Le prime 200 righe.
"زندان، خالیسکو، 1987"
"راز خانواده ی گریکو"
اوه، خیلی دلگیره
این کشور خیلی دلگیره
همه فکر میکنن کشور شون یکم دلگیره
خب، من فهمیدم فرانسوی ها از فرانسه متنفرن
نه، اونا از پاریس متنفرن
دلیل خوبیم دارن
اشغاله
بابایی، لطفا
چرت پرت نگو
به همه توهین کرد
میخواد فرانسویا اسپانیایی بفهمن و حرف بزنن
یه روز، به یه یارویی با سرود ملی فرانسه توهین کرد
...گور بابات، اشغال
انقد خندیدم که نزدیک بود شلوارم رو کثیف کنم
برگشتن واست دلگیره؟
مامانی، الان حس میکنه پاریسی شده
حتما میرم اونجا زندگی میکنم
وقتیکه بیوه شدی
دهنت رو ببند، اینجوری نگو
من اقیانوس ارام یا دریای کارائیب مکزیک رو به
رود سن بوگندو ترجیح میدم
اگه از شون یه چیزی بپرسی عصبانی میشن
راست میگی
چرا باید فرانسوی حرف بزنم؟ من مکزیکی ام
میرم کشورتون و پولم رو هدر میدم، پس اندازم رو هدر میدم
احمق ها
وقتیکه تو فرانسه بودم، بهم خوش گذشت
کلی باگت خوردم
باگت
دو نوع ادم اونجاست، یا همجنس گران یا حموم نمیکنن
ببخشیدا، من یه مرد فرانسوی خیلی شیک دیدم ها
عجبا
یه مرد فرانسوی چشم عمه لوپه رو گرفته
حسودیت نمیشه، عمو؟
اره، ولی هیچوقت نباید حسادتت رو نشون بدی
اگه چیزی نشون ندی بهتره
!هعی
این بچه داره چی کار میکنه؟
!اندرس، لطفا
موتور خریده؟
کلاه کاسکت سرش نکرده
اندرس، برو خونه
مامانم کلی هدیه واسم اورده
نگرانم میکنه
چند هفته دیگم بدون اینکه ببینم شون میتونم زندگی کنم
میتونم تمام عمرم بدون شون زندگی کنم
ولی اینجام
لعنتی پسر
تو بچه آکیلسی
فاتحت خوندس
اگه بهت بگم که
هر چی پول بخوای بهت میدم تا
زندگی کنی و هر کاری که دلت میخواد بکنی چی؟
نمیدونم
تمام روز لخت میخوابم
یا یه فاحشه از تلوزیون میوردم تا باهام باشه
چون میتونستم پولش رو بدم
من بدشانس بدنیا اومدم داداش
سهم من از زندگی زهر ماره، همین
خنده داره عوضی؟
خب، تو چوگانت خوبه
ولی اگه از کشور نری، گرسنگی میکشی
تازه، چند سالگی دیگه نمیتونی بازی کنی؟ 40 سالگی؟
هیچ کاری نکردن بهتره
تو اینجوری میگی چون تو ادم فضایی، اکثر مردم باید سرشون گرم باشه
مگه نه دیوونه میشی - دروغه -
به هر حال دیوونه میشی
وقتیکه اینجا زندگی میکردم
احساس میکردم سرم میخواد منفجر بشه
رفتم توی هاوایی
اندونزی و ناصره موج سواری کردم
کارم به باخا کالیفرنیا کشید
یه روز با خودم فکر کردم که من اینجا با سر تا پای خیس چی کار میکنم؟
همون موقع بود که نامه ی بابا رسید
برگشتم
اینجام
الانم میخوام برم
راه خروجی وجود نداره
خدایا به خاطر این لحظه دلنشین با خانواده، شکرت
میدونیم که تو پشت سرنوشتی هستی که مارو کنار هم نگه میداره
از آکیلس ممنونم که این غذا رو با زحمت واسمون اورده
...ما بعضی وقتا باید
!بس کن، ابریل
لطفا به اون سگ غذا نده
آمین
آمین - آمین -
داریو
بی ادبی نکن، لطفا اروم بخور
ولی خوشمزه اس
دستپخت السیتا خوب نبود؟
تو اروپا غذا های خوشمزه خوردیم
ولی دلم واسه دستپخت السیتا تنگ شده
خیلی مهربون بنظر می اومد
خیلی مهربونه
همیشه می اومد اتاق مون و ازمون می پرسید چیزی نیاز داریم یا نه
خیلی مهربونه
با اینکه دوست نداشتم بهم سرویس بده، راستش موذبم میکرد
واسه همینه که پول می گیره، عزیزم
خیلی لوس بازی در اوردی، مثل ملکه ها
