Le prime 200 righe.
آقای کانگ شی وول
برادر بزرگ خانم آدامس
اینجا چیکار میکنی؟
تو هم یتیمی؟ - چی؟ -
مون هه رانگ هم همینطوره؟
واسه چی می پرسی؟
کی میدونه
من به کسی کار ندارم
اما در مورد یتیم ها کنجکاوم
نکنه احتمالا یکیشون خواهرم باشه
برام مهم نیست تو چه حسی داری
اما این گذشته ماست
فقط بخاطر خوش خوشان زیر و روش نکن
به نظرم که جالبه
به دختره نگاه کن
فکر نمی کنی شبیه خواهرت باشه ؟
بچه های کوچک همه شبیه همن
میتونی این عکس بهم قرض بدی؟
چرا؟
فکر میکنی خواهرت خواهر منه؟
باشه مال تو
خواهرم برام پیدا کن
چیه ، بگیرش دیگه
نمی خواد اصلا شبیه اون نیست
فکر کنم اشتباه کردم
پیش خودت باشه - چی؟ -
دقیقا همونطور که گفتی بچه ها همه شبیه همند
مراقب خودت باش
ته رانگ تویی؟
بله بابا
مچ پاتون چطوره؟
خیلی بهتره
فردا می تونم یک چند قدم راه برم
چیه چیزی شده؟
...بابا می تونی
چیه ...در مورد هه رانگه؟
هه رانگ از هشت سالگی باهامون زندگی کرده درسته؟
احتمالا از اون زمان عکسی دارین؟
عکسی که مال قبل از زندگی با ما باشه
البته که ندارم
فقط مال وقتی رو دارم که اومد پیش ما
...پس
هه رانگ برادر خونی داشته؟
منظورت از برادر خونی چیه؟
...یهویی عکس میخوای
و بعدم حرف برادرش می کشی وسط
این وقت شب کی میتونه باشه
همینو بگین
هی صبر کن
فکر کردی کجا داری میری؟
بهتره درست رفتار کنی می دونی ساعت چنده؟
لطفا برو - زیاد طولش نمیدم -
برام مهم نیست ، گفتم برو
...من باید این به بازرس مون نشون بدم
تا مطمئن بشم اون خواهرمه یا نیست
آقای کانگ شی وول
فقط بدون ای کار غیرقانونیه
معذرت می خوام فقط چند لحظه وقتت رو می گیرم
این عکس چیه؟
این دختر تو عکس مون هه رانگه؟
چی؟
اون پسره کنارش کیه؟
کی میخوای باشه ...منم
درسته این دخترتون مون هه رانگ ـه؟
نه ، منظورم اینه که اون خواهر منه؟
نه این هه رانگ نیست
نیست - مطمئنی ؟ -
یه بار دیگه دقیق نگاه کن
اگه نیست که معذرت می خوام
زیاده روی نمی کنم
صبر کن
منظورم اینه که دوباره می بینمت
هی بچه میتونی یک فنجون آب بهم بدی؟
با یخ زیاد
چی؟
باشه
واقعا مطمئنید هه رانگ نیست؟
منم همین فکر می کنم
دقیقا شبیه عکس هشت سالگی شه
پس چرا گفتین اون نیست؟
نمی دونم
...از اینکه اون یک برادر داره
فکر می کردم که خوشحال می شم
...نه
بین این همه آدم چرا اون باید برادرش باشه
حس کردم اول باید به هه رانگ بگم
شاید نباید بهش اطلاع بدم
چیکار باید بکنم؟
تو اتاق خواهرم چیکار میکنی؟
این اتاق خواهرته ، فکر کردم دستشوئی ـه
منون بخاطر آب
ببینم الان تو بودی اومدی تو؟
نه اون یارو بود
الان رفت ، تا الان چیکار می کرد؟
...ازم آب خواست
بعدشم رفت تو اتاق هه رانگ
شی وول و بوروم
چرا همچین اسمهایی رو این بچه ها گذاشتن
اگه کنجکاوی بهم زنگ بزن
