Le prime 200 righe.
ترجمه و زیرنویس از ممد نوبری
911مورد اضطراریتون چیه؟
یه ببر به یکی از کارکنامون حمله کرده
و حسابی آسیب دیده
تا وقتی که آمبولانس نیاد اینجا هلیکوپتر نمیفرستند
کل دستش کَنده شده
وقت صبر کردن نداریم
برو برانکار رو بیار
راه ماشین رو خالی کنین
برانکار رو بیار دیگه - دارن میارنش -
ریدم تو کپسول آتشنشانی
حالت خوبه؟ با من بمون .بیدار بمون، سَف
کل پارک رو بگرد مطمئن شو مشتری توی پارک نباشه
خانمها آقایون، قبل اینکه توی اخبار بشنویدش خودم بهتون میگم
حدود یه ساعت پیش یه حادثه پیش اومد
که یکی از کارکنام دستشو کرد توی قفس ببرا و ببره هم دستشو از جا کَند
میتونم پولتون رو بهتون پس بدم یا میتونم بهتون یه بلیت مجانی برای دفعه بعد بدم
چطوره یه روز دیگه برگردید؟
میخای من و پاول چیکار کنیم الان؟
برگرد کارتو بکن مواظب هم باش
.باشه، برمیگردم سر کارم، خیلی خب - .دستتو تو قفس نکنی -
ای خدا
!دیگه هیچوقت از نظر مالی نمیتونم اینو جبران کنم
زنی در حال تلاش برای نگه داشتن دستش که توسط یک ببر دریده شده بود است
قربانی برای جراحی نجاتدهنده با هلیکوپتر به مرکز پزشکی دانشگاه اوکلاهوما انتقال یافت
خبر همه جا پخش شد
!"دریده شدن توسط ببر در وینوودِ اوکلاهوما"
حمله ببر!" و ازین چرت و پرتا"
!حصارا پوست دستش رو از استخون جدا کرده بودن
جو و جان رینکه همون اولش اومدن عیادت من
و من بخصوص یادمه که جان یه خودکار داد دستم
منم برداشتمش و اسمم رو نوشتم و خودکار رو بهش پس دادم
پس دستم اون موقع هنوزم کار میکرد
فقط یه عالمه باندپیچی شده بود و خیلی درد میکرد
:ولی روز بعدش جراح اومد و گفت
هی سَف، قراره که.. میدونی، حدود دو سال" "جراحی ترمیمیـش طول بکشه
"گفت: "یا اینکه میتونی قطعش کنی
"منم گفتم: "قطعش کن
بزرگترین دلیلم، و اینم از جو سرچشمه میگیره
جو گفت که "مأموریت ما اینه که یه "شانس جنگیدن به این حیوونا بدیم
پس میدونستم... که اگه توی بیمارستان بمونم !رسانهها برنده میشن
سوال اصلی اینه که، آیا این حادثه بازتابِ اینه که توی باغوحشتون کارها درست انجام نمیشه؟
انقدر دیدم که چقد اینو تبدیل کردن به یه داستان ترسناک
که حس کردم بهترین کار اینه که سریع برگردم سر کار
که یجورایی، وضعیت رو درستش کنم
پنج روز بعد از قطع دستم برگشتم توی پارک
در کل هفت روز توی بیمارستان بودم
!آره
این باید یکی از وحشتناکترین و دلخراشترین اتفاقی باشه که یه انسان میتونه تجربهش کنه
...با اینحال - !بعضیا اینجور میگن -
ولی بازم تو امروز برگشتی به پارک
،هنوزم وفاداری، هنوزم کار میکنی .هنوزم عاشق این گربههایی
من اولین کسی بودم که "سَف" درباره از دست دادن دستش باهام صحبت کرد
و به طرز تعجبآوری هیچ کینه و نفرتی به دل نداشت
اینم فقط یک روز دیگه برام بود که
طرز فکرم اینه که هیچ چیزی نمیتونه منو از پا در بیاره
و این کار خیلی راحته که اینجا انجامش بدی، ریک
و خودتم اینو میدونی، چون من با مردی کار میکنم که اون هم دوتا پا نداره
خیلی از مردم فک میکنن یه ببر پاهامو کنده
نه، در واقع توی یه حادثه زیپلاین اتفاق افتاد
از 15 متری افتادم پایین، روی پاهام فرود اومدم
،پاهام خُرد شد، لگنم شکست ،کمرم شسکت
تموم اعضای داخل بدنم پاره پوره شدن
،از کمر به پایین فلج شده بودم ،ولی میتونتسم انگشت بزرگه پامو تکون بدم
"و اون موقه بود که گفتم "من میتونم این کارو بکنم
پس تلاشمو کرد خودم یادم بگیرم چجوری راه برم
معمولاً عضلهسازی میکنی ساق پاهات عضلهدار میشه
با پاشنههات و مچ پات
خب من نمیتونستم این کارو بکنم
پس به معنای واقعی داشتم کلمه روی استخونم راه میرفتم
