Le prime 164 righe.
بیاید اینجا توی گیگا پلاس خرید کنید.
اینجا بهترین قیمتها رو داره.
آقا، میشه کمکم کنید؟
حتماً دختر کوچولو.
گم شدی؟
نه، اتفاقاً جای درستی اومدم.
آقا؟
فکر کنم گم شدم.
اسباببازی فروشی اونوره کوچولو.
برو من سرم شلوغه.
چرا خرید کرد وقتی میشه دزدی کرد؟
داری چیکار میکنی؟
ویترین جدیده.
مگه یادداشت رو نخوندی؟
چی؟! کسی نگفته ویترین...
هر چی حرف زدی بسه.
چـ...چی؟
مگه من الان جلوی مغازه نبودم؟
کاری داشتی ضعیفه؟
اومدم بدنت رو بدزدم.
من میرونم.
خودتی رئیس؟
نه کاملاً.
حداقل هنوز نه.
اجی مجی لاترجی.
چی؟ چی شد؟
اشباح خیابونی؟
امروز رو مرخصی بگیر عموجون.
وگرنه خودمون میفرستیمت مرخصی.
آقایون، جعل هویت همین الان به لطف این جیگرطلا
به مرحلهی جدیدی رسید. بدندزد برای امشب کاملاً حاضره.
۱۴۰۱/۱۱/۱۴ ۲۰۲۳-۰۲-۰۳
«فصل: ۶ قسمت: ۱۰» «حملهی بدندزد!»
به مورد انتظارترین رویداد فصل خوش اومدید
امروز مراسم سالانهی کمکرسانی زمین هست.
سلام من بریتنی الکساندر هستم از برنامهی سرگرمی امروز.
و هر کسی که برای خودش کسیه
امروز و اینجا قراره یه کار خیر رو جشن بگیره.
مدیرعامل شرکت اونیلتک
یعنی داریوس دان که ید طولایی در نیکوکاری داره هم امروز اینجاست.
امیدوارم کتوشلوارهاتون رو آورده باشید بچهها.
امشب قراره از پولدارها دزدی کنیم.
اما جمرهد، اونیلتک قویترین نیروی امنیتی دنیا رو داره.
حتی نمیتونیم از دیوارهای ساختمون رد بشیم.
عمراً بتونن جلوی این رو بگیرن.
بدندزد حرف نداره.
آخرین مدل تکنولوژی فضاییه. حتی من هم نمیتونم مثلش درست کنم.
خیلی پام آب خورد.
اما امشب هرچی بالاش دادم رو با دزدی پس میگیرم.
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
یوهو! من پادشاه دنیام!
وقت مهمونیه بچهها!
جیغ بزنید!
اگه این کراوات مسخره خفهم نکنه چشم.
هنوز نمیفهمم من چرا باید برم مراسم.
داریوس همیشه جلوهی شرکت بوده.
تو وارث مسلم هستی کودی.
اونیلتک شرکت توئه.
تازه، اونجا قراره کلی بازیگر و آدم معروف بیان.
بهعلاوهی سهامدارها، حسابدارهایی که حوصلهی متخصصها رو سر میبرن.
اونیلتک بخش مهمی از هویت توئه کودی.
یه نینجای واقعی باید توانایی رویارویی با تمام حالتهای خودش رو داشته باشه.
دقیقاً! پس حالت مهمونیت رو قبول کن و آمادهی بزن بکوب شو.
یوهو! آره!
پس چرا وقتی نیازه مثل نینجاها جیم شد نمیشه؟
نترس بابا. این عکاسها با من.
آرایشگر!
بقیه کجان؟
داریوس دان الان میرسه باید آرایش دماغم رو تازه کنم.
تو همینطوری که هستی خوشگلی بهم اعتماد کن.
چیکار میکنی؟ من...
لا ترجی، بدن جدید.
یکی بدن منو بگیره بابا.
من که نمیتونم همزمان دوتا بدن رو کنترل کنم.
خوشبختانه یه بدن برای غارت اونیلتک کافیه.
و اون بدن بدن داریوس دانـه.
ازتون انتظار دارم که یادتون باشه شما نینجا هستید.
با وقار و محترم باشید.
حالا اگه من رو ببخشید باید برم رولت هاتداگ پیدا کنم.
همیشه اول باید از اونا شروع کرد.
کی اینجا معروفه؟
بگردید پیدا کنید، کلی خودکار و کاغذ آوردم امضا بگیریم.
وقار و احترام یادت رفت؟
آقایون، خانمها و فضاییهای محترم.
