Le prime 189 righe.
رابطه
خواهر جون ببین مامان و بابا دارن اونجا کار می کنن
کجا؟
مامان
اومدی دخترم؟ غذا حاضره
بذار اونجا الان میاییم باشه بریم
دخترم بهت یکم پول میدم غذا بخری
مامان، یکم بیشتر بده میخوام برای راجو پیراهن بخرم
اون چه نیازی به پوشوندن خودش داره؟ اون یه مرده
مامان
وقتی داداشم بدون لباس راه میره دلم به درد میاد
دخترم
داریم برای ازدواجت پس انداز می کنیم اگه اینطوره پس من نمی خوام ازدواج کنم
بفرما
باشه بابا ، پول برای خرید لباسم بهت میدم حالا بیا اینو بخور
خیلی دیر شده ولی راجو هنوز نیومده خونه؟
کمک کن سبدو بذارم لطفا
دخترم شام درست کردی؟
کجایی؟ دارم می پرسم شام حاضره یا نه؟
مامان شام براتون مهمه؟ راجو رفته خیاطی لباسشو بگیره و هنوز برنگشته
و تاوقتی که لباس تنش نبینی خیالت راحت نمیشه
تا الان ندیده بودم یه خواهر اینقدر دیونه برادرش باشه
منم ندیدم
خواهرجون خواهرجون
چرا اینقدر دیر کردی؟ می دونی چقدر نگرانت بودم؟ بریم
بیایین ببینیم داداشم تو لباس جدیدش چطوره
این چیه؟ بهت پول دادام پیراهن بگیری
اونوقت تو تاپ گرفتی؟ این تاپ برای تویه خواهر جون
(من اگه لخت بچرخم هیچکس توجهی بهم نمی کنه(نمی بینه منو ولی وقتی تو تاپ پاره می پوشی همه نگاهت می کنن
برای همینم بجای پیراهن تاپ گرفتم
راجو
خداوند برکت دهد
جناب تاگور، چه خبر از اون پرونده وراثت؟
امروز قراره تصمیم گیری بشه، شنیدم این الهه خیلی قدرتمنده
برای همین اومدم برام دعا کنین
جناب عابد، چی دارین میگین؟ آره خواهر
وقتی جناب تاگور دخترتونو دیدن لحظه بسیار فرخنده ای بود
برای همینم جناب تاگور پرونده ای رو که سالها زمان برد بلاخره برنده شدن
بعد جناب تاگور که مقدر شده بود مجرد بمونن
بلاخره تصمیم گرفتن اگه قراره ازدواج کنن تنها با دختر شما باشه
منم برای خواستگاری اومدم اینجا
...مامان ببینین چی سلام دخترم، خیلی خوش شانسی
جناب تاگور سورج پرتاب از چاندانپور از شما خواستگاری کرده
جناب تاگور ، ازدواجتون مبارک اعلام می کنم
داماد عزیز...اگه ما فرومایگان اشتباهی مرتکب شدیم لطفا ما رو ببخش
این چه حرفیه؟ شما دیگه پدر منم هستین آقای راملال
وقت خداحافظی با عروسه زود بیارینش الان اومدم
اینا چیه ؟ اینا رو می خوای به عنوان جهیزیه بدی دخترت؟
پس می خوای دخترتو دست خالی بفرستی بره؟ دیوونه
این چیزای بی ارزش برای ما فقیرا چیزی حساب میشه نه برای اونا
ببین، توی این هدیه ها کلی عشق از طرف مادر فقیر هست
چیزیه که توی این دنیا نمیشه خریدش
خیله خب باشه ولی عجله کن
تو هم که همیشه عجله داری ، برو بیرون به مهمونا برس منم بذار به کارام برسم ...برو
ببینین
چی شده؟ میشه چیزی بگم؟
بله، بگو
والدینم می خوان به عنوان جهیزیه دخترشون
هرچی در این شهرهست رو بدن
