Le prime 200 righe.
کیه؟
ای بابا... بله! دارم میام
...ای خدا
این موقع شب شما اینجا چیکار میکنین؟
اینجور که از حرف زدنتون پیداست از راه دوری میاین
ولی موندم چرا اومدین تو این محله متروک
یکم دیگه که درست کنی حله
یکم ازینا بخور
ممنون
انقدر تارفی نباش بچه اولته؟
،با توجه به همسرت باید یه دوجین بچه دیگه ام داشته باشین
...وای خدا اولین دندونش داره درمیاد
دیگه بزرگ شده ها
...به اندازه کافی
...و... و این چیه
...نترسین داشت باهام شوخی میکرد
...این
!هیولاست
منو ببخش
پرونده های مجهول چوسان: کتاب اسرارآميز حمله چانگوی
به هوش اومدی؟
،بیهوش پیدات کردم واسه همین آوردمت اینجا
پس شما زندگیمو نجات دادین
ممنونم
اما... اینجا دقیقا کجاست؟
،اینجا به جانگ پیونگ معروفه بیست کیلومتریه کوه بیک دو
چقدر با دریا فاصله داره؟
،اگه مقصدت اونجا بوده بنظرم مسیرو اشتباه اومدی
اون همسرمه
یسری بیماری هایی داره که بد خلقه
مگه چه بیماری ای میتونه داشته باشه که مجبورش کنه زوزه بکشه؟
ای کاش میتونستم جوابی واسش پیدا کنم
اگه اذیت میشی امیدوارم مارو ببخشی
این چه حرفیه مسکن آرومش کرد؟
،نکنه
دارین جایی میرین؟
،مشکلات هرچقدرم که باشن میتونم از پسشون بربیام
شما استراحت کن
...ولی خب میشه بهم بگین
احیانا یه لوح ندیدین که اطرافم رو زمین افتاده باشه؟
حدودا اینقدری و با نخ هم تزیین شده بود
...البته نمیگم شما برداشتینا
از همسایه بغلی بپرس
اونم موقعی که میاوردمت کمکم کرد
از یه ماه پیش تا حالا از خونش نیومده بیرون
پس حتما همونجاست
شرمنده من دیگه باید برم
...اونجا
لکه های خون رو لباستونه
چی؟
درست همینجا
ببخشید؟
من همسایه بغلی هستم
اگه جوابی نمیگیری خب برو
چرا مزاحم بقیه میشی؟
رفتارت همچین خوب نیستا
ولی مگه اونجا جای من نیست؟
واسه چی اونجا وایسادی؟
بیا اینجا کمکم کن
و شما
تو اقامتگاه من چیکار میکنی؟ صداتو بیار پایین
...میدونستم فایده نداره
یه دلیل خوب برام بیار تا کمکت کنم، اینجوریه؟
...داری چیکار میکنی
کی اونو ازم دزدیدیش؟
این مال منه
مال تو اونجاست
این روزا شین مووه ها چه جور آدمایی رو بکار میگیرن؟
...پس تو خب تو چه مقامی داری؟
من بازرس کیم هیونگدو از دفتر بازرسی کل هستم
بازرس؟
بنظرم من جایگاه بالاتری دارم پس باید بیخیال لقب افتخاری بشم
میتونی ببینیش؟
!من چیزی نمیبینم
...توام که مثل منی
بیا یکی دیگه درست کنیم
مگه تو تحقیقات، پشتکار داشتن یکی از اصل و اساسا نبود؟
پس حداقل بزار بشنوم واسه چی باید پشتکار نشون بدم؟
نیاز نیست اینجوری خیره نگاه کنی
من لی بانگیون از شعبه همگیونگ هستم
چی باعث شده این همه راهو از هانیانگ بیای؟
انگاری همگیونگ پر از پرونده های بزرگ شده
خب بگو تا بشنویم
تو واسه چی اومدی اینجا؟
مزهش چطوره؟
مثل هر سوپ گوشت دیگهس
اما چه نوع گوشتی؟
بیا بیخیال این چرت و پرتا بشیم و عوضش درست برخورد کنیم
،در عرض این چند روز طوفان شن هم مهار میشه
،راستی
تا حالا درمورد میخونه های سیاه چیزیم شنیدی؟
هرچی باشه یه بازرس ایالتی هستی
،اگه قصدت این بود که منو اذیت کنی کور خوندی
خب که چی
داری میگی من دارم از گوشت انسانا لذت میبرم؟
...من واقعا
یه شکارچی زخمی هم قبلا تو همین اقامتگاه تو بوده
تا اینکه یهویی سه روز پیش ناپدید میشه
...به نظر مدرک زیاد قانع کننده ای نیست
مدرک؟
نگهبان ادعا میکنه که اون بیرون بهش یه قبر داده
داری میگی
که شروع کنیم به کندن قبر یا یه همچین چیزی؟
در واقع، من دنبال یه موجودی بودم ...که از انسان ها لذت می برد
نه راستش خون انسانهارو میریخت
