Le prime 200 righe.
«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»
سرپرست بازیگران کودک) (در محل فیلم برداری حضور داشتند
بریم، بدش به من- بیا-
زود باش- جلوشو بگیر-
جلوشو بگیر- جلوشو بگیر-
بیا- بزنش-
برو سمت چپش- هوی-
جلوشو بگیر - جلوشو بگیر -
برو سمت چپش- جلوشو بگیر-
جلوشو بگیر - !شوت -
بریم- عالی-
بزن بریم
بریم - بریم -
نماینده ی کلاس، متنو بخون
"فکر می کنم که با هوش مصنوعی"
"مشکلات متعددی وجود دارد"
"اول از همه، در آینده ای نزدیک"
"ما شروع به تولید دستگاه هایی میکنیم"
به کتابت نگاه کن- "که مانند انسان ها"-
"میتوانند به تنهایی تصمیم بگیرند"
به هر حال ما نمیتوانیم به اینجور" "ماشین ها اعتماد کنیم
اینقدر به اون زل نزن. سرت تو کتابت باشه
بین اونا چه خبره؟
ساکت باش
از اون خوشت میاد چوی اوم جی؟
چی؟- مشکلش چیه؟-
چیه؟- نه-
اگه دوستش نداری پس چرا همش بهش زل میزنی؟
حتما یه دلیلی وجود داره که به ...جای نگاه کردن به کتابت
به اون نگاه میکنی
این دیگه چیه، چوی اوم جی؟ - هی، چوی اوم جی -
جوابمو بده
از پسش برمیای، چوی اوم جی برو دنبالش
من دوستش دارم
چی؟- چی؟
چه اتفاقی داره میفته؟ این چیه؟-
!برگام- چی؟-
چه اتفاقی داره میفته؟- جدی؟-
ساکت بشید
به این زودی داری میری؟
اومدم یه یه ذره صورتتو ببینم
من فردا کلاس دارم، باید برم
نمیتونی برگردی سئول
اگه امروز بری، دیگه برنمیگردی
چی گفتی؟ تو گفتی چوی اوم جی رو کشتی
چرا الان یه چیز دیگه میگی
ببین
اینو ببین
این کفشارو یادته، نه؟
چرا اونجا اینقدر خونی بود؟ با چی بهش ضربه زدی؟
سلاحتو از قبل آماده کرده بودی؟
نه
من نکشتمش
آقای کیم دو ها. بیدار شو
آقای کیم دو ها- ...من نبودم-
چی گفتی؟
...من
نکشتمش
میتونم دروغاشو بشنوم
...من
خدایا
شائون چی؟
اون نمرده
دیدی که سالم و سلامت رفت
حتی یه کابوس درموردش دیدی
همچنین، شائون قرار نیست خودشو بکشه
نگران نباش
...وایسا
چی؟ داری میسوزی
تو خونه تب بر داری؟
بهشون نیازی ندارم
...ولی
تایید کردم که اون یه مرد معمولیه
واقعا لازمه اینکارو بکنم؟
اما اون مریضه. کمک نکردن بهش خیلی پست فطرتیه، نه؟
حله پس
برمیگردم
دارو آوردم
دارم میام تو
...چی
آقای کیم
بیدار شو و قبل از خواب دارو بخور
میذارمش اینجا
خواب آور
خواب آور مصرف کرد؟
خدایا خیلی مسخره ست
پرام
آب گرم
وایسا نه
داره میسوزه باید با آب سرد خیسش کنم؟
خدایا
دقیقا دارم چیکار میکنم
من حتی درست نمیشناسمش
دستمم درد میکنه، میشه برم؟
ببخشید
...شرمنده
الان جوابمو داد؟ این چیه؟
«Maryam , ltsoye, Pani, kave :مترجمین » « ltsoye, Kiana :ادیتور » :::: @KoreaTimes ::::
فقط ده دقیقه وقت داری
این چیه
قرار بود بعد اینکه بهت دارو دادم برم
