Tess

Tess

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Tess 1979 REMASTERED 1080p 6CH TinyMoviez mkv
Un commento di shederem
فقط هماهنــــــــــگ کــــــردم

Tag

1080
mkv
Pubblicato il: 2015-12-31
Download: 58
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

شب بخير - شب بخير سِر جان -

معذرت ميخوام ، آقا

... ما يه روز تو همين مسير همديگه رو ديديم

من گفتم " شب بخير " و شما گفتي " شب بخير ، سِر جان "

شايد اينطور باشه

امروز هم دوباره اين حرف رو زديد - درسته -

چرا منو " سِر جان " صدا ميکنيد در حاليکه من فقط " جک دوربِي فيلد " لنگ هستم

من اينجوري تصور کردم بگذريم ، منم " پرسون ترينگهام " هستم

من با بررسي شجره نامه خانوادگي ... شما چيزهايي رو کشف کردم

براي تبيين تاريخ جديد کشور آخه ميدونيد ، من يه باستان شناسم

... شما " دوربِي فيلدها " مستقيمأ از خانواده

شواليه هاي " دوربرويلها " نشأت گرفته ايد

شما واقعأ از اين موضوع اطلاع نداشتيد ؟ - تا حالا نشنيده بودم قربان -

سرتون رو کمي بلند کنيد تا نيمرختون رو ببينم

بله ، اون بيني و چانه يه دوربرويله

البته کمي از اونا بزرگتره ولي هنوز هم همونجوريه - تعجب برانگيزه -

بر اساس نوشته هاي موجود ، نسب ... شما به سِر پاگان دوربرويل برميگرده

که به همراه ويليام فاتح از نورمندي به اينجا اومد

اينجوري بوده و من اينهمه سال رو با گرسنگي و سختي گذروندم ؟

خُب ، من فکر ميکردم خودتون يه چيزايي راجع بهش ميدونيد

درسته ، من يه قاشق قديمي نقره ... و يک نشان کنده کاري شده دارم

اما هيچ وقت اعتنائي بهشون نکردم ما دوربرويلها الآن کجا زندگي ميکنيم ؟

جائي زندگي نمي کنيد

اونا درون مقبره خانوادگي در در " کينزبر ساب گرين هيل " مدفون شده اند

پيکرهاشون درون تابوتهائي پوشيده از لعاب سرب ، زير سايباني از مرمر خفته اند

کاخهامون کجا هستند ؟ - هيچ عمارتي نداريد -

هيچ زميني هم نداريم ؟

هيچي

در زمانهاي دور زمينهاي زيادي داشتيد

در اينمورد چه کاري ميتونم بکنم قربان ؟

... ميشه گفت

هيچ کاري از من ساخته نيست ؟ - ... هيچ کاري بجز -

... عذاب دادن خودتان با اين فکر که

قدرتمندان چگونه سقوط مي کنند

... شب بخير

سِر جان

ميل نداريد کمي آبجو با هم بنوشيم قربان ؟

يه برند عالي در " پيور دراپ " هست

هر چند به خوبي " روليور " نيست

سِر جان دوربرويل

اين چيزيه که من هستم

اين چيه ؟

اين رقص گروهيه قربان - رقص گروهي ؟ -

هم رقص هاتون کجان ؟ - هنوز کارشون تموم نشده -

چيزي نمونده پيداشون بشه

تا اونموقع مارو همراهي ميکنيد قربان ؟ - با کمال ميل -

ولي يه همراه پاسخگوي اين تعداد رقصنده نيست

يکي بهتر از هيچيه

اينطوري بدون اينکه کسي که آدم رو بفشاره ناراحت کننده س

اينقدر گستاخ نباش

چيکار داري ميکني ؟ - ميخوام خوش بگذرونم ، بياين -

اصلأ فکر نميکني ممکنه يه نفر مارو ببينه ؟

بسيار خُب ، شما بريد من پنج دقيقه ديگه خودمو بهتون ميرسونم

قربان ؟ هي ، هي ، هي قربان ؟ هي ، قربان ؟

زندگي يه جنتلمن رو سر راه من قرار داده

يک انسان اصيل - اوه ، خداي من -

پدرت داره با ارابه ميره به سمت خونه