اگه ما فقط با یه میخونه سیاه که ،گوشت انسان میفروشه سر و کار داشته باشیم
این فقط به قتل منتهی میشه
ولی اگه معلوم بشه که ،نگهبان اینجا هم از خون انسان تغذیه میکنه
پس داستان کلا فرق میکنه
یعنی میگی گوشت انسان فقط به کشتنش منجر میشه؟
قتل انسان و فروش گوشتش یه امر اقتصادیه
پس دادگاه دولتیو نگران میکنه
،ولی اگه اونا با خون انسان دلی از عذا دربیارن
پس ما با این موجودات غیر عادی و هیولاهای عجیب غریب سروکار داریم
پس وقتش نیست ما یه قدمی برداریم؟
...اون زوزه ها
دائمین؟
...من اسم همسر مریضشو شنیدم
ولی هنوز شخصا ندیدمش
،پس با توجه به سوراخایی که درست کردی
مطمئنم که این کار خیلی ترسناک بوده
...گوش بده
باز کردن اون سوراخ اصلا جالب نبود
خب پس
اینکار مدرک مهمی برات درنیاورد؟
غیر از کدو تنبل که برای درمانش استفاده شده، چیز دیگه ای نیست
یعنی هیچ مدرک دیگه ای نداری نه؟
بنظرم
،یه برخورد یهوییه دیگه
مگه نباید از این فرصت استفاده کرد تا با کسی که از راه میرسه حرف بزنی؟
آره... خوب گفتی
ما باید شب بمونیم
پالبوک، ایلچانگ
برید و محل رو بررسی کنید
بله بله
بزارید یکم خوراکی و
یه اقامتگاه برای شبتون مهیا کنم
...ما اقامتگاه داریم، پس
باشه پس بزار از اقامتگاه خودت استفاده کنیم
منو ببخشین قربان
...چون همسرم مریضه
می تونیم میزها رو کنار هم بذاریم و به جاش از اونا استفاده کنیم
میخوای شبو اینجا بگذرونم؟
!چندتا اتاق میخوایم
به محض اینکه طوفان خوابید میریم لطفا سعی کن درک کنی
یه اتاق طبقه بالا هست که میتونین ازش استفاده کنین
به پاس قدردانی از شما
این رفقیمون داوطلب شده تا اتاقشو بهتون بده
ای بابا... خیلی تاسف آوره که بخوایم تو اولین دیدار شمارو به زحمت بندازیم
ممنون
کاری نکردیم
اتاقتو بده بهشون، میدی؟
و چرا من باید بدم؟
خب که چی
نکنه ترجیح میدی کارای قشنگتو رو دیوار ببینن؟
این نزدیکیا درگیری مسلحانه ای میشه؟
پایگاه محلی درگیر شده پس لازم نیست نگران باشی
بیرون همه چیز مرتبه
احتمالا نتونستن تو این آب و هوا تا اینجا دنبالمون بیان
در هر صورت باید نوبتی نگهبانی بدین
من باید مراقب محل باشم
شما برین و یچیزی بخورین
پالبوک، تو با من شیفتتو عوض می کنی
باشه
...نباید تو این راه بهش اعتماد میکردیم
،خب
شما کجایی هستین؟
این اطلاعات محرمانه نظامی هم هست؟
ما از کوه بیک دو میایم ...هی تو
رازایی هستن که آدمو دل نگرون میکنن، متوجهم
...ازونجایی که سرنوشت مارو اینجا دور هم جمع کرده
،اگه چیزی هست که میخواین بپرسین
از مافوقمون بپرسین تا جوابتونو بده
با پشتکار تو محل کار، خوبه
داری نهایت تلاشتو میکنی مگه نه؟
ولی اگه نگهبان بفهمه که داری سوراخ میکنی چی؟
مگه اون پایین نیست؟
،و اما همسرش
بیماریش نمیزاره نگران همچین چیزایی باشه
پس هرجور راحتی
چیزی فهمیدی؟
انگاری داشتی به یه چیزی نزدیک میشدی
بنظرم اوناام دنبال چانگوی هستن
!چانگوی؟
روح جدا شده ی بچهای که ...جلوی پدر و مادرش از بین میره
توسط یه گربه تسخیر میشه، تبدیل به یه چانگوی میشه که از خون انسان تغذیه میکنه
اصلا راجبش نشنیده بودی؟
...پس تو یه همچین چرندیاتیو باور میکنی
چرندیات؟
بعضیا حتی شاهدشونم بودن
،چرا
نکنه تو شاهد بودی؟
،تو راه بازگشت به استان گیونگ سانگ
از یه دوشیزه شنیدم
داشته به خونه برمی گشته و ،گوشت گاو تازه خرد شده رو حمل میکرده
یهویی حس کرده یکی داره دنبالش میکنه
،و لحظه ای که برمیگرده پشتشو ببینه
کسیو نمیبینه
،یبار دیگه
!و بازم کسیو نمیبینه
No comments yet. Be the first to leave one.