مطمئم روزی 32کیلومتر راه میرم توی باغوحش
!روزی 12 ساعت، هفت روزِ هفته
!بوسو بده بیا! پسر خوب
به تدریج بخاطر راه رفتن روی پاهام اونارو از دست دادم
بابایی رو دوس داره
تقصیر باغوحش نبود
همهش تقصیر خودم بود
حالا هم این پاهای خفن رو دارم
سخته که اعتیاد به حیوونای وحشی رو توضیح داد
منم وقتی که یه ببر رو توی دستام نگه داشتم حسش کردم
وقتی که تونستم برم توی یه قفس با شیر و ببرای 8 ماهه
...یه چیز خیلی اعتیادآوری هست، درباره
.حس قدرتی که داری، وقتی کنار این حیوونا هستی
هی داک، چه خبرا؟
خب، میخای راه رفتنشونو ببینی یا میخای برم کنارشون دراز بکشم روی مبل؟
...میخای چه صحنهای رو میخای فیلم بگیری؟
برای دنیایی که امروزه داریم توش زندگی میکنیم !هیچی سکسیتر و خفنتر و مهمتر از یه ببر نیست
طرح روی بدنش مثه یه خطاطی کهن میمونه که با همون تصویرش پیامش رو میرسونه
همه عاشق ببرن
هر که میگه دوست نداره آدم بی اعتماد به نفس و پوچیه
به محض اینکه یکی از این آدمایی ،که گربه وحشی دارند رو میبینی
اولین کاری که میکنن اینه که سریع اون عکسارو میکشن بیرون نشونت بدن
"منو ببین، این بچه ببر رو گرفتم بغلم"
"منو داشته باش، دارم این ببره رو نوازش میکنم"
"منو ببین، من به این گربه قلاده بستم"
.همهش برای "منو ببین"ـه
میخان از اون گربهها استفاده کنن تا وجه خودشون رو بالا ببرند
!اوه خدای من - فقط یک ساعته که بدنیا اومده -
من بیشتر از هر کس دیگهای توی این کشور ببر پرورش میدم
کل کار جو پرورش بود
اصل قضیه این بود که هی بچه ببر بدنیا بیاره
جو انقدر ببر میفروخت به خیلی از این .پارکهای حیوانات کوچولو دور تا دورِ کشور
فروختن حیوونا پولسازترین چیز برای جو بود
من با ماشین، شیر و ببر و خرس و شیببر .و هر جور حیوونی رو میبردم برای فروش
واقعاً نمیتونم همه جاهایی که بودم رو بگم
بذار اینجور بگم که تو 38تا ایالت مختلف رفتم
...ولی اگه میخاستم فقط یه ببر معمولی رو
از یه پرورشدهنده بخرم قیمتش چقد میشد؟ - .دو هزار دلار -
.و یادت باشه، الان دیگه غیرقانونی شده
.این جرم سازمانیافتهست
این سازمانهای مجرم به صورت غیرقانونی دارن در سایهها فعالیت میکنن
"چون مصوبهی "گونههای در حال انقراض فروش ببر رو ممنوع کرده
تو هیچ حیوون در حال انقراض رو نمیتونی بخری، بفروشی یا مبادله کنی
...ولی هیچ باغوحشی رو پیدا نمیکنی
که وقتی بچه ببر ندارن نیان بخرنشون
چنتا از جاهایی که بچه ببرها رو فرستادیم
یکیش پیش داک انتل تو ایالتای کارولینای شمالی و جنوبی
.باغوحش براون هست، تیم استارک هستش
،طبق گفتهی توماس جفرسون سومین رییسجمهور و یکی از) (بنیانگذاران ایالات متحده آمریکا
هر قانونی که فکر میکنی ،غیر منصفانه و ناعادلانهست
وظیفه و مسئولیت توئه که !با اون قانون کسشر مخالفت کنی
،اگه مردم نگران ببرها هستند
باید پولاشون رو به جاهایی مثه اینجا .که ببرهارو پرورش میدیم اهدا کنن
.اول از همه، اونا در حال انقراضن
خب! اولین کاری که برای محافظت از یه گونهی در حال انقراض میکنی چیه؟
.تولید بیشتر
.نه اینکه منبعش رو حذفش کنی
من یه عالمه ببر از جو خریدم صدها هزار دلار پولشون بود
من دربارهی 28 مکان که بخشی از... چیزی که بهش میگم ...شبکهی آدم بدا" هستن و اونجا بچه ببرها رو"
.پرورش میدن و میفروشن توی اینترنت نوشتم
...من راستش فک میکنم ...قراره
اون زنه عقدهی منو داره
،کارول، لعنتش کنه .دوباره از دستش دادی
برای هر کدوم از این آدمایی که جو بهشون ببر فروخته
اطلاعات بیشتری دربارهشون هست
به این امید که پلیس این قضیه رو جدی بگیره و بره دنبالش