اما بدجور مریض بودی، بخاطر همین ازت یه نمه مراقبت کردم
من درو برات باز کردم؟
نه واقعا، کاملا بسته نبود
اوهوم
چطوری الان
تبت خوب شده؟
خانم موک
بله
دیگه نگران من نباش
چی؟
جوری رفتار کن
که انگار وجود ندارم
فکر میکنی من اینجا خوابیدم
که اغوات کنم؟
نه
پس چی؟
دلیلش اینه که تو کیم دو ها هستی
این از کارایی که نیست که مردم میتونن داشته باشن؟
کم به سلبریتیا علاقه دارم
پس- فهمیدم-
دیگه لطفا برو
حله
راستش منم دیگه کاری باهات ندارم
خوشحالم که زمانبندی همه چی درست شد
خداحافظ
مرتیکه ی مسخره
چی؟ نگران من نباش؟
جوری رفتار کنم که انگار وجود نداره؟
اینارو به من گفت
حالا هرچی، اونم نیست
برای آنفولانزا، تب و لرز،) (آبریزش بینی و سرفه
دوک چان
جو دوک چان
دوک چان, به دو ها بگو یه جای دیگه بره
یا براش هتل بگیر
من نمیخوام اون تو خونه بمونه
چطور تونستی بعد از شیرین کاری دیروزت
اینقدر پررو و بی ادب باشی؟
یه خانم عجیب همسایه ی دو هاست
اون حتی اسمشو میدونستو و سوار ماشینش کرد
اگه اجازه بدی دو ها اونجا زندگی کنه
هر روز پیشش میرم
کوچه ی خونه اش پر از خبرنگار میشه
سا جی اون
سرم داد نزن، ترسناکه
میدونی دو ها دیروز چقدر ترسناک بود؟
...اما
با اینکه از دستم عصبانی بود خیلی خوشحالم که دیدمش
من ترسیدم
اما دیدن چهره ی عصبانیش حالمو بهتر کرد
...جی اون, کاری که الان داری میکنی
کمکی بهت نمیکنه
تو مثل دوست دختر قدیمی دو ها رفتار میکنی
چطور کمک نمیکنه؟
دو ها نمیتونه بره و بقیه ی خانما رو ملاقات کنه
چون تماساشو رد میکنه؟
در مورد اون چی میدونی؟
که شبیه منه. واسه همین اینو گفتم
درسته که دو ها بیخیالش نشده
اما دلش برای اون تنگ نمیشه
به هر حال, کافیه
...اگه عشق یه طرفه بود
آره، باید با همه ی طرفدارات قرار بذاری
مسخره
به خودتون ربط داره
حله، من زنگ میزنم
فقط یه مهر برای کوپن باقی مونده
دوباره بیا- باشه-
ممنون
قهوه ی بدون کافئین بهترین راهه
خوب و قویه، عاشقشم
چی قویه؟
کافئین؟- عمیق-
یعنی این قهوه عمق داره
خدایا, نمیدونی؟
پس وقتی خسته میشم قهوه ی بدون کافئین میخورم
عجیبه که بهم گفتی
درسته
تو گفتی وقتی با این پسره بودی روح بهت کمکی نکرد
چه اتفاقی براش افتاد؟
...هیچی
چون روح خودشو نشون داد
این جذابتره
یعنی اون مرد تمام مدتی که باهم بودید دروغ نگفته
فراموشش کن، دیگه برام جالب نیست
چه دروغی گفت؟
میدونی، اون تو خوابش حرف میزنه
تو باهاش خوابیدی؟
نه بابا، نه
فقط شنیدمش
شنیدتش؟
اون حرفاشو توی خواب شنیده؟
وقتی خواب میدید دروغ میگفت
ممکنه یه چیزی رو تو اعماق ناخودآگاهش
مخفی کنه؟
حالا هرچی
ظرفا رو بشور
هی
اینجا دهاتی تر از چیزیه که فکرشو میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.