Informazioni sulla release

Bride of the Century E06 2014
Un commento di niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Pubblicato il: 2017-05-05
Download: 37
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

!خواهر! خواهر

کنسرت سورپرایزی؟

.مادر، منم

.بله مامان

.الان می خواستم بهت زنگ بزنم

.همین الان برو یتیمخونه

.این چیزی نیست که یی هیون بتونه جلوشُ بگیره

نمی دونی اگه بفهمن دوریم تقلبیه همه چیز تموم می شه؟

.باید اول آتیشُ خاموش کنیم

.بعدا به بقیه ی چیزها فکر می کنیم

!همین الان برو

!زود باش

!دوباره

!دوریم! نا دوریم

.داداش! من اینجام

!داداش

کنسرت خوب پیش رفت؟

یی کیونگُ دیدی؟

یی کیونگ...خوبی؟

اصلا مریض نیستی؟

این همه وقت کجا بودی؟

.مامان، من خوبم

.خوبه- اما از کجا فهمیدی کجا باید بیای؟-

الان فقط همینُ می خوای بدونی؟

.آره. الان مهم اینه که اون برگشته. بقیه اش چه اهمیتی داره

.نه. من باید بدونم

...تمام این مدت کجا بوده و

...فکر می کنی من تمام مدت فقط چون از اینجا رفته بودم

بی خیال اوضاع و احوال اینجا بودم؟

نمی دونی این روزها خبرها چقدر زود پخش می شه؟

.من مسابقه ی کیک خوری و کلیپ بوسه ی کنسرت رو هم دیدم

،اولش که دیدم یه آدم تقلبی جای من آوردید خیلی عصبانی شدم

...یی کیونگ اون

!کارهای تو و داداش واقعا اشک آدمُ درمیاره

و فکر کردم اون دختر ممکن نیست بتونه

.از پس اون کنسرت بربیاد، واسه همین برگشتم

.بذار بعدا در مورد جزئیات صحبت کنیم

.یی کیونگ حتما خسته است

.بذار الان بره بالا و یه کم استراحت کنه

داداش، زمانبندیش واقعا عالی نبود؟

.نمی تونم باور کنم چطوری اون موقع پیداش شد

.اگه به خاطر یی کیونگ نبود من سکته ی قلبی کرده بودم

.آره. زمانبندیش خیلی زیادی خوب بود

!دیگه بازی تموم شد

اینقدر خوشحالی؟

،البته! دیگه لازم نیست کفش پاشنه بلند

.یا لباس های تنگ بپوشم

.منم خیلی خوشحالم

.هر بار می رفتی کانگ جو رو ببینی خیلی نگران می شدم

.البته که همینطور بودی

استرس داشتی که گیر بیوفتم مگه نه؟

حالا دیگه اصلا لازم نیست نگران .باشی و شب ها می تونی راحت بخوابی

حالا چی کار کنم؟

اگه اون دختر بره چی کار کنم؟

.همش تقصیر لی رومیه

...اگه به خاطر اون نبود

ما کارت های مخفی لی رومی و مامان کانگ جو .رو می دونیم پس نیازی نیست نگران باشی

.فقط به من اعتماد کن

.من هر کاری بتونم می کنم تا اون دختره دوریم دوباره برگرده

.خیلی تلخه! درک نمی کنم چرا شماها اینُ می خورید

.نمی تونم بهش عادت کنم

.البته که هنوز خیلی بچه ای که بفهمی

!گفتم اینقدر بهم نگید بچه

نمی دونید این روزها از بچه ها بیشتر باید بترسید؟

می خواید ببینید وقتی این بچه عصبانی شه چی می شه؟

حالا که می بینم اینقدر سر و صدا توی خونه .است واقعا باورم می شه که کانگ این برگشته

