Le prime 200 righe.
= قسمت 12 =-
هی را کی رفتی بیرون؟
مامان صبر کن الان این مهم نیست
جو هی را
این مرد کیه؟ کیه؟
این همون دوست پسرته؟
بله مادربزرگ
سلام کن جانگ سو مادر و مادربزرگم هستن
سلام ...مادربزرگ ، مادر من لی جانگ سو هستم
لی جانگ سو؟
گفتی کی؟
تو نکنه برادر کوچیک لی جانگ گو هستی؟
نکنه مادرت هوانگ گوم سیله ؟
بله اسم مادرم هوانگ گوم سیله
مادر منو می شناسین؟
شما همون خانمی هستی که آخرین بار اومدی خونه ما؟
هی ...می شناسیش؟
خدای من ، هی را
این اون نیست درسته؟ این همون دوست پسرت نیست درسته؟
لطفا بگو اون نیست درسته؟
نه مامان این مرد همون مردیه که عاشقشم
جو هی را
!جو هی را
این حقیقت نداره - مادر -
لطفا اینکارو نکنید مادر
!لطفا منو به جای اون بزنید
لطفا با هی را با ملایمت رفتار کنید
درسته
!درسته
تو باید کتک بخوری
!مامان
برای چی زدیش؟
برای چی وقتی هیچ کار بدی نکرده باید کتک بخوره؟
چی گفتی؟ نیم وجبی حرومزاده
!چونگ جا ، چونگ جا به خودت مسلط باش
!آروم باش
...تو
...تو
مادرت از این موضوع خبر داره مگه نه؟
تو مادرت این بساط راه انداختین
شماها با هم نقشه کشیدین؟
ببخشید؟
چیزی میخواستین به من بگین؟
میخوای جانگ سو رو اینطوری به حال خودش ول کنی؟
چیکار می تونم بکنم اون که هیچ وقت به حرف من گوش نمیده
راست میگی ولی باز باید ببینی اون با کی داره قرار میذاره
توی این دنیا زنهایی هستن که از مردا بدترن
راست میگه زن داداش ازش بخواه بهت معرفیش کنه
خیالمون راحت میشه ببینیم با کی قرار میذاره
چه فایده داره ...معلومه چه جور درختریه
دختری که با یه مرد غریبه مشروب بخوره و مست کنه و باهاش بره متل به نظرت آدم درستی میاد؟
برای همین میگم نگرانشم
اگه واقعا اون زن خیلی کارش خراب باشه بازم باید جلوش وایسیم
اگه یه مرد زن زندگیش رو اشتباه انتخاب کنه
یعنی اینکه تا آخر عمرش بدبخت شده
هی هوانگ گوم سیل بیا بیرون
صدای چیه؟
این همون دوست صد میلیون دلاریت نیست ؟
هی حقه باز - فکر کنم ولی اون چرا اینجاست؟ -
همین الان بیا بیرون - حتما زده به سرش -
به چه جراتی جلو خونه مردم آبروریزی میکنه؟
حقه باز؟
...بذار بهش بگم - آی ...مامان ...مامان بزرگ -
این چیه ؟ صدای جانگ سو نیست؟
مامان ...آره صدای جانگ سو ئه
ایوای خدا - بیا بیرون -
!ای دزد
هی هوانگ گوم سیل مگه نمیگم بیا بیرون
!جانگ سو
!مامان !مامان بزرگ !عمه
!تو خفه شو... هان
!ماچونگ جا معلوم هست چه غلطی داری میکنی؟
با نوه نازنین من داری چه غلطی میکنی؟
!جانگ سو - !ای خدای من -
تو چه مرگته ؟ چی میخوای از جون پسر من ؟
تو چه مرگته؟ برای چی اینکارارو با من میکنی؟
اینقدر طمع داری که پسرت داماد من بشه؟
اولش که پسر بزرگت میخواستی قالب کنی حالام این کوچیکه
هر چقدرم که چشم به میراث ما داشته باشی
چطوری میتونی همچین کاری کنی؟
اونم با این پسر تنبل و بیکارت
در مورد چی داری حرف میزنی؟
جانگ سو موضوع چیه؟
چیکار کردی که اون به خودش اجازه داده باهات اینطوری رفتار کنه؟
من هیچ اشتباهی نکردم جز اینکه عاشق هی را شدم
!وای خدا جون - چی؟ هی را؟ -
...چی داری می
جانگ سو با دختر این زنه قرار میذاری؟
هی را؟
.بله
.وای خدای من - چطور همچین چیزی ممکنه؟ -
ام..ام..امکان نداره
دختره وحشتناک
دختره جادوگر
این فیلمها رو تو راه انداختی واسه پسرات
یه دقیقه وایسا
آخرین باری که با اون لباس ببریت اومدی خونه
