Le prime 200 righe.
دنی
داووس؟ - انجامش دادی، دنی -
آزمون شانلائو
تو زنده موندی
تو آیرون فیست هستی
مردم باید با اسلحه جاویدان آشنا بشن
من دستیارت میشم
در عبورت از این مسیر کنارت هستم
محافظان کانلان
چیزی نیست که فکر میکردم
چیزی نیست که هیچ کدوممون فکر میکردیم
ولی الان تو یه وظیفه داری
و با هم باهاش روبرو میشیم
کانال تلگرام تیم ترجمهی ایران فیلم @IranFilmSub
هیچ نشونه ای از افرادی که داشتن تعقیبمون میکردن نیست، فکر کنم جامون امنه
باید هر چی سریع تر از اینجا بریم
و برگردیم به کانلان
پدر میتونه انرژی حیاتت رو برگردونه و مشتت رو برگردونه
لی کانگ چطوره؟
عصبانیه؟ - بهم ریخته ست -
گیج شده که چرا تو پستت رو ترک کردی
و ما رو بدون محافظت گذاشتی
...و، آره
اعصاب هم نداره
چطور پیدام کردی داووس؟
دیدم که بیرون باشگاه اون افراد دارن میبرنت
تا محل نگهداریشون دنبالت کردم - نه، یعنی اینجا. نیویورک -
اینجا
راجب اینترنت درست میگفتی
خیلی مفیده
یه سری تجهیزات تو دفتر باکوتو دیدم
فکر اون میتونه رد گوشی ها رو بگیره
مال خودمو تو پایگاه جا گذاشتم
اینم یه دلیل دیگه که شهرو سریع تر ترک کنیم
ما هیچ جا نمیریم. هنوز نه
دنی، این راه تا ابد باز نمیمونه
اگه از دستش بدیم، سال ها طول میکشه که بتونیم برگردیم
!اونا پدر و مادر منو کشتن، داووس
چی؟ - هند -
.اوان خلبان ها رو مسموم کردن اونا... یه کاری کردن هواپیما سقوط کنه
اونا مقصر همه این قضایا هستن
ولی تو میخواستی آیرون فیست باشی، دنی
من آیرون فیستم
تو میدونستی وظیفه هات چی بود
و نباید تصمیم بگیری معناشون چیه
گور باباش که نیست - تو به اینجا تعلق نداری -
اگه من قراره نابود کننده هند باشم
پس من باید اینجا باشم، جایی که هستن نابودشون کنم
تو یه جنگجویی مثل من
بهت یاد داده شده که آیرون فیست باشی
ولی من آیرون فیست نیستم
من انتخاب نشدم. تو شدی
و تو گرفتیش و فرار کردی
من فرار نکردم - تو رفتی، دنی -
یه لحظه بودی، دیگه نبودی
تو ناامیدمون کردی
و برای چی؟
برای چی؟
چه جوابی برای ترک کردن ما داری؟
من حقیقت اتفاقی که برای پدر و مادرم افتادو میدونم
و میخوای همشون رو با هم نابود کنی؟
بدون فیست؟
خواهش میکنم، داووس
به کمکت احتیاج دارم
و وقتی که اینکارو کردیم، بر میگردیم؟
...وقتی که کار هند تموم باشه
هیچ چیزی اینجا برام نمیمونه
حالا، باید این زخمو راست و ریستش کنم
یکی رو میشناسم که میتونه کمکت کنه، یکی که بهش اعتماد دارم
اون زنی که بهت کمک کرد از پایگاه فرار کنی، اون کیه؟
آدم مهمی نیست
کالین؟
کجا رفتی؟
میدونی که کجا رفتم
داشتم دنبال دنی میگشتم بعد از اینکه بهش حمله کردی
اون آسیب دیده
ممکنه الان یه جایی در حال خونریزی باشه
.اون به ما حمله کرد ما چاره ای جز دفاع نداشتیم
اون کل زندگیش داشته راجب هند به ما دروغ میگفته
اون برنامه ریزی شده که ما رو بکشه
اون این آدم نیست - کاش قضایا یه جور دیگه بودن -
.میخواستم که به غرورش غلبه کنه میخواستم بهمون ملحق بشه
.تو میخواستی من بهش دروغ بگم تا جاسوسیش رو بکنم. اون هیچ کسی رو نداشت که بهش اعتماد بکنه
و وقتی که فهمید من داشتم فریبش میدادم
...که داشتم حقیقتو ازش مخفی میکردم، فکر میکنی چه
!به استادت احترام بذار
کوین میچنر موقع این حادثه یتیم شد
خانواده بکا بو وقتی که پونزده سالش بود از خونه پرتش کردن بیرون
اونا هیچ جایی رو نداشتن که برن هیچکس بهشون اهمیت نمیداد
این جامعه فاسد میخواست اجازه بده که توی خیابون ها بپوسن
اونا گم شده بودن، مثل موقعی که تو گم شده بودی
ولی تو پیداشون کردی. آموزششون دادی آوردیشون پیش هند
حالا کوین میخواد کار آموز دفتر شهرداری بشه
و بکا داره پزشکی بخونه