تو تمام " وِسِکس " هيچ مردي با اصالت تر از من پيدا نميشه

پدر خسته س ، فقط همين

فرستاد ارابه بيارن چون اسب خودمون مرد

خودت اين موضوع رو ميدونستس

من نسل اندر نسل اجداد شواليه دارم

تو تمام " وِسِکس " هيچ مردي با اصالت تر از من پيدا نميشه

خوشحالم که اومدي ، کجا داري ميري ؟

فکر کردم لباسمو عوض کنم بيام کمکت

صبر کن . ميخوام بهت بگم چه اتفاقي افتاده

... ظاهرأ ما جزو نجيب زاده ترين مردم کشوريم که

... اجدادمون به پيش از دوره اوليور کرامبل ميرسه

به دوره ترکهاي خدانشناس

... با آثار تاريخي ، گنبدها

تاج و يونيفورم ارتشي و بقيه چيزهاشون که فقط خدا ميدونه

واسه همين پدر تو ارابه خودشو مضحکه کرده بود ؟

" اسم واقعي مون " دوربرويله

پس به اين خاطر بود که با اون وضع اومد خونه نه بخاطر اينکه مشروب خورده باشه

حالا کجاست ؟

يه کشيش شجره نامه مون رو بهش گفته

ولي الأن کجاست ؟ - ... راستشو بخواي -

اونقدر ناراحت شده بود که رفت " راليور " يه کم حالش جا بياد

آره ، نه اينکه اونجا ميتونه خودشو بسازه

خيله خُب ، تا چشم رو هم بزاري ما برگشتيم

خُب ، ببين ، دختر خوبي باش و بچه هارو ببر تو رختخوابشون

ايناهاش

اون ؟

ممکنه اون قاشق کوچيک باشه ولي من خانواده بزرگي داشتم

جک ، من يه فکري کردم - ... ما صاحب کالسکه ها ، سرزمينها -

و کاخهاي بيشماري بوده ايم - گوش کن -

پولي توش هست ؟

اين خوبه که آدم از اقوام يه صاحب کالسکه باشه حتي اگه خودش نداشته باشه

از وقتي خبرا رو بهم گفتي يه فکرايي کردم

يه فکري دارم - راستي يادم اومد ، زن -

تو بهتره اون نشان لعنتي خوانوادگي مارو پيدا کني و گرنه با من طرفي

... گوش کن ، خانم محترمي بنام دوربرويل

در " ترانتريج " زندگي ميکنه

که در مقايسه با ما چيزي به حساب نمياد

بدون شک از شاخه هاي جوونتر فاميله

شرط ميبندم که نسبش به دوران شاه نورمن هم نميرسه

ممکنه ، ولي اون ثروتمنده

امکان داره از ثروتش چيزي هم به ما بماسه

ممکنه . ما بايد " تس " رو براي ادعاي خويشاوندي بفرستيم اونجا

ادعاي خويشاوندي ؟ - ... چرا نبايد دو شاخه مختلف -

از يک خانواده با هم رابطه داشته باشن ؟

مطمئنأ اين ميتونه زمينه يه ازدواج بزرگ رو براشون فراهم کنه

پس بايد همين فردا بره اونجا بزار به سلامتي اين خانم روليور بنوشيم

عزيزکم تو اينجايي ما داشتيم بر ميگشتيم

شما از من ميخوايد برم گدايي

گدايي ؟ چي داري ميگي ؟

اين ديگه مسئله درونِ خانوادگيه

اگه اونا محتاج بودن من بدون شک مي پذيرفتمشون

ما بايد تو پستي و بلنديها در کنار هم باشيم تس

... حالا ، تو بايد بري به ملاقاتش

و ازش بخواي برا مشکلمون بهمون کمک کنه

اگه اصلأ حاضر بشه منو بپذيره برخورد دوستانه اش برامون کافيه

نبايد انتظار داشته باشيد کمکمون کنه

بيا ، بيا ، عزيزم

با اون چهره زيبات ميتوني اونو به هر کاري وادار کني

ترجيح ميدم سراغ کار برم

دوربِي فيلد ، تصميم با خودته

اگه تو بهش بگي بايد بره اون ميره

خُب ، دختر ، ميخواي بري اين خانم محترم رو که از اقواممونه ببيني

نه به اين زودي پدر - ايناها ، خُب نميخواد بره -

دوست ندارم بچه هام زير بار منت اقوامي که نميشناسيم برن

... من بزرگ اصيلترين شاخه خانواده ام