...همون اتفاقی که اون شب با یه زن افتاده بود
دختر این بوده؟
!وای خدا
با اون لباس با دختر من چیکار کردی؟
چطوری تونستی با دخترم همچین کاری کنی؟
!مادر - !چونگ جا -
!ببرش داخل
!اوه خدای من
غشیه ؟ چرا هی غش میکنه؟
هر وقت میاد خونه ما غش میکنه
ای بابا ...معلوم نیست چی شده؟
اما اون زن به نظر شبیه همسر آقای جو بود
مامان یه بار دیگه
باشه
اوه نه ...چونگ جا
ایوای بیدار شد
چونگ جا ،حالت خوبه؟ به هوش اومدی؟
حالت خوبه؟
گوم سیل
گوم سیل چطوری تونستی این کارو با من بکنی؟
چطوری؟
این چه سرنوشتیه که با هم داریم؟
چونگ جا ، سوء تفاهم شده ...سوءتفاهم
من واقعا خبر نداشتم که پسرم با دختر تو همچین رابطه ای داره
همچین رابطه ای؟
منظورت از این حرف چیه؟
منظورت از همچین رابطه ..چیه؟
حالا من با این دختره چیکار کنم؟
حالا چیکار کنم؟ - ببخشید -
کسی دخترتو مجبور نکرده بود که جانگ سو رو دوست داشته باشه
کسی که نمرده چرا اینطوری گریه میکنی؟
هر کی ندونه فکر میکنه جانگ سو با دخترت چیکار کرده
چی؟
منظورتون از این حرف چیه؟
منظورم اینه که من واقعا خبر نداشتم
دخترت با پسر من داره قرار میذاره
چطوری میتونی بگی که این عمدی بوده
بعدشم خود دخترت رفته بود دیدن جانگ گو
واقعا هی را این کارو کرده بوده؟
با جانگ گوی ما؟ - آره -
جانگ سو تو میدونستی هی را دختر دوست منه؟
واقعا نمیدونستی؟
نمیدونستم ! واقعا نمیدونستم
!قسم میخورم
شنیدی که ؟ پسر منم خبر نداشته
چونگ جا ،این تقدیر بوده که همچین اتفاقی بیفته
اما چطوری این اتفاق افتاد؟
شاید من و تو به هر صورت باید فامیل بشیم
چی؟
"قسمت بوده با هم فامیل بشیم؟"
تو و من؟
خوابشو ببینی
!تـو
فقط جرات داری یه بار دیگه دختر منو ببینی
با دستهای خودم می کشمت
فهمیدی؟
!مادر!مادر
!مادر زهر مار درد بی درمون - برای چی داری میزنیش؟ -
!مگه چیکار کرده بچه ام
!این آخر منو دق مرگ میکنه
بین این همه آدم چرا این؟
هنوز با خانم سونگ تموم نکرده رفتی سراغ این؟
برای چی اسم اونو میکشی وسط؟
!لعنتی
خدای من سرم
از دست این پسره زندگی ندارم دیوونه شدم...وای سرم
!اوه خدای من !عجب اوضاعی چطوری همچین شد؟
یه دقیقه وایسا بینم
فکر نکن همچینام چیز بدی باشه
این موضوع خیلی هم خوب نیست؟
!جانگ سو به جای جانگ گو
چی فکر میکنی؟
حق با شماست
دخترمو مثل شاهزاده بزرگ کردم
این همه برای بزرگ کردنش زحمت کشیدم
اون نور چشمام بود
چی گفتن؟
دختر با ارزشم! حالا چیکار کنم؟
خانم
حواست کجاست آخه؟
بهتره در باز کنی تا همه چی رو حل کنیم
آقا...متاسفم
!آقا معذرت میخوام
آقا ...حالا چیکار کنم؟
چیکار کنم آجوشی؟
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
حالا باید چیکار کنیم؟
پس این همون دختریه که جانگ گو باهاش ملاقات کرده؟
همونطور که تو گفتی این تقدیر بوده
مگه میشه همچین موضوعی رو با نقشه پیش برد
زن داداش به جانگ سو سخت نگیر
به نظر میاد واقعا دختره رو دوست داره
میترسم دوباره این بار بدتر دلش بشکنه
دیدی مادرش چیکار میکرد
چونگ جا حتی جانگ گو رو نپسندید
عمرا اگه جانگ سو رو قبول کنه
امکان نداره اون دوتا با هم باشن
زن داداش مثل اینکه یادت رفته
تو خواب سیمرغ طلایی منو خریدی
اون خواب مال جانگ سو بوده
اگه خواب مال منه که دوستت محاله بتونه جلوش وایسه
راست میگه
تا حالا دیدی پدر و مادری حریف بچه شون بشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.