افسر کیم اینجا چیکار میکنی؟
چرا جواب گوشی تو نمیدی؟
سه بار بهت زنگ زدم جواب ندادی نگران شدم
ببین کی داره میگه
کی بود که چند روز جواب منو نمی داد
جون به لبم کردی
منم همینطور
چی گفتی؟
هیچی
بیا
این چیه؟
نون ، با نون لوبیا قرمز
چرا این همه ، نونوایی رو زدی؟
همینطوری خریدم
به عنوان احساسم قبولش کن
چند ساعته اینجا وایسادی؟
احمقی؟
چرا اینجا وایسادی میرفتی تو
سرده ، بیا بریم تو
شی وول
دیر وقته بیا همینجا حرف بزنیم
...بعدشم میخوای دوباره بخاطر یکی
سوار موتور نشی
تکون نخوار
جایی نرو همینجا منتظر بمون
چیکار میکنی تو؟
بیا
نگران نباش ، نو ـه
مگه تو پتوی نو هم داری؟
ای بابا ، اینقدر به من شک نکن
اگه نمی خوای بیا بریم تو اتاقم
ولش کن
سرده بذار سرت باشه
اینطوری حس بهتری دارم که مجبور نیستم صورتت ببینم
منم همینطور
لازم نیست صورت تو رو ببینم
شکل فضانوردا شدی
چرا هی به من دست میزنی؟
سرده ، بشین
قاضی هونگ؟
...هیچ وقت شرکت ما نیومده
از زمانی که چاپ کتاب تو سال 2007 تموم شد
من هر از گاهی برا عرض سلام بهشون سر زدم
شی وول
بله؟
اون تصادف
من می دونم کار تو نبوده
حتی اگه هیچ مدرکی وجود نداشته باشه
یا حتی اگه مقصر واقعی خودش نشون نده
من حرف تو رو باور دارم
از همون اولم بهم باور داشتی
اتفاقی ولی غافلگیر کننده بود
پس لطفا تو هم بهم اعتماد کن
چی شده؟
...می تونم
بعد از چند بررسی دیگه پرونده رو نشونت بدم؟
حتی اگه ازت بپرسم دلیلش بهم نمی گی مگه نه؟
الان نه
بهت اعتماد دارم
حتی اگه بگی ماست سیاه ـه
من باورت می کنم
حتی اگه غذای یخ زده بهم بدی بخورم بازم از خوردنش لذت می برم
وای خیلی سرده
هی گو جون هی
هیونگ
اینجا چیکار میکنی؟
خودت چی ؟
امشب وقت آشغال بیرون گذاشته
آشغال بیرون گذاشتن؟
هی ، تو هنوز نمی دونی همچین روزهایی هست؟
الان من کارهایی می کنم بدون اینکه بقیه خبر داشته باشن
نمی خوام خانوادم اذیت بشن
خانوادت؟
هی
ببین
فکر میکنی اینو چطوری باید دور بندازی؟
در پوشش پلاستیکه اما بدنش کاغذی
نمی دونم والا
اگه همینطوری بندازی بیرون درست نیست
...باید درش باز کنی
پلاستیک و کاغذ از هم جدا بندازی
نمی دونستی مگه نه؟
من اینهارو یکی یکی یاد گرفتم
یک مورد دیگه ، حدس بزن چیه
نمی دونم ، هیچی به نظرم نمیرسه
هی
وقتی سیر پوست میگیری
اشکت در میاد
پس چرا داری میری ؟
مگه برا دیدن چونگ آه نیومده بودی؟
راستش ...بدون اینکه بهش زنگ بزنم اومدم
چرا بهش زنگ نزدی؟
چیزی شده؟
فکر کنم مشکلی پیش اومده
میتونی به من بگی
هر چند پاهام داره یخ میزنه
میتونی جورابهاتو بهم قرض بدی
حداقل بریم تو ماشینت
سول آه و مامان باباش نگران می شن
برو تو - واسه چی برم تو بچه ؟ -
چطوری نادیده بگیرمت ، وقتی اینجایی
No comments yet. Be the first to leave one.