Le prime 200 righe.
...آنچه در «مسافرخانه بيتس» گذشت
.خانم "واتسون" مُرده
.ظاهراً يکي اون رو کُشته
.نورمن" امروز به ديدنم اومد"
يه عکس برام آورده بود که از مردي
.سر قبر "بلير واتسون" گرفته بود
.بايد بهم بگي که اون شب چه اتفاقي افتاد
.من رو به خونهاش برد
.عجيب بود
.احساس ميکردم يه اتفاقي داره ميافته
انگار مجذوب من شده بود .يا يه چيزي توي اين مايهها
ميدوني، فقط يادم مياد که
،احساس ميکردم الانه که غش کنم
بعدش يادم مياد که .داشتم به طرف خونه ميدويدم
.پدرت با "بلير واتسون" رابطه داشته
طرف بر حسب اتفاق ،دوست دختر "گيل" هم بوده
،وقتي "گيل" از قضيه باخبر ميشه .زياد به مذاقش خوش نمياد
بردلي مارتين"، چي ميخواي؟"
.ميخوام بدونم کي پدرم رو کُشت
حرفاي من چيزايي نيستن که .دلت بخواد بشنوي
اون حرفت جدي بود که گفتي
هميشه هوام رو داري؟
.چون به کمکت احتياج دارم
تيم ترجمه فري آفلاين شما را به ديدن ...داستان مادر و پسري عجيب دعوت ميکند
.بردلي"، بيدار شو"
.بردلي"، بيدار شو"
.بايد بهم بگي که چرا اومدي اينجا
نميتونم. بهت که گفتم ."نميتونم چيزي بگم، "نورمن
...گوش کن، يه سري چيزا هستن که بايد
نه، تا وقتي بهم نگي چي شده .نميتونم بهت کمک کنم
.يه مقدار پول و بليط اتوبوس ميخوام
منظورم اينه که رد گيري اتوبوس ...سختتر از...هواپيماست يا
!"بردلي"
داري من رو توي شرايط بدي قرار ميدي، فهميدي؟
.من ميخوام کمکت کنم .ميخوام هوات رو داشته باشم
.پس داشته باش
بايد بدونم که اين کارهات .منطقي هستن يا نه
.من قاتل پدرم رو کُشتم
«S@eideH» و سـعــيــده «King-AmirK» امـيـرمـهـدي بــا افـتـخـار تـقـديـم ميکـنـنـد
بايد درباره چيزي که براي جلوگيري از .حاملگي استفاده ميکني صحبت کنيم
.فرقي نميکنه. من سکس ندارم
چيزي درباره غش کردن ميدونين؟
غش کردن؟
آره. ميدوني، وقتي يه نفر بيهوش ميشه
و...بعدش بهوش مياد
و نميدونه که چه اتفاقي در اون لحظه افتاده؟
غش ميکني؟
من؟
.نه
.نه، مشکل خواهرمه
آزمايش داده، سي تي اسکن و .از اين جور چيزا رفته
.هيچکس مشکلي پيدا نميکنه
،از نظر جسمي مشکلي نداره
چيز خوبي هم هست
چون يعني در وضعيت عادي هستش، درسته؟
من فقط...از اين نگرانم که .مشکل ديگهاي وجود داشته باشه
منظورم اينه که چرا مدام همچين اتفاقي ميافته؟
.اين موضوع در حيطه تخصصي من نيست
.نه، ميدونم. ميدونم
فقط گفتم که شما ،به دانشکده پزشکي رفتين
.درباره بدن انسان مطالعه کردين
.فقط...ميخواستم بدونم نظرتون چيه
منظورم اينه که چرا آدم غش ميکنه
وقتي از نظر جسمي هيچ مشکلي نداره؟
،خب، اگه عارضه جسمي نيست
.ممکنه اختلال رواني باشه
ميخواي به يه روانپزشک معرفيت کنم؟
.نه...مشکلي نيست
.نه
.اون اينجا زندگي نميکنه
.پس بگو چرا جواب تلفنش رو نميداد
.بايد از اينجا بزنيم به چاک
.فقط به راهت ادامه بده .به راهت ادامه بده
.چرا؟ ما که کار اشتباهي نکرديم
.ميخوام بدونم چه اتفاقي افتاده
.خب، الان ميفهمي
.جناب کلانتر تشريف آوردن
اينجا چي کار ميکنين؟
.هيچي. اومده بوديم "گيل" رو ببينيم
."خب، اين هم از "گيل
،چيزي که ازش باقي مونده .به جز سوراخ وسط سرش
.خداي من
چيزي در اين مورد ميتونين بهم بگين؟
اتفاق غيرعادي يا چيزي که به خاطرش ناراحت بوده؟
.نه. هيچي
،نه، يه ذره بيشتر فکر کن
چون اين به خاطر هيچي نبوده، فهميدي؟
.اون يه کشاورز معمولي نبوده که تير خورده
.اون "گيل ترنر"ـه
ميشنوي چي ميگم؟
.اون ميدونه منظور حرفم چيه
چيزي شنيدي ،مياي بهم ميگي
.چون من ميخوام قاتل طرف رو دستگير کنم
«مـسـافـرخـانـه بـيـتـس» قـسـمـت دوم از فـصــل دوم «سايه شک» تاريخ پخش و ترجمه: 92/12/20
تو انقدري توي اين شغل نبودي که
.حتي مفهوم اين کار رو درک کني
