Informazioni sulla release

A Good Day To Be A Dog EP12 Sunflowemag
Un commento di sunflowermag

Tag

other
Pubblicato il: 2024-02-10
Download: 46
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

"بیمارستان حیوانات نانا"

ارباب

اگه مدت زیادی مخفی موندم

لطفا فراموشم کنین

دونگ چول

لطفا یه کاری بکن

با وجود تلاش هات، نتونستی منو فراموش کنی

پس پیدات میکنم

باید زندگی خودتو بکنی

یه زندگی راحت و آروم داشته باش

نمیخوام

چون انگار داری عذاب میکشی

نه بدنتون و نه قلبتون صدمه نبینه، به هیچ جاتون آسیب نزنین

من طرف تو ام

کمکت میکنم

چطور این اتفاق افتاد؟

توی سوابقی که از اجدادمون مونده اتفاقی شبیه این بوده؟

مطمئن نیستم، فکر نکنم همچین چیزی دیده باشم

یونا و من سوابق رو زیر و رو میکنیم

من اون نفرینو روت گذاشتم

نفرینی که به سگ تبدیلت میکنه

حتی بعد اینکه دیدم هم باورم نمیشد

با عقل جور درنمیاد

به نظرت چرا خانواده ات رو نفرین کرده؟

خودمم برام سواله

چرا ما؟

چرا این کارو باهام میکنی؟

چرا سربه سر خانواده من میذاری؟

من نفرینی که روی خانواده ات گذاشتمو باطل میکنم

ولی یه شرط دارم

حسی که سو وون بهت داره

...به زمانی برمیگردی که هیچ حسی

بهت نداشت

تصمیمت رو بگیر

بهت یه روز وقت میدم تصمیم بگیری

...داییت

باید نجاتش بدی

حتی اگه خاطراتمون هم از بین برن

حسمون به همدیگه، سرجاش میمونه

پس من میام سمتت

اگه یه قدم به عقب بری

من دو قدم به طرفت میام

حتی اگه یکمی هم گم بشم

مشکلی ندارم چون قبلا همین مسیرو طی کردم

...نگفتی که آدمای قصر بخاطر بچه اش که از خون سلطنتیه

هنوز دنبالش میگردن؟

ماک سون قابل اعتماده؟

...اون دوست صمیمی چو یونگه و از بچگی

باهم بزرگ شدن

میفهمم که چه خبر شده

مراقب باش

ولی بازم

نباید به کسی که بچه توی شکمشه، اعتماد کرد

ارباب جوان سو هیون امروز اومدن؟

وقتی داشت به یه مجرمی کمک میکرد که فرار کنه دستگیر شد

و قراره که فردا اعدام بشه

لطفا بذارین فقط یه بار ارباب سو هیون رو ببینم

زیاد دیر نشده

بهم بگو بانو هان و بچه اش کجا رفتن

یه خدمتکار زن اینجا بود

الان کجاست؟

باید از اینجا برم بیرون

ارباب، خواهش میکنم

لطفا جون ارباب سو هیون رو بهش ببخشید

چطور جرات میکنی بیای اینجا، خدمتکار؟

من میدونم بانو چو یونگ کجاست

"وقتی که همه چیز رو فراموش کنیم"

"نفرین روح کوهستان مارو پیدا میکنه"

"حتی قبل از اینکه متوجه بشیم، نفرین گریبانمون رو میگیره"

"و چیزی که برامون باارزشه رو از دست میدیم"