و واقعاً درباره این رابطهها تحقیق کنن
.و ببینن که همهش این شبکه بزرگ از این آدماس
.ماریو تابرو" تو میامی یه گذشتهی مجرمانهای داره"
دلیل شهرتش اینه که یکی از بزرگترین فروشندههای موادیه که ایالتمون تاحالا دیده
،ولی علیرغم این سابقهی مجرمانه یه باغ وحش رو میگردونه
فک نمیکنم تاحالا کسی تونسته وارد ساختمونها و تشکیلات ماریو تابرو بشه
!ای لعنت، این چیه دیگه؟ هی
صبح بخیر، حالتون چطوره، قربان؟ برای امروز رزرو کردید؟
نه - نکردید؟ -
خب، متأسفانه نمیتونم اجازه بدم وارد شید .چون اینجا یه مکان خصوصیـه
من همهش سعی کردم تماس بگیرم ...ولی اونا... میدونی
اینجا یه ملک خصوصیه .در حقیقت باید مجوز ورود داشته باشید قربان
.خیلی خب، مرسی. لعنت بهش - ممنون. روز خوبی داشته باشید -
تو هیچوقت قرار نیست وارد جاهایی مثه ملک ماریو بشی
چون اونا اجازه نمیدن که عموم مردم ببین .واقعاً اون تو چه اتفاقی میوفته
:مارک مککارتی، کارمند سابقِ ماریو .حدودای سال 1982 بود که رفتم برای باغ وحشِ ماریو کار کنم
مردم میومدن پیشم و میگفتن ،باورم نمیشه برای اون مَرد کار میکنی"
چرا براش کار میکنی؟ "نمیترسی؟
،منم میگم: "اون خفنترین حیوونارو داره
"!هیچی دیگه به پشمم نیست
ماریو یوزپلنگ داشت، پلنگ داشت
،ببر، جگوار سیاه .پلنگ برفی، پلنگ ابری
!و این تازه کلکسیون شخصیـش تو خونهشه
!بیا، جانی
غذا آوردم
تقریباً از هر روشی که برای ،قاچاقِ مواد استفاده میکنن
...از همون روشها هم برای قاچاق حیوونا استفاده میکنن
ولی مجازاتش خیلی خیلی کمتر از .وقتیه که در حال قاچاقِ مواد بگیرنت
،دل مارها رو باز میکنن
بستههای کوکائین میذارن داخلشونو !بخیه میزنن
،براشون مهم نبود ماره زنده بمونه یا نه
.مهم این بود که بستهها اون تو باشه
چرا انقد سخته وارد این ملکها بشی؟
من سعی میکنم یه تماسی بگیرم .تا بتونی وارد باغ وحشش بشی
.همه چیز به شدت... امن و مطمئنه
.سعی میکنیم همهچی خطاناپذیر باشه .چون مردم کارای احمقانه میکنن
.بیا بیرون! و کاری به پام نداشته باش
.بیا بیرون! بیا بیرون! آفرین
.میتونم ازت بگیرمش؟ بله
.میشه بندازمش؟ برو بگیرش. برو بگیرش
ما با حیوونامون ارتباط فیزیکی داریم بهشون عشق و علاقه نشون میدیم
اگه نمیتونی حیاتوحشی که ظاهراً لایقشن، و دیگه وجود نداره رو بهشون بدی
تا جایی که میتونی بهشون خوشبختی میدی
و اونا هم با آدما دوست میشن
،آدمایی مثه کارول بسکین
از من به عنوان فرد نمونه استفاده میکنن
من نباید حیوون داشته باشم چون قبلاً مجرم بودم
لبخند بزن، یه لبخند بزرگ بزن. بفرما
ولی بخاطر کاری که کردم حبسش رو کشیدم
.مردم قبلاً از کنار خونهش رد میشدن و داد میزدن "تونی مانتانا!" و میرفتن
!من تونی مانتانام! سر به سر من بذارین !دارین با بهترینا در میوفتین
.بعضیوقتا میگن من نمونهی آزمایشی برای "صورتزخمی"ـم
ماریو تابرو و پدرش گییِرمو
متهم به گرداندن تشکیلات خانوداگی مواد مخدر .ده ساله هستند
اونجاش که پولا با چمدونها رو میبرن توی بانک؟ آره اونکارو من کردم
.ولی نه با یه آدم چاق تو یه ون .ماشینم شورلت کوروت بود. خودم تنهایی انجامش میدادم
از قبلش زنگ میزدم به بانک
و اونا هم ده تا متصدی میذاشتن .بشینن پولامو بشمارن
پول شمار نداشتن
اون زمانا مواد میفروختم که بتونم .عادتِ حیوونداریم رو ساپورت کنم
:به یه جایی رسیدم که پای تلفن میگفتم
،اینجا مواد فروشی ماریو ـست، متخصص ماریجوانا، کواکائین و متاکوالون"
هرکی مایله بیاد بخره، از جمله شما
!ادارهی پلیس بخش جرائم سازمانیِ شهر مترو-دین
No comments yet. Be the first to leave one.