و بايد مسئله غرورم رو در نظر داشته باشم

اينهمه رجزخواني در مورد اجدادت

اونا برا من اسب تازه بخر نيستند

اين تمامأ جديده

... خُب ، عزيزم

چيکار ميتونم برات بکنم ؟

واسه ديدن خانم دوربرويل اومدم - متأسفانه غير ممکنه -

ايشون ناتوانن

باهاشون چيکار داشتيد ؟ من پسرشون هستم

... مسئله کاري نداشتم ، فقط

مشکل بتونم بيان کنم

مسئله کاري نبود ، قربان - پس ، سرگرميه ؟ -

نه ، آقا

... بسيار احمقانه س ، من

نگرانم نميتونم بهتون بگم - مهم نيست -

من چيزاي احمقانه رو دوست دارم

دوباره سعي کن عزيزم

... قربان ، من اومدم بهتون بگم که

ما از همون خانواده اي هستيم که شما هستيد

اقوام فقير ؟

بله - استوکها " ؟ " -

نه ، دوربرويلها

بله ، منظورم همون دوربرويلها بود

... بگو ببينم

شما توت فرنگي دوست داريد ؟

بله ، توي فصلش - اينجا ، فصلشه -

... نام ما به دوربِي فيلد تغيير يافته

ولي دلايل زيادي هست که نشون ميده ما از دوربرويلها هستيم

اين چيزيه که باستان شناسان اعلام کردن ... به همين دليل مادرم گفت

... که ما بايد خودمونو به شما بشناسونيم

... از آنجاييکه ما اسبمون رو گم کرديم

و قديمي ترين شاخه خانواده ايم

متوجه ام

... پس در واقع شما اومديد اظهار ادب بکنيد

به دليل نسبتمون با همديگه

به گمانم همينطوره - بله ، خُب اين به کسي لطمه اي نميزنه -

ترجيح ميدم اينو با دست خودم بزارم تو دهنم

اِنقدر خجالتي نباشيد دختر عموي زيباي من

بفرما

بيا ، اينم يکي ديگه

اينجا مناسبه

باور کن

شبيه يه دسته گل مرتب ميشي

چي شده ؟ - يه خار -

دختر عمو ، زيبايي هزينه داره

من زياد گرسنه م نيست ، واقعأ نه

بي معنيه

بايد قبل از رفتنتون يه چيزي بخوريد

سواره از اينجا به دهکده شما راحته

بايد ببينم چيکار ميتونم بکنم

اما گوش کن تس ، ديگه اشاره اي به اين " دوربرويل " بي معني نکن

صرفأ " دوربِي فيلد " ، متوجهي ؟

اين يه اسم کاملأ متفاوته

اميدوارم اينطوري بهتر باشه ، قربان

... " در پي آشنايي و ملاقات با دخترتان "

... " به اطلاعتان ميرسانيم که مايل به "

... " استخدام ايشان در "

" اداره امور مرغداري مدرن خود هستيم "

... " چنانچه بعد از مدتي عملکرد دخترتان "

... موجب رضايت ما باشد "

... " حقوق و تسهيلات مناسبي را براي وي تضمين ميکنيم "

" پاسخ سريع شما مزيد امتنان خواهد بود "

پس تو نهايتأ نظر اونهارو جلب کردي ، همينطوره ؟

نامه رو بديد من ببينم

کي اون رو نوشته ؟ - کي ؟ -

خانم دوربرويل ديگه ، امضا رو نيگاه کن

من ؟ يه مرغداري رو اداره کنم ؟

بنظرم رفتنم اصلأ به صلاح نيست - مرغداري -

اون ميخواد از اين طريق تو رو بکشونه اونجا بدون اينکه خيلي اميدوارت کنه

ميخواد تو رو وارد خونواده ش کنه

! هي ! نشان خانوادگي

! خودشه

شبيه مال ماست ، نيگاش کنيد

يه شير بزرگ و غُران با يه قلعه بالاي سرش

جاي انکار باقي نمونده ، دختر

خانم دوربرويل رگ و خون خودش رو تشخيص داده

ولي اون حتي منو نديد

خُب ، نميتونستي انتظار داشته باشي ... اون بياد دستشو بندازه دور گردنت

More Farsi Persian subtitles for Tess

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left