اما هیچ پولی ندارن
ولی توی این خونه یک چیز خیلی قیمتی و ارزشمند هست
اگه ناراحت نمی شین می تونم اونو با خودم بیارم؟
اگه چیزیه که برای تو اینقدر ارزشمند پس چرا خودتو اذیت می کنی؟ بیارش با خودت
اینه اون چیز ارزشمند من، داداشم راجو
اوه، پس این موجود ارزشمند تویه
ببین راجو از امروز ایشون همه کس منه
تو هم هرچی ایشون بگه انجام میدی خب برادر زن
با ما میای؟ هرچی شوهر خواهر بگه منم همونکارو می کنم
زنده باشی
پوجا، این خواهر من جوتیه
تنها 6 ماهش بود که والدینم فوت کردن
هیچوقت عشق والدین رو دریافت نکرده حتی نمی دونه مادر کیه
یا عشق مادری دختری که اینقدر عمیق عاشق داداششه
اون دختر می تونه به همون صورت عاشق خواهر منم بشه
وقتی اون روز توی معبد دیدمت حس کردم
که خدا عشق مادری رو برای جوتیه من فرستاده
جوتی ...این زن داداشته
داداش، اون کیه؟ اون برادر زن من راجویه
آهان تو اومدی که با من بازی کنی؟
خواهر جون خواهر جون
شوهر خواهر! شوهر خواهر
خواهرجون؟ خواهرجون؟
شوهر خواهر! شوهر خواهر
خواهرجون؟ خواهرجون؟
شوهر خواهر! شوهر خواهر
راجو کجایی؟ اینجام شوهر خواهر
صبح به این زودی چرا سروصدا می کنی؟ شوهر خواهر میخوام بهتون یه جادو نشون بدم
جادو؟ بله ، اول چشماتونو ببندین
اما چرا؟
خواهر جون اول چشماتو ببند
بفرما
شوهر خواهر ... تقلب نکنین
بفرما
آره همینطوری
حالا هر دوتانو چشماتونو باز کنین
واه ...چه کردی؟ قشنگه نه؟
شوهر خواهر اینو برای شما فقط توی 3 روز ساختم
واه راجو واه حرف نداری پسر آفرین
شوهر خواهر ...اسمش هیراست هیرا به خواهرجون و شوهرش سلام کن
هیرا همه مونو می بری بگردونی؟
دیدین شوهر خواهر؟ هیرا توی عروسی می رقصی؟
هیرا از مزرعه خودمون میوه(بادام ) می خوری؟
از مزرعه های دیگه میوه می خوری؟
شوهر خواهر همچنین روح وفاداری داره من اونو نیمه انسانی تربیت کردم
خب چرا کامل نساختیش؟ اگه اینکارو(انسان تربیت کردن) می کردم دیگه بی ارداه و بی وفا می شد
راجو تو شب و روز اینهمه با سختی کار می کنی، همش برای من؟
شوهر خواهر تنها وظیفه 24 ساعته من اطاعت کردن از شماست
کار کردن برای شما، خدمت کردن به شما و مراقبت کردن از شما
راجو چند بار بهت بگم جای تو زیرپای من نیست؟
توی قلب منه چیکار کنم دیگه عادت کردم
می خوایین همینجور به این حرفا ادامه بدین یا معبد میایین؟
اوه راستی یادم رفته بود
تاوقتی شما دونفر نرسین معبد مراسم دعا شروع نمیشه، بریم بریم بریم
اگه جوتی هم الان اینجا بود خیلی خوب می شد وقتی امتحاناش تموم بشه میاد
خیلی زود برمی گرده بریم؟
بریم برو هیرا
سلام جناب تاگور چه خبر؟
خوبم، آقا
سلام جناب تاگور امسال وضع نیشکرتون چطور بود؟
خوب به لطف خدا
بچه هاتون رو فرستادین مدرسه؟
بله آقا، با تشکر از شما
من نه، از الهه مادر تشکر کن