.فکر نمی کنم به اندازه ی وقتی باشه که خواهر یی کیونگ میاد

وقتی ازدواج کنید و خواهر یی کیونگ بیاد .اینجا، خونه واقعا پر سر و صدا می شه

.وقتی اینُ دیدم خیلی خندیدم

این چیه؟

.یی کیونگ اینُ توی "کاکاو" برام فرستاده

.شخصیت اجتماعی و سهل انگارانه اش درست باب طبع منه

حالا که داریم در موردش حرف می زنیم .بگو یی کیونگ فردا بیاد اینجا

واسه چی؟

چیزی می خوای بهش بگی؟

.اون که نباید حتما دلیل خاصی داشته باشه تا بیاد اینجا

.بهش بگو بیاد باهامون شام بخوره

.لازم نیست این همه راه فقط واسه یه شام بیاد

نه...منظورم اینه که بچه های این دوره و زمونه دوست ندارن

.قبل از ازدواجشون هی ازشون بخوان بیان و برن

.به هر حال ما خانواده ی شوهرشیم

...ببخشید

چی شده؟

تو که توقع نداری ازت تشکر کنم یا بگم کارت خوب بود که نقش منُ بازی کردی، آره؟

...اینطور نیست

.ما واقعا شبیه همیم

.خیلی کنجکاو بودم چون فقط عکس هاتُ دیده بودم

تو جراحی پلاستیک کردی؟

چی؟

،بعد از اعلام نامزدیه من و چویی کانگ جو تا مدت ها

.قیافه ی من توی مغازه های گانگنام خیلی معروف بود

.عمرا! تازه پولش رو هم نداشتم

.اگه اینطوری هم نیست پس واقعا عجیبه

...چطور ممکنه ما اینقدر شبیه باشیم

مگه نه؟ خیلی عجیبه، اینطور نیست؟

.ما عموزاده یا اقوام دور هم نیستیم

...اینکه اینقدر به هم شبیهیم و هیج ارتباطی هم به هم نداریم

.به هر حال، ممنونم که برگشتی

.حالا دیگه می تونم بدون نگرانی برگردم نام هه

.متاسفم، اما من حتی ذره ای هم ازت ممنون نیستم

...اگه به خاطر تو نبود این ازدواج

.خیلی وقت پیش بهم خورده بود

.و آخرش هم مجبورم کردی برگردم همونجایی که بودم

،نمی دونم دقیقا چطوریه

اما با توجه به چیزی که من از چویی کانگ جو دیدم

،یکمی ظاهرش خشن هست

.اما آدم بدی به نظر نمی رسه

...پس

.اگه اینقدر ازش خوشت میاد می تونی خودت باهاش ازدواج کنی

چی؟

.یه نفر دیگه نقش نامزدشُ بازی کرده و اون حتی متوجه هم نشده

چطور می تونم این موضوع رو قبول کنم؟

هیچ زنی هست که از همچین مردی خوشش بیاد؟

اگه حرفات تموم شد می شه بری بیرون؟

.بیا

اینها نکاتی از چیزهایی هستن که بین ،من و چویی کانگ جو اتفاق افتاده

.فکر کردم باید بدونی تا اشتباهی پیش نیاد

.من ماهی بریدم و به عمه اش کولی دادم

.من هرچیزی که به ذهنم رسیدُ نوشتم تا یه نگاهی بهشون بندازی

.و این

...تلفن

!چویی کانگ جوئه! جواب بده

!بله کانگ جو

بابات؟

.باشه

.ممنون از تلاشت

این چیه؟

.یه کم بیشتر گذاشتم تا از زحماتت تشکر کنم

!نیازی نیست

.از ته قلبم دارم بهت می دمش، پس قبولش کن

یا می تونی بهش به عنوان پول توجیبی .از طرف یه مادر به دخترش فکر کنی

دختر؟

.یی کیونگ دخترمه، پس قاعدتا تو هم دخترم بودی

،من نمی دونم تو در این باره چه فکری می کردی

.اما من به تو به چشم دختر خودم نگاه می کردم

.واقعا ازتون ممنونم

.ماییم که باید از تو تشکر کنیم

.اگه به نام هه اومدید حتما سری به ما بزنید

.به یه ساشیمی فوق العاده مهمونتون می کنم

باید حتما بیایید، باشه؟

...حالا که حرفش شد

تو اصلا قصد نداری بیای سئول زندگی کنی؟

ببخشید؟

یه جای کوچیک و مناسب کنار بازار .دانگ دائه مون برای رستوران دیدم

واسه همین داشتم فکر می کردم چی می شه اگه تو بیای اونجا یه کار و کاسبی کوچیک راه بندازی؟

یه رستوران؟

می خواید برام یه رستوران باز کنید؟

اگه تو موافق باشی، فکر می کنم برات

.موقعیت عالی ای می شه که یه رستوران اونجا باز کنی

تو خیلی با استعدادی، فکر می کنم .اگه تلاش کنی حتما موفق می شی

.این برای من عالیه

.اما مطمئن نیستم مامان بزرگم چه نظری در این مورد داره

.با مامان بزرگت در این مورد حرف بزن

.بله، همین کارُ می کنم

یی کیونگ چی؟

.بذارید راحت باشه. من دیشب باهاش خداحافظی کردم

.مشکلی نداری؟ می تونم تا ایستگاه اتوبوس باهات بیام

.مشکلی نیست. من اینطوری راحتم

.باید برم خونه ی دوستم تا گربه امُ پس بگیرم

.من دیگه می رم

.به سلامت برگردی خونه

.نادوریم! به این راحتیا نمی تونی دربری

.چون من نمی ذارم بری

.هرگز

خوبی؟

.مثل یه بچه ی کوچیک می مونی

داری برمی گردی خونه؟ پس دیگه لازم نیست

ادای یه شاهزاده ی تقلبی رو درآری؟

!دیگه همه چیز تموم شد

.این خیلی عالیه

.جین جو، بیا

این چیه؟

.من انعام گرفتم

.عجله کن و بدهیتُ صاف کن

...دوریم

.تو با نگهداری از کوکو و چیزهای دیگه بهم خیلی کمک کردی

.تو لیاقتشُ داری

.پس بذارش کنار

...هی- !گفتم بذارش کنار-

.ممنونم

...ببخشید- .بله خانم-

...این- .بله-

...یه کم دیگه

!وای نه! وای نه

داری قایم موشک بازی می کنی؟

چرا یه دفعه ای قایم می شی؟

.یه کم پیش از خونه زدم بیرون و اصلا آرایش نکردم

فکر می کنی برای زن ها آسونه صورت بدون آرایششونُ به مردشون نشون بدن؟

همون گربه ایه که اون دفعه نجات دادی، آره؟

چرا با این گربه اومدی اینجا؟

،یه مشکلی برای دوستم که از کوکو مراقبت می کرد پیش اومده

.واسه همین داشتم می بردمش پیش یه دوست دیگه ام

!به خاطر این گربه دیر نکن

چی؟

یادت که نرفته، آره؟

.بابا برای شام امشب دعوتت کرده

.البته که فراموش نکردم. نگران نباش

.قول می دم زودی کوکو رو بزارم و دیر نکنم

.منم امروز زودتر می رم خونه. پس بعدا می بینمت

.کانگ جو

Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부)

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left