It's My Life

It's My Life (비켜라 운명아)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Specials

Informazioni sulla release

Its My Life E35(@Mehdi Rain)
Un commento di Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tag

TS
HD
Pubblicato il: 2019-01-25
Download: 13
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫ پارک یون جه

‫ کانگ ته سونگ

‫ سو هیو ریم

‫ جین یه سول

‫ این زندگی منه

‫فقط دوتا انتخاب دارین ‫ قسمت سی و پنجم

‫این پول رو بردارین...

‫و از زندگی جونگ جین آه برین بیرون

‫یا...

‫مجازات کیفری براتون صادر میشه ‫و میفتین زندان

‫میخواین چیکار کنین؟

‫باشه

‫ما این پولُ قبول میکنیم...

‫و ازدواجش با جین آه رو فراموش میکنیم

‫بابا!

‫دیگه همه چی تموم شده

‫نمیتونم بذارم بیفتی زندان

‫اسمتون چیه؟

‫کانگ دونگ ته هستم

‫اینجا نوشته که ‫جونگ جین آه بدهیش رو پرداخت کرده...

‫و ازدواج جونگ جین آه باطل میشه

‫لطفا امضاش کنید

‫ قرارداد ابطال ازدواج

‫ قرارداد ابطال ازدواج

‫و...

‫این کافه رو هم ببندین

‫نه، نمیتونم این کارو کنم

‫نمیتونین؟

‫بدهی جونگ جین آه پرداخت شده...

‫و هنوزم میخواین دورش پرسه بزنین؟

‫شاید دشیک...

‫از دید بقیه کند ذهن باشه ‫اما اون پسر عزیزمه

‫و تو زندگیش واسه اولین بار ‫کاری که بهش علاقه داره رو انجام میده

‫هیچ میدونی واسه این کافه چقدر زحمت کشیده؟

‫اما اینجوری جین آه معذب میشه

‫همین که کانگ دشیک خیلی بهش نزدیکه ‫باعث میشه خیلی نگران بشه

‫من...

‫کاری میکنم که دشیک بیخیالش بشه

‫اون از این به بعد...

‫باهاش فقط مثل دوست دوران بچگیش رفتار میکنه

‫پس لطفا بذار این کافه رو داشته باشه

‫ببخشید

‫به نظر میاد مقام رده بالایی دارین ‫لطفا درک کنید

‫دشیک باید این کافه رو داشته باشه...

‫تا بتونه ازدواج کنه

‫درست میگه

‫ما برای اجاره اینجا قرارداد بستیم،

‫پس خیلی سخته که کافه رو ببندیم

‫باشه

‫اما اگه بازم بره دیدن جونگ جین آه ‫یا اذیتش کنه...

‫بیکار نمیشینم

‫باشه. باهاش حرف میزنم که این کارو نکنه

‫کانگ دشیک ‫بله؟

‫به هیچکس نگو که امروز چه اتفاقی افتاد

‫اگه مردم فهمیدن که ‫من بدهی جونگ جین آه رو دادم

‫اونوقت باید این کافه رو ببندی

‫فهمیدم

‫باشه

‫حالا که همه چی تموم شده ‫خیال ما هم راحت شد

‫شاید بقیه سرزنشم کنن و بگن ‫این طرز دوست داشتن غلطه،

‫اما همه پدر مادرا این کارو میکنن

‫اگه بچه ـشون چیزی بخواد،

‫حاضر میشن به هر قیمتی که شده براش جور کنن

‫پس من... نمیتونم...

‫با جین آه عروسی کنم؟

‫آره، ساعت 3:05 میرسی؟

‫آه، باشه. فهمیدم

‫جلسه اضطراری سهامداران ‫ساعت 4 بعد از ظهر برگزار میشه،

‫پس تا بخواد استعلام گذرنامه ‫و همچین مراحلی انجام بشه...

‫یه کم دیر میشه

‫بله؟

‫چی شده اومدین اینجا؟

‫من و سونگ جو داشتیم میرفتیم مینهان ‫گفتیم قبلش بهتون سر بزنیم که قوت قلب بگیرین

‫قوت قلب بگیرم؟

‫نگرانین که جایگاه ریاست موقت رو از دست بدم؟

‫همچین اتفاقی نمیفته

‫ما میدونیم شما چجوری هستین

‫شما 30 سال تمام کشور رو گشتین ‫که نوه پدربزرگ رو پیدا کنین

‫من بهتون ایمان دارم

‫حالا که می بینم بهم میگی ‫نباید جایگاهم رو از دست بدم

‫شونه هام بیشتر احساس سنگینی میکنه

‫آه، راستی ‫یه چیزی براتون آوردم

‫بفرمایین

‫این چیه؟

‫غذای اضطراریم

‫این آرومتون میکنه ‫و باعث میشه حس خوبی بهتون دست بده

‫واقعا اثر داره؟

‫معلومه، خیلی تاثیر داره

‫وقتی پدربزرگم فوت کرده بود ‫این بهم خیلی انرژی داد

‫ما داریم میریم کارخونه

‫وکیل هو، فایتینگ

‫فایتینگ ‫ممنون

‫فکر کنم واقعا تاثیر داره

‫جین آه، شنیدم شوهرت ‫صاحب کافه جلوی شرکتمونه

‫جین آه، از همچین مَردایی خوشت میاد؟

‫ازش داروی گیاهی گرفتی؟

‫این اون زیپی نیس که من انتخاب کردم

‫تو عوضش کردی، یونجی؟

‫اونا زیپی که تو انتخاب کرده بودی رو نداشتن ‫واسه همین اینو بجاش گرفتم

‫چرا بدون اطلاع طراحیم رو دستکاری میکنی؟

‫خب چیکار میتونستم کنم؟ نداشتنش

‫چرا از دست من عصبانی میشی؟

‫چی شده؟

‫خب...