سلام آقای تاگور سلام جناب عابد
سلام سلام
همه چی آماده است؟ تقریبا مثل هرسال ...فقط
باید حجاب (چادر) رو از همسرتون بگیرم و روی الهه مادر قرار بدم
پوجا
راجو
شوهر خواهر ...اینجام بفرمایین بفرمایین راجو امروز خواهرم میاد
چی شد؟ چت شد؟ جوتی داره میاد
حالا چرا داد می زنی؟ تاوقتی نرم به چند نفر نگم
دل پیچه م خوب نمیشه
گوش کن ببینم ،این تلگراف دیر اومده الان باید رسیده باشه ایستگاه اتوبوس
برو و سریع بیارش
باشه هرکسم توی راه ببینم بهش میگم
- عجله کن خدافظ خدافظ
پوجا
پوجا پوجا
چیه چه خبر شده؟ جوتی عزیزت داره میاد
حالا چرا داد می زنی؟ رامدین ! شنیدی؟
جوتی داره میاد خونه
جوتی چاقالو
جوتی بی ریخت
چاندانپور چاندانپور
راننده! خواهر شوهر خواهرمو ندیدی؟
شوهر خواهرِ چی؟
همه چاندانپور اونو می شناسن تو نمی شناسیش؟ کی تو رو راننده کرده؟
راجو
راجو؟
انگار قبلا دیدمت راجو ...من جوتیم ...جوتی
از وقتی بچه بودم دیدیم عینکتو بردار ، بردار ببینم
راجو چت شد؟ خواهر تاگور بزرگی
و لباسای به این کوتاهی؟ پول برای خرید لباس کم داشتی؟
یا خیاط از لباست کش رفته؟ بکش پایینتر همه می بینن
چکار می کنی ؟ کی می بینه؟ کسی نمی بینه
حتی یک نابینا هم بهت با این لباسا خیره میشه بکش پایینتر
این آخرین مده فشن کجا بود ،تَنِش و استرسه
کلوچه شیرین من، چقدر دوستداشتی تو
ولم کن! کلوچه من؟ می خوای بخوریم مگه؟
یه روزی می خورمت شوهر خواهر و خواهر جون منتظرتن
جالبه! تو سوت زدی و اسب عقب عقب اومد پیشت
هرچی شوهر خواهر بگه من انجام میدم و هر چی من بگم، هیرا انجام میده
حالا روی کالسکه ای که خودم با دستای خودم برای شوهر خواهر ساختم بشین
چون اینجا شهر نیست داهاته، فهمیدی؟
برو هیرا
جوتی
امتحانات چطور بود؟ نفر اول
ببین، من از خواهرم پرسیدم
خب من ازش توی راه پرسیدم که جوتی امتحانات چطور بود؟ اونم "گفت "اول شدم
برای همینم گفتم "نفر اول" یعنی "اول شده" ، مگه نه جوتی؟
بگو
آراه داداش ، صد درصد اول اول اول
بریم تو ، بریم بریم
نه نه نه
چی شده؟ یه دقیقه
چشم بد از اینور اونور ، بغلی پشت سری
بیرونی درونی یا هرجایی دور ، تف تف اینجا اینجا
حالا بدون اینکه اینور و اونورو نگاه کنی برو تو این چه کاریه راجو؟
شوهر خواهر، شما نمی دونی ولی یه عالمه بدچشم توی این روستا هست
که به جوتی نظر دارن(چشمش می کنن) فهمیدین؟ جدی؟ ها
حالا تموم شد؟دیگه می تونیم وارد شیم؟ عقبو ببینم؟
نه نه! جلوتو ببینین جوتی جلوتو ببین، برنگردی
بریم، زود باشین بریم
شوهر خواهر، جوتی اضافه وزن پیدا کرده، برای همین فکر کردم
....باید از خوردن برنج و سبزی
گمشین از اینجا بیرون
شوهر خواهر، انگار اونجا مشکلی پیش اومده
شما بمونین من میرم نه، راجو
No comments yet. Be the first to leave one.