.باشه، باباجون - .خفه شو -
.ميدوني، "رومرو" راست ميگفت
،"کُشتن يکي مثل "گيل
.مثل اعلام جنگ در اينجاست
به نظرت کار گروه ديگهاي بوده؟
.آره، شک ندارم
منظورم اينه که ما داشتيم ،کار و بار اونا رو خراب ميکرديم
،ولي حالا که اونا اينجوري تلافي کردن
.اين قضيه هنوز تموم نشده
خب، الان بايد تصميم بگيرم که
باهاشون چي کار کنم؟
.اين موضوع يه ذره بالاتر از حد توئه
.بذار ببينيم کي رو ميارن
.مشکل اون خواهد بود
."سلام، "نيک
.چند وقتي ميشه نديدمت
."عزادار بودم، "الکس
.آره
،راحت نبود
مخصوصاً با شرايطي که .من و اون داشتيم
.يکي "گيل ترنر" رو کُشته
.بذار خيالت رو راحت کنم
.ما هيچ دخالتي توي اين ماجرا نداشتيم
،ميدوني "نيک"، من يه سري چيزا رو تحمل ميکنم
،باور کن ميدونم که ماهيت اين کار چيه
اينکه شهر روي اين کار ميچرخه، ميدوني چي ميگم؟
خشونت توي منطقه وجود داره .ولي نه اينجوري
من بيکار نميشينم تا روابط
.بين دو خانواده شکرآب بشه
کمکي از دستم برنمياد ولي آرزو ميکنم
انقدر که داري براي اين موضوع تلاش ميکني
.براي دستگيري قاتل "بلير" هم تلاش کني
،ولي اون فقط يه معلم مدرسه بود
.نه يه کله گنده توي تجارت مواد مخدر
...اولويتهاي تو رو درک ميکنم
."موضوع اصلاً اين نيست، "نيک
.ما داريم روش کار ميکنيم
.چهار ماه گذشته و هيچي به هيچي
من...ميدوني، دخترت ."زندگي سادهاي نداشته، "نيک
من دقيقاً ميدونم که دخترم .چه جوري زندگي ميکرده
.ميدونم
."ميدوني، ما همه با هم کار ميکنيم، "الکس
سعي ميکنيم به همديگه احترام بذاريم ،يا خودمون رو با هم وفق بديم
به خاطر همين هم اوضاع اين شهر کوچولو
.خيلي خوب پيش ميره
.ولي اين يه موضوع مسلم نيست
روي يه کتيبه سنگي نوشته نشده که
.بايد اينجوري رفتار کنيم
نورمن"؟"
چيه؟
دوست داري نمايش موسيقيدار انجام بدي؟
.ظاهراً اينجا يه گروه تئاتر دارن
.به نظرم...يه جورايي خانوادگي هستش
تابستون امسال نمايش .اقيانوس آرام جنوبي" رو اجرا ميکنن"
فکر کردم خوش ميگذره .اگه با همديگه شرکت کنيم
نمايش موسيقيدار؟
!آره. نمايش موسيقيدار .تو عاشق اين برنامهها هستي
قبلاً هميشه با همديگه اين نمايشها رو .توي تلويزيون ميديديم
.آره. اونا رو تماشا ميکرديم
.نه اينکه خودمون انجام بديم
!بيخيال
"اقيانوس آرام جنوبي"
!هر کسي ميتونه آواز بخونه .ما...شرکت ميکنيم
.ما هميشه آواز ميخونيم - .اينطور نيست، مادر -
!چرا، همينطوره
،وقتي بچه بودي .هميشه آواز ميخونديم
.هر آوازي ميخونديم
.خواهش ميکنم، خواهش ميکنم .بيخيال، واقعاً بهش احتياج دارم
داري خيلي بزرگ ميشي و ...من ميخوام بهت نزديک باشم
!بيخيال، يه ماجراجويي جديده
.يه کار...باحال که ميتونيم با همديگه انجام بديم
.باعث ميشه ديگه توي زيرزمين نري
.الان چند روزه توي زيرزمين نرفتم
الو؟
.بله، البته. همينجاست
.مادر "بردلي مارتين"ـه
الو؟
...متأسفم. من
.من نديدمش يا...باهاش حرف نزدم
...نه، ولي
.بله، اگه ديدمش بهتون زنگ ميزنم
.ميدونم که وضعيت پايداري نداشته
.خيلي متأسفم
چي شده؟
.بردلي مارتين" از ديشب گم شده"
.ميدوني، هيچکس خبر نداره که اون کجاست
.خيلي متأسفم. چقدر بد
خب، چرا بابت اين موضوع به تو زنگ زد؟
.واقعاً نميدونم
.حتماً خيلي نگران "بردلي" هستي
.آره
من...ميدوني، واقعاً نميدونم که .اون کجا ممکنه باشه
مطمئني؟
مطمئني که نميدوني؟
.آره
،چون اگه ميدوني بايد بهم بگي
چون ميدوني که پدرش چي کاره بوده، درسته؟
.آره، من...مطمئنم که نميدونم
اگه ميدونستم بهت ميگفتم، فهميدي؟
."شب بخير، "ديلان
.باشه. شب بخير
ديلان"؟"
.شايد تا الان مُرده باشه
.ميدوني، قبلاً سعي کرده خودکشي کنه
No comments yet. Be the first to leave one.