!خانم هان

غذا خوردی؟

بله

...اون روز بهم گفتی که یه نمایشی هست

دلت میخواد بری ببینی

چه نمایشی؟

میخوای هفته بعدی باهم بریم ببینیم؟

چرا با شما به دیدن نمایش برم؟

چی شده؟

منظورت چیه؟

...خانم هان

فکر کردم قراره خاطرات من پاک بشه

خب

...اینکه خاطرات کی رو پاک کنم

تصمیمش با من نیست؟

گفتی حتی اگه خاطرات محو بشن میتونی لز اول شروع کنی

موفق باشی

* قسمت دوازدهم *

روز خوبی داشته باشین

نظرت چیه؟

خیلی خوشگله

خیلی وقت میشد که رنگین کمان ندیده بودم

اگه خاطراتم پاک بشن، چی؟

...اگه همچین اتفاقی بیفته

حتی راهمو هم گم نمیکنم سریع میام پیشت

...اصلا تا حالا

تو عمرت زنی رو اغوا کردی؟

خب، نه

...اگه یه وقت خواستی منو اغوا کنی

برام شیرینی بخر

دیگه چی؟

...غذا

میتونی همینجوری برام غذا بخری

من مثل آب خوردن قانع میشم

پس بهتره من اغوا کنی

خانم هان

بفرمایین

وای خدا، اون چیه؟

چقدر خوشمزه به نظر میاد

ممنون

نوش جونتون

عجب سوپرایزی

ازش خوشت میاد؟

میخوایش؟

نمیخوای بخوری؟

انگار خیلی ناهار خوردم، کاملا سیرم

ممنون

آقای جین

بله

میزت خیلی گرد و خاک گرفته بود

واسه سلامتیت خوب نیست

نگران سلامتیت بودم

...من

مراقب سلامتیم هستم

حواسم به سلامتیم هست

معلومه که باید مراقب باشی

چه خبر از رژیمت؟

میخوای یکم گوشت مهمونت کنم؟

یکم گوشت و سوجو؟

این روزها خوب غذا میخوری؟

چطوره برای شام یکم گوشت و سوجو بخوریم؟

فقط خودمون دوتا؟ من و تو؟

آره

چطوره یه بار دیگه با بقیه گوشت بخوریم؟

باشه- باشه-

مگه نمیشنوی که دست‌های خشک و بی‌روحت درخواست کمک میکنن؟

مگه نمیشنوی که دست‌های خشکت و بی‌روحت درخواست کمک میکنن؟

وقتی که احساس بی‌روحی و کسل بودن میکنی ...به نظرت یکم الکل

زندگیت رو خیلی درخشان‌تر نمیکنه؟

...روده کبابی

و سوجو چطوره؟

!خانم هان- !خانم هان-

همین تازه کارمون تموم شد- خداحافظ-

!خداحافظ- !خداحافظ! بریم-

...خانم هان! ما همینـ- !خانم هان-

اون چشه؟

خانم هان

بفرمایید

من خوبم

ممنون

خب، خانم هان

یه چیزی هست که میخوام بهت بگم

...دوست دارین که شامـ- خانم هان-

میخواین برسونمتون؟

بله

"پیاده رویِ دونگ چول"

وقت پیاده روی کردنشه

دونگ چول

...بیا بریمـ

!دونگ چول

می سون

دایی دونگ چول

دایی دونگ چول

واقعا خودشه؟

آره

خیلی خوشحال شدم

این واقعا یه معجزه‌ست

معجزه، واقعا وجود داره

معلوم هست که چطور همچین اتفاقی افتاد؟

توی سوابقی که از اجدادمون مونده اتفاقی شبیه این بوده؟

مطمئن نیستم

فکر نکنم همچین چیزی دیده باشم

یونا و من سوابق رو زیر و رو میکنیم

...خب

مثل گرفتن آخرین هدیه‌ست؟

...آخه

...درست قبل از اینکه مردم بمیرنـ

خدایا، این حرفو نزن بدشانسی میاره

...راستی

این صحنه آشنا به نظر نمیاد؟

درسته

"زوج سو هه؟"

"روزی که زوجِ سو هه به سوهه سفر کردن"

این دست خط منه

دایی سو وون

این چیه؟

کوکوئه

میخوای کاکائو بخوری؟

این کاکائو ئه؟

چه توله سگِ بامزه‌ایه

چه بامزه

هی

هیچی یادت نیست؟

چی یادم نیست؟

چه توله سگِ بامزه‌ایه

میخوام اینو ببرمش

چقدر کیوته

سلام، آقای لی- سلام، خانم هان-

چه زود اومدین- بله-

دیروز به سلامت رسیدین خونه؟

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left