از طبقه بالا داد میزد، السیتا شیرم رو بیار
سابرینا
حالا که بحثش رو پیش کشیدی
نمیخوام تمام وقت کار کنه
اون اهل "سیوداد گوزمان"عه کجا بخوابه؟
مشکل خودشه
نمیخوام جا خوش کنه
وقتیکه به باز سازی فکر میکنم، عالی میشه اگه
واسه کمک یه اتاق که ورودیش جدا باشه بسازیم
یه تخت هم داشته باشه
حالا که اینجوری میگی
چرا توی نقشه باز سازی مون به فکر باغ وحش نیوفتیم؟
چون اگه جاییکه ما انسان ها داریم غذا میخوریم، سگ کوفتی هم غذا بخوره
توی قفس میمون ها زندانیش میکنم تا بهش تجاوز کنن
بابا، لطفا داریم غذا میخوریم - خب پس نکن -
فکر کردی چی داریم میخوریم؟
باسن میمون میخوریم
داریم تاکوی خوک میخوریم
معذرت میخوام
داخله؟
نمیدونم، فکر نکنم
نمیتونم حسش کنم
اشغاله
مسافرت بهم مون ریخته
اروم باش، بابایی
باید اینجا باشم
کارامو بکنم
این چیزیه که بهم انرژی میده
واسه 20 روز رفتیم سفر، اخرین باری که رفتیم مسافرت کی بود؟
متوجه نیستی؟
نمیتونم مثل ژاپنی ها، با یه دوربین دور گردنم اینور اونور برم
دوستت دارم
بیا بخوابیم، باشه؟
اون مسافرت خستم کرده
دفعه بعدی، تو جایگاه درجه یک بشینیم، بابایی
اون صندلی ها غیر قابل تحمل بودن
سه روز قبل پیداش کردن
با پلاک ماشین اسپینوزا همخونی داره
درسته
لاستیک هاش سوخته، ببین کدوم یکی از این مدل استفاده میکنه
باید شاهد عینی احتمالی رو پیدا کنیم
همین الان، با تمام ضایعاتی های اون منطقه حرف بزن
چشم
داشتم توی کافه ی فرودگاه قهوه میخوردم
طبق معمول، مامانت با لوپه داشت ول خرجی میکرد
هوگو هم اونجا بود، داشت آت و اشغال می خرید
میخواستم تنها باشم، اروم باشم
بعدش یه پیرمرده اومد پیشم
در مورد عشق و پیری و خدا میدونه دیگه چی، حرف زد
میخواستم یه فحشی بهش بدم تا شرش رو کم کنم، ولی فکر کردم
صبر کن آکیلس، تحملش کن
به حرفایی که اون عوضی باید بزنه گوش کن
گفت داره با یه زن اشراف زاده خیلی پولدار
قرار میذاره
وقتیکه یه نفر، عشق و پول رو توی یه جمله بکار ببره
یه مشکلی هست
فهمیدم فقط به خاطر مرفه شدن
داره با پیرزنه سکس میکنه
انگار معجزه بود
نوه ی پیرزنه چوگان بازی میکنه
اسم فامیلیش گارای عه، می شناسیش؟
اره
معلومه که می شناسمش
دوستم نیست، ولی می شناسمش
بهتر
چه بهتر که دوستت نیست
بهم گفت خانواده ی پیرزنه عاشقشن
میخواد پیشنهاد یه جور کار و کاسبی بهشون بده
بهم میگه
"ولی من آه ندارم با ناله سودا کنم"
شک دارم خوششون بیاد
منم به شوخی بهش گفتم
چرا نمی دزدیش؟
بعدش خندید
اون یه علامت بود
احساس کردم بهم چراغ سبز نشون داد
بابا، نمیتونی همچین چیزی رو به کسی که تازه باهاش اشنا شدی پیشنهاد بدی
معلومه که میتونم
راستش دادم
ممکنه خبر نداشته باشه
ولی اون نقشه
اجرا شده
خدای من، حتی قایمش نکرد - نه -
مامان
تا به حال کسی رو کنار بابا دیدی؟
هیچوقت
من وقتیکه ازدواج کردم باکره بودم، ابریل
متوجه نمیشم
فکر نمیکنی تا به حال بهت خیانت کرده باشه؟
یا هوگو بهت خیانت کرده باشه، عمه؟
نمیدونم
تازه، هیچوقت ازش نپرسیدم
چیزیکه نمیخوای بدونی رو نمی پرسی
بیا فرض کنیم که کرده باشه
اگه بابات یه بار رابطه داشته
واقعا هیچ تاثیری رو من نمیذاره، ولی دوست ندارم بدونم
مرد ها باید
خودشونو خالی کنن
زن ها هم باید خالی کنن، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.