‫این اون زیپی نیس که من انتخاب کردم

‫واسه همین داشتم از سو یونجی ‫که اینو سفارش داده، می پرسیدم

‫ازم نپرسیدی ‫عصبانی شدی

‫اوه، واقعا اونی نیس که انتخاب کردیم

‫اون زیپ فردا میرسه

‫از این فقط برای نمونه استفاده میکنیم

‫وقتی زیپ برسه عوضش میکنم

‫باید قبلش به جین آه خبر میدادی

‫اگه یکی بدون اطلاعت...

‫طراحیت رو عوض کنه، خوشحال میشی؟

‫معذرت میخوام

‫میخواستم بهش بگم اما از دستم عصبانی میشه

‫حتما برای جونگ جین آه...

‫خیلی سخته که هم به خونه داری ‫و هم به کارش برسه

‫تو هم به عنوان یه زن همکار باید درکش کنی

‫شوهرت خیلی مهربون به نظر میومد

‫اومده بود اینجا که بهت داروی گیاهی بده

‫اون آدم دیگه شوهر جونگ جین آه نیس

‫چی؟

‫اون بدون اطلاع جونگ جین آه ‫ازدواجش رو ثبت کرده بود...

‫و اذیتش میکرد

‫تو اینو از کجا میدونی؟

‫جونگ جین آه وقتی برای اولین بار اومد تو شرکت ‫اینو بهم گفت

‫فکر نمیکردم مسئله مهمی باشه

‫فکر نمیکردم اینجا پیداش بشه ‫و دردسر درست کنه

‫اوه خدای من

‫حقیقت داره، جین آه؟

‫باید فورا گزارشش رو به پلیس میدادی

‫عجب آدم عوضیه

‫برای ابطال ازدواج ازم کمک خواستی، نه؟

‫از طریق دوستم وکیل کیم، درخواستشو فرستادم

‫یه کم زمان می بره، اما بعد از دادخواهی،

‫سابقه ازدواج حذف میشه ‫پس نگران نباش

‫فقط مثل همیشه روی کارت تمرکز کن

‫ممنون

‫انگار مُدام دردسر میاد سراغت

‫یه استاکر و یه مردی که بدون اطلاعت ‫ازدواجت رو ثبت کرده

‫تو از اون دخترایی هستی که همه مردا میخوانش؟

‫جلسه سهامداران بزودی شروع میشه ‫بیاین بریم

‫باشه، بریم

‫دیروز با موبایل راجب این قضیه حرف میزدی؟

‫بله

‫بهم نگفتی

‫گفتم که یه نفر ازم خواسته یه کاری براش کنم

‫مطمئنی؟ ‫از چی؟

‫مطمئنی که هیچ علاقه ای ‫به جونگ جین آه نداری؟

‫من بزودی رئیس هیون گانگ میشم

‫چرا تو این لحظه بحرانی ‫این حرفو میزنی؟

‫به نظرم عجیب میاد

‫کاملا میدونم که چقدر سختی کشیدی...

‫و 30 سال تحمل کردی که ‫من وارث هیون گانگ بشم

‫یکی بهم گفت...

‫شاید مردم یه پدر مادر رو سرزنش کنن و بگن ‫طرز دوست داشتنش غلطه،

‫اما یه پدر مادر حاضره بخاطر بچه ـش ‫دست به هر کاری بزنه

‫منظورت از این حرف چیه؟

‫داری میگی همه کارایی که برات میکنم اشتباهه؟

‫منظورم این نیس

‫فقط دارم میگم که میدونم چه کارایی برام کردی

‫پس نگران نباش

‫باشه، فهمیدم

‫فکر کنم بیخودی نگران شده بودم

‫بریم

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫سلام وکیل هو

‫سلام

‫بالاخره همه چی داره برمیگرده سر جای اولش

‫حتما براتون سخت بوده، نه؟

‫وقتی از جایگاه ریاست برکنار شدین

‫باید برین یه سفر دور

‫و یه هوایی تازه کنین

‫باشه. اگه برکنار شدم این کارو میکنم

‫بعد از جلسه سهامداران می بینمتون

‫بیاین با هم شام بخوریم ‫باشه، مدیر چویی

‫ هفدهمین نشست سهامداران

‫به عنوان رئیس جدید ‫خودتُ برای سخنرانی آماده کردی؟

‫بله مادر

‫چرا وکیل هو نمیاد داخل؟

‫فکر کنم نمیتونه تحمل کنه

‫حالا، هفدهمین نشست سهامداران رو شروع میکنیم

‫با توجه به تغییرات سهام...

‫امروز این نشست برگزار شده ‫تا رئیس جدید انتخاب بشه

‫ببخشید دیر کردم

‫زودتر از اونی که فکر میکردم رسیدی

‫بفرمایین

‫خسته نباشی، منشی کیم ‫ممنون

‫مدیر چویی شی وو...

‫الان صاحب 30.3 درصد از ‫سهام هیون گانگ گروپ هستن

‫که در واقع سهامشون نسبت به سهام ‫رئیس هو چونگ سان که 27.8 درصده، بیشتره

‫بنابراین، الان مدیر چویی رئیس جدید میشن

‫بخاطر همین از شما سهامداران خواستیم...

‫که این جلسه رو تشکیل بدید ‫صبر کنید

‫میشه یه لحظه تریبون رو در اختیار من بذارید؟

‫بله

‫یهویی داره چیکار میکنه؟

‫حتما نمیخواد بدون هیچ حرفی کناره گیری کنه

‫سلام

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left