ما بهشون یه هدف دادیم
یه خانواده
من میتونم دنی هم نجات بدم
اون کار خوبی که ما داریم میکنیم رو درک نمیکنه
میتونم یه کار کنم ببینه - وقت درک کردن تموم شده -
اون تو رو به عنوان عضوی از ما میبینه و تا ابد هم همینو میبینه
.آیرون فیست باید تجت کنترل باشه هند بهش نیاز داره
وقتی که پیداش کردی. بهم میگی کجاس
متوجهی؟
هی
هی، دنی من همه جا دنبالت بودم
تو کی هستی؟ - داووس -
اون یه دوسته - تو شفا دهنده ای؟ -
من.. چی؟
به کمکت احتیاج داریم
اوه، خدای من
زودباش
یه چیزی اونجاست
سعی کن حرکت نکنی - باشه -
گرفتمش
باشه
میتونی بخیه بزنی؟ - داری خیلی خون از دست میدی -
نمیتونی خودتو شفا بدی؟ - چی؟ -
مثل موقعی که کالینو شفا دادی وقتی که سم بدنشو سوزوندی؟
فقط یه کار دستت درخشان بشه و اینا - اون راجب آیرون فیست خبر داره؟ -
من... نمیتونم
الان نه
باشه... هند
اینجا رو محکم نگه دار
ممکنه از این خوشت نیاد
اوه، خدا - اون چیه؟ -
مطمئنی؟
مطمئنم اگه اینکارو نکنم اینقدر خونریزی میکنی که میمیری
!لعنتی
فقط چندتا دیگه
حالا تک تک بخیه میزنم، خیلی خب؟ - اوه، خیلی درد داره -
چرا یه کاری نمیکنه که ذهنتو مشغول کنه؟
مثلا، توضیح بده تو کالین کدوم گوری رفتین
بعد از اینکه دیدم یه مرد مرموز تو رو از باشگاه برد
و چرا اومدی سر در خونه من، در حال خونریزی
با یه مرد مرموز دیگه - داووس -
اشاره کردی - اون اهل کانلانه -
صومعه؟ جدی؟
هی، میشه یه کم بعد تر بیایم سر این، لطفا؟
!بیخیال! این دوتا بود
به نظر شفا دهنده با استعدادی هستی
ممنون - کار باکوتو بود -
همونی که تو باشگاه نجاتمون داد
اون کسیه که بهم چاقو زد
کالین چطور؟ اون حالش خوبه؟
حالش خوبه
اون کجاست؟
هی، داووس
میتونی پایگاه رو بررسی کنی؟ که کسی تعقیبمون نکرده باشه
آه، من... من از قبل بررسی کردم، دو بار
یه بار دیگه برو - من... ترکت نمیکنم -
چیزی نیست
.باید مطمئن بشیم که جامون امنه هند قبلا اینجا بوده
!لعنتی
کالین هم عضو هند؟
امکان نداره - درسته -
اون از اولش جزوشون بوده
اون بهمون کمک کرد که با گائو بجنگیم
باکتو و گائو به نظر از هم متنفرن
شاید کالین داشت به باکوتو کمک میکرد که از شر گائو خلاص بشن یا هر نقشه ای که داره
منظورت چیه؟
داره یه ارتش از سرباز های هند میسازه اینجا، توی نیویروک، کلیر
اصلا با عقل جور در نمیاد کالین یه معلمه
اون بچه ها رو از خیابون میاره
آره، بعد مستقیم میفرستتشون پیش هند
میخواست همینکارو با منم بکنه
باید یه مسائل دیگه ای هم دخیل باشه
گفتی پایگاه ش شبیه یه فرقه بود؟
یعنی، شاید مغزشو شستشو دادن
اون دروغ گفت
.اون از اولش داشته بهم دروغ میگفته هر حرفی که زده
فقط... ازم سواستفاده میکرده - !دنی -
دنی. آروم باش
الان چی شد؟ یهو قات زدی
چیزی نیست، خیلی خب؟ من خوبم
راجب کالین اشتباه میکنی - نمیکنم -
من هند رو شکست میدم، کلیر به هر قیمتی که شده
فرقه مادر ماهیخوار برای همین بهم آموزش داده
و اون راهب ها بهت یاد ندادن چطور یه قلب شکسته رو ترمیم کنی؟
احساسی که بهم دارین؟
این واقعیه
تموم شد؟
فکر نکنم خونریزی داخلی داشته باشه
.ولی اون زخم راحت ممکنه عفونت کنه باید آنتی بیوتیک بخوری
داری؟ - نه -
جنگجو های زخمی زیادی میان پیشم
و دارو هام رو مصرف میکنن
بیا
این تمیزه
یا تمیز تره
دوستم اینجا گذاشتتش
حال دوستت خوبه؟
احتمالا حالش از تو بهتره
چیز دیگه ای نمیخوای؟
فقط باید انرژیم رو بر گردونم
خب، این دیگه کار خودته
..هی، به نظر میاد
دوباره اینو پر کن. ممنون
نه، میخواستم بگم بخوابی
کل شب بیدار بودی
بعد از این چند هفته اخیر، مدام حس میکنم دارم غرق میشم
No comments yet. Be the first to leave one.