شرکت اونیلتک از زمان تأسیسش از یک قرن پیش
همیشه در کل کهکشان حامی صلح و نظم و آرامش بوده.
در واقع منشور شرکت ما رو از ساخت هرگونه سلاحی منع میکنه.
هرچند که درخواستهای زیادی در این مورد داشتیم.
جوک اسلحهای میگه، هار هار خندیدیم.
امروز به رسم حفظ صلح و آرامشمون ادامه میدیم.
پس بخورید و بیاشامید و بذر و بخشش کنید.
میدونم عموته اما یه خصوصیتی داره که باعث میشه بهش اعتماد نداشته باشم.
عمو داریوس شاید با بقیه بدجنس باشه
اما همیشه با من خوب بوده.
تازه شرکت رو هم توی مسیر درستش نگه داشته.
کودی.
خیلی خوشحالم.
خوبه که میبینم حس مسئولیتپذیریت
بهدست آدمهای دورت کاملاً نابود نشده.
بیا پسرم، همکارهای باکلاسمون منتظرن.
لاکپشتها...سعی کنید مهمونهام رو اذیت نکنید.
وقت نمایشه.
آقای دان!
داریوسجون، بیا یه مصاحبه اختصاصی بکنیم با هم.
سلام! داری ضبط میکنی؟
یعنی تلویزیون نشونم میده؟
چون من و کودی جونز...
تف توی این شانس!
بدن یه لاکپشت رو دزدیدم؟!
تکنولوژی مسخرهی فضایی!
چرا من دارم با یه مارمولک گنده حرف میزنم؟!
تو معروفی؟
برو جمع کن بابا. من سرم شلوغه.
خب، خب. فکر کنم بحثتون خیلی درگیرکننده باشه. من رو ببخشید.
داریوس دان!
پارسال دوست امسال آشنا!
امشب نه، مایکی. درسته آدم بدجنسیه، اما امشب برای کودی مهمه.
تازه...
استاد اسپلینتر میخواد با یکی آشنات کنه.
فکر کنم میخواد خودنمایی کنه.
...و میگید این نیرو یه میدان انرژیه
که با تمام موجودات زنده درست شده؟
پسرانم...
این دوستان راهبهای میگ هستن.
اونا از یه سیستم فوقالعادهی متافیزیکی استفاده میکنن
که دقیقاً مثل رابطهی ما با انرژی چیمونه.
مایکلآنجلو، لطفاً فن تمرکز لالهی مردابی داغ رو برای همکاران محترممون اجرا کن.
صحیح، ببین بابا من دیروز لالهام از جاش در رفت.
داشتم لاکم رو برق مینداختم اینطوری شد.
مایکلآنجلو، جلوی راهبهای سیارهی میگ آبروی خودت رو نبر.
انقدر دست دست نکن مایکی.
تو توی کنترل انرژیِ چی از همهی ما بهتری...
خیلیخب، دستها بالا چونه پایین. حالا چی کن.
حالا اگه من رو ببخشید باید برم با داریوس دان صحبت کنم.
چی؟
داریم پانتومیم بازی میکنیم؟
دارم برنده میشم؟
...بله، واقعاً سود زیادی داره.
و با ۱۵ درصد سهمی که ما از بازار داریم
بهنظرم سود قابل توجهی به کارهای خیریهایمون میرسه.
اوناهاش. وقتشه بدنش رو بدزدم.
آقای رهبر بیباک داستان چیه؟
چرا پیش اون راهبهای موگی ولم کردی؟
همونایی که...جواب منو بده!
من باید برم با داریوس حرف بزنم.
چرا؟ کاری داره میکنه؟ بریم دخلش رو بیاریم...
آخ.
ولی جدی لئو، چرا نمیشینی یهکم؟
من هم برات آب میارم. انگار یهکم...
مگه کری؟
میگم خوبم!
ببخشید. باید رد شم.
سود دهی شرکت تقریباً ۸۰ درصد افزایش داشته.
این پیشرفتیه که یه تجارت...
میخوای از عمد شلوغکاری کنی یا لاکت خُله؟
منظورت چیه؟
استاد اسپلینتر و راهبهای میگ کجان؟
بله، و شاخص سود حاصل از فروش سهام...
سود رو نشون میده دیگه.
با سودها و دلارها...
من باید برم دستشویی.
بای بای.
دستشوییه دیگه کاریش نمیشه کرد.
شما هم دیدید؟
No comments yet. Be the first to leave one.