که منطقي فکر کنيد
.بيايد مثل قبل دوستانه مشکلات رو حل کنيم
.امروز ديگه ديره، بيايد همگي بريم خونه - !منظورت بدون پوله -
همگي يه استراحتي بکنيم. فردا 8 صبح .همه ميايم اينجا تا از نو شروع کنيم
!همهش مزخرفه - ...ازتون ميخوام که -
...در نهايت ادب ازتون ميخوام - .ميخواي ما رو خر کني. بهتره از اينجا بري -
.اين جلسه همينجا تموم ميشه - !از اينجا برو! دست از سرمون بردار -
.برو چين موهاي ميمونها رو شونه کن - .وگرنه مجبور ميشيم دست به اقدامات شديدتري بزنيم -
همينو ميخواين؟
دلتون ميخواد زنگ بزنم پليس؟ .ترجيح ميدم اين کارو نکنم
.ما از اينجا تکون نميخوريم
،اگه با همديگه اينجا رو ترک نکنيم .مجبور ميشيم زنگ بزنيم به مقامات بالاتر
.ما موقعيت خودمون رو روشن کرديم - .اصلاً ميخواي زنگ بزن به پاپ -
.اين چيزيه که ميخوايم تغيير بديم .اونجا رو هم همينطور
پس هفتهي آينده ميشينيم .دربارهش صحبت ميکنيم
...پا ميشن ميان اينجا - منتظريد پليس بيايد؟ -
،اين زنيکه فکر ميکرد داره با کي صحبت ميکنه چند تا بچه مدرسهاي؟
،منظورم اينه که بعد از اين شبي که ما داشتيم .مجبوريم به اين مزخرفات هم گوش بديم
«.ما اينجاييم تا کمک کنيم» ...آره جون خودت
ميخوام بدونم فردا قراره .بدون مواد خام چيکار کنيم
هيچي. پس براي چي اومديم اينجا؟ - .ما بايد 8 صبح اينجا باشيم، همونطور که اون گفت -
.اينم از واسکونسلوس
.سلام - سلام. چه خبرا؟ -
چيزي شنيدي، واسکونسلوس؟
.وقت تلف کردنه .من که ميرم. برام مهم نيست
!آروم باشين، رفقا .شايد اين دقيقاً اون چيزي باشه که اونا ميخوان
.شما بايد بياين سرِ کار
وگرنه بهونهي خيلي خوبي .ميدين دستشون براي ختم ماجرا
.بايد خيلي مراقب باشيم
،از 8 صبح تا 4 بعد از ظهر ،مهم نيست که شرکت چي بهتون ميگه
.طبق برنامه به کارتون ادامه ميدين
،بيايد در مورد اعتصاب وروديبندي تصميم بگيريم .با توجه به زندگي خصوصي هر فرد
...اونايي که نميتونن - !اين که اعتصاب نيست، مرد -
،خيله خب، پس جلوي ورود به کارخونه رو ميگيريم .براي حفاظت از شغلهاتون
No comments yet. Be the first to leave one.