Le prime 200 righe.
طبرق 24 ساعته داره بمباران میشه
نقشه روی دیوار، همهش ترسیم مجدد میشه و سربازهامون دارن میمیرن
بیصبریت رو با اداره جنگ به اشتراک میذارم
و قصد دارم در راستاش کاری انجام بدم
فعلا زیبایی برام ارزشی نداره
ببخشید، ولی گویا اقدامی برای جذاب جلوه کردن بود، درسته؟
تصمیم گرفتم یک هنگ چترباز تشکیل بدم
تصمیم گرفتی؟
به تشخیص من، شماها افراد مناسبی برای این کار هستید
بقیه یا دیوونه، یا توی زندان یا مثل من درماندهن
مین کجاست؟
رفته برمه تا با ژاپنیها بجنگه
شنیدم تو هم میخوای بیای - چرا نیام؟ -
فعلا با ژاپنیها در جنگ نیستیم - اگه پدی در حال رفتن باشه، پس خواهیم بود -
ما واحدهایی از نفرات منتخب رو با چتر به محوطهی داخل میفرستیم
و از داخل صحرا به خط تدارکات رومل حمله میکنیم
- کسی توی صحرا با چتر فرود نمیاد - میدونیم
امیدوار بودم مین هم بهمون ملحق شه اما بدون اون هم از پسش برمیایم
اسم خودمون رو چی بذاریم؟
.ما دیگه جا نمیمونیم اسم یگانمون باید همین باشه
افرادی که نخواستن جا بمونن
[ اتفاقاتی به تصویر کشیده میشود که اکثرشان باورنکردنی بهنظر میرسند ]
« Mr. Lightborn11 ترجمه از: علیرضا نورزاده » @MR_LIGHTBORN11 :تلگرام
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
سلام؟
سلام؟
تو باید همون فرانسویه باشی
سرهنگ دادلی رنگل کلارک تویی؟
درخدمتم
این هم مقر فرماندهی سازمان مخفی خاورمیانهی بریتانیا در قاهرهست
باحاله، نه؟
اگه زود نرسیم، میمیره
بیاریدش
.پرستار، این یکی حالش وخیمه ببرش پیش دکتر
ببخشید
دکتر جمال، این هم لیست بیمارها
پونزده نفر از طبرق؟
بیستتا هم از سیدی بیرانی و یکی هم از خدا میدونه کجا
این همون از خدا میدونه کجاست
لعنتی، ببریدش
فکرکنم یککم از هویتی که دارم، تعجب کردی
...این دفتر همینیه که هست
و کاری که انجام میدم رو به روش خودم انجام میدم
.هیچچیز توی قاهره متعجبم نمیکنه به جز لباس شانلت. از کجا خریدیش؟
پاریس
.خیلی خوشگلیها کاشکی من هم فرانسوی بودم
.من فرانسوی نیستم اهل الجزایرم
چیِ این جنگ به تو مربوط میشه؟
میخوام آفریقا رو از دست نازیها نجات بدم
چشمهات رو ببند و تصورش کن
اگه داری واسه فرانسویها جاسوسی میکنی
بدون که رئیست رو میشناسم
یک دائمالخمر و هروئینیه
میتونم با وجود حماقتش حرفم رو به کرسی بنشونم
خوبه
خب در اینصورت
اگر پای عملیات سازمانی انگلیسی و فرانسوی
در قاهره، وسطه
نظرت چیه بین خودمون بمونه؟
استقبال میکنم
...و پیشنهاد میکنم
با یک چیز خارق العاده شروع کنیم
گه توش - اینی که گفتی اصطلاح پزشکیه؟ -
صدام رو میشنوی؟
درد دارِی؟
نه
الان چی؟
چه حسی داری؟
پشیمونی
اگه اینجوری بمیرم یعنی زندگیم نمایش کمدی بوده
که بینش وقفهای برای خوردن جین و تانیک نداشته
سریعاً واسه عمل آمادهش کنید، یالا - سریع باشید -
.هنر جنگ، فریبه چون فریب با واقعیت در جنگه
و واقعیت دشمن سربازه
یعنی سرباز قهرمان باید در یک قهرمانی خیالی زندگی کنه
و میوه این فریب، پیروزیه
مرگ بر حقیقت
و همینطور پیامدهای کثافتش مثل حقیقت و احتیاط
سرهنگ کلارک، گویا سرخود یک هنگ بریتانیایی تشکیل دادی
از هیچ و پوج ساختمش
واسه عکس سربازها از بازیگر استفاده کردم
هواپیماها از چوب و چسب ساخته شدن
عملیات شناسایی هواییمون بهشدت واقعی جلوه میکنه
از اون پوشه شیشتا کپی گرفتم تا پخششون کنیم
دیشب یکیش رو گذاشتم توی کیفم و بردم به کلاب گوش
که اتفاقی یکی از کارکنان سفارت اسپانیا رو دیدم
البته میدونستم که میبینمش
عمداٌ کیفم رو گذاشتم زیر میزش تا پیداش کنه
پس فردا صبح، اطلاعات خفنی به دست برلین میرسه
که بریتانیاییها یک هنگ چترباز جدید در شرق لیبی دارن
و میخوان پشت خط مقدمشون سربازها رو فرود بیارن
ایتالیاییها هم نیروی کمکی میفرستن
بعدش رهبر شکوهمند و رئیس کل قوای خاور میانه
کلود آوچینلک سهتا لشکری بریتانیایی
میفرسته تا به جناح راست بیدفاع حمله کنن
پیروزی در نبری که با چوب چسب و نبوغم حاصل شده
.ببرش واسه خودت. ازش کپی بگیر بذارش یک جایی که خونده بشه
سیاستمدارهای اسپانیا و پرتغال پیغامها رو سریع به برلین میرسونن
من هم یک ایده واسه یک عملیات دارم
بهنظرم این هم خارق العادهست
ولی با این تفاوت که سربازهای من واقعین
چیزی دستگیرت شد؟
آره، ظاهرا یک فاجعه تمام عیار بوده
چتر استیرلینگ پاره شده
مُرده؟
میگن وضعیتش مبهمه
مشکل استیرلینگ اینه که آدم بلندپروازیه
تو هم هستی، پدی
...اون از اون طبقه آدمهاست
که فکر میکنن اعمالشون باید توی زندگینامهشون برجسته باشه
تا اینکه زندگینامهشون کوتاه و مختصر میشه
اگه بمیره، میرم سر خاکش
چون نمیدونم چرا ولی ازم خوشش میاومد
چرا باید از هواپیما بپری آخه؟
وقتی بچه بودی هم نسبت به اثرات جاذبه
بهطرز احمقانهای خوشبین بودی
دکتر بهم گفته بود که دلسوزیم رو ابراز نکنم
گفتن ابراز دلسوزی بیانگر درماندگیه و باعث میشه طرف پریشون بشه
گفتن نگرانی زیاد ایرادی نداره
پس زیاد نگرانتم
حالت چطوره؟
مادرم اسم وضعیتم رو توی دیکشنری پزشکی پیدا کرده
میگه از 5 نفر فقط 1 نفر بعد از کوفتگی ستون فقرات
نجات پیدا کنه و راه بره ولی خب من همیشه جزو اقلیتم
و معتقده که من اون 1 از 5 نفرم
از اهمیت پرِ سیاه خروس هم برام گفته
به ایدهت فکر کردم
الان دیگه ایده منه چون بهش شاخ و برگ دادم
بیا یک نگاهی بهش بنداز
ریدی با این دست خطت
چشمهام درد میکنن
واسه همین با چشم بسته برات نوشتمش
ولی خب امیدوارم که بتونم چشمهام
...و پاهام رو
پاهای کیرم رو قانع کنم
پاهام رو قانع کنم که بشون نیاز دارم
دارم انگشتها، ساق پا
و زانوهام رو قانع میکنم که واسه این کار بهشون نیاز دارم
چه نیازی بهشون داری؟ - ایدهها دارن سریع به ذهنم میرسن -
حتی این پره هم این موضوع رو تایید میکنه
از بین این کاغذها، انگار که سرنوشت خواسته باشه، افتاد
بیا اینجا
توی ملک خانوادگیم به خروس سیاه شلیک میکنن
ولی فقط زمانی که روی هوان بهشون شلیک میکنن
خروس سیاه
میشیم یک هنگ متشکل از شکارچیهای غیرقانونی
که به خروسهای سیاه توی تاریکی
و توی لونهشون شلیک میکنیم
روی زمین بهشون شلیک میکنیم
برعکس آدمهای متشخص
استیرلینگ شاید علاقانه باشه
که ازشون بپرسم چه داروهایی بهت میدن
چون حرفهات اصلا عقلانی نیست
خروس سیاهها، آلمانیها و هواپیماهای ایتالیایین
منتظر نمیمونیم که فرود بیان
.روی زمین بهشون شلیک میکنیم لوئیس، بهش فکرکن
.نیازی به فکر کردن نیست، لوئیس همهش آکادمیکه
حتی اگه بتونیم خودمون رو به باندها هم برسونیم
هیچ بمبی اونقدر کوچیک نیست که بتونیم از صحرا ردش کنیم
و به دهها بمب نیاز داریم
.یک کاریش میکنی من هم پدی مین رو قانع میکنم
که بهمون بپیونده
از ستاد مرکزی خبر رسیده که آزمایشمون دیگه تمومه
فوراً جلوی کار واحدهامون رو گرفتن
پدی مین داره میره برمه
من هم میرم طبرق
و فکرکنم تو رو هم برمیگردونن به خونهت توی اسکاتلند
نه، هیچکس نمیتونه من رو مجبور به کاری کنه
بهتر میشم
لوئیس، بعدش من، تو و پدی مین
میریم شکار غیرقانونی بکنیم
یکسری اطلاعات بسیار مهم
از یک گروه صحرایی دوربرد دارم
...ولی متاسفانه
باید بیای اینجا تا ببریش
خیلی حرومزادهای - میدونم -
دیشب از ژنرال د گول بهم خبر رسید
و اجازه داد تا باهات درباره یک مسئله بهخصوص
صحبت کنم
بریم - مواظب باش -
اینا بازیگر نیستن
یکسری چترباز فرانسویان که قبل از اومدن نازیها
از فرانسه فرار کردن
ژنرال د گول میخواد واحدهای بریتانیایی
فوراً بهشون بپیوندن
چرا به من میگی؟ کار من جوک و تردستیه
بریتانیاییها دارن جنگ رو میبازن و به کمک نیاز دارن
تو یکی از موثرترین مامورهای مخفی در آفریقا هستی
هرکاری ازت برمیاد
تکنیک سادهایه
با پاچهخواری میخوای خرم کنی
خوشم میاد، ادامه بده
فرمانده عالی بریتانیا به حرفت گوش میده
بهش پیشنهاد یک عملیات بده که نیازمند سربازهای فرانسوی باشه
قاعده سازی دیگه تخصص منه
دیگه پا روی پام نذار
من اینجا هنگ ابداع میکنم
موقع رقص پا میذارم روی پات
قراره برقصیم یعنی؟
این فاز دوم بعد از پاچهخواریه
No comments yet